انواع هوش و مبانی نظری هوش اخلاقی

Posted on

مبانی نظری هوش اخلاقی

2-2-1-تاریخچه هوش[1]

تاریخچه مطالعات مربوط به هوش مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می‌شود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می‌توان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان ، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار داده‌اند. فلاسفه بر اندیشه‌های مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت ، بر توانایی یادگیری تاکید داشته‌اند در طول تاریخ ، بشر همیشه در صدد کسب موفقیت و پیشرفت بوده است . در دهه های اخیر دستیابی به علوم و فنون مختلف ، بشر را در این راه به سرعت به جلو برده است .در حوزه موفقیت های فردی تصور بر این است که بهر ه هوشی معیار اصلی توانایی یادگیری و موفقیت افراد است (میرزایی،  1386 به نقل از نسبی 1386).

فرهنگ لغت وبستر واژه هوش را اینگونه بیان می کند:

* توانایی یادگیری ، درک ، فهم و رویارویی با موقعیت های جدید .

* استفاده ماهرانه از دلایل .

*توانایی به کار گیری دانش در محیط چند گانه شخصی .

به طور کلی تعاریف متعددی  را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است را می توان در سه گروه تقسیم بندی کرد:

تعریف تربیتی هوش

به اعتقاد روانشناسان تربیتی  هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می رود آنها برای توجیه ای اعتقاد اشاره می کنند که کودکان با هوش نمره های بهتری در درس ها ی خود می گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند .

 

 

تعریف تحلیلی هوش

بنا به اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی، هوش توانایی استفاده از پدیده های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیت های جدید و تازه است . شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله دیوید وکسلر[2] روان شناس امریکایی پیشنهاد شده باشد که بیان می کند : هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط .

تعریف کاربردی هوش

در تعریف کاربردی ، هوش پدیده ای است که از طریق تست های هوش سنجیده می شود و شاید عملی ترین تعریف برای هوش باشد(نسبی ،1386).

2-2-2-انواع هوش از دیدگاه روان شناسان

انواع هوش از دیدگاه ثروندایک[3]

هوش انتزاعی: این نوع هوش با اندیشه و نها دها سر و کار دارد . درک روابط اجزا و پدیدهای و همچنین توان درک نظریه ها ، ریاضیات و … با این هوش مرتبط است .

هوش مکانیکی: با ویژگی هایی ارتباط دارد که به بهره گیری موثر از ابزار ها و انجام اعمال مرتبط می شود . افرادی که از نظر انجام فعالیت ها و عملی بازده خوبی دارند از هوش مکانیکی بالایی بر خوردار هستند .

هوش اجتماعی: به توانایی های افراد که ایجاد روابط اجتماعی مناسب را میسر می سازد مرتبط
می شود(عزیزی، 1386).

انواع هوش از دیدگاه اسپیرمن[4]

اسپیرمن معتقد است که در همه کارکردهای روانی یک عاملی کلی هوش و شماری از عوامل اختصاصی هوشی وجود دارد . به عبارتی او هوش را به عنوان یک هوش کلی و تعدادی هوش اختصاصی تقسیم می کند( همان منبع).

  علم دینی و ماهیت علم از دیدگاه روانشناختی

انواع هوش از دیدگاه ترستون[5] 

ترستون معتقد است که هوش از تعدادی از استعداد های نخستین روانی  که هوش کلامی ، استعداد عددی ، در ک روابط فضایی ،درک معانی کلامی ، حافظه ، استدلال و ادراک را در بر دارد ،تشکیل
می شود .هوش کلامی، روابط واژگان ارتباط کلامی، استعداد های عددی و سرعت دقت در عملیات حساب را شامل می شود . درک روابط فضایی به استعداد پی بردن به باز شناسی و همگونی شکل ها به یاری بینایی اطلاق می شود و منظور از درک معانی کلامی عبارت از به خاطر سپردن واژه های منحصر به فرد است  . منظور از حافظه، حفظ کردن هر گونه طرح و نقشه ، شعر و قطعه یا اعداد و ارقامی به صورت طوطی وار است و عبارت است از تمیز دادن اختلاف های اندازه ، شکل ، طول و عرض یا جای خالی واژ ه ها و اندامها در شکل ها(عزیزی، 1386).

انواع هوش از نظر استرن برگ

هوش کلامی : در این نوع هوش فرد مطالب را به سرعت می خواند و می فهمد و در سخن گویی، واژگان بیشتر و دقیقتر ی به کار می برد .

هوش کاربردی: با استفاده از این هوش، فرد هوشمند همواره موقعیت ها را خوب بررسی می کند و مسائل خود را به نحو مطلوب و موفقیت آمیزی حل می کند .

هوش اجتماعی: افراد با استفاده از این هوش پیش از سخن گفتن می اندیشندو رفتار و کردارش با سنجیدگی و ژرف نگری همرا ه است (عزیزی، 1386).

انواع هوش از دیدگاه گاردنر[6]

هوش جسمی و حرکتی :استعداد کنترل حرکات بدن و دستکاری ماهرانه اشیا را هوش حرکتی می نامند.

هوش میان فردی:بخشی از آن که این روز های به نام هوش هیجانی معروف شده است اولین بار توسط گاردنر بیان شد . هوش میان فردی توانایی برقراری ارتباط با دیگران و درک مطلوب آنها است . این افراد سعی می کنند چیز ها  را از نقطه نظر آدم ها ی دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می اندیشند و احساس می کنند .

هوش درون فردی:هوش درک کردن خود و استفاده از خود شناسی برای انتخاب هدفهای زندگی است. کسانی که هوش درون فردی دارند بسیار مستقل و فرد گرا هستند .

هوش طبیعت شناختی:گاردنر وقتی که نظریه هوش های هفت گانه خود رادر تمام دنیا مطرح کرد دریافت که نظریه اش یک چیزی کم دارد و آن هوشی بود که آدم های عاشق طبیعت دارند . آدم ها ی این گروه خیلی خوب با حیوانات ،گیاهان و سایر چیز ها ی طبیعت نظیر کوه ،دریا  و جنگل ارتباط بر قرار می کنند .

هوش تصویری یا فضایی:توانایی تجسم تقریبا هر چیزی حتی تجسم فکرها . یعنی اینکه وقتی به شما می گویند دموکراسی یک تصویر ذهنی ازآدم ها ی یک جامعه دموکراتیک در ذهنتان بسازید .

هوش زبان شناختی یا کلامی: این هوش در واقع بخشی از همان چیزی است که میان عامه مردم هم به عنوان هوش پذیرفته شده است . داشتن اطلاعات عمومی زیاد ، توانایی سخنوری و زبان بازی، توانایی خوب خواندن و نوشتن و در کل کسی که بتواند از زبان به بهترین نحوه استفاده کند، است .

هوش منطقی ریاضی:کسانی که هوش منطقی و ریاضی بالایی دارند، هم در عملیات ریاضی بهترند و هم قدرت استدلال قوی تری دارند . این گروه از افراد توانایی استفاده از استدلال منطقی و اعداد را دارند . سوال ها زیادی می پرسند و دوست دارند آزمایش کنند .

  عوامل مؤثر بر خلاقیت و موانع آن

هوش موسیقیایی-ریتمیک :کسی که به زیر و بم آهنگ ها، ریتم ها و تن صدا ها حساس است ، مطمئنا از هوش موسیقیایی بر خوردار است . توانایی تولید و درک موسیقی در افراد است . ( هاشمی ،1389)

هوش هیجانی[7] :هوش عاطفی از ایده هایی است که با ایده هوش چند گانه گاردنر پیوستگی تنگاتنگی دارد این ایده که متعلق به جان مایر[8]، پیتر سالوی[9] و دانیل گلمن[10] می باشد ، با نظر به قضاوت درباره عملکرد مدیران و توانایی آنها برای رهبری و ایجاد انگیزه در افراد اهمیتی قابل توجه یافته است.

هوش هیجانی از دیدگاه پیتر سالوی

خودآگاهی: اگاهی از عواطف خویش و ادراک خویشتن و شناخت احساسات .

خویشتن داری: ارزیابی و تشخیص احساس دیگران

اگاهی اجتماعی: منظم کردن احساسات خود .

مدیریت روابط: بکار گیری احساسات جهت عملکرد  بهتر ( انصاری ، 1389)

2-2-3-هوش معنوی

اشاره دارد به مهارت ها، توانایی ها و رفتار های لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشاءغایی همه موجودات،کامیابی در جستجو معنی زندگی، یافتن یک مسیر اخلاقی که به هدایت ما در زندگی کمک نماید ، درک معنویات و ارزش ها در زندگی شخصی و روابط بین فردی ، است. (نسبی ، 1389)

هوش معنوی از دیدگاه نسبی

عقل شهودی: نور بصیرت که به ما اجازه می دهد در مورد جنبه ها خاصی از واقعیت خیالبافی کنیم.

ادراک استدلال: نقطه مقابل عقل شهودی است . این فرایند شامل ترسیم ، توسعه و تحلیل بصیرت بدست امده از طریق شهود ، بخاطر روشن کردن معنا و جزئیات خاص بصیرت ما است .

اگاهی از خواست و نیت : با ترکیب عقل شهودی و ادراک مستدل، ما قادر خواهیم بود که به یک حالت دانستن وارد شویم ، دانستن کامل اهداف و خواسته ها .

عشق و شفقت: نعمت عشق بیانگر جریان نامحدود عشق و انرژی الهی است .

قدرت و عدالت متمرکز: نقطه مقابل عشق، زور و محدودیت است . زمانی که در شکل مثبت ظهور یا بد نشان دهنده عدالت و انصاف خواهد بود .

شفا و بخشش: وقتی عشق، زور و محدودیت بطور مطلوب متعادل شوند نتیجه عبارتند از: بخشش خود و دیگران ، ابراز دلسوزی، خارج کردن عصبانیت.

زندگی با شوق: بروز کامل عشق در شخصیت فرد، توانایی برای زندگی با شادی و شوق است .

زندگی با وقار ، یکدلی و تعهد: بصورت پایبندی به اصول شخصی و نیروی متعالی خود است .

پیوند و خدمت خلاق : این ویژگی بر دو عملکرد اشاره دارد، یکی داشتن خلاقیت و دیگری ارتباط و پیوند داشتن با دیگران.

پادشاهی خداوند: یعنی شخص هرچه در زندگی با آن سرو کار دارد یا اساسا در دنیا وجود دارد را نشئه ای از وجود خداوند و حضور خداوند و نظارت او بر اعمالش بداند و اینکه همه چیز به خواست و اراده خداوند انجام می گیرد(نسبی ، 1389).

 

2-2-4-هوش فرهنگی[11] 

هوش فرهنگی برای نخستین با ر توسط ایرلی و انگ[12] از محققان مدرسه کسب و کار لندن مطرح شد این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگو ها جدید در تعاملات فرهنگی و ارائه پاسخ ها ی رفتاری صحیح به این الگو تعریف کرده اند( عزیزی ،1386).

  مبانی اخلاق اسلامی و انسان شناسی

 

2-2-5-هوش مصنوعی[13]

شروع هوش مصنوعی را در سال 1950 می دانند ، زمانی که الن تورینگ[14] مقاله خود را درباره چگونه ساختن ماشین هوشمند نوشت .هوش مصنوعی به آن دسته از دستاورد های عملی اطلاق می شود که بشر در راستای شبیه سازی کامپیوتری از اعمال و رفتار هوشمندانه خود به آن دست پیدا کرده است . هدف هوش مصنوعی، ایجادبرخی جنبه های هوش بشری برای کامپیوتر ها است تا بتواند اطلاعات را سریع تر و مطمئن تر پردازش کنند ، یاد بگیرند و با استفاده از آن استدلال و استنتاج کنند( کوپین[15] 1385 به نقل از نسبی).

2-2-6-هوش سازمانی

هوش سازمانی مفهومی جدید درمدیریت است . پیشینه موضوعی هوش سازمانی به دهه 1990 بر می گردد . و ریشه های آن را باید در نظریه های مدیریت دانش و یادگیری سازمانی جستجو کرد اما سخن از هوش سازمانی از سال 1992 به طور اشکار و صریح در مقاله ای که ماتسودا[16] با عنوان هوش سازمانی و اهمیت آن به عنوان یک فرایند و فرآورده، در کنفرانس بین المللی اقتصاد در توکیو منتشر کرد ، مطرح شده است .اما به صورت کامل در سال 2002 هوش سازمانی توسط کارل البرخت در کتاب قدرت اذهان در کار مطرح شد  وی قانونی تحت عنوان قانون البرخت در عرصه مسائل سازمان و مدیریت در این کتاب مطرح می کند . که نتیجه سال ها تجربه و پژوهش وی می باشد . قانون البرخت می گوید: هنگامی که افراد باهوش در یک سازمان جمع می شوند به سوی کند ذهنی و کم هوشی جمعی گرایش می یابند . البرخت در الگوی هوش سازمانی هفت مشخصه را مطرح می کند (کهن سال ، 1387).

2-2-7-هوش اخلاقی

اخیراً اصطلاح جدیدی با عنوان هوش اخلاقی  توسط بوربا وارد شده است. وی هوش اخلاقی را اعتقادات اخلاقی قوی و عمل به آنها و رفتار در جهت صحیح و درست تعریف می کند  هوش اخلاقی به معنی توجه به زندگی انسان و طبیعت،رفاه اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات آزاد و صادقانه و حقوق شهروندی است . هوش اخلاقی به این حقیقت اشاره دارد که ما به صورت ذاتی، اخلاقی یا غیر اخلاقی متولد نمی شویم؛ بلکه یاد می گیریم که چگونه خوب باشیم . یادگیری برای خوب بودن، شامل ارتباطات، بازخورد، جامعه پذیری و آموزش است که هرگز پایان پذیر نیست . آنچه که ما برای انجام کارهای درست به آن نیاز داریم، همان هوش اخلاقی است که با استفاده از آن به یادگیری عمل هوشمندانه و دستیابی به بهترین عمل خوب نزدیک می شویم . در هر بخشی از زندگی به بهترین اطلاعات قابل دسترس می رسیم، خطرات را به حداقل می رسانیم و نسبت به پیامدهای آن خوش بین هستیم . افراد با هوش اخلاقی بالا کار درست را انجام می دهند، اعمال آنها پیوسته با ارزش ها و عقایدشان هماهنگ است،عملکرد بالایی دارند و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند می دهند (صفایی،1392) .

[1] .Iinteligenc

1-Dived vecsler

[3] Sorendick

2-Spirman

3-Terston

1-Gardner

1-lemotional intelligence

1-cultural intelligence

2-Earley   & Ang

3-.artifical intelligence

4-Alen toring

1-Benkopin

2 – Matsoda