راهبردهای شناختی

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

قیاس‌گری، شبیه دانستن ذهن آدمی با کامپیوتر است که در نظریه خبرپردازی مورد استفاده قرار گرفته است.
نکته‌هایی که باید در قیاس‌گری مورد توجه قرار گیرد این است که در این روش همواره یک چیز آشنا (در مثال‌های بالا، تلمبه و کامپیوتر) به چیزی که قرار است آموخته شود (کار قلب یا ذهن انسان) تشبیه می‌شود.
علاوه بر روش های یادداشت برداری و قیاس‌گری، برای یادگیری موضوع‌های پیچیده می‌توان از راهبردهای دیگری نیز سود برد. واینستاین و هیوم(1998)، (به نقل از سیف 1380) موارد زیر را ذکر کرده‌اند: خلاصه کردن مطالب، آموزش دادن مطالب به دیگران، استفاده کردن از مطالب در حل مسائل، شرح و تفسیر و تحلیل روابط میان اجزای تشکیل دهنده یک مطلب.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2ـ3ـ1ـ 3ـ راهبرد سازمان‌دهی

سازمان‌دهی بهترین و کاملترین نوع راهبرد یادگیری و مطالعه است. سازمان‌دهی نوعی راهبرد بسط معنایی است، اما تفاوت آن با راهبردهایی که قبلاً توضیح داده شده این است که یادگیرنده در استفاده از راهبرد سازمان‌دهی، برای معنی‌دار ساختن یادگیری، به مطالبی که قصد یادگیری آن را دارد نوعی چهارچوب سازمانی را تحمیل می‌کند، اما چنین عملی در راهبردهای بسط و گسترش الزامی نیست. این چهارچوب سازمانی می‌تواند خاص اطلاعات جدید باشد (یعنی نوعی سازمان درونی)، یا اینکه مطالب موجود را به مطالب جدید ربط دهد (سیف، 1390).
روش‌ها و راهکارهای این راهبرد نیز به دو دسته تقسیم می‌شود یکی راهکارهای ویژه به تکالیف ساده و پایه و دیگر راهکارهای ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار.
الف) روش‌ها و راهکارهای ویژه تکالیف ساده و پایه
ساده‌ترین شکل سازمان‌دهی این است که اطلاعات را در دسته‌هایی قرار دهیم تا آنها را آسان‌تر یاد بگیریم و راحت‌تر به یاد آوریم. گنجایش حافظه کوتاه مدت یا حافظه فعال محدود است و بنابراین نمی‌توانیم در یک زمان بر تعداد زیادی ماده یادگیری تمرکز کنیم. وقتی که ماده‌های متعدد یادگیری را دسته‌بندی می‌کنیم از بار حافظه فعال خود می‌کاهیم و قدرت تمرکزمان را بیشتر می‌کنیم. همین امر علت اصلی تسهیل یادگیری از راه دسته‌بندی اطلاعات است. در واقع ما از مقدار اطلاعاتی که می‌خواهیم یاد بگیریم کم نمی‌کنیم بلکه از راه تقطیع، ماده‌های اطلاعاتی را محدود می‌سازیم. دسته‌بندی را می‌توان براساس تلفظ کلمات، ترتیب زمانی رویدادها و نظایر این‌ها انجام داد. همچنین برای این منظور می‌توان از مقوله‌های مختلفی مانند حیوانات، گیاهان، مواد معدنی و غیره استفاده کرد.
ب) روش‌ها و راهکارهای سازمان‌دهی ویژه تکالیف پیچیده معنی‌دار
دسته‌بندی محض مطالب به مقوله‌ یا طبقات بیشتر برای یادگیری موضوعات ساده یا پایه مفیدند. برای یادگیری موضوعات پیچیده‌تر باید از راهبردهایی استفاده شود که علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعال یا کوتاه مدت، به یادگیرنده کمک کند تا اطلاعات جدید را معنی‌دار سازد و به طریقی آنها را به حافظه درازمدت بسپارد که برای مصارف آتی در دسترسی و به راحتی قابل بازیابی باشند.
از جمله روشها یا تاکتیک‌های راهبرد سازمان‌دهی برای تکالیف پیچیده یادگیری می‌توان موارد زیر را برشمرد: (سیف، 1390).
1ـ تهیه سرفصل‌های یک کتاب: نظیر آنچه در فهرست مطالب کتاب‌ها دیده می‌شود. برای این منظور یادگیرنده باید اندیشه‌های اصلی و فرعی را به طور مختصر و با بهره گرفتن از کلمات و عبارات مهم به دنبال هم بنویسد.
2ـ تبدیل متن به طرح یا نقشه: یکی دیگر از روشها مربوط به راهبرد سازمان‌دهی تبدیل متن به طرح یا نقشه است. برای این منظور یادگیرنده ابتدا اندیشه یا مفهوم اصلی متن را مشخص می‌کند. بعد اندیشه‌ها یا مفاهیم فرعی وابسته به مفهوم اصلی را مشخص می‌کند. سپس این اندیشه‌های فرعی را به مفهوم اصلی وصل می‌کند. نتیجه یک طرح یا نقشه است که مفهوم اصلی در بالا یا وسط و اندیشه‌های فرعی در زیر یا پیرامون آن قرار می‌گیرند.
3- نقشه مفهومی: به یک بازنمایی تصویری و کلامی از مفاهیم و روابط میان آنها گفته می‌شود. هدف نقشه مفهومی این است که به یادگیرنده کمک نماید تا یک بازنمایی یا تصویر روشنی از آنچه قرار است آموخته شود درست کند.
4- طرح شعاعی: در این روش عنوان مطلب در وسط صفحه و در داخل کادر، و شاخه‌های اصلی نیز که از سایر نکات فرعی متمایز شده‌اند در پیرامون آن قرار می‌گیرند. محل استقرار هر نکته اصلی در اتصال به عنوان مطلب، متناسب با میزان مطالب هر شاخه تعیین می‌گردد. یکی از ویژگی‌های چنین طرحی این است که برای خواندن آن از هر طرف می‌توان شروع کرد، ولی تهیه کننده می‌تواند با علامتی، جهت حرکت چشم بر روی طرح را نیز مشخص کند.
5- طرح هرمی: این مدل از جمله طرح‌هایی است که دارای کاربرد خاص خود می‌باشد. این طرح به ویژه در مواردی که وجوه و نکات مشترکی بین شاخه‌های اصلی وجود دارد، به کار برده می‌شود. در این شیوه عنوان مطلب در رأس هرم قرار می‌گیرد و به تعداد نکات و شاخه‌های اصلی، خطوط به سمت پائین رسم می‌شوند که خط بیانگر یک شاخه اصلی است و نکات فرعی هر شاخه به همان شاخه وصل می‌شود. این طرح وحدت اندیشه‌ها را از طریق رابطه هر بخش با مطلب کلی نشان می‌دهد. ساختمان بیشتر مطالب غیرداستانی را می‌توان با این طرح نشان داد.
5ـ طرح همپوشی: این طرح در مواردی به کار می‌رود که وجوه مشترک میان مطالب بیشتر باشد. در این طرح عنوان مطالب یا مطالب بسیار کلی در جایی نوشته می‌شود که بخش مشترک تمام وجوه باشد.
طرح همپوشی ساختاری را نشان می‌دهد که در آن قسمت‌ها با یکدیگر تقاطع می‌کنند و دارای وجه اشتراک هستند. در این طرح سازمان مطالب از قسمت های کاملاً مشخص و مجزا درست نشده‌اند. مساحت‌های متقاطع نشان دهنده اختلاط اندیشه‌هاست که از این اختلاط سطوح بالاتر معنایی ایجاد می‌شود .
به طور کلی انواع راهبردهای شناختی و مصادیق آن در جدول (2-1) به طور خلاصه آمده است.
جدول 2-1- انواع راهبردهای شناختی و مصادیق آن (سیف ، 1390: 297 )
انواع راهبردهای شناختی
ویژه تکالیف ساده و پایه
ویژه تکالیف پیچیده
تکرار و مرور
چند بار روخوانی
چند بار رو نویسی
تکرار با صدای بلند
استفاده از تدابیر یادیار
انتخاب نکات مهم
خط کشیدن زیر مطالب
برجسته سازی قسمت هایی از کتاب
بسط و گسترش معنایی
استفاده از واسطه ها
تصویرسازی ذهنی
روش مکان ها
کلمه کلید
سرواژه
یادداشت برداری و خلاصه کردن
علامت گذاری و حاشیه نویسی
قیاس گری
بازگو کردن مطالب به زبان خود
آموزش مطالب آموخته شده به دیگران
شرح و تفسیر و تحلیل روابط
سازماندهی
دسته بندی اطلاعات جدید در قالب های مختلف از قبیل حیوانات، گیاهان و …

تهیه فهرست عناوین یا سرفصل ها
تبدیل متن درسی به طرح، نقشه و نمودار
دسته بندی اطلاعات جدید بر اساس مقوله های آشنا
استفادهاز طرح درختی برای خلاصه کردن اندیشه های اصلی یک مطلب
استفاده از نمودار گردشی برای توضیح و تشریح یک فرایند تولید پیچیده
نقشه مفهومی و الگوی مفهومی

بنابراین همانگونه که در جدول 2-1 مشاهده می شود، راهبردهای شناختی خود به سه دسته تکرار و مرور، بسط و گسترش معنای و سازماندهی تقسیم می شود که هر کدام از این زیر مقیاس ها نیز شامل راهبردهای ویژه ای برای تکالیف ساده و پیچیده است.
2ـ3 ـ2 ـ راهبردهای فراشناختی

راهبردهای فراشناختی به عنوان جنبه‌های خیلی مهم راهبردهای یادگیری شناخته شده‌اند. فلاول (1979) برای اولین بار در مقاله خود اصطلاح فراشناخت را مطرح کرد و آن را دانش فرد درباره فرایند های شناختی خود تعریف کرد. به گفته او راهبردهای فراشناختی، نظارت آگاهانه از راهبردهای شناختی فرد برای رسیدن به اهداف خاص است. به عبارت دیگر راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و هدایت آنها (استفان، گری، 2009). در نظر او فراشناخت هرگونه دانش یا فعالیت شناختی است که موضوع آن کنترل هر جنبه از اقدامات شناختی و تنظیم آن است. این مقوله از آن جه.ت فراشناخت خوانده می‌شود که معنای اصلی آن «شناخت در مورد شناخت» است. گمان می‌رود که مهارت‌های فراشناختی، نقش مهمی در انواع فعالیت‌ها از جمله رد و بدل کردن اطلاعات به صورت کلامی، ترغیب کلامی، نوشتن، فراگیری زبان، توجه، حل مسئله، شناخت اجتماعی و اشکال مختلف خودآموزی و کنترل خود ایفا می‌کنند (گارتلند و استروس نایدر، 2007).
فراشناخت به دانشی که فرد درباره فرایندهای شناختی‌اش دارد (مثل حافظه) و فعالیت‌هایی که شناخت را کنترل می‌کنند (مثل راهبردهای به کار گرفته شده برای تنظیم درک مطلب) اشاره دارد و فراشناخت در معنای دوم خواننده را قادر می‌کند که اولا تشخیص دهد که آیا متن را فهمیده است؟ (ارزیابی درک مطلب) و آیا گام‌های مناسب را برای دوباره به دست آوردن فهم مسئله‌ای که شناسایی شده است، برداش ته است؟ (تنظیم درک مطالب)، (رحمان، یاسین، سلام الدین و سورات، 2014).
بین راهبردهای شناختی و فراشناختی تفاوت های بنیادین وجود دارد. چنانچه بنابر نقل استفان، گری، (2009) از دمبو (1994) بین این دو راهبرد ها تفاوت های زیادی وجود دارد:
برحسب نظام خبرپردازی، راهبردهای شناختی به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات تازه را به منظور پیوند دادن با اطلاعاتی که می‌دانیم و برای ذخیره‌سازی در حافظه دراز مدت آماده سازیم.‌ راهبردهای شناختی ابزارهای لازم برای یادگیری محتوا هستند، اما راهبردهای فراشناختی بر راهبردهای شناختی اعمال شناخت می‌کنند و به آنها جهت می‌دهند. به سخن دیگر، می‌توان به یادگیرندگان راهبردهای شناختی زیادی آموزش داد، اما اگر آنان از مهارت‌های فراشناختی لازم که می‌گوید در یک موقعیت معین کدام راهبرد یا استراتژی شناختی مورد استفاده قرار گیرد و چه وقت باید تغییر استراتژی داد، بی‌بهره باشد هرگز یادگیرندگان موفقی نخواهند شد. بنابراین، راهبردهای شناختی و فراشناختی باید با هم کار کنند (استفان، گری، 2009).
گارنر (1998) برای روشن ساختن تمایز بین راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی این مثال را ذکر کرده است: فرض کنید دانش‌آموزی قرار است در آینده نزدیک در امتحان درس تاریخ شرکت کند. برای آماده شدن به منظور شرکت در این امتحان، کتاب درسی خود را که قبلاً در طول ترم تحصیلی مطالعه کرده بازخوانی می‌کند و درباره نکات مهم کتاب، برای مرور کردن در شب امتحان، یادداشت تهیه می کند بازخوانی مطالب کتاب درسی، و یادداشت‌برداری دونوع راهبرد شناختی هستند، زیرا دانش‌آموز از طریق آنها اطلاعات مربوط به درس تاریخ را می‌آموزد و به حافظه می‌سپارد. حال اگر دانش‌آموز مورد نظر، پس از خواندن و یادداشت‌برداری بکوشد تا با جواب دادن به سؤالات آخر فصل های کتاب، آموخته‌های خود را ارزیابی کند، این ارزیابی شخصی، یک راهبرد فراشناختی به حساب می‌آید. اگر نتیجه این ارزیابی نشان دهد که دانش‌آموز برای امتحان درس آمادگی کامل را کسب نکرده است همان راهبردهای شناختی یا راهبردهای شناختی دیگر را به کار خواهد بست تا اینکه بالاخره اطلاعات لازم را درباره کتاب کسب نماید (سیف، 1390).
بر طبق نظر بوندز و همکاران (1992)، فراشناخت دو جنبه اساسی را در برمی‌گیرد: نخستین جنبه این است که یادگیرنده از طبیعت تکالیف یادگیری و نیازهایش برای دسترسی به تکالیف آگاه است. دومین جنبه این است که یادگیرنده، دانش مربوط به تکمیل تکلیف یادگیری را در اختیار دارد. بنابراین افراد دارای راهبردهای فراشناختی، دانش اطلاعات جدید و راهبردهای شناختی را دارند.
راهبردهای فراشناختی عمده را می توان در سه دسته قرار داد (سیف، 1390).
2-3-2-1- راهبردهای برنامه‌ریزی
این راهبردها شامل انتخاب هدف برای یادگیری و مطالعه، پیش بینی زمان لازم برای مطالعه، تعیین سرعت مناسب برای مطالعه، تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای یادگیری مناسب است. سیف (1390) از دمبو (1994)، نقل می کند که دانشجویان موفق آنهایی نیستند که فقط سر کلاس حاضر می شوند و به درس گوش می دهند و یا اینکه اقدام به یادداشت برداری می کنند، بلکه دانشجویان موفق کسانی هستند که زمان مورد نیاز برای انجام تکالیف درسی را پیش بینی می کنند و از سایر رفتارهای خود نظم دهی و خود ساماندهی نیز استفاده های فراوان می برند.
2-3-2-2-راهبردهای نظارت و ارزشیابی
منظور از نظارت و ارزشیابی این است که یادگیرنده برای آگاهی یافتن از چگونگی پیشرفت خود بر کارش نظارت آگاهانه اعمال می کند و مرتبا به ارزشیابی آن می پردازد. که از آن جمله می توان به سوال پرسیدن به هنگام مطالعه و بررسی زمان و سرعت مطالعه را نام برد (سیف، 1390).
جوناستن (1988) می‌گوید که در مجموع، همه راهبردهای فراشناختی، نظارت کردن بر فرایند یادگیری را هدف قرار می‌دهند. همچنین نظارت به طور گسترده در الگویی که توسط مارکمن (1979 و 1977) ارائه شده مورد مطالعه قرار گرفته است. در تحقیقات مارکمن، کودکان متونی را که شامل مطالب ناهمخوانی بود می‌شنیدند اما اغلب نمی‌توانستند آنها را متوجه شوند. این نتیجه به عدم توانایی در نظارت بر درک متن نسبت داده شد. به طور کلی، کودکان اغلب نمی‌توانند این نوع مسائل را در متن متوجه شوند، اما باید تأکید کرد که بزرگسالان نیز درک خود را کاملاً نظارت نمی‌کنند (نقل از گارتلند و استروس نایدر، 2007).
کپلی (1985) عنوان کرده است که بسیاری از خطاهای نظارتی به علت پردازش ناکافی متن می‌باشد. به این معنی که کودکان نمی‌توانند از پردازش استدلالی و سازنده، که توسط بزرگسالان انجام می‌گیرد استفاده می‌کنند. علی‌رغم تصویر نسبتاً منفی از نظارت خود به خودی کودکان، مواقعی نیز وجود دارد که حتی کودکان بسیار کم سن و سال، نارسایی شناخت خود را شناسائی می‌کنند. این نوع نظارت منجر به شروع تغییر راهبرد می‌شود. کودکان بعضی از خطاهای در گفتار، بعضی از مسائل مربوط به درک شنیداری و بعضی از خطاها را در حین محاسبه نظارت می‌کنند (گارتلند و استروس نایدر، 2007).
2-3-2-3- راهبردهای نظم دهی
راهبردهای نظم دهی یا سامان دهی موجب انعطاف پذیری در رفتار یادگیرنده می شود و به او کمک می کند تا هر زمان که برایش ضرورت داشته باشد روش و سبک یادگیری خود را تغییر دهد. راهبردهای نظم دهی با راهبردهای نظارت و ارزشیابی به طور هماهنگ عمل می کنند. یعنی وقتی که یادگیرنده از راه نظارت متوجه می شود که در یادگیری موفقیت لازم را به دست نمی آورد و این مشکل ناشی از سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبردهای غیر موثر یادگیری است، بلافاصلا سرعت خود را تعدیل می کند و از راهبردهای بهتری استفاده می کند (سیف، 1390).
انواع راهبردهای فراشناختی به طور خلاصه در جدول 2-2 آمده است.
جدول 2-2-راهبردهای فراشناختی (سیف ، 1390: 299 )
انواع راهبردهای
فرا شناختی
مصادیق
راهبردهای برنامه ریزی
تعیین هدف مطالعه
پیش بینی زمان لازم برای مطالعه و یادگیری
تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری
انتخاب راهبردهای یادگیری شناختی
راهبردهای نظارت و ارزشیابی
ارزشیابی از پیشرفت
نظارت بر توجه
طرح پرسش در حین مطاله
بررسی زمان و سرعت مطالعه
راهبردهای نظم دهی
تعدیل سرعت مطالعه
اصلاح و تغییر راهبرد شناختی

همانگونه که در جدول 2-2 نیز مشاهده می شود راهبردهای فراشناختی شامل راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی و راهبردهای نظم دهی است که هرکدام از این راهبردها نیز دارای مصادیقی است که در مظالعه و یادگیری می توان از آنها استفاده کرد.
پاریس و ینگوراد (1983) در بحث راهبردهای فراشناختی دو جنبه دانش و کنترل خود و دانش و کنترل فرایند را مطرح می‌کنند (نقل از قلاوندی، 1393).
1ـ دانش و کنترل خود: دانش و کنترل خود شامل سه بخش تعهد، نگرش و دقت می‌باشد.
الف) تعهد: اکثر معلمان بنابر شم خود می‌دانند که تعهد دانش‌آموزان نسبت به تکالیف درسی عمده‌ترین عامل موثر در موفقیت آنهاست. و بدون در نظر گرفتن کیفیت درس ها و مواد درسی اگر شاگردان کوشش ننمایند