دانلود پایان نامه با موضوع دال و مدلول، مکتب کپنهاگ، مسئله معنا، جهان خارج

Posted on

ب جملات و ساختار کلمات در کنار یکدیگر توجه دارد .
از مباحث مهم در مکاتب فرمالیسم ، برجسته سازی است . یعنی لغات و عبارات غیر منتظره و غریب و برجسته در زبان وقفه ایجاد می کنند . لذا توجه خواننده را جلب می کنند . از سوی دیگر از قدرت پیش بینی زبان که در خواننده است می کاهند . از مباحث مهم (برجسته سازی) هنجار گریزی و هنجارافزایی است . (هنجارگریزی) به نوعی انحراف از هنجار و عدول از زبان معیار و عدم مطابقت و هماهنگی معانی با زبان متعارف است . (صفوی ، 44:1373)
هنجار افزایی ، هنجارگریزی از قواعد زبان نیست ، بلکه اعمال قواعد اضافی بر قواعد زبان هنجار به شمار می رود . نتیجه هنجار افزایی توازن است که این توازن از تکرار کلامی حاصل می شود . تکرار واج ، واژه ، جمله در چارچوب آن قرار می گیرند . بر اساس عقیده سوسور ، زبان ، ساخته نقش تقابل های زبانی است و این تقابل ها برترین ویژگی واج های یک زبان به شمار می روند و شبکه منظّمی از روابط را می سازند که علم زبان شناسی به مطالعه و بررسی این شبکه منظّم می پردازد . پیروان مکتب سوسور این شبکه منظّم از روابط را که ناشی از تقابل های زبانی است ، بعنوان ساخت در نظر گرفته و به مطالعه ی آن پرداختند . ( صفوی ، 68:1360) آنچه در بازی شطرنج اهمیت دارد این است که هر یک از مهره ها نقش معیّنی به عهده دارد و از قواعد بازی متابعت می کند . در زبان که وسیله ی ارتباط است ، ماده ی ارتباطی می تواند صوت ، تصویر ، رنگ و … باشد . ماده ارتباطی همانند جنس مهره های شطرنج اهمیتی ندارد ، بلکه آنچه اهمیت دارد ، عناصر زبانی و قواعد ترکیب آنها با یکدیگر و در رابطه با کلّ نظام می باشد . (عزبدفتری ،143:1372)
پس با توجه به نظر سوسور ، نشانه های زبانی ارزش خود را از نظام زبان و در ارتباط با یکدیگر دریافت می کنند و نه واقعیت جهان خارج . (سجودی ، 203:1386) .

2-4-2- مکتب ساخت گرایی و گشتاری زایشی :
نیمه ی دوم قرن بیستم را نیمه خلق تئوری ها دانسته‌اند . به عنوان مثال می‌توان به ظهور نظریه “ساختارگرایی” در زبان شناسی ، اشاره کرد , مهم‌ترین نظریه‌ای که در زبان شناسی ایجاد شد و بسیاری از علوم ، همچون ادبیات ، جامعه شناسی ، روان شناسی و … را تحت تأثیر قرار داد ، نظریه ساختارگرایی است که توسط فردیناند دو سوسور زبان شناس سوئیسی بیان شد . دوسوسور بنیانگذار زبانشناسی نوین به شمار می رود که رهیافت جدیدی در دانش مطالعه زبان پایه گذارد . سوسور با تفکیک زبان از گفتار به نوعی آغازگر ساخت گرایی به شمار می آید . (معموری ،86 :125) در زبانشناسی ، تاریخ پیدایش ساخت گرایی به سال 1916 بر می گردد . دو مفهوم در نظریه دوسوسور مهم است . نخست مفهوم (دلالت) و دوم مفهوم (ارزش). (سوسور،1378 : 173) مکتب زبان شناسی زایشی که مکتب چامسکی و پیروانش است ، از سال 1957 با کتاب ساخت‌های نحوی چامسکی7 چشم به جهان گشود . البته اجداد سلف آن ، زبان شناسی ساختارگرای آمریکایی است ، و پیش تر از آن زبان شناسی صورتگرای سوسور. اما در عین حال که چامسکی خود پرورده‌ی زبان شناسی آمریکایی بود ، زبان شناسی که او موجودش شد ، انقلابی در زبان شناسی محسوب می شود . در زبان شناسی ساخت گرایی سوسور چهار تمایز مهمی دارد که وی آنها را وارد آثار زبان شناختی کرده است، که عبارتند از :
الف): تمایز زبان و گفتار ؛ وی اشاره میکند زبان را می توان مجموعه قواعدی دانست که توسط یک جامعه زبانی با یک دستگاه یا نظام خاص ارائه می شود تا ارتباط برقرار کردن را در آن جامعه سهل تر و آسان تر نماید . و گفتار را می توان صورت و نمایه ای از کنش فردی یا استعدادی دانست که یک فرد در به کارگیری قواعد زبانی از خود نشان می دهد می توان گفت که وجه تمایز زبان از گفتار جنبه های شخصی زبان است . رابطه ی زبان و گفتار را می توان به یک بازی شطرنج مثال زد . آن قواعد و قوانینی را که ما سعی می کنیم طی یک بازی شطرنج از آن پیروی کنیم در واقع صورتیست از زبان اما می توان شیوه ی بازی هر فرد و خلاقیت وی را در به کار گیری این قواعد مصداقی از گفتار گرفت.
ب): تمایز دال و مدلول : تمایز دال و مدلول که هر دو باهم تشکیل نشانه به عنوان واحدی واژگانی می دهند . سوسور نشانه را نه آنگونه که مرسوم است , برای صورتهای مادی واقعی به کار می برد , بلکه برای واحدی ذهنی به کار میگیرد که در آن , صورت و مفهوم باهم متحد میشوند . مثال ، آتش و دود. آتش دال است برای دود (مدلول) . آتش دلیل ایجاد دود است .
ج): تمایز در محورهای همزمانی و در زمانی : الف) برسی زبان در زمانی خاص و با توجه به پتانسیل های زبانی در آن برهه از زمان که در اصطلاح ما به آن محور هم زمانی می گوییم . مثال بررسی واژه اینترنت که در گذشته در زبان ما وجود نداشته اما اکنون از زبانی دیگر بر زبان ما وارد شده و قابل بررسی است .
ساختارگرایی بیشتر به شکل مطالعات “هم زمانی” و از نوع “در زمانی” می پردازد. نگاه هم زمانی به مقوله زبان به این معناست که ربط اجزاء وپدیده ها در یک زمان مشخص دنبال می شود و به عوامل گذ شته توجهی نمی شود . مطالعات “در زمانی” تغییر تحولات یک زبان را از زمان معین تاکنون مورد بررسی قرار می دهد تا نشان دهد که یک زبان بخصوص در طول زمان چگونه تغییر کرده و بصورت امروزی در آمده است . (مدرسی ، 192:1386)
ب) برسی زبان با توجه به تاریخ و تحولات تاریخی آن زبان که در اصطلاح محور در زمانی نامیده می شود .
واژه ( سپر ) که در گذشته به یک معنا و اکنون در موردی دیگر کاربرد دارد .
د) تمایز درمحور های جانشینی و هم نشینی : محوری را که ا
مکان ترکیب کلمات و نشانه ها را برای ما فراهم می کند محور همنشینی و محوری که امکان جایگزینی نشانه ها را در یک ساختار مشابه فراهم می کند محور جانشینی نامیده شده اند . مثال : هم نشینی مثل واژه (مهر) که اگر در جمله (علی محبت دارد) قرار گیرد . همنشین (محبت) میشود . (علی مهر و محبت دارد) . اگر به جای واژه (کتاب) ، (مداد) به کار رود . محمد مداد خرید جایگزینی رخ داده است .
در زبان شناسی گشتاری- زایشی , چامسکی تمایزی بین توانش و کنش قایل است و اشاره دارد بر اینکه توانش مجموعه ای است از جمله های بالقوه (که مفهومی انتزاعی است ) به این معنا که با مجموعه قواعد محدودی میتوان مجموعه نامحدودی از جملات را تولید کرد که این قواعد در ذهن هر انسانی است و مربوط به حوزه توانش می باشد . اما کنش به رفتار عینی و قابل مشاهده اطلاق می شود , یعنی به وقایعی که قابل دیدن , شنیدن یا بطور کلی قابل مشاهده ، اطلاق میشود . در زبانشناسی زایشی زبان شناس به دنبال توصیف یک زبان خاص نمی باشد . او به دنبال نظریه پردازی درباره‌ی زبان است .(سوسور: 1378،253)
ساخت در این مکتب ، حاصل کلیه روابط عناصر یک نظام در رابطه ی متقابل با یکدیگر است که به نظام انسجام و یکپارچگی می دهند . همه ی اجزا و عناصری که در ارتباط متقابل با یکدیگر و
با کلیت ساختی بزرگتر قرار دارند و بدون هیچ یک از اجزا ، معنایی ندارند ، ساخت نامیده می شوند. (مدرسی ، 1386 : 190)
ساختار گرایان با مطالعه ساختاری ، وجودی مستقل به متن بخشیده و آن را جدا از بافت تاریخی و فرهنگی و هرگونه عامل خارجی دیگر مورد مطاله قرار می دهند .(معموری ، 166:1386 )
یکی دیگر از نظریات سوسور که تقریبا در همه مکاتب ساختارگرایی اساس قرار گرفته است ، شناسایی با تقطیع عناصر سازنده یک جمله یا هر قطعه زبانی بر مبنای دو نوع رابطه بود که رابطه همنشینی و جانشینی خوانده شده است . (مدرسی ، 172:1386)
سوسور معتقد است که هر یک از روابط پدید آورنده ، دسته معینی از ارزشهاست . از یک سو اشاره می کند که واژه ها در گفتار به دلیل توالی شان در زنجیره گفتار ، روابطی را در میان خود برقرار می کنند که بر بنیاد ویژگی خطی زبان استوار است . به همین دلیل این عناصر یکی پس از دیگری بر روی زنجیره گفتار ترتیب می یابند .
رابطه هم نشینی ؛ عناصری را که روی زنجیره گفتار قرار می گیرند بر اساس قواعد نحوی و معنایی به یکدیگر می پیوندند و متن را تشکیل می دهند . روابط همنشینی اهمیت روابط جزء به کل را می رساند . سوسور می گوید : “کل وابسته به اجزاء است و اجزاء وابسته به کل ” (سوسور ، 176:1389) رابطه عناصر زنجیر ه ای ، رابطه ای حضوری و همنشینی است . زیرا بر اساس روابط ، اجزای حاضر در پیام بوجود آمده است .مثلا در جمله ” آن دختر یک کتاب خرید ” این پنج واژه وقتی می توانند ارزش خود را به دست آورند که در تقابل با عناصر پیش و پس از خود ، یا هر دوی آنها قرار گیرند و بتوانند روی محور زنجیری با آنها رابطه همنشینی برقرار کنند . پس همنشینی را می توان به عنوان پیوستگی یک واژه با سایر واژه های یک جمله نیز تعریف نمود . (مدرسی ، 172:1386)
برای ساختن یک عبارت رابطه ی همنشینی اهمیت ویژه ای دارد . منظور چگونگی قرار گرفتن تک واژه ها در کنار یکدیگر است که زنجیره ی گفتار را تشکیل می دهند . چینش واژه ها باید مطابق قوانین و روش های خاصی باشد که قواعد نحوی زبان نام دارد . البته چینش باید به گونه ای باشد که معنا و مفهومی روشن داشته باشد . در ضمن رابطه ی نحوی همان رابطه ی جانشینی است . مثل : قرأت الکتاب . و یا (الکتاب قرأتها) .(باقری ، 43:1380)
در حالی که رابطه ” جانشینی ” نشان می دهد عنصری که بالفعل در یک نقطه از زنجیره ی گفتار ظاهر شده با عناصر بالقوه ای که می توانستند درآن جایگاه قرار گیرند چه رابطه ای دارند. ( باطنی ، 80:1370) سوسور رابطه جانشینی را رابطه ی متداعی می نامد . رابطه جانشینی در مورد واژه هایی است که خارج از گفتار وجه مشترکی دارند و در حافظه با یکدیگر ارتباط می یابند و جایگاه آنها در مغز است و تشکیل دهنده بخشی از گنجینه های درونی انسان هستند (سوسور ،180:1389)
در حقیقت رابطه جانشینی به رابطه ی اجزای حاضر در یک پیام با اجزای دیگر غائب از پیام گفته می شود و واحدهایی هستند که به جای هم می آیند و معنای جمله را تغییر می دهند مثلا در جمله ” این کتاب خوبی است ” اگر به جای واژه ی ” کتاب ” ، ” مداد ” یا ” گل ” را بگذاریم و یا به جای ” این ” ، ” آن ” قرار دهیم معنای جمله فرق می کند و جمع هر دو جمله ممکن نیست (علوی :172:1377).
پیش از سوسور ، تقابل دو رویکرد هم زمانی و در زمانی و نیز گفتار و زبان را یان بودوئن دوکورتنی8 و میکوتی کروژفسکی در مکتب کازان لهستان مطرح کرده بودند ، ” واج ” و تکواژ نیز به تعبیری امروزی ، ساخته و پرداخته ی دو کورتنی است .

  پایان نامه رایگان با موضوعبرنامه چهارم توسعه، قصد استفاده، سطح مهارت

2-4-2-1 مکتب پراگ
در واقع نخستین نظرات موثر مکتب پراگ در زمینه ی واج شناسی بود . در این مکتب تروبتسکوی به دو مفهوم اساسی تقابل نقشی و مشخصه های تمایز دهنده اشاره کرد . مفهوم تقابل نقشی موجب شد که مفهوم واج مشخص گردد . ( مشکوه الدینی ، 94:1373) بر اساس عقیده سوسور ، زبان ساخته ی تقابل های نقشی است و این تقابل ها برترین ویژگی واج های یک زبان به شمار می روند و شبکه منظمی از روابط را می سازند که علم زبانشناسی به مطالعه و بررسی این شبکه منظم می پردازد . پیروان مکتب سوسور ، این شبکه منظم از روابط را که ناشی از تقابل های زبانی است ( ساخت ) نامیده اند . (صفوی ، 60 :68) مکتب پراگ یک مکتب نقش گرا است . طبیعتا نقش ، ار
تباط خیلی نزدیکی به مسئله معنا دارد و یکی از مسائل معنا شناسی مهم ، مسئله نشانه داری و بی نشانی است که در یک صورت و یا عنصر زبانی قالب ریزی می شود . مثلا واج ” d” یک ویژگی مثبت بیش از واج ” t” دارد یعنی واج “d” واکدار ” نشاندار ” و واج “t ” بی واک ” بی نشان ” است . ( مشکوه الدینی، 70:1370) واج شناسان به ضرورت تمایز نهادن میان واج های یک زبان پی بردند و راهی برای تشخیص واج های یک زبان ارائه کردند و برای تشخیص رابطه میان واج های یک زبان از مفهوم تقابل استفاده کردند ( صفوی ، 72:1360) به عقیده ی ایشان تنها با تعیین تفاوت هاست که ساختن یک دستگاه از روابط میسّر می گردد ، معیار آنها در تضاد ، معناست . تفاوت های آوایی که با تفاوت های معنایی همراه نباشد تمایز دهنده نیستند و ارزش واجی ندارند . ( مدرّسی ، 351:1386) یعنی هر تفاوت آوایی که با تفاوت معنایی همراه باشد تمایز دهنده است . مثلا علت اینکه هر یک از واژه های (جنگ ، چنگ ، زنگ ، و رنگ ) دارای معنای متفاوتی است در واقع این حقیقت است که به ترتیب در هر دسته از واژه ها بخش آوایی آغازی ، میانی و پایانی دارای نقش تمایز دهنده می باشد یعنی موجب می شود که معانی متفاوتی از آن فهمیده شود ( مشکوه الدینی ، 70:1370)

  پایان نامه ارشد درموردامر به معروف، فرهنگ و تمدن، حجاب و عفاف، امام صادق

2-4-2-2- مکتب کپنهاگ
این مکتب به مشخصه های معنایی توجه بیشتری داشت . دانشمند زبان شناس مشهور این مکتب لویی یلمزلف9 است . وی برای توصیف دقیق زبان ، روش قیاس یعنی حرکت از کل به جزء را برگزید . یلمزلف هر ساخت صوری زبان را زنجیره و اجزای هر زنجیره را بخش یا سازه می نامد. طبقات درون نظام زبان را مقوله و هر یک از اجزاء مقوله را عضو می نامد . یلمزلف دانش زبانی را به گونه ای ارائه کرد که بر پای? آن زبان به شکل روابط جبری و ریاضی وار که با واقعیت ها و عناصر انتزاعی سروکار دارد توصیف می شود . وی این گونه زبانشناسی را که بر پای? توصیف مشخصه های بنیادی قرار دارد زبانشناسی مشخصه های بنیادی می نامد . یلمزلف مبتکر مکتب ساخت گرایی تطبیقی در کپنهاگ در سال 1931 محفل زبانشناسی کپنهاگ را پایه گذاری کرد .
این زبانشناس نامدار که به پدر نظریه ی لایه ای یا پدر معناشناسی معروف است در سال 1943 نظریه ی پیچیده ی خود را در مورد زبان و روابط حاکم بر آن با عنوان ” گلوسماتیک” ابراز داشت. از این جهت وی را بنیان گذار مکتب گلوسماتیک در زبانشناسی قلمداد می کنند .
تأکید وی بر استقلال زبانشناسی سبب شد تا وی در مقابل زبانشناسی از اصطلاح یونانی گلوسماتیک استفاده کند . معادل یونانی زبان می باشد . یلمزلف مانند چامسکی نظریه پردازی خردگرا بود و زبان را به مثابه شبکه تلقی می کرد و مبنای مطالعات خود را قیاس ( از کل به جز ) قرار داد . نظریه ی یلمزلف به دلیل پیچیدگی عقیم مانده است ، اما تأثیر آن بر روی زبانشناسی عمیق بوده است . نظریه ی گلوسماتیک که به بررسی مشخصات بنیادی شهرت دارد ، ماحصل تأکید یلزلف بر دو اصل سوسور است ، مبنی بر این که اولاً زبان شبکه ای از ارزش هاست و دوماً زبان شکل است و نه ماده .از میان این مکاتب از برخی از نظرات فرمالیسم (صورت گراها) و ساخت گرایی سوسور (همنشینی

دیدگاهتان را بنویسید