تعریف و مفهوم رهبری از دیدگاه روانشناختی

Posted on

. تعریف رهبری

قدمت واژه رهبری بنابر تحقیقات انجام شده به سال 1300 سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد و سابقه ای دیرینه دارد. رهبری عنوانی با کاربرد جهانی است و در نشریات و ادبیات علمی و تحقیقی مطالب زیادی در مورد آن آمده است. به رغم فراوانی نوشته ها درباره آن هنوز هم محققان و نویسندگان مردم را به یک کوشش جدی برای فهم آن دعوت می کنند. رهبری قاعده و بنیان بسیار با ارزش و پیچیده ای است.

واژه رهبری بیشتر شبیه واژه های آزادی، عشق و صلح است. هرچند هر یک از انسان ها به طور ادراکی می دانند که می تواند تعاریف مختلفی برای مردم داشته باشد. به محض این که هر کسی شروع به تعریف رهبری می کند بلافاصله در می یابد که رهبری تعاریف مختلفی دارد(افجه،1385؛415). در طول سالیان دراز، رهبری در شکل های مختلف تعریف و خلاصه شده است. تعاریفی که از رهبری ارائه شده است به تعداد کسانی است که درصدد ارائه تعریفی از آن بر آمده اند.

علی رغم تعاریف گوناگون و کثیری که از رهبران  ارائه شده است؛ در تعریف رهبری می توان روی چند نقطه مشترک بین همه تکیه کرد:

الف. رهبری یک فرایند است.

ب. رهبری با تغییر آمیخته است.

پ. رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد.

ت. رهبری هدفمند است.

بر اساس این اجزا رهبری عبارتست از : “اثری که یک فرد بر یک گروه از افراد برای دستیابی به یک هدف مشترک عمومی ایجاد می کند”. تعریف رهبری به عنوان یک فرایند بدین معناست که موضوع ویژگی های شخصی یا شخصیتی نیست که در رهبران وجود دارد و بر پیروان اثر می گذارد؛ بلکه مذاکرات و مراودات اتفاقی که بین رهبر و پیرو می گذرد باعث این تغییر و تأثیر در پیروان است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تآثیر گذار بر پیروان و هم تأثیر پذیر از پیروان باشد. رهبری شامل تأثیر و تغییر است و این بدین معناست که چگونه رهبران بر پیروان اثر می گذارند. تأثیر شرط حتمی رهبری است. رهبری در گروه اتفاق می افتد. رهبری شامل تأثیر گذاردن و تغییر دادن گروهی از افراد که دارای هدف عمومی مشترک هستند می شود. رهبری هنر اداره کردن خود و دیگران است. رهبری شامل توجه به هدف هاست. این بدین معناست که رهبری ملزم به هدایت گروه و جمعی به سمت هدف و نقطه پایان وظیفه و کاری است که پیش بینی شده است. رهبران انرژی خود را با افرادی که با هم مأمور پیمودن راه و رسیدن به هدف هستند منتقل می کنند . بنابراین رهبری زمانی موضوع و محتوا پیدا می کند که افراد درصدد و در تلاش حرکت کردن برای رسیدن به هدفی هستند. هم رهبران و هم پیروان با هم در مراحل رهبری شریک هستند. رهبران به پیروان نیاز دارند و پیروان به رهبران (افجه، 1385؛417).

  رفق و مدارا،‌یا شدت و تندی؟

در این قسمت مجموعه ای از تعاریف مراجع مختلف از رهبری گردآوری شده است که به اختصار به آن ها اشاره می گردد:

– رهبری به عنوان عامل، توان یا نیروی بالفعل یا بالقوه ای است که مدیران و رهبران از طریق اعمال نفوذ و همراه با ایجاد اطمینان در پیروان خود برای تحقق اهداف و آرمان های مورد نظر، اعم از سازمانی و گروهی از آن استفاده می کنند. سبک رهبری نیز به عنوان الگویی رفتاری است که بیانگر صفات و خصوصیات رفتاری رهبران می باشد (رضاییان، 1380؛103).

– در تعریف دیگری با تاکید بر روابط بین افراد، رهبری نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان بیان گردیده است.

-رهبری نفوذ در مردم است به منظور همراه کردن آن ها برای رسیدن به یک مقصود مشترک (کونتز و آدانل، 1958؛435).

– رهبری به عنوان یک فرآیند، به معنی استفاده از نفوذ بدون زور برای هدایت و هماهنگی فعالیت های اعضای یک گروه در جهت تحقق اهداف و به عنوان یک صفت مجموعه ای از ویژگی هاست که به کسانی که چنین نفوذی را با موفقیت به کار می برند نسبت داده می شود.

– رهبری کار تأثیر گذاری در مردم است برای وادار کردن آن ها به کوشش دلخواه به سوی هدف های گروهی (تری،1960؛493).

– رهبری نوعی فرآیند نفوذی است که به وسیله آن کردار یک فرد باعث تغییر رفتار و نظرات دیگران می شود که این نفوذ باید مشروعیت داشته باشد و این تغییر همسو با اهداف فرد پدید آید (دکوتیس و همکاران، 1979؛11).

  تربیت جنسی از دیدگاه روانشناختی

– رهبری یکی از وظایف مدیر است که فرآیند تأثیرگذاری و هدایت فعالیت های مربوط به کار اعضای گروه ها را بر عهده دارد.

– رهبری فراگرد نفوذ اجتماعی است که در آن رهبر مشارکت داوطلبانه کارکنان را در تلاش برای کسب هدف های سازمانی طلب می کند. در اینجا واژه «داوطلبانه» واژه ای عملیاتی است. رهبران برای ترغیب مشارکت داوطلبانه کارکنان هر گونه اختیار و قدرتی را که دارند با ویژگی های شخصی خود و مهارت های اجتماعی تکمیل می کنند.

رهبری عبارتست از توانایی در اعمال نفوذ بر گروه و سوق دادن آن به هدف های مورد نظر. منبع این قدرت یا اعمال نفوذ جنبه رسمی دارد، همانند تکیه زدن بر مسند مدیریت. در یک سازمان از آن جا که مقام مدیریت جنبه رسمی دارد و اختیارات به صورت رسمی به وی داده می شود امکان دارد یک نفر در نتیجه گرفتن یک پست در یک سازمان نقش رهبری بپذیرد، ولی بحث در این است که همه رهبران مدیر نیستند و همچنین همه مدیران هم رهبر نیستند. از آن جا که سازمان حق و حقوق خاصی به مدیر می دهد این نمی تواند بدان معنی باشد یا تضمین نماید که وی بتواند سازمان را به صورتی اثربخش هدایت و رهبری کند. رهبری غیر سازمانی یا غیر ارادی (یعنی فرد قدرت اعمال نفوذی را که بدست می آورد از منابع خارج از ساختار رسمی سازمان است) می تواند از قدرت یا اعمال نفوذ رسمی اهمیت بیشتری داشته باشد. به بیان دیگر رهبر می تواند از درون گروه به وجود آید همانند رهبری که به صورت رسمی منسوب می گردد.

  رابطه مذهب با فرسودگی شغلی

مروری بر تعاریف ارائه شده توسط نویسندگان روشن می کند که بسیاری از نویسندگان مدیریت بر این مساله توافق دارند که رهبری عبارتست از: فرایند نفوذ در فعالیت های فرد یا گروه به منظور کوشش برای رسیدن به هدفی در موقعیتی مشخص. از این تعریف رهبری به این نکته می رسیم که فرایند رهبری تابعی از متغییرهای رهبر، پیرو و موقعیت است L = f(L,f,s). رهبری یعنی رسیدن به اهداف با کمک و به وسیله دیگران (هرسی و بلانچارد[1]، 1969؛171).

در نهایت در یک تعریف ساده و کلی می توان عنوان نمود که «رهبری اعمال نفوذ در افکار و رفتار و تصمیمات دیگران است به گونه ای که با میل و رغبت طبق انتظار عمل می کنند» (موسی خانی و محمدنیا، 1385؛47).

[1] -Herseyand Blanchard