زمینه ناامیدی در دوران کودکی و جنینی !   

Posted on

زمینه ناامیدی در دوران کودکی و جنینی       

برای مطالعه حالت ناامیدی تاریخچه دوران کودکی و دوران جنینی فرد مهم و قابل بحث و بررسی است .

کودکانی که بطور مرتب و مکررا تنها می مانند ، چون در زمان کودکی از نظر قدرت ضعیفتر از بزرگسالان هستند احساس در ماندگی بیشتر می کنند . اما بچه هایی که بوسیله پدر و مادر خود به موقع و درست حمایت می شوند رفتار سالم منطقی پدر و مادرشان به آنها کمک میکند که از تواناییهای خود آگاه شده و در زندگی آینده خود موفقیت بیشتری کسب کنند . مشکلات زندگی کودک نیز به اندازه مشکلات سایر ادوار زندگی واقعیت دارد و در این دوران که فرد برای اولین بار طرز مقابله با مشکلات زندگی را یاد می گیرد .

کودک از مادری که دارای شخصیت با قوام و محکمی بوده و قادر به ابراز درست عواطف خود باشد یاد می گیرد که چگونه با اعتماد به نفس با مشکلات زندگی روبرو شود و از اضطراب ها در امان باشد . اما اگر مادر کودک قادر به ابرازء عواطف مادرانه نباشد کودک نمی تواند به وی متکی باشد و خواه ناخواه کم و بیش احساس ناامنی می کند .

بعضی از این کودکان همواره در صدد جلب توجه دیگران هستند و برخی دیگر کناره گیری را انتخاب کرده و یا خود را از افراد دیگر عقب می کشند و در زندگی روش مستقلی دارند شاید کمکی نمی خواهند زیرا می ترسند که مورد طرد و اهانت واقع شوند .

خانواده هایی که بواسطه مرگ و جدایی از هم پاشیده می شوند یا خانواده هایی که به سهولت آرامش خود را از دست داده متشنج می گردند ، رشد روانی اطفال را به مخاطره می اندازند . میلر(1986) در بررسی زمینه های اصلی امید به اهمیت روابط بین فردی نیز اشاره می کند . احساس داشتن کسی که بتوان به او اعتماد کرده بالاخص در مواردی که از لحاظ شخصی نیز آن فرد برای بیمار مهم باشد ،

  پارامترهای تحریک سیستم اعصاب مرکزی با tDCS

شایان اهمیت است . در ادامه همین ارتباطی است که می بینیم در خانواده ها و حتی در اجتماعات و ملل ، فقدان همبستگی و اتخاذ و عدم وجود هدفهای مشترک به بیماری اجتماعی منجر می شود .احتمالا یکی از مهمترین استرسهای موثر در نومیدی احساس تنهایی است که ممکن است واقعی و یا ذهنی باشد و بررسی های “اپیدمیولوژیک ” در این زمینه نشان داده است که شیوع خودکشی با فقر طبقات اجتماعی یا سایر مشکلات مادی ارتباطی نداشته ، بلکه بیشتر به احساس جدایی از اجتماع مربوط است . بعنوان مثال خودکشی در مناطقی که مردم دور از یکدیگر زندگی می کنند متداولتر است . برعکس در جاهاییکه خانواده و سایر بستگان به هم نزدیک هستند کمتر دیده می شود . همینطور خودکشی در هنگام بازنشستگی و ناتواناییهای بدنی که موجبات جدایی از اجتماع را فراهم می کند شایعتر است . در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که احساس تقصیر و گناه یا عدم توانایی و کفایت و قابلیت حالت عام داشته و تقریبا هیچ کس از احتمال برخورد با آن دور نیست . هر فردی ممکن است به دنبال شکستهای عادی زندگی در لحظاتی به این گونه احساسات دچار شود .

در افراد طبیعی و سالم ناتواناییهایی از این دست ، چه بسا که انگیزه ای برای تلاش و دستیابی به موفقیت های بعدی گردند ولی در افراد ضعیف رفتارهائی از قبیل خشم ، عصبانیت ، دشمنی ، خصومت ، احساس دو گانگی  ، احساس گناه و ناامیدی در اثر یادگیری درماندگی مشاهده شده و در نهایت به افسردگی شدید منتهی می شود .

  خودکارآمدی اجتماعی و خودافشاسازی

رابینسون امید را یکی از پایه های اساسی عملکرد روانی می داند که این اصل رونق دهنده دستاوردهای زندگی می باشد . امید توانایی باور احساس بهتری از آینده است . امید با نیروی موثر خود فعالیتی را تحریک کرده ودریچه های تازه ای از زندگی را برروی فرد باز میکند .

امید نیرو بخش است و باعث تلاش و کوشش بیشتر می شود

شبه خانواده

با در نظر گرفتن این واقعیت که کودکانی که در پرورشگاه و محیطهای بسته به سر می برند از نظر عاطفی با کودکان که در کانون گرم خانواده و محیطهای باز هستند تفاوتهای آشکاری دارند و هیچ گاه مربی نتوانسته و نخواهد توانست که مانند پدر و مادر جوابگی نیازهای گوناگون آنها باشد و همچنین خصوصیت اجتماعی بودن انسان و اینکه خانواده عامل بسیار مهمی در اجتماعی شدن کودک است پدیده شبه خانواده نضج گرفت .

شبه خانواده به این شکل است که در یک خانه تعدادی کودک با یک پدر و مادر مصنوعی زندگی می کنند . پدر و مادر مصنوعی بیشتر از میان زنان و مردان عقیم وعلاقمند  به بچه انتخاب می شوند . تعداد  کودکان در شبه خانواده از 15 نفر بیشتر نیست پدر و مادر مصنوعی سعی در برقراری رابطه عاطفی و طبیعی با کودکان دارند تا آنان محیط گرم و صمیمی یک خانواده طبیعی را احساس کنند . از آنجا که پدر و مادر مصنوعی برای نگهداری کودکان از کمکهای مالی دولت برخوردارند.

باید گفت که شبه خانواده کار پر هزینه ای است و به این دلیل نیز تعدادش اندک است . ولی در هر حال شبه خانواده جوابگوی مناسبی برای مشکلات کودکانی است که سرپرست خود را از دست داده و در اجتماع رها شده اند .

  تربیت جنسی از دیدگاه روانشناختی