رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

ت این روش باشد و شاید برای معلم ها این نکته سؤال باشد که یادگیری مشارکتی چگونه است؟ در این پژوهش تلاش بر آن است تا تأثیر این روش یادگیری را بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی بررسی نموده و با بیان نتایج آن، معلمان را بهتر و بیشتر با این روش آشنا نموده، انگیزه آن ها را در به کار گیری روش یادگیری مشارکتی افزایش دهیم.
تعریف و تبیین رویکرد یادگیری مشارکتی

پس از تعریف و تبیین یادگیری، یادگیری فعال و غیر فعال، انواع محیط های یادگیری و ساختارهای کلاس درس به عنوان پیش زمینه های تعریف و تبیین یادگیری مشارکتی اکنون می توان به تعریف و تبیین رویکرد یادگیری مشارکتی پرداخت.
از نظر جانسون و جانسون(1994)، یادگیری مشارکتی در برگیرنده انواعی از راهبردهای آموزشی است که از گروه دانشآموزان برای افزایش علاقه میان دانشآموزان بر طبق اصول وابستگی متقابل، پاسخگویی انفرادی، پردازش گروهی، و فرصتهای برابر برای مشارکت در کلاس استفاده می کند(جلیلی فر،2010). همچنین نام و زلنر(2011) معتقدند که یادگیری مشارکتی اثربخش چندین جزء مهم را در بر می گیرد که به وسیله محققین و متخصصین در سه مورد به صورت خلاصه ذکر شده اند: 1- وابستگی مثبت 2- مسئولیت انفرادی 3- پردازش گروهی(نام و زلنر، 2011).
دانش آموزانی که از طریق یادگیری فعال و در محیط یادگیری مشارکتی به یادگیری می پردازند نه تنها بهتر یاد می گیرند بلکه از تجارب یادگیری لذت بیشتری می برند. حتی اگر معلم بهترین سخنران باشد و در تمام مدت جلسه درس به سخنرانی بپردازد ممکن است یادگیری صورت گیرد، اما این یادگیری به اندازه یادگیریی که در محیط های فعال و مشارکتی به وجود می آید کامل، جامع و پایدار نیست. به نظر پین و ویتاکر، یکی از مهمترین راهبرد های فعال کردن دانش آموزان در فرایند یادگیری استفاده از گروه های مطالعه در کلاس درس و فراهم کردن فرصت بحث، تبادل نظر و پرسش و پاسخ است(پین و ویتاکر، 2000، به نقل از کرامتی ، 1384).
به نظر می رسد فعال کردن دانش آموزان از طریق الگوی یادگیری مشارکتی بهتر می تواند به مرحله اجرا در آید. زیرا از این طریق فرصت های بهتری برای بحث و تبادل نظر دانش آموزان با یکدیگر فراهم می شود.گر چه این بحث و تبادل نظر برای برخی از معلمان امروز خوشایند نیست. معلمان پیرو گرایش سنتی عموما گرفتار دام صحبت زیاد می شوند و غرور و خود بینی نیز به آن ها اجازه نمی دهد که صرفا نظاره گر، شنونده و یا راهنما باشند(کرامتی، 1384).
یادگیری مشارکتی الگویی از آموزش است که دانش آموزان به منظور دست یابی به هدفی مشخص و برای اجرای کامل یک وظیفه محوله با یکدیگر، در آن همکاری می کنند. دانش آموزان در این روش آموزشی، یاد می گیرند که هم دیگر و مکانی که در آن آموزش می بینند را بیشتر دوست داشته باشند. مهارت های اجتماعی و خلاقیت را به نحو مؤثری بیاموزند و به کار گیرند(بهرنگی و آقایاری، 1383).
در واقع یادگیری مشارکتی روشی است شبیه یادگیری گروهی و جمعی که در بر دارنده گروه های کوچک است که بر روی وظایف خاص و برای رسیدن به هدف مشترک کار می کنند. این گروه ها علاوه بر اینکه مسئول یادگیری خود هستند در برابر یادگیری دیگران نیز احساس مسئولیت می کنند(ماکولای و گنزالز،2002، به نقل از میلیس، 2002).
به نظر جانسون و همکاران یادگیری مشارکتی عبارت است از استفاده از گروه های کوچک به گونه ای که از طریق آن گروه های دانش آموزان بتوانند با هم دیگر کار کنند و یادگیری خود و سایرین را به حد اکثر برسانند(جانسون و همکاران، 1991).
یادگیری مشارکتی اشاره دارد به یک فرایند آموزشی فعال که در آن یادگیرندگان در گروه های کوچک از طریق حمایت های متقابل به اکتشاف می پردازند و این یکی از ویژگی های محیط های یادگیری مشارکتی است(گودوین، 1999، نولینسکی و میلیس، 1997، به نقل از تامی و کاسی،2010).
بنا به گفته کاترینا یادگیری مشارکتی فعالیتی است که از طریق آن گروه های کوچکی از دانش آموزان به منظور کار کردن با یکدیگر، حل کردن مسائل به نحو خلاق، انجام دادن کارها و دست یابی به هدف مشترک با هم همکاری می کنند(کاترینا، 1992). به اعتقاد کوهن یادگیری مشارکتی به معنای گروه بندی دانش آموزان بر اساس توانایی های مشابه نیست، بلکه برعکس هر اندازه ناهمگونی اعضای گروه از نظر نژاد، زبان، فرهنگ، هوش و پیشرفت تحصیلی بیشتر باشد کارایی رویکرد یادگیری مشارکتی بیشتر خواهد بود(کوهن، 1994).
پانیتز(1999) معتقد است که یادگیری مشارکتی یک راهبرد آموزشی است که فنون انگیزشی گوناگونی را برای ایجاد آموزش هایی با تناسب بیشتر و مسئولیت بالاتر، برای دانش آموزان به کار می گیرد( پانیتز، 1999، به نقل از باقچقی و همکاران ، 2011).
یادگیری مشارکتی یک راهبرد آموزشی است که برای یاد دادن انضباط و بهبود یادگیری دانش آموزان استفاده می شود. در این روش معلمان، دانش آموزان را به گروه های چهار تا پنج نفره تقسیم می کنند و سطح مهارت هر گروه با سطح مهارت گروه های دیگر متفاوت است ولیکن هر دانش آموز در قبال یادگیری سایر اعضای گروه مسئولیت دارد(نلسون، ترجمه رضاپور، 1381).
یادگیری مشارکتی یا یادگیری از طریق همیاری یعنی نوعی روابط یک گروه از دانش آموزان که نیازمند وابستگی مثبت(یا همه نجات می یابیم یا همه غرق می شویم)، پاسخ گویی فردی(هر یک از ما می بایست یاد بگیرد و یاد بدهد)، مهارت های اجتماعی(گفت و گو، مباشرت، رهبری، خلاقیت، تصمیم گیری و حل تضاد)، تعامل چهره به چهره شوق انگیز و پردازش(تفکر برای اینکه تیم چگونه به خوبی کار می کند و چگونه می تواند بهتر عمل کند) می باشد(جانسون، 2006).
جانسون و همکاران در مقاله ای تحت عنوان یادگیری مشارکتی، بر این نکته تأکید می ورزند که یادگیری مشارکتی به یک روش خاص محدود نمی شود بلکه مجموعه وسیعی از روش ها را شامل می شود که از طریق آن ها کلاس درس به شکل انعطاف پذیر و در عین حال کارآمدی سازماندهی و اداره می شود. به نظر آن ها پشتوانه نظری، تجربی و اجرایی، یادگیری مشارکتی را در حال حاضر به یک الگوی قدرتمند تبدیل نموده است. همچنین به نظر آن ها بسیار مهم است که بدانیم چه نوع یادگیری، یادگیری مشارکتی نیست. گروه های مطالعه، گروه های پروژه، گروه های آزمایشگاه، گروه های خواندن، گروه هایی که با هم آواز می خوانند، همه به نوعی یک گروهند اما لزوما مشارکتی نیستند بنابراین یادگیری مشارکتی به این معنا نیست که گروهی از دانش آموزان دور یک میز کنار هم بنشینند و با یکدیگر صحبت کنند و فقط سعی کنند ایده های شخصی خود را اظهار نمایند. و نهایتا یادگیری مشارکتی به این معنا نیست که گزارش کار “توسط نماینده” گروه در حالی ارائه شود که او به تنهایی تمام کار را انجام داده باشد و فقط نام سایرین در گزارش قید شده باشد(جانسون و همکاران، 1994، به نقل از کرامتی،1384).
همچنین بسیاری از تکالیف و فعالیت های گروهی که معلمان برای دانش آموزان تعیین می کنند، حتی معلمانی که مدعی اند از الگوی یادگیری مشارکتی پیروی می کنند، در واقع فعالیت های گروهی اند نه مشارکتی. ویژگی اصلی یادگیری مشارکتی که آن را از فعالیت های گروهی متمایز می کند، این است که در آن هم فرد و هم گروه در یادگیری موفق می شوند. یادگیری مشارکتی از یادگیری محتوا و مهارت های تحصیلی فراتر می رود و به هدف های مهم اجتماعی و همچنین توسعه خلاقیت های فردی و گروهی توجه می کند(صفوی، 1382).
یادگیری مشارکتی همچنین با مطالعه مشارکتی که عمدتا برای خواندن و فهمیدن متن های مختلف مفید است، متفاوت است. یادگیری مشارکتی برای انجام دادن انواع فعالیت ها و تکالیف تحصیلی، از یادگیری درس های مختلف گرفته تا انجام پروژه های تحقیقی، مورد استفاده قرار می گیرد(سیف، 1387).

 

  پایان نامه روانشناسی : سرمایه انسانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دیدگاه برخی متخصصین تعلیم و تربیت در حمایت از روش یادگیری مشارکتی
حمایت و پشتیبانی از فرایندهای یادگیری مشارکتی ابتدا از سوی روان شناسان تربیتی و انسان شناسان آغاز شد؛ آن ها کسانی بودند که از نظریه ویگوتسکی پیروی می کنند. ویگوتسکی یادگیری را به عنوان یک فرایند تعاملی و دوجانبه در نظر گرفته بود که بر اساس اشتراکی از اعمال در گروه هایی از افراد پایه گذاری شده و این افراد در تعقیب هدف های مشترک همکاری و همیاری بودند(مول، 1992، به نقل از سالبرگ، 2004).
در واقع ویگوتسکی معتقد بود که اندیشه، مشخصه عمل فرد در موقعیت های اجتماعی است. بنابر مفهوم منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی، عملکردهای ذهنی، در جریان فعالیت های مشارکت جویانه دانش آموزان در فرایند یادگیری و با کمک افراد توانمندتر، رشد می یابد. از نظر وی رشد، استفاده از کمک واسطه های اجتماعی برای حرکت به سمت سطوح بالاتر این محدوده است که خود این محدوده نیز دائما در حال گسترش و پیچیده تر شدن است. بنابراین ویگوتسکی نقش تعلیم و تربیت را، ایجاد موقعیت های اجتماعی(منطقه تقریبی رشد) برای پرورش کاربرد ابزارهای فرهنگی می داند(اسماگورینسکی، 1995، به نقل از نیکنام و مهر محمدی، 1385).
همانند ویگوتسکی بسیاری از متخصصین تعلیم و تربیت در مباحث خود به نوعی از فعالیت های گروهی و مشارکتی در فرایند آموزش و یادگیری حمایت کرده اند. جان دیوئی در کتاب ” چگونه فکر می کنیم ” لازمه یک اجتماع دموکراتیک را در این می داند که افراد یک جامعه با هم کار کنند تا دنیای همدیگر را بشناسند و چهار چوب مشترکی را بسازند و با هم زندگی کنند(جویس و ویل، 1986، به نقل از شعبانی، 1382).
به نظر دیوئی بزرگترین نقص آموزشگاه های سنتی آن است که در آن ها سعی می شود در محیطی که در آن فاقد هر گونه روح اجتماعی است، برای اجتماع اعضای شایسته و مفید تربیت شود. در حقیقت در بیشتر مدارس، مقیاس پیروزی و موفقیت دانش آموزان جنبه مقایسه(به معنای نامطلوب کلمه) دارد. یعنی معلم در پرتو امتحان تعیین می کند که کدام یک از دانش آموزان بیش از دیگران در انباشتن و ذخیره حداکثر معلومات موفق بوده است. این محیط یادگیری انفرادی طوری در مدارس حکم فرماست که کمک دانش آموزان به یکدیگر مخصوصا در انجام تکالیف درسی به منزله جنایتی بزرگ و نابخشودنی تلقی می شود. قسمتی از ضایعات تعلیم و تربیت ناشی از عدم تأمین ارتباط بین دانش آموزان در مدرسه و قسمتی دیگر معلول غفلت در توجه به ارتباط بین مدرسه و جامعه است(شکوهی، 1383).
کیلپاتریک، همچون دیوئی معتقد بود که آموزش و پرورش به مثابه فعالیتی اجتماعی، محصول مشارکت و همکاری انسانی است. در جامعه آزاد گفت و شنود دموکراتیک، مباحثه، تصمیم گیری و عمل، به تمایل افراد به کاربرد روش های پژوهشی همیارانه آزاد و فارغ از فشار بستگی دارد. وی معتقد بود که روش پروژه به صورت تعاونی برای کارهای گروهی که در آن دانش آموزان می توانند ضمن همکاری، مسائل مشترک را پیگیری کنند و در پژوهشی مشارکتی سهیم گردند، مناسب است. ماهیت فرایندهای دموکراتیک چنین ایجاب می کند. آنچه حتی از فراگیری مهارت های ویژه مهمتر است، نیاز دانش آموزان به اکتساب نگرش های مناسب در قبال جامعه دموکراتیک است(گوتک، 1997، ترجمه پاک سرشت، 1380).
جویس و همکاران(2004) اظهار می دارند که روش های تشریک مساعی در یادگیری، در همه زمینه های برنامه تحصیلی و در همه سنین به کمک یادگیری آمده، خودشکوفایی، مهارت و یکپارچگی اجتماعی و یادگیری تحصیلی را با کسب اطلاعات و مهارت در خلال کاوشگری خاص رشته های علمی بهبود می بخشد(جویس و همکاران، 2004، به نقل از بهرنگی و آقایاری، 1383).
از جمله مدافعان و طرفداران یادگیری مشارکتی، جانسون و جانسون(1987) و اسلاوین(1990) معتقدند، این روش مخالف روش رقابت فردی است و در آن یادگیرندگان در گروه های کوچک با هم و به کمک هم به یادگیری می پردازند(سیف، 1387). به بیان شعبانی، در فرایند آموزش، همکاری متقابل دانش آموزان به اندازه عمل بزرگسالان اهمیت دارد. این همکاری از لحاظ عقلی، بهتر از هر امر دیگری می تواند مبادله واقعی اندیشه را تسهیل کند و دانش آموزانی با ذهن های نقاد و تفکر منطقی پرورش دهد(شعبانی، 1382).
نوبل(1999) معتقد است اتخاذ فنون یادگیری مشارکتی به دانش آموزان احساس مسئولیت می دهد و این فرصت را برای آن ها فراهم می کند که نه تنها فعالیت شخصی خودشان را به نمایش بگذارند، بلکه دیگران را نیز به انعکاس فعالیت هایشان تشویق کنند. به نظر وی پسران و دختران این حالت را دوست دارند و آن را می پذیرند(به نقل از بنتهام، 2002، ترجمه بیایانگرد و نعمتی، 1384).
ملکی(1382) معتقد است که بحث گروهی و شرکت در فعالیت های جمعی یکی از علایق مهم دانش آموزان به شمار می رود؛ دانش آموزان معمولا به مشارکت در کار گروهی و بروز توانایی ها و قابلیت های خود علاقه مندند. اگر در تدریس امکان استدلال و مباحثه برای دانش آموزان فراهم نشود آن روش مؤثر و موفقی نخواهد بود؛ انگیزه مطالعه و تحقیق و کسب آمادگی برای بعضی فعالیت ها و مهارت های اجتماعی از طریق بحث گروهی قابل تحقق است. این شیوه برای معلمان فرصتی ایجاد می کند که مواد تازه ای به دانش آموزان ارائه دهند و برای دانش آموزان نیز شرایطی به وجود می آورد که بهتر و بیشتر از شیوه های سنتی به بررسی و کشف بپردازند(ملکی، 1382).
در کل طرفداران یادگیری مشارکتی معتقدند که با این روش، دانش آموزان بسیاری از مطالب را از یکدیگر یاد می گیرند. برنامه ریزی، یادگیری و همکاری با هم نه تنها از نظر رشد اجتماعی به آنان کمک می کند بلکه از لحاظ رشد شناختی باعث رشد و شکوفایی و همچنین بروز خلاقیت در آنان می گردد.
اهمیت و ضرورت تشکیل گروه در یادگیری مشارکتی
اولین و مهمترین ضرورت و ویژگی بارز روش یادگیری مشارکتی، وجود تعاون، همکاری و تشریک مساعی بین دانش آموزان است. برای رسیدن به هدف ایجاد روحیه تعاون و همکاری بین دانش آموزان، معلم به تعامل بین دانش آموزان نیاز دارد. پس مجبور است که به تشکیل گروه اقدام کند. برای رسیدن به هدف هایی که نیاز به تعامل بین دانش آموزان دارد معمولا معلم به تشکیل گروه های مختلف می پردازد البته باید توجه داشت که گروه صرفا مجموعه ای از افراد نیست. جمع کردن افراد در یک محل مخصوص نیز نیست. مثلا دانش آموزان در آمدن به مدرسه یا قرار گرفتن در کلاس خاص حق انتخاب ندارند. نه حضور در مدرسه و نه شرکت در کلاس گروه را می سازد بدین ترتیب گروه عبارت است از تعدادی از افراد که با هم کار می کنند و برای رسیدن به یک یا چند هدف مشترک در حال تعاملند(فلاورز و رایتز، 1994).
در واقع برای برقراری تعاون، همکاری و اشتراک مساعی در بین دانش آموزان در روش یادگیری مشارکتی اولین و بهترین وسیله، تشکیل گروه و فراهم آوردن امکانات فعالیت های گروهی و استفاده از روش های یاددهی و یادگیری گروهی در کلاس درس است. در این گروه ها باید تدبیر و سیاستی به کار رود که فرد در برابر گروه، و گروه در برابر فرد احساس مسئولیت کند(کوهن، 1994).
مربیان و برنامه ریزان درسی نیز معتقدند جز با فهم و شناخت کامل نحوه عمل دانش آموزان در مدرسه به ویژه در کلاس درس به عنوان یک گروه اجتماعی، برنامه ریزی و اجرای برنامه های درسی به نتایج مطلوبی منجر نخواهد شد. چرا که شناخت رفتار انسان به منظور تغییر و اصلاح رفتار او مستلزم شناخت ماهیت گروه، چگونگی عمل گروهی، نحوه برقراری ارتباط توسط افراد با گروه ها و یا در گروه ها و دیگر ابعاد عملی گروهی می باشد. اعضای گروه ها معمولا اوقاتی را با هم در یک محل می گذرانند و نیازهای زیستی و اجتماعی خویش را در گروه برآورده می کنند. دانش آموزان در گروه های اجتماعی رشد می کنند و اجتماعی می شوند. انقلابی که بر اثر نفوذ نوشته های جان دیوئی در تعلیم و تربیت عمومی امریکا در ربع نخست این قرن شکل گرفت اهداف و شیوه های تعلیم وتربیت را متحول ساخت و هدف تعلیم و تربیت به جای انتقال صرف دانش و معلومات به پرورش قدرت عقلانی دانش آموزان به وسیله خلق تجربیات اجنماعی تبدیل شد. یادگیری از طریق عمل یک شعار تربیتی متداول شد و بحث هایی چون پروژه های درسی

  منابع مقاله درمورد رهبری تحول آفرین

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید