دانلود پایان نامه با موضوع کودکان استثنایی

Posted on

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

واقع شده است (آزاد، 1372، ص101).
از دیدگاه دکتر فرومن زرنتال در سال 1980 از طریق سازمان بهداشت جهانی تبیین خاصی را ارائه داده است که در خلال ساعات تاریکی نحوه کاجی (اپی منیر) که دارای ساختار بسیار کوچکی در پایین مغز است، هورمونهای ملاتونین ترشح میکند که با خواب آلودگی و سستی و بیحالی در ارتباط است و نور مانع ترشح این هورمون میشود در افراد بهنجار این تعادل حفظ میشود و برای درمان توصیه به بیمار که در معرض نور قرار گیرد چند جلسه نور درمانی بهبود مییابند. (آزاد،1372، ص101).
2-2-6-13 افسردگی در دانشجویان
افسردگی در بین این گروه بسیار شایع است در حدود 78% از دانشجویان دانشگاه از بعضی نشانه های مرض افسردگی رنج میبرند 46% از دانشجویان تا آن اندازه دچار افسردگی شدید هستند که به بعضی کمکهای مناسب تخصصی نیازمندند (شکوهی، 1386، ص 51).
2-2-6-14 افسردگی در زنان
همه آنچه که در این یادداشت خواهید خواند چیزی نیست جز شرح کلی از دستهای از زنان که از افسردگی رنج برده و در دل خود از لحظه های تلخ و طویل و کشنده افسردگی در رنجاند و نیز هشداری برای آنان که افسرده نیستند اما افسردگی – این سرماخوردگی دردناک روانپزشکی – در کمین آنهاست. با این که به کرات پیرامون افسردگی گفتهایم و نوشتهایم و شنیدهایم ولی این بار می خواهیم نگاه دقیقتری به آن بیندازیم. آمارها نشان می دهد که حدود 75 درصد موارد بستری در بیمارستانهای روانی را انواع افسردگیها تشکیل میدهند و به دلایلی افسردگی در زنان دو برابر مردان است. عوامل زیستی و وراثتی، شخصیت فرد و عوامل محیطی در بروز افسردگی دخیل هستند و شیوه زندگی، شرایط بیولوژیک و عوامل خاصی مانند تولیدمثل، هورمون‌های ژنتیک، بارداری، زایمان و یائسگی در افسردگی تأثیر دارند (یوسف زاده،1390،ص30).
زنان به ‌علت حساسیت‌های بالا، زودرنج ‌بودن، عاطفه شدید و توجه زیاد به جزئیات ، بیشتر در معرض احساسات و هیجانات منفی و بالاخره افسردگی هستند. همچنین از دیگر عواملی که زنان را به سمت افسردگی سوق می‌دهد، می‌توان به استرس و فشارهایی که در بیرون از محیط خانه تحمل می‌کنند، اشاره کرد. زیرا امروزه به‌ علت هماهنگ نبودن وظایف همسری با وظایف مادری از یک سو و اشتغال زنان از سوی دیگر، فشار روحی مضاعفی به آنها وارد می‌شود. استرس‌های ناشی از عوامل محیطی، مشکلات اجتماعی و خانوادگی، تعصبات خاص فرهنگی و نبود شرایط تفریحی مناسب را از دیگر عوامل تشدید کننده افسردگی زنان و حتی مردان میتوان برشمرد (مهریان،1385، ص64). افسردگیهای فصلی نیز گاهی به صورت غمگینی، ناامیدی و در خود فرورفتگی گروهی از زنان را به خود مبتلا میکند. به طور کلی درست است که زنان دو برابر مردان مبتلا به افسردگی میگردند اما این افسردگی به شکل واحدی ایجاد نمیگردد و به انحاء مختلف و علل گوناگون می تواند در یک زن ظهور پیدا کند برای مثال:
افسردگی پس از زایمان یکی از رایجترین احساسهایی است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس میکنند. اختلالات افسردگی، نوسانات خلقی و هیجانهای مکرر و استرسآور این دوران کاملاً طبیعی و عادی و البته موقت است. هر چند برای برخی از زنان علایم قدری پایدارتر، جدیتر و طولانیتر است، اما معمولاً بین 6 – 3 هفته بعد از زایمان به تدریج کاهش مییابد و به ندرت طولانی مدت (برای مثال یک سال) میشود. سندرم پیش از قاعدگی و یا همان افسردگی ناشی از پریودهای ماهیانه نیز یکی دیگر از افسردگیهای رایج در بین زنان است که معمولاً در بین روزهای 10- 7 پریود به طور کوتاه مدت ظاهر میشود. علت اصلی این نوسان خلقی ترشح هورمونهای زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوی آنها میشود (ارشادی،1384، ص56).
این سندرم در 7 – 5 درصد زنان مشاهده میشود و دارای علایم بسیار گوناگونی است. در برخی به صورت بیحوصلگی، خلق پایین و گرفتگی و در برخی دیگر همراه با دردهای جسمانی (مثل سردردهای شدید میگرنی) گزارش میشود. افسردگیهای فصلی نیز گاهی به صورت غمگینی، ناامیدی و در خود فرورفتگی گروهی از زنان را به خود مبتلا میکند. اختلال افسردگی دو قطبی نیز یکی دیگر از انواع اختلالات افسردگی است که علایمی از شیدایی – افسردگی حاد در طول دورهای مشخص دارد. زمانی که فردی در چرخه افسردگی به سر میبرد، تمامی علایم خلق پایین (مثل کمبود اشتها، بیخوابی، احساس درماندگی و عدم لذت) را دارد و زمانی که در چرخه شیدایی به سر میبرد، تمامی علایم شیدایی را (مثل پرحرفی، هجوم افکار، افزایش توان جسمی، فعالیت زیاد و پرانرژی بودن) از خود نشان میدهد. در هر حال افسردگی به هر دلیلی که در یک زن یا دختر ایجاد میشود دارای تأثیراتی در بعد خانواده و اجتماع خواهد بود (یوسف زاده،1390،ص30).
پژوهشگران بر این باورند که تغییرات هورمونی و بیوشیمیایی مغز در بدن برخی زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگی در آنان میشود که بهتدریج نیز با پایان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بین میرود. این افراد بیش از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی بالینی هستند. باید توجه داشت که یک زن افسرده نمی‌تواند فعالیت‌های زندگی خود را بهخوبی انجام دهد و با فرزندان و همسر خود ارتباط مناسب داشته باشد. از طرفی فرزندان نیز تحت تأثیر این حالات روحی مادر، تفکر منفی پیدا می‌کنند و نظام فکری آنها مبتنی بر بدبینی رشد می‌یابد و این امر بر فعالیتهای مدرسهای، رفتار و بازی با همسالان تأثیر منفی بر جای خواهد گذاشت. ضمن آنکه منشاء بسیاری از اختلافات خانوادگی و جدایی‌ها به افسردگی زنان و دختران برمی‌گردد (ارشادی،1384،ص55).
افسردگی ابعاد بسیار گسترده‌ای دارد و در طرز تفکر افراد به جهات مختلف اثر می‌گذارد. ممکن است بسیاری از رفتارها از فرد سر بزند اما احساس نکنیم که ناشی از افسردگی است، چه بسیار دختران افسردهای که از خانه و مدرسه فرار می‌کنند یا دست به اعمال خلاف شئون اجتماع، خشونت، قتل و خودکشی می‌زنند. در این زمینه مطالعات نشان داده که پدر، همسر و بهطور کلی افرادی که نقش جنس مخالف را در زندگی افراد دارند، در ایجاد افسردگی مؤثر هستند و ازدواجها و زندگی‌های تحمیلی و ظلم به زنان در محیط خانواده نیز زنان را افسرده خواهد کرد. استرس‌های ناشی از عوامل محیطی، مشکلات اجتماعی و خانوادگی، تعصبات خاص فرهنگی و نبود شرایط تفریحی مناسب را از دیگر عوامل تشدیدکننده افسردگی زنان و حتی مردان میتوان برشمرد. ناهماهنگی بین ارزش‌های اجتماعی و ارزش‌های حرفه‌ای زنان شاغل می‌تواند عامل دیگری در تشدید افسردگی آنها باشد. همچنین بی‌اعتنایی به ارزش‌های اخلاقی در خانواده در افزایش ابتلای زنان به افسردگی موثر است چرا که اگر در محیط خانواده آرامش، صمیمیت و تفاهم بیشتری بین زن و مرد باشد و به ارزش‌های اخلاقی بی‌اعتنایی نشود، میزان ابتلا به افسردگی کاهش مییابد. افسردگی زنان را نباید نادیده گرفت، چرا که فرزند سالم از خانواده سالم زاییده می‌شود و با توجه به اینکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می‌دهند و بدون آنها نهاد خانواده در معرض آسیب قرار می‌گیرد، پس توجه به سلامتی آنان مقوله مهمی است که باید به آن توجه شود (اناری،1383،ص25).
2-2-7 درمان افسردگی براساس نظریه یادگیری
لوین سوهن و همکارانش سخت و کوشش میکنند تأثیر متقابل و شخص بین فرد و محیط در رویدادهای مرتبط یا افسردگی را به دقت تعیین نمایند به یک گام در این راه عبارت است از مشاهده شخص در خانواده بهعنوان قسمتی از ارزیابی اولیه. مراجع را نسبت به این اندیشه آگاه می سازد که افسردگی به تأثیر متقابل شخص با دیگران و محیط ربط دارد و نیز به درمانگر یک راه سودمند و به نسبت خالی از تعصب از نحوه کسب اطلاع درباره گفتار مراجع کسانی دیگر در محیط نشان میدهد ابزارهای دیگر که در درمان بر پایه یادگیری مورد استفاده واقع میشود عبارت است از فهرستی از رویدادهای خوشایند و ناخوشایند (پورافکاری،1373،ص54).
2-2-8 انواع درمانهای افسردگی
شناخت درمانی
رفتاردرمانی
درمان بین فردی (IPT)
رواندرمانی تحلیلگرا
رواندرمانی حمایتی
گروه درمانی
رواندرمانی خانواده
2-2-8-1 شناخت درمانی:
متکی بر اصلاح دگرگونیهای مزمن در تفکر، که به افسردگی منجر گردیده خصوصاً از دید شناختی: احساس درماندگی و نومیدی در مورد خود آینده خود و گذشته خود.
درمان کوتاه مدت با درمانگر متعادل و تکالیف خانگی برای آزمایش و اصلاح شناختهای منفی و مفروضات ناخود آگاه که زیر آنها پنهان است.
2-2-8-2 رفتار درمانی:
متکی بر اصول نظریه یادگیری (شرطیسازی کلاسیک و عامل) معمولاً کوتاهمدت و بسیار سازمانیافته، که معطوف رفتارهای خاص نامطلوب محدود است روش شرطیسازی عامل تقویت مثبت ممکن است مکمل مؤثری در درمان افسردگی باشد.
2-2-8-3 درمان بین فردی
بهعنوان یک روش کوتاه مدت اختصاصی برای افسردگی بیماران غیر دو قطبی و غیر پسیکوتیک و سرپائی بهوجود آمد. در این روش درمان تأکید بر مطالب بین فردی جاری است تا پویائیهای درون روانی ناخود آگاه.
2-2-8-4 رواندرمانی تحلیلگرا
درمان بینشگرا با طول مدت نامعین معطوف به کسب آگاهی از انگیزهها و تعارضهای ناخودآگاه که ممکن است سوخت رسان و دوامدهنده افسردگی باشند.
2-2-8-5 رواندرمانی حمایتی
درمانی با طول مدت نامعین معطوف به حمایت روانی بیمار، خصوصاً در بحرانهای حاد، سوگ یا در دورههایی که بیمار از یک دوره افسردگی به در میآید اما هنوز قادر به درگیری با درمانهای پرتوقع و تعاملی نمیباشد کاربرد دارد.
2-2-8-6 گروه درمانی
برای بیماران دچار افسردگی حاد و انتحاری جایز نیست سایر بیماران افسرده ممکن است بتوانند از حمایت تخلیه هیجان و تقویت مثبت گروه و نیز از تکامل بین فردی و اصلاحات فوری دگرگونیهای شناختی و انتقالی سایر اعضاء گروه بهرهمند گردند.
2-2-8-7 رواندرمانی خانواده
خصوصاً زمانی به مورد است که افسردگی بیمار ثبات خانوادگی را به مخاطره میاندازد یا وقتی افسردگی به رخدادهای خانوادگی مربوط است و یا وقتی افسردگی را الگوهای خانوادگی تقویت نموده یا دوام میبخشد. (پورافکاری1374)
2-2-9 تعریف کودکان استثنایی

همواره یکی از دلایل اینکه ما نمیتوانیم اطلاعات مربوط جامعی در مورد کودکان و دانشآموزان استثنایی بدست آوریم این است که معمولاً وقتی با یک کودک استثنایی مواجه میشویم ذهن ما به خاطر انباشتهشدن از غیرعادی بودن ذهنی و جسمی کودک پیشداوری مینماید و غالباً ویژگیهای خاصی که کودکان استثنایی از قبیل نابینایی- ناشنوایی- کمتوان ذهنی دارند مشخصهی اصلی در زندگی آنها می گردد و متاسفانه علیرغم آنچه گذشت فقط به واسطه این ویژگیها به معلمان زن – همسالان و حتی پدران و اکثر مربیان ما نیز دچار همین اشتغال قبلی ذهنی میشوند و بالطبع و مادران شناخته میشوند و بس پیشداوری و مشاهدات و آموزش خود را در مورد کودک و دانش آموزان استثنایی در کلاس درس آغاز مینماید کودک استثنایی اول یک کودک است. (انسان است) و بعد کودکی است با خصوصیتها و تفاوتها و ویژگیهای استثنایی نسبت به همهی کودکان دیگر در واقع این ویژگیها و تفاوتهاست که مربیان و مشاوران و معلمان زن با آن سروکار دارند و این تفاوتها هستند که پدران و مادران باید خود را با آن سازگار و هماهنگ نمایند. با توجه به این تفاوتهاست که تأمین وسایل آموزش و پرورش برای همه در قانون اساسی جمهوری اسلامی تشریح شده است یکسان نبوده و… در حقیقت همه افراد از نقطه نظر خصوصیات جسمانی – ذهنی – روانی- عاطفی و نسبت به همدیگر دارای تفاوتهای خاصی می باشند در واقع نه تنها هر فرد نسبت به افراد دیگر از نظر ابعاد مختلف جسمانی و ذهنی دارای تفاوت های ویژهای است. حتی بین تواناییها و استعدادهای مختلف (کلامی- فنی- هنری) هر فرد نیز تفاوت های مشهود موجود است از ترتیب دو فرد نسبت به از قبیل افراد دیگر استثنایی است و کلمه استثنایی به طور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمیتواند فقط به گروه های خاصی از افراد جامعه اطلاق شود. بنابراین همانگونه که در بالا اشاره دارد کلمه استثنایی نمایانگر انواع ویژگیها و تفاوتها بوده و هر کودک و دانشآموزش نسبت به دانشآموزش و کودک دیگر میتواند استثنایی باشد…. میتواند از نظر جسمانی- روانی- اجتماعی اقتصادی و آنچه که ما اصطلاحاً «کودک استثنایی» میگوییم غالباً بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی به میزان قابلتوجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت میباشد که نمیتواند به نحوی مطلوب حداکثر استفاده را از برنامهی آموزش و پرورش عادی ببرد و ناگزیر نیازمند توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العادهای میباشد(مهریان و یوسفی،1385،ص27). دانشآموزان کمتوان ذهنی دانشآموزانی هستند که هوش بر آنها دو انحراف معیار پایینتر از حد استاندارد یعنی حدود 50تا 70 درصد میباشد (کافمن – خالان –ترجمه مجتبی جوادیان – 1374 ص56 )
این دانشآموزان ممکن است دارای معلولیتها و اختلالات گفتاری – رفتاری که امروزه تحت عنوان دیرآموز یا دانشآموزان با نیازمندیهای ویژه تلقی میشوند و با توجه به نیازمندیهای خاصشان در مدارس ویژه ( استثنایی ) تحصیل میکنند ( پیشنمازی 1371 ص281).
این دانشآموزان انواع ناتوانیها و مشکلات جسمی و روانی با خود و خانوادشان دارند. این گروه از دانشآموزان با همتایان عادی خود و به گفته بیدی (1381- ص179 ) به دلیل تجربه شکست ناشی از محدودیتهای جسمی و ذهنی به رشد قابل قبولی رسیدهاند.
2-2-9-1 تعریف آموزش و پرورش استثنایی
مفهوم آموزش و پرورش استثنایی به نحوی که هر کودک به اندازه توانایی و ظرفیتش آموزش ببیند آموزش و پرورش استثنایی در رابطی است که میزان تفاوتهای جسمانی و ذهنی و رفتاری برخی از دانشآموزان با دیگران از قبیل نارساییهای بینایی- شنوایی و گویایی و ویژگیهای ذهنی- ناسازگاری با محیط و غیره… به حدی است که تعلیم و تربیت آنها همراه و همشکل با دیگر همسالان آنها بدون ایجاد تغییرات مطلوب در برنامهها و روشها و تجهیزات و وسایل آموزشی نمیتواند مؤثر و مفید باشد. آموزش و پرورش استثنایی به جنبههایی از تعلیم و تربیت گفته میشود که جنبه های استثنایی از ویژگیها و تفاوتهای فردی و فوقالعاده در آن رعایت شده باشد (وفایی،1377،ص33).
مقدار و نوع آموزش و پرورش ویژهای که کودکان استثنایی بدان نیاز دارند بستگی به عوامل متعددی از جمله درجه و چگونگی تفاوتی است که با دیگر کودکان همسال خود در تواناییها و استعدادها و رشد طبیعی دارد. هرچه میزان تفاوت و اختلاف در رشد تواناییها بیشتر باشد نیاز به آموزش و پرورش استثنایی بیشتر خواهد بود عدم تعادل و هماهنگی بین جنبههای مختلف رشد در کودک و همچنین تأثیری که ویژگی ذهنی و جسمی به جنبههای مختلف کارایی و بروز استعدادهای وی میگذارد. از عوامل بسیار مهمی است در تعیین چگونگی برنامههای آموزش و پرورش استثنایی با قبول اصل تفاوت های فردی شاید سزاوار باشد که بگوییم برای همه کودکان به طور اعم و برای کودکان که دارای تفاوت های محسوستری هستند (استثنایی) به طور اخص نیاز به برنامههای آموزش و پرورش استثنایی داریم (اسماعیلی،1377).
2-2-10 علل افسردگی معلمان زن :
ایزوله بودن و یا احساس تنهایی معلمان زن: معلمان زن معمولاً انسانی هستند که از طرح مشکلات حرفهای خود یا همکاران طفره میروند و حاضر نیستند در جریان مشکلاتی که در کلاس درس برایشان پیش میآید قرار گیرند بنابراین سعی میکنند در کمال خونسردی در سکوت و آرامش مسائل خود را حل کنند.
فرار از حرفهی معلمی: بیشترین فشار و سختی که معلمان زن در طول زندگی حرفهای خود تحمل میکنند در سالهای اول و دوم است به همین جهت بالاترین میزان افت و افسردگی را در میان معلمان زن تازه کار دیده میشود.
محدودیت شغلی: که گاهی معلمان زن را ناگزیر میکند سالها در یک مقطع آموزشی کار کنند
محدودیت اجتماعی: به این معنا که معلمان زن چون موقعیت الگویی دارند نمیتوانند در هر جمع و گروهی شرکت کنند
محدودیت علمی و تجربی: همیشه کار کردن با یک گروه که سن و سال کمی دارند.

  نمونه پایان نامه :نیازهای روانی

دیدگاهتان را بنویسید