دانلود پایان نامه با موضوع فرسودگی هیجانی-فروش پایان نامه

میگوید: شوخطبعی روش معینی ندارد؛ ولی برای تسلط بر آن باید آن را دید و شخصاً تجربه کرد.
دکتر فارست پوید گزارش میکند که خنده، همچون چند دقیقه آرامشیابی یا پیادهروی سریع میتواند شما را دوباره جوان کند.
2-2-13-3 برخورد عملی با استرس
بهترین روش برای برخورد با استرس، برآورد خطرات احتمالی و تصمیمگیری و اجرای برنامه عملی است. اگر چه انسان در زندگی مدرن، بیشتر از دوره غارنشینی به تفکر سالم نیاز دارد؛ اما نمیتوان زنگ خطرها را نادیده گرفت. فرد ابتدا همه چیز را بررسی میکند و از احتمال بروز خطر آگاهی مییابد. اگر خطری وجود داشته باشد، لازم است با آن مقابله کند. چنانچه خطری وجود نداشته باشد یعنی زنگ خطر را اشتباهی احساس کرده باشد آن را خاموش یا کم کنید یا در نهایت آن را نادیده بگیرید.
کنترل استرس و مراقبت از خویش بسیار اهمیت دارد. مراتب مراقبت از خویش شامل این موارد است:
– کاهش یا حذف کافئین (قهوه، نوشابه، چای، شکلات)
– کاهش یا حذف شرایط استرس زا
– بررسی افکار ترسآور با دوستان قابلاعتماد
– پذیرش نیاز به مشاوره و رواندرمانی در مواردی که استرس، مشکلات اساسی در زندگی فرد به وجود آورده است.
– انجام تمرینهای روزانه
– اجتناب از داشتن روابط منفی
– اجتناب از مواجهه با برنامههایی که باعث افزایش استرس میشود (تحصیلات، قمار، کار زیاد، روابط نامشروع)
نگرش عملی و باورهای مثبت در مقابله با استرس بسیار مفید هستند. نگرشها و باورها میتوانند بر مکانیسم درونی کنترلکننده استرس تأثیرگذار باشند.
2-2-14 عصبانیت و راه های پیشگیری از آن
معانی لغوی عصب:
1- تافتن، پیچیدن- پیوستن- درخت پیچک- شاخه های درخت را به هم بستن
معنای پزشکی عصب:
2- تارهای سپیدی که مغز را با اجزاء مختلف بدن حیوانی مرتبط میسازد
معنای لغوی عصبانی:
منصوب به عصب، با زیادی الف و نون برای تأکید مانند روحانی- جسمانی- نورانی و…
اصطلاح پزشکی:
آنکه روحاً ناراحت است. کسی که تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی از دست داده است.
در واقع عصبانیت حالتی است که ما قادر به کنترل رفتار و حرکات خود نیستیم و تنفر یک حالت شرطی بسیار بد ایست که به ذهن ما خطور میکند. تعریف دیگری که از عصبانیت شده است این است که: عصبانیت حالت فوق نارضایتی است. وقتی از پدیدهای یا چیزی خوشمان نمیآید عصبانی میشویم و بدین وسیله ناخشنودی خود را ابراز میکنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل میتواند مثبت یا منفی باشد (همان منبع).
علل عصبانیت (طبق بارش افکار اعضای کانون قلم):
سرخوردگی
محرومیت
تنبیه
تهدید
تمسخر
تحقیر
سروصدا
حل مسائل
عجز
وقتی دیگران مانع ارضای ما میشوند
حس برتراندیشی دیگران
مقاصد شر و انگیزههای پنهانی دیگران
وقتی زیاد اشتباه میکنیم
سرد و غیر حساس بودن دیگران
وقتی نیازهای ما نادیده گرفته میشود
راه حلهای جلوگیری از عصبانیت:
1- پاککردن صورت مسأله
2- نگاهکردن به آیینه
3- قدم زدن
4- فکر عواقب کار بودن
5- ایمان
6- دین (مثال مالک اشتر)
7- شنا
8- خارج شدن از محلی که باعث عصبانیت شده
9- اعتماد به نفس
2-2-14-1 عصبانیت و راهحل آن
جنون، شکل پیشرفته عصبانیت است. هراس بیجهت مانند ترس است، حالتی که در آن ما حتی فاقد کنترل رفتار و دنیای اطرافمان هستیم. تنفر حالت شرطی بسیار بدی از یک فرد است که در فکر ما به وجود میآید، از تماس با او اجتناب میکنیم و ممکن است بدترین چیزها را برای او آرزو کنیم، شاید حتی امیدوار باشیم که او مصیبتی را تجربه کند. هر سه هیجانی که در اینجا نام برده شد، هرکدام به شکلی است که در اینجا آنها را بهطور ساده عصبانیت خواهیم نامید.
هیجانات ثانویهای در حواس ما وجود دارند که از هیجانات دیگر ناشی میشوند، از قبیل: آسیب دیدن، ترس، گناه، ظلم، یأس و غیره. به طور کلی ما توسط دو باور کنترل میشویم:
1- ما باور داریم که باید بعضی چیزها را داشته باشیم که دیگران مانع از این شدهاند که ما آنها را داشته باشیم. این موارد میتواند چیزهایی مانند: خواب، غذا، پناهگاه، آسودگی فکر، همسر یا اشخاص دیگری که ما به آنها وابسته هستیم باشد. بعضی از عصبانیتهایی که ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یک فرافکنی از احساس عصبانیت نسبت خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیتها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم.
2- ما باور داریم شخصی که ما درباره او احساس عصبانیت داریم مسئول این ماجرا است، برای این که ما اینگونه درک میکنیم. ما باور داریم که اگر آن فرد نبود، ما بدبخت نبودیم؛ آن مرد یا زن مسئول درد و بدبختی ماست. عصبانیت همچنین میتواند شروعی باشد که دلالت دارد بر تغییر اساسی در یک فرد یا حتی در تمامی یک جامعه. عصبانیت میتواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما میشود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، میتوانیم قدرت و عزت نفس خودمان را بدست آوریم. نیاز ما با عصبانیشدن نسبت به دیگران، برآورده نمیشود. ما میتوانیم یاد بگیریم که این انرژی را به طرق غیرخشن اظهار کنیم. تکنیکهای گوناگونی برای تخلیه هیجانی این انرژی وجود دارد که به هیچوجه به طرف دیگران صورت نمیگیرد. همچنین مواردی وجود دارد که ما به منظور گرفتن نتیجه به عنوان این که مسئول هستیم ممکن است نیاز به اظهار عصبانیت داشته باشیم. میتوانیم این کار را بدون این که دیگران را فریب دهیم یا به آنها آسیب برسانیم انجام دهیم. تنفر از دیگران براساس ضعف و تاحدودی جبران قابلیتها است. یک شخص قوی به ندرت متنفر میشود.
ما عصبانیت خودمان را تا اندازهای تشخیص میدهیم، بیان میکنیم، راه های غیرمضر ابراز آن را شرح میدهیم، و انرژی آن را در جهت مثبت، به سوی قدرتمند شدن خودمان و تغییر اجتماعی متمرکز میکنیم (براهنی،1370،ص105).
اگر ما بتوانیم در آن موقعیتها خودمان را درک کنیم و بپذیریم، ممکن است دیگران را هم درک کنیم و بپذیریم. اعمال مثبتی را که پیش از عصبانیت یا تنفر میتوانیم انجام دهیم عبارت اند از:
1- آیا ما میتوانیم شخص دیگری بشویم؟ ویژگیهای منفی و ضعفها را بشناسیم. همه ما عیوبی داریم و لحظاتی وجود دارد که ما به دیگران احترام نمیگذاریم و آنها را دوست نداریم.
2- اگر ما اعتقاد داشته باشیم که اتفاقات تصادفاً رخ میدهند و اینکه آنچه را در هر لحظه برای روند ترقی خود نیاز داریم به درستی در زندگی معین کنیم، قادر خواهیم بود مسئولیت آنچه را که اتفاق میافتد بر عهده بگیریم و دیگران را مقسر ندانیم.عصبانیت میتواند منبعی از انرژی باشد که صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان کردن و شرحدادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، میتوانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، ما میتوانیم یاد بگیریم.
3- ما نیاز به درک این مطلب داریم که تنها خالق حقیقت خودمان هستیم و این که مجذوب زندگی هستیم و دیگران با آنچه که ما در درون خودمان احساس و فکر میکنیم و با آنچه ما یاد میگیریم هیچ شباهتی ندارند.
4- ما میتوانیم انرژی خود را به سوی تغییردادن یا خنثیکردن آنچه که ما را عصبانی میسازد هدایت کنیم.
5- ما میتوانیم ویژگیهای منفی و ضعفهایمان را بشناسیم و بفهمیم و بنابراین درک بهتری از دیگران داشته باشیم.
6- ما میتوانیم بخشیدن را یاد بگیریم و دیگران و خودمان را به صورتی که هستیم دوست داشته باشیم (براهنی،1370، ص106).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-15 اضطراب عامل مرگ بیماران قلبی است
پژوهشگران آمریکایی دریافتند اضطراب طولانی مدت برای مبتلایان به بیماریهای قلبی کشنده است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از پایگاه خبری نیوکرالا، در این پژوهش محققان دانشکده پزشکی هاروارد با بررسی 516 بیمار قلبی دریافتند، اضطراب شدید و طولانی مدت احتمال بروز حمله قلبی ناشی از آن را افزایش میدهد. بنا به این گزارش، این پژوهش نشان میدهد این احتمال در بیماران قلبی تقریباً2 برابر افزایش مییابد. همچنین در این پژوهش آمده است: مدت زمانی که پزشک و خانواده بیمار با وی هستند مهمترین عامل در جلوگیری از اضطراب این بیمار است و به عبارتی دیگر هرچه بیمار با خانواده و پزشک تعامل بیشتری داشته باشد وضعیت سلامتی وی بهتر میشود و اضطراب کمتری خواهد داشت (پورافکاری،1375،ص51).
بر اساس این گزارش، محققان این پژوهش به مدت زمان اضطراب بیمار تأکید زیاد دارند و اعلام کردند رابطه مستقیمی بین زمان اضطراب و بروز سکته در فرد مشاهده میشود.
تحلیل قوای روانی معلم سه عامل اساسی دارد:
– فرسودگی نگرشی
– فرسودگی جسمی
فرسودگی هیجانی
فرسودگی نگرشی، به فقدان اشتیاق به کار و پایین بودن حس رضایت از آن اطلاق میشود.
فرسودگی جسمی، بیشتر اوقات به خستگی معلمان زن در مدرسه اطلاق میشود. آنها معمولاً اظهار میکنند که در پایان یک روز کاری، کاملاً تهی از انرژی هستند.
در حالت فرسودگی هیجانی، حفظ اساس مثبت در طول یک روز کاری، برای معلمان زن دشوار میشود.
احساس غالب بر آنها در طول روز، تمایل شدید به چشم پوشی از انجام مسئولیت هاست. هیجان غلب در این حالت، معمولاً افسردگی است.
2-2-16 شخصیت تیپ آ
معلمان زن دارای شخصیت تیپ (آ)، ناشکیبا و پرخاشگر هستند، تمایل شدیدی به انجام شدن کارها و گرایش به قبول کار زیاد دارند. این معلمان زن در تقابل با گروه دارای شخصیت تیپ (ب) هستند که نگرشی آسانگیر و راحت نسبت به زندگی دارند. شخصی که در گروه شخصیت تثپ (آ) قرار داشته باشد، احتمالاً به 10 پرسش زیر، پاسخ میدهد:
آیا اغلب کارها (مانند غذا خوردن، صحبت کردن و راه رفتن) را با سرعت زیاد انجام می دهید؟
آیا معمولاً وقتی مشغول به کاری هستید، مضطرب میشوید و میخواهید کار را سریع تمام کنید و به کار بعدی بپردازید؟
آیا وقتی در حال استراحت هستید احساس گناه میکنید، گویی همیشه کاری هست که باید انجام دهید؟
آیا فکر میکنید نماینده شدن کار سختی است؟
آیا از نظر جسمی فردی تنیده و ابرازگر هستید؟
آیا سخن فردی را که وقت زیادی را صرف توضیح یک موضوع میکند، قطع میکنید؟
آیا همیشه شتابزده هستید؟
آیا وقتی به صحبت شخص دیگری گوش میکنید با انگشتانتان ضرب میگیرید؟ استرس و شخصیت با یکدیگر مرتبطند.
افراد دارای تیپ (آ) به این دلیل به میزان زیادی مستعد استرس هستند که کار زیادی را متعهد میشوند و در نتیجه خود را تحت فشار قرار میدهند.

شخصیتهایی که عوامل بیرونی بر آنها کنترل دارند.
اشخاصی که عوامل بیرونی بر آنها کنترل دارند احتمالاً به 10 پرسش زیر پاسخ مثبت میدهند:
آیا فکر میکنید اغلب اتفاقهای مهم زندگیتان شانسی هستند؟
آیا فکر میکنید افراد زیادی وجود ندارند که بتوانند در مسائلی که بر آنها اثر میگذارد تغییر ایجاد کنند؟
آیا فکر میکنید به دست آوردن شغل خوب اساساً شانسی است؟
آیا فکر میکنید مردم نمیتوانید تأثیر چندانی در تصمیمات دولت داشته باشند؟
آیا فکر میکنید نمره دانشآموزان، ربطی به تلاش آنها ندارد؟
آیا فکر میکنید هرچه تلاش میکنید، نمیتوانید بعضی از افراد را وادار کنید تا شما را دوست بدارند؟
آیا فکر میکنید هر اتفاقی که قرار است رخ دهد، رخ میدهد؟
آیا فکر میکنید بیشتر تصمیمات زندگی را باید با شیر یا خط، گرفت؟
آیا فکر میکنید نمیتوانید بر روند زندگیتان کنترل داشته باشید؟ آیا فکر میکنید نمره های امتحانی گاه خیلی غیرمنصفانه هستند؟
شخصیت نوروتیک
معلمان زنی که شخصیتی نوروتیک دارند شدیداً مستعد نگران شدن هستند. آنها مدتی طولانی به مشکلاتی فکر میکنند که فرضی هستند و ممکن است با آنها مواجه شوند فردی یا شخصیت نوروتیک احتمالاً به 10 پرسش زیر، پاسخ مثبت میدهد:
آیا گفتگو با غریبهها برایتان دشوار است؟
آیا زود رنج هستید؟
آیا بر اثر هجوم افکار به ذهنتان، بیخواب میشوید؟
آیا از بدشانسیهای احتمالی نگران هستید؟
آیا اغلب مغموم و افسرده هستید؟
آیا به سردرد و دردهای دیگر مبتلا هستید؟
آیا در مکانهایی مثل آسانسور، قطار یا تونل، عصبی میشوید؟
آیا فاقد اعتماد به نفس هستید؟
آیا اغلب در حضور مافوق خود خجالت میکشید؟
آیا از تجربیات تحقیرآمیز به مدت طولانی و به شدت رنج میبرید؟
افرادی که در برابر استرس مقاوم هستند تعادل دارند.
روشی آرامش بخش دارند.
از قبول کار زیاد خودداری میکنند.
معتقدند که میتوانند به طرز مؤثری با مشکلات خود مواجه شوند.
کارهایی که مدارس میتوانند برای به حداقل رساندن استرس انجام دهند.
همانطور که معلمان زن میتوانند برای کاهش استرس خود، به عملکردهایی خاص اقدام کنند، مدیران مدارس هم میتوانند برای تضمین اینکه میزان استرس کارکنان در حد نازلی باقی بماند، کارهای بسیاری انجام دهند. «کمیته مشورتی خدمات آموزشی» در سال 1998، تعدادی از حیطه های نقش مدیران را در کاهش استرس معلمان زن، اینگونه مشخص ساخته است.
– حل مسئله به صورت گروهی
– ایجاد و رشد فرهنگ حمایتگرانه
– مطلع سازی و آموزش
– خدمات بهداشت حرفهای
– طرحهای کمک به کارکنان
در سال 1988، اداره آموزش بهداشت توصیههای زیر را برای کاهش استرس معلمان زن ارائه کرد:
– تدوین تعاریف روشن از شغل که به دور از ابهام باشد.
– فراهم ساختن برنامههای معارفه برای کارمندان جدید و معلمان زن با تجربه که به مدارج شغلی بالاتر ارتقاء یافتهاند.
– تدارک دیدن روش های ثمربخشی برای انتخاب معلمان زن
– فراهم کردن امکان رشد مستمر برای کارکنان
– بهبود محیط کار از نظر فیزیکی، برای مثال کاهش میزان سر و صدا.
– تشویق هر مدرسه برای خودگردانی تمام و کمال، و برنامهریزیهای خاص برای کاهش استرس و در صورت لزوم، استفاده از رهنمودهای شخصی متبحر.
– بررسی و مشخص کردن نقش مسئولان آموزش محلی با هدف کاهش دادن تعلل ها و درماندگیهای ناشی از نامشخص بودن نقشها، کاغذ بازیهای غیر ضروری و بهبود هماهنگی بین مسئولان و مدارس.
مدرسه سالم
یک روش خوب برای درک چگونگی کمک به معلمان زن به منظور کاهش استرس در آنها، این است که ببینیم از نظر آنان ویژگیهای یک مدرسه سالم در چیست.
این ویژگیها به قرار زیر است:
-بین همکاران ارتباط خوبی وجود دارد.
-حسن تشریک مساعی قدرتمندی وجود دارد.
– تصمیمگیری مدیران برمبنای مشورت است.
– در زمینه ارزشها و ضوابط اصلی، توافق عام وجود دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *