دانلود پایان نامه با موضوع اختلالات رفتاری، گروه کنترل، تفاوت جنسی

دانلود پایان نامه

با اثرات نوروتوکسیک در بروز مقاومت دارویی در صرع دخیل دانسته شدهاند (Cardenas-Rodriguez et al., 2013). کاهش توان فنوباربیتال برای جلوگیری از بروز تشنج کلونیک در موشهای نر تیمار شده با کورپیریفاس پیشنهاد میکند مجاورت با این ترکیب در طی دوره بحرانی تکوین مغز ممکن است بطور وابسته به جنس باعث کاهش حساسیت به داروهای ضدصرعی شود که از طریق تقویت سیستم گاباارژیک عمل میکنند.

5-1-2) تأثیر کورپیریفاس بر کیندلینگ

نتایج این تحقیق نشان داد تزریق غلظت 1 میلیگرم بر کیلوگرم کورپیریفاس در روزهای4-1 پس از تولد به نوزادان موش صحرایی، القاء کیندلینگ در ابتدای دوره بلوغ در موشهای نر را بطور معنیداری تحت تاثیر قرار نمیدهد در حالیکه در موشهای ماده در روزهای 4 و 6 از دوره کیندلینگ میانگین شدت تشنجات در مقایسه با گروه شاهد (DMSO) کاهش معنیداری نشان داد. اثرات متعدد سیستمیک و رفتاری ناشی از مجاورت با کورپیریفاس در دوره تکوین به تغییرات دراز مدت و گسترده در سیستمهای نوروترنسمیتری مختلف بویژه سیستم کولینرژیک و سروتونرژیک نسبت داده شده است (Aldridge et al., 2005). در این تحقیق هر دو گروه موشهای دریافت کننده کورپیریفاس و DMSO با تزریق مکرر پنتیلینتترازول کیندل شدند، در توصیف تاثیرات رفتاری مشاهد شده باید تداخل اثر فرایند کیندلینگ در دوره بلوغ با اثرات کورپیریفاس با فرایندهای مرتبط با تکوین در نظر گرفته شود. پنتیلنتترازول بعنوان یک آنتاگونیست گیرنده گابا عمل مکرده و با مهار گیرندههای گابا باعث کاهش کارایی سیستم مهاری و غلبه تحریک و نهایتاً بروز تشنج میشود. تشنج خود فعالیت شدید و کنترل نشده نورونهای گلوتاماترژیک (بویژه در هیپوکامپ) را به دنبال دارد و با تکرار تشنج مسیرهای گلوتاماترژیک به تدریج تسهیل شده و این زمینه ساز کیندلینگ است. افزایش فعالیت سیستم گلوتاماترژیک به دنبال کیندلینگ با پنتیلنتترازول میتواند نقش مهمی در مرگ نورونی داشته باشد (Lacoste et al., 1988, Rauca et al., 1999). نتایج این تحقیق نشان میدهد برایند تاثیر کورپیریفاس بر سیستمهای نوروترنسمیتری فرایند صرعی شدن مدارهای دخیل در کیندلینگ شیمیایی را بطور محسوسی تغییر نمیدهد درحالیکه در موشهای ماده این تغییرات با تضعیف فرایند کیندلینگ همراه است.

5-1-3) تأثیر کورپیریفاس بر افسردگی

موشهای ماده دریافت کننده کورپیریفاس یک افزایش معنی دار در مدت زمان عدم تحرک در آزمون شنای اجباری نسبت به گروه شاهد نشان دادند اما در موشهای نر تفاوت معنی داری بین گروه دریافت کننده کورپیریفاس و گروه شاهد مشاهده نشد. این نتیجه میتواند تأثیر وابسته به جنس این ترکیب ارگانوفسفره را بر روی سیستم سروتونرژیک و افسردگی نشان دهد، که در اینجا موشهای ماده خیلی بیشتر از نرها تحت تأثیر قرار گرفتند.
براساس تحقیقات پیشین، قرارگرفتن در معرض کورپیریفاس در دورهی اوج تمایز جنسی یعنی در اواخر بارداری و اوایل دورهی نوزادی (McCarthy, 1994)، اثرات متفاوتی را در نرها نسبت به مادهها ایجاد میکند (Aldridge et al., 2004; Garcia et al., 2003; Meyer et al., 2004b;). کورپیریفاس باعث تغییرات قابل توجه در هر دو جنس میشود اما برخی از اثرات نوروشیمیایی (Aldridge et al., 2004) و رفتاری (Dam et al., 2000; Levin et al., 2001) در نرها بیشتر از مادهها هستند. بسیاری از اثرات مربوط به سیستم سروتونرژیک ناشی از کورپیریفاس منعکس کننده اختلال تکامل عصبی در طی تمایز جنسیتی مغز است که به بروز اثرات نامتجانس در نرها و مادهها کمک میکند (Aldridge et al., 2005).
تزریق کورپیریفاس (1 میلیگرم بر کیلوگرم) در دوران 4-1 پس از تولد منجر به اختلال در رشد و تمایز نورونی، تغییر در بیان ژنهای وابسته به سروتونین و افزایش بیان رسپتورهای سروتونینی میشود. این تغییرات تخریب پایانه های نورونهای سروتونرژیک در حال رشد را به دنبال دارد که تغییرات آنی و طولانی مدت از قبیل نقص در رفتارهای وابسته به سروتونین مثل عواطف و احساسات را باعث میشود(Heninger, 1997; Roeggea et al., 2008) .
مرتضوی و همکارانش در سال 2005 دریافتند که حیوان کیندل شده با پنتیلن تترازول یک افزایش در مدت زمان بیحرکتی در آزمون شنای اجباری نشان میدهد.
در یک تحقیق دیگر، حیواناتی که در آنها تشنج کلونیک ایجاد شده بود، افزایش در مدت زمان بیحرکتی در آزمون شنای اجباری که نشان دهندهی حالت ناامیدی، و از دست دادن ترجیح طعم در آزمون مصرف ساخارین محلول که از نشانههای معادل فقدان لذت بود نشان دادند. پیشنهاد شده که کاهش غلظت، حجم در گردش و آزادسازی سروتونین در هیپوکامپ انتقال سروتونرژیک را در معرض خطر قرار میدهد. در این آزمایش افزایش در مدت زمان بیحرکتی در آزمون شنای اجباری پیشنهاد میکند که تشنج کلونیک در واقع منجر به توسعهی وضعیتی میشود که میتواند به عنوان یک ارتباط تجربی از حالت ناامیدی تفسیر شود (Mazarati et al., 2008).
آزمون شنا خود باعث تشدید افسردگی در موشها میشود، بر همین اساس مدت زمان عدم تحرک در روز دوم در هر دو گروه نر و مادهها بیشتر است. تزریق فلوکسیتین قبل از آزمون شنای اجباری در روز دوم، تا حدودی باعث بهبود رفتار افسردگی و کاهش این مدت زمان عدم تحرک شد.
در یک تحقیق که توسط مرتضوی و همکارانش انجام شد، سطح افسردگی یا ناامیدی به عنوان مدت زمان عدم تحرک طولانیتر در روز دوم در آزمون شنای اجباری در موشهای کیندل شده با پنتیلن تترازول بیشتر بود (Mortazavi et al., 2005).
در آزمون ترجیح طعم، براساس میانگین مقدار مصرف محلول ساخارین به کل آب مصرفی هیچ تفاوت معنی
داری بین گروه دریافت کننده کورپیریفاس و گروه شاهد در هر دو جنس نر و ماده دیده نشد.
در مدلهای حیوانی علائم فقدان لذت تنها در تعداد کمی از مطالعات گزارش شده است. از دست دادن ترجیح مزه در موشهای کیندل شده توسط Mazarati در سال 2007 گزارش شد، که این حالت در موشهایی که در آنها تشنج کلونیک ایجاد شده بود، یک نشانهی رفتاری دیگر از افسردگی در موشها، در طی حالت صرعی مزمن است.
براساس نتایج بدست آمده تغییر در ترجیح مزه شیرین بین گروه کورپیریفاس و شاهد معنیدار نیست ظاهراً تیمار کورپیریفاس کاهش لذت از مزه شیرین که در پی کیندلینگ بروز میکند را بطور قابل توجهی تغییر نمیدهد.
تحقیقات متعددی نشان دادهاند که قرارگرفتن در معرض کورپیریفای باعث اختلال در سیستمهای کولینرژیک و سروتونرژیک میشود و با توجه به ارتباط بسیار نزدیک این سیستمها با عملکردهای شناختی و احساسی، محققان این تغییرات را در اختلالات رفتاری ناشی از مجاورت طولانی با این ترکیب دخیل میدانند (Aldridge et al., 2004; Slotkin, 2004;).
کورپیریفاس و فرآیند کیندلینگ، هر دو باعث اختلال در سیسستم سروتونرژیک میشوند. در نتیجه ممکن است در موشهایی که هم در دوران نوزادی در معرض این ترکیب قرار گرفته بودند و هم در دوران بزرگسالی فرآیند کیندلینگ در آنها انجام شده بود، اثر این دو فرآیند جمع شده و نشانههای افسردگی در آنها نسبت به گروه کنترل بیشتر باشد که این نتیجه در گروه مادههای دریافت کننده کورپیریفاس براساس مدت زمان عدم تحرک در آزمون شنای اجباری به صورت معنیداری مشاهده شد. نشان داده شده است دریافت کورپیریفاس در ابتدای دوره نوزادی اثرات متمایزی بر اجزاء ساختاری سیستم سروتونرژیک موشهای نر و ماده اعمال میکند. این تیمار باعث افزایش رسپتورهای 5HT1A و 5HT2 در قشر مغز موشهای نر می-شود و در مقابل میزان ناقل پیشسیناپسی سروتونین را در قشر مغز موشهای ماده کاهش میدهد (Aldridge et al., 2004). این اثرات در تخریب پایانههای سروتونرژیک و نقص در انتقال سیناپسی سروتونین و الگوی وابسته به جنس بروز افسردگی دخیل دانسته شدهاند (Aldridge et al., 2004, 2005a; Slotkin et al., 2006).
براساس تحقیقات گذشته، کیندلینگ ناشی از پنتیلن تترازول باعث تغییرات انتخابی در رفتار عاطفی موش میشود. به طور همزمان پنتیلن تترازول باعث مهار متابولیسم سروتونین (نسبت 5-HIAA/5-HT) در استریاتوم، هیپوکامپ و قشر پره فرونتال میشود. این فرضیه مطرح شده است که مهار ناشی از کیندلینگ با پنتیلن تترازول سیستم سروتونرژیک ممکن است منجر به افزایش جبرانی گیرندههای 5-HT1A در dentate gyrus هیپوکامپ و در نتیجه باعث تغییرات شبه اضطرابی در رفتار موش شود. کاهش فعالیت سیستم سروتونرژیک هیپوکامپ و قشر پره فرونتال میتواند بطور مستقیم با تغییرات عاطفی بعد از کیندلینگ با پنتیلن تترازول از جمله افسردگی مرتبط باشد (Szyndler et al., 2002). علیرغم تائید تاثیر کیندلینگ در بروز افسردگی، تاکنون گزارشی در خصوص وابستگی به جنسیت در این خصوص گزارش نشده است. بر این اساس تاثیر افتراقی کورپیریفاس بر گیرندهها و ناقلین سروتونین میتواند در تفاوت جنسی مشاهده شده طی روند کیندلینک و نیز تاثیر وابسته به جنس مشاهده شده در آزمون شنای اجباری موشهای کیندل شده دخیل باشد.

دیدگاهتان را بنویسید