رابطه مذهب با فرسودگی شغلی

Posted on

رابطه مذهب با فرسودگی شغلی :

داشتن معنا در زندگی ،امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکل زا ،بهره مندی از حمایتهای اجتماعی و معنوی ،احساس تعلق داشتن به منبعی والا همگی از جمله روشهایی هستند که کارکنان ادارات و معلمان با دارا بودن آنها می توانند در مواجهه با حوادث آسیب رسان ،مصائب ومشکلات شغلی فشار کمتری را متحمل شوند و سلامت روان خویش را در حد بهینه حفظ نمایند . معلمانی که دارای سلامت روان بالاتری باشند و با هدفمندی و امید در مدرسه حاضر شوند بهتر می توانند به فعالیت پرداخته به دانش آموزان خدمت کنند (بابلی،1378).

مذهب می تواند به عنوان یک منبع مقابله با تنیدگی های زندگی مورد توجه قرار گیرد .پارگامنت معتقد بود که افراد در خلاء وبدون منابع با رویدادهای تنشگر زندگی روبرو نمی شوند بلکه آنان به سیستم باورها و اعمالی تکیه می کنند که عواطف ناشی از موقعیتهای دشوار را کاهش می دهد . ضمن آن که فرد می تواند آنچه در حال وقوع است را به خواست خداوند که می خواهد او را مورد امتحان قرار داده تا به او مطلبی را بیاموزد نسبت دهد و یا موقعیتها و شکستهای روز مره را به عنوان پاداش یا تنبیه الهی در نظر بگیرد (یگانه، 1392).

در مجموع رابطه بین مذهب وروانشناسی سازش یافتگی در پژوهشهای مختلف یافته های متناقضی در پی داشته است .برخی پژوهشها این رابطه را به گونه ای منفی ارزیابی نموده اند. مثلا الیس[1] از یازده شیوه مذهبی که از طریق آن مشکلات روانی وفرسودگی ایجاد می شود نام می برد گر چه وی بعدها موضع خود را مورد باز بینی و اصلاح قرار می دهد (الیس،1988).

  نقش ها و کارکردهای فرهنگ سازمانی

از سوی دیگر ارتباط پایبندی به مذهب با سلامت بدنی و روانی ، تأثیر مثبت باورها وآیین های مذهبی بر رضایت از زندگی ،جلوگیری از فرسودگی شغلی  و سبک زندگی دلخواه  و نیز نقش مهم و مثبت باورهای دینی محکم در ارتقای بهداشت روانی و پایداری عاطفی افراد ،کاهش تنش های روانشناختی و پیشگیری از رفتارهای پر خطر از جمله یافته هایی هستند که به وجود رابطه مثبت بین مذهب وسازش یافتگی روانشناختی اشاره نموده اند .

 

 

در همین خصوص پارگامنت با بررسی 130پژوهش گزارش نموده که 34 درصد پژوهشهای مرور شده توسط وی به رابطه مثبت بین مقابله مذهبی با سازش یافتگی وسلامتی بدنی و روانی اشاره داشته اند در حالی که 4درصد این رابطه را منفی ارزیابی نموده و62درصد مطالعات هیچ گونه رابطه ای بین این متغیرها گزارش نکرده بودند (پارگامنت[2]،1997).

به هر حال به نظر می رسد ابهام و تناقض موجود در یافته های مربوط به مذهب و سازش یافتگی روانشناختی می تواند ناشی از اندازه گیری ابعاد مختلف دینداری باشد .در این میان انگیزه های مذهبی افراد در قالب جهت گیریهای مذهبی درون سو و برون سو به عنوان دو عامل متمایز که می تواند دانش ما را پیرامون ارتباط میان وجود

باورهای مذهبی تأثیر به سزایی در استحکام خانواده ،دلگرمی به شغل ،رفتار با دیگران و سلامت روانی دارد .ایمان به خدا باعث می شود نگرش فرد به کل هستی هدف دار ودارای معنی باشد . عدم ایمان به خدا موجب می شود فرد انسجام و آرامش نداشته باشد و همین امر باعث ضعف اخلاقی و منشأ بسیاری از اختلافهای خانوادگی می گردد.ومعنویت به عنوان موضوعی خاص در علوم اجتماعی و تجربی مطرح است . معنویت به مثابه آگاهی از هستی یا نیرویی فراتر از جنبه های مادی زندگی است و احساس عمیقی از وحدت یا پیوند با کائنات را به وجود می آورد . معنویت و باورهای شخصی فرد که وی را در مقابله و تدبیر با مشکلات کمک کرده و به زندگیش مفهوم می دهد به عنوان یک بخش پذیرفته شده در فرهنگ معاصر جوامع بوده وبه صورت گسترده ای وارد عرصه مراقبت شده است .مطالعات نشان می دهد که اعتقادات مذهبی به شکل ویژه ای عادات و رفتار انسان را تحت تأثیر قرار داده و معنویت و باورهای روحانی با سلامت روان ارتباط دارد .به نظر می رسد که نماز ونیایش دارای اثرات مشابه تفکر و مراقبه بوده و اعتقاد به خدا و قدرت برتر ،بر کاهش استرس تأثیر داشته و باعث ارتقای سلامت جسمی و روانی می شود،از فرسودگی شغلی جلوگیری کرده  و احساس تعلق فرد به کل و به جهان بیشتر می شود (همتی، 1389) .

  تعریف باور و باورهای غیر منطقی از منظر روانشناختی

 

 

 

محققان اثرات مداخلات دینی در خیلی از پیامدهای روانی و جسمانی در سنین بالا تر را شناسایی کرده اند و بسیاری از آنها هم از نظر آماری معنا دارند وهم اثرات سودمندی در رابطه با سلامت جسمانی وروانی و ابعاد بهداشت روانی و بیماری روانی مانند رضایت از زندگی ،نشانگان افسردگی ،اضطراب مزمن ،دلتنگی ،شادمانی و مهارتهای مقابله ای دارند و رابطه دین و دین داری با قدرت تحمل مشکلات و افزایش تاب آوری در موقعیتهای بحرانی از قبیل خشکسالی،بحران اقتصادی و تبعیض نژادی را نشان می دهد(بیرمن،2008).

 

[1] – Ellis,A.

[2] – Pargament,K.L.