سبب شناسی اختلال احتکار

Posted on

2-44- سبب شناسی اختلال احتکار

 

گزارش ها حاکی از آن است که اختلال ذخیره سازی معمولأ ریشه در محرومیت های کودکی دارد. شاید به خاطر همین مسئله است که بیماران مبتلا به این اختلال، رفتارهای انبار کردن خود را راهبردی در مقابل ترس از محرومیت های آینده می دانند. با این حال، شواهد تجربی از علی بودن این مسئله برای تبیین اختلال احتکار کمتر حمایت می کنند (فروست و گراس، 1993).در عوض مدل های کنونی برای تبیین اختلال احتکار، بیشتر به نقص در فرآیند شناختی و الگوهای رفتاری تأکید دارند (فروست و تولین، 2008). علاوه بر این، همچنین شواهد تجربی از مکانیسم های عصب- روانشناختی[2] در پدیدآیی و تداوم اختلال احتکار حمایت می کنند.

از عوامل خطر دیگر در پدیدآیی این اختلال عوامل خلق و خویی و محیطی می باشد. دو دلی ویژگی برجسته افراد مبتلا به اختلال ذخیره سازی و خویشاوندان درجه یک آنهاست. افراد مبتلا به این اختلال اغلب به صورت گذشته نگر از وقایع زندگی آسیب زا و استرس زای قبل از شروع این اختلال یا عامل تشدید کننده آن خبر می دهند. مطالعات ژنتیکی و فیزیولوژیکی نشان می دهند که، رفتار ذخیره کردن خانوادگی است، به طوری که تقریبأ 50 درصد افرادی که ذخیره می کنند خویشاوندی دارند که او نیز ذخیره می کند. تحقیقات دوقلویی نشان می دهند که تقریبأ 50 درصد تغییرپذیری در رفتار ذخیره سازی ناشی از عوامل ژنتیکی می باشد(انجمن روانپزشکی آمریکا،2013).

 

2-45- فرآیند شناختی ناسازگارانه و ناکارآمد[3]

مطالعات و گزارش های افراد مبتلا به اختلال احتکار حاکی از آن می باشد که این بیماران سوگیری توجه به مسائل بی اهمیت و جزئی مانند اندوختن غیر ضروری اشیاء دارند(تولین و همکاران،2009).همچنین بعضی نتایج نشان داده است که این افراد در حافظه[4] و عملکرد اجرایی[5] نیز مشکل دارند(گریشام و همکاران، 2007).

  خودکارآمدی اجتماعی و خودافشاسازی

 

2-46- مشکلات محتوایی در شناخت

مسئولیت پذیری زیاد در مورد حفظ اشیاء و کمال گرایی در حفظ و نگهداری اشیاء می تواند نقش مهمی در شروع و حفظ اختلال احتکار داشته باشد. مسئولیت پذیری افراطی، باعث می شود تا بیمار خود را وقف حفاظت از اشیاء و جلوگیری از هدر رفتن آنها کند. همچنین خیتی از این افراد بر این باورند که حفظ اشیاء و اموال احساس کنترل زندگی و دوری از مشکلات را برای فرد فراهم می کند. همچنین خیلی از این بیماران بر خلاف بیماران OCD که به افکار و اعمال وسواسی خود بینش و آگاهی دارند، نسبت به وسواس احتکار خود آگاهی و بینش ندارند و فکر می کنند که این اعمال و افکارشان غیر منطقی نیست و حتی مفید هم هست.بعضی از محققان این ضعف بینش را در این بیماران به آسیب عملکرد در ناحیه پیش پیشانی و قشر پیشانی حدقه ای[6] نسبت می دهند(ووگل[7] و همکاران،2005؛ سالمون[8] و همکاران،2006).

 

2-47- دلبستگی هیجانی نسبت به اشیاء[9]

بعضی از نظریه پردازان(مانند استکی و همکاران،2003) بر این باورند که افراد مبتلا به اختلال احتکار در کودکی به جای انسان به اشیاء و حفظ آنها دلبستگی دارند. به عبارت دیگر، این نظریه پردازان بر این باورند که این افراد با حفظ و نگهداری اشیاء به امنیت و آرامش روانی می رسند و با تلاش برای دور انداختن آنها احساس تنش و احساس از دست دادن منبع امنیت و از دست دادن جزئی از خود به آنها دست می دهد(ربیعی، 1393).

2-48- رفتارهای اجتنابی

چنانچه پیش تر آمد بیماران مبتلا به اختلال احتکار، باورها و افکاری دارن که باعث احتکار و جمع آوری وسایل و اشیاء می شود و زمانی که این افراد سعی می کنند اشیاء و وسایل را دور بیندازند دچار اضطراب و تنش می شوند و همین عامل باعث می شود که از این عمل اجتناب کنند. از دیدگاه رفتاری، دلیل اصلی دوام اختلال احتکار رفتارهای اجتنابی در مورد دور انداختن اشیاء و لوازم غیر ضروری است. به عبارت دیگر، از منظر این دیدگاه بیماران مبتلا به وسواس احتکار از دور انداختن اشیای غیر لازم اجتناب و دوری می کنند و همین مسئله باعث تداوم بیماری و اصلاح نشدن افکار غیر منطقی در این افراد می شود.

  عوامل موثر در کاهش کیفیت زندگی کاری

رفتارهای افراطی خرید، ذخیره کردن و انبار کردن از جمله رفتارهایی است که از بهبودی این افراد جلوگیری می کند. رفتارهای اجتنابی و وسواسی به طور موقت اضطراب و تنش را در این افراد کاهش می دهد ولی در درازمدت باعث ماندگاری و دوام بیماری در این افراد می شود. این افراد اغلب بعد از اعمال اکتساب و ذخیره کردن احساس هیجان مثبت می کنند. حتی گاهی اوقات این افراد نسبت به ذخیره سازی و احتکار دید مثبت دارند و بر این عقیده هستند که با این کار از بعضی مشکلات آینده جلوگیری می کنند.

در نظریه فراشناخت، این تجربه و دید مثبت نسبت به ذخیره سازی بی مورد که معمولأ می تواند شروع کننده اختلال احتکار در افراد باشد با عنوان باور مثبت فراشناختی شناخته می شود. نظریه پردازان فراشناختی بر این باورند که دید و باور مثبت به یک عمل و رفتار غیر ضروری می تواند باعث شروع و تداوم آن عمل شود(ربیعی، 1393).