مدل­ها و نظریه­ های هوش هیجانی

Posted on

نظریه­های هوش هیجانی

هوش عاطفی، سازه­ای نظری است که تعریف آن بستگی به بنیاد نظری آن دارد. نظریه­های متفاوتی را که تاکنون در مورد چیستی هوش مطرح شده­اند، می­توان در یک پیوستار دید که در یک سوی آن هوش یک توانایی عمومی(توانایی شناختی، سازگاری با محیط و …) به شمار می­رود و در سوی دیگرش ترکیبی از مهارت­ها و توانایی­های اجتماعی و عاطفی است (سنت راک، 2001‏)، بنابراین نظریه­های هوش عاطفی را می­توان در دو گروه جای داد.

 

نظریه­های توانایی

این نظریه­ها هوش عاطفی را توانایی شناسایی یا ورود اطلاعات و پردازش آنها از طریق دستکاری فوری نمادها و توانایی دریافت اطلاعات عاطفی از محرک­های دیداری و شنیداری تعریف کرده­اند. آن را یک توانایی ذهنی می­پندارند و معتقدند که ساختارهای شناختی و عاطفی به صورت یکپارچه کار می­کنند. توانایی درک و ابراز عاطفه­ها، توانایی درونی سازی تجربه­های عاطفی در شناخت، توانایی شناسایی و درک عاطفه­ها و استدلال از طریق آنها و توانایی مهارکردن عاطفه­ها در خود و دیگران مجموعه توانایی­هایی هستد که هوش عاطفی هر فرد را تعیین می­کنند( مایر، سالوی و کارسو[1]،2000).

 

 

نظریه­های ترکیبی

مدل­های ترکیبی، هوش هیجانی را ترکیبی از توانایی­های ذهنی و رگه­های شخصیتی معرفی می­کنند. این نطریه­ها هوش هیجانی را با سایر مهارت­ها و ویژگی­ها مانند انگیزه و توان برقراری ارتباط با دیگران می­آمیزند و بر ایجاد انگیزه در خود، مهارخود و مدیریت روابط اجتماعی تأکید دارند. مایر، سالوی و کارسو (2000) نظریه­هایی مانند نظریه گلمن و بار آن را در این دسته جای می­دهند، زیرا این نظریه­ها مهارت­هایی که در قلمرو توانایی­های ذهنی قرار دارند مانند حل مسئله، را با ویژگی­های شخصیتی مانند خوش بینی در می­آمیزند (هدلند و سترنبرگ[2]،2001).

 

مدل­های هوش هیجانی

مایر و سالوی مدل توانمندی را از مدل ترکیبی هوش هیجانی متمایز کردند. مدل ترکیبی شامل طیف وسیعی از متغیّرهای شخصیتی است که مخالف مدل توانمندی مایر و سالوی بوده که کاملاً شناختی است. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل، تفاوت میان مفهوم «صفت» و«پردازش اطلاعات» هوش هیجانی است. این وجه تفاوت در دیدگاه‏های گوناگون سنجش و تعاریف عملیاتی از سوی نظریه‏پردازان مدل ترکیبی و توانمندی، نمایان است. مفهوم «صفت» هوش هیجانی با شاخص‏های بین موقعیتی رفتار همچون همدلی، جرئت و خوش‏بینی ارتباط دارد، در حالی که مفهوم«پردازش اطلاعات» مربوط به توانایی‏هایی همچون تشخیص، ابراز و برچسب زدن هیجان است. مفهوم«صفت» ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه­های خودسنجی، که رفتار خاصی را می‏سنجند،اندازه‏گیری می‏شود. این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی، تحت‏الشعاع متغیّرهای شخصیتی (همانند همدلی و تکانشی بودن) و ساختارهایی که همبستگی بالقوّه با آنها دارند (مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواری) قرار می‏گیرد، بعکس دیدگاه «پردازش اطلاعات» که بیشتر بر بخش‏های سازنده هوش هیجانی و رابطه آن با هوش سنّتی متمرکز می‏شود. چنان‏که دیدگاه توانمندی در مدل سالوی ـ مایر متجلّی است، دیدگاه ترکیبی در الگوی گلمن و الگوی بار ـ آن، به خوبی تبیین شده است (ابراهیمی، 1385). در ادامه، به اختصار به مدلهای توانایی و ترکیبی پرداخته می­شود.

 

مدل توانایی مایر و سالووی(1997)

الگوی توانایی در سال 1997 توسط مایر و سالووی ارایه شد. این الگو متمرکز بر نقش هیجان­ها و تأثیرات متقابل­ بر افکارشان است (مایر و سالووی،1997). آنان معتقدند که هوش هیجانی از توانایی­های ذهنی، مهارت­ها و قابلیت­های متعددی تشکیل شده است. توانایی­های ذهنی متمایز از دیگر توانایی­ها بوده و شامل تفکر انتزاعی و حل مسئله است (مایر، سالوی و کارسو،2000). ابعاد چهارگانه مدل مایر و سالووی به بدین ترتیب است:

شناسایی عواطف در خود و دیگران[3]: در این حوزه مهارت­های خود سنجی، اغلب با توانایی واقع افراد در خواندن صحیح عواطف دیگران، مطابقت ندارد. در نتیجه این امر، ممکن است کارفرمایان اطلاعاتی با ارزش را در جریان تعامل با همکاران و مشتریان خود از دست بدهند. با این وجود، آنان بر این باورند که به خوبی قادر به درک صحیح عواطف دیگران هستند.

  پیدایش دلبستگی در کودک و انواع دلبستگی

کاربرد عواطف[4]: یعنی توانایی استفاده از عواطف در راستای کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسئله و استفاده از فرصت­ها. استفاده از عواطف برای برانگیختن افراد و هسته اصلی کار نیز از کاربردهای عواطف به شمار می­آید.

توانایی درک و فهم عواطف دیگران[5]: توانایی درک عواطف پیچیده و آگاهی از علل آنها و چگونگی تغییر عواطف از یک حالت به حالت دیگر را درک عواطف می­نامند. به کمک این آگاهی­ها می­توانیم بفهمیم که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختن افراد یا گروه­ها می­شود و در نتیجه می­توانیم همکاری بهتری را با دیگران برنامه ریزی کنیم.

مدیریت عواطف[6]: مدیریت عواطف به معنی اداره کردن عواطف در خود و دیگران در یک موقعیت شغلی یا محیط کار است، می­توان در این زمینه واکنش­های زیادی را درنظر گرفت، از جمله: انکار احساسات، فرار از مشکلات، تأیید حالت کلی موقعیت بدون تأیید جریان آن، بکارگیری عواطف جهت حل مسائل و هماهنگ ساختن عاطفه و تفکر(مایر و سالووی،2002، به نقل از استوار و امیرزاده،1387).

 

مدل ترکیبی گلدمن(1995)

در حالی که دیدگاه سالووی و مایر، بیشتر جنبه روان­شاختی دارد، مفاهیم ارائه شده توسط گلمن به مفاهیم مدیریتی نزدیک­تر است. مدل مبتنی بر شایستگی که یک مدل ترکیبی از هوش عاطفی به شمار می­آید را گلمن (2001)، ارایه کرده است. این مدل به طور اختصاصی برای پیش بینی موفقیت در محل کار طراحی شده است. در حقیقت این مدل نظریه­ای در مورد عملکرد در کار است که بر مبنای هوش ایجاد شده است. همان طور که گفته شد، این مدل ترکیبی است از توانایی­های ذهنی و برخی ویژگی­های شخصیتی که متفاوت از مدل­های مبتنی بر توانایی است. گلمن (2001) ‏با مطالعه 600 مدیر، متخصص مسایل سازمانی و دانشجویان دوره­های ارشد، مدل خود را با عنوان شبکه قابلیت­های عاطفی[7] ارائه داد. مدل اولیۀ وی شامل 5 بعد و 25 مؤلفه بود که در سال­های بعد مدل خود را به چهار مؤلفه و 20 قابلیت تقلیل داد (نقل از کوکر و همکاران[8]، 2007).

شایستگی هیجانی از نظر گلمن عبارت است از توانایی آموخته شده ‏بر مبنای هوش هیجانی که منجر به عملکرد چشم گیر در کار می­شود. یعنی میزان هوش هیجانی، تعیین کننده ‏توانایی بالقوه ‏برای یادگیری مهارت­های کاربردی است. مدل مبتنی بر شایستگی گلمن شامل20 ‏شایستگی است. این مدل تفاوت­های فردی که در عملکرد افراد در محل کار وجود دارد را از هم تمیز می­دهد. شایستگی­های بیست گانه مدل گلمن در قالب چهار نوع توانایی عمومی و کلی بیان می­شوند. البته لازم به ذکر است که بر مبنای این مدل یک فرد برای موفقیت لازم نیست که همه شایستگی­ها را داشته باشد، بلکه مطابق با شرایط آن فرد ترکیبی از شایستگی وجود دارند که منجر به اثر بخشی فرد می­شوند(سیدجوادین و حسین بور، 1386).

الگوی هوش هیجانی گلمن، مدلی چهارمولفۀ­ای مبتنی بر ویژگی­های خودآگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مهارت­های اجتماعی است. در این حالت هوش هیجانی با شاخص­های هیجانی اندازه­گیری می­شود (ماریمکانروی و همکاران، 2009).

گلمن ادعا کرد که شایستگی­های هیجانی، همان مهارت­های شغلی هستند که می­توان آنها را  فرا گرفت. همچنین بر اساس نظر گلمن(1995)، هوش هیجانی شامل مجموعه­ای از عناصر درونی (میزان خودآگاهی، خودانگاره، احساس استقلال و ظرفیت، خودشکوفایی و قاطعیت) و بیرونی (روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت) است (سبحانی­نژاد و یوزباشی، 1387).

 

 

مدل ترکیبی بار-آن

بار-آن (1997) هوش هیجانی را بر اساس ویژگی­های شخصیتی تعریف کرده است. طبق نظریۀ بار-آن، هوش هیجانی مجموعۀ توانایی­ها، استعدادها و مهارت­هایی را شامل می­شود که دانش لازم برای برخورد موثر در زندگی را در اختیار فرد قرار می­دهد. بار-آن آنچه را که به عنوان توانایی ذهنی تعریف شده ‏است. با دیگر ویژگی­ها از قبیل استقلال فردی، حرمت نفس ترکیب می­کند (دهکردی، 1386). به عبارت دیگر بار-آن، مدلی چندعاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است. وی معتقد است که هوش هیجانی، مجموعه­ای از توانایی­ها و مهارت­هایی است که فرد برای سازگاری مؤثر با محیط و کسب موفقیت در زندگی، تجهیز می­کند. براساس دیدگاه ‏بار- آن، هوش هیجانی دارای 5   طبقه کلی و 5 مؤلفه است که در درون این طبقه­ها قرار می­گیرند که عبارتند از: الف- هوش هیجانی درون فردی[9]: این طبقه از هوش هیجانی، مؤلفه­های آگاهی هیجانی،حرمت نفس، قاطعیت، خودشکوفایی و استقلال را در بر می­گیرد.

  اعتیاد و ساختار خانواده در دوران نوجوانی

خودآگاهی هیجانی[10]: میزان آگاهی فرد از احساسات را مورد بررسی قرار می­دهد و شامل پی بردن به این نکته که فرد چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است.

قاطعیت[11]‏: توانایی بیان احساسات، عقاید، افکار و باورهای خود و دفاع از حقوق ‏خود به شیوه­ای مطلوب، که خود دارای سه بعد است: توانایی بیان احساسات (‏ابراز خشم،  صمیمیت و احساسات جنسی)، توانایی بیان عقاید (بیان عقاید مخالف و اتخاذ موضع مشخص حتی با از دست دادن امتیاز)، توانایی ایستادگی در برابر حقوق خود (اجازه ‏ندادن به دیگران جهت اذیت کردن فرد و دادن امتیاز، عدم کمرویی و خجالتی بودن)

حرمت نفس[12]: توانایی احترام به خود و پذیرش خود بعنوان شخصی که اساساً خوب است. شخص صاحب حرمت نفس، احساس عدم کفایت و حقارت نمی­کند. او جنبه­های مثبت و منفی، همچنین محدودیت­ها و قابلیت­های خود را می­پذیرد.

خودشکوفایی[13]: توانایی شناخت توانمندی­های بالقوه، تلاش برای شکوفا کردن آنها، کسب حداکثر رشد توانایی­ها، قابلیت­ها و استعدادها، تلاش برای داشتن بهترین عملکرد و بهتر کردن همیشگی خود.

استقلال[14]: توانایی خودکنترلی در تفکر و عمل، عدم وابستگی عاطفی، قابلیت اتکا در تصمیم گیری­ها و برنامه­­های مهم، توانایی رفتار خود مختار در مقابل نیاز به حمایت و حفاظت، پرهیز از دیگران برای برآوردن نیازهای عاطفی خود.

ب- هوش هیجانی بین فردی[15]: این بعد نیز مؤلفه­های همدلی، مسئولیت پذیری، و روابط بین فردی را شامل می­شود:

همدلی[16]: توانایی شناخت هیجانات و عواطف دیگران، به عبارت دیگر همدلی یعنی ایجاد حس مشترک با یکدیگر، یعنی همان احساس که دیگری به آن دست یافته است را داشته باشیم. افراد همدل به دیگران توجه دارند و به نگرانی و علایق آنها توجه نشان می­دهد.

مسئولیت پذیری (مسئولیت اجتماعی )[17]: نشان دادن خود به عنوان عنصری سازنده، مشارکت کننده، دارای حس همکاری درگروه خویش و دارای وجدان اجتماعی.

روابط بین فردی[18]: توانایی برقراری و حفظ ارتباطات متقابل، توانایی صمیمیت، با محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است.

پ-هوش هیجانی مقابله با فشار: این بخش از هوش عاطفی، مؤلفه­های تحمل فشار و کنترل تکانه را شامل می­شود:

تحمل استرس[19] ‏: به توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت­های فشارزا و پشت سر گذاشتن      موقعیت­های مشکل زا بدون از پای در آمدن گفته می­شود، افراد با تحمل استرس بالا، کمتر دچار ناامیدی می­شوند و بحران­ها و مشکلات را بهتر می­گذرانند.

کنترل تکانه[20]: به توانایی به تأخیر انداختن تکانه و ساثق، پذیرش تکانه­های پرخاشگرانه، خوددار بودن و کنترل خشم می­گویند. اثرات نداشتن این مهارت، شامل فقدان خود کنترلی، رفتارهای کند و غیر قابل پیش بینی و آزارگری است.

ت- هوش هیجانی سازگاری[21] : بعد سازگاری هم دربرگیرنده مؤلفه­های واقعیت آزمایی، انعطاف پذیری و حل مساله است:

حل مساله[22]: توانایی شناسایی و تعریف مشکلات، داشتن کفایت وانگیزه برای مقابله مؤثر با آن، تعیین راه حل­های مختلف مسأله، تصمیم گیری و انجام یکی از راه حل­های ممکن.

آزمون واقعیت[23]: سنجش میزان انطباق بین آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعا وجود دارد، تلاش برای فهم امور بطور صحیح و تجربه رویدادها آن گونه که واقعاً هستند بدون خیال پردازی.

  عوامل تاثیرگذار بر امنیت عاطفی

انعطاف پذیری[24]‏: توانایی منطبق ساختن عواطف، افکار، رفتار، موقعیت­ها و شرایط دائما در حال تغییر. افراد انعطاف پذیر، افرادی فعال، زرنگ، قادر به واکنش بدون تعصب به تغییر هستند و نسبت به ایده­ها، جهتگیری­ها و … صبور و گشاده رو هستند.

ث- هوش هیجانی خلق کلی[25]: و نهایتاً هوش عاطفی خلق کلی، شامل مؤلفه­های خوش بینی و شادکامی است:

خوش بینی: توانایی نگاه کردن به نیمه روشن­تر زندگی، امید به زندگی و داشتن رویکردی مثبت به زندگی روزمره.

نشاط: لذت بردن از خود و دیگران، شاد بودن، رضایت از خود و لذت بردن از زندگی، داشتن احساس خوب در محیط کار و در اوقات فراغت (بار- آن، 1997، به نقل از حسینی، 1383‏).

 

 

مدل هوش هیجانی دولویکس و هیگس( 1999)

دولویکس و هیگس (1999) بر اساس تحقیقات تجربی خود عناصر محوری مشترکی را در ساختار کلی هوش هیجانی شناسایی کرده­اند که عبارتند از : 1) خودآگاهی، آگاهی از احساسات شخصی خود و توانایی تشخیص و مدیریت آنها 2) انعطاف هیجانی، توانایی خوب عمل کردن و سازگاری در موقعیت­های مختلف. 3) انگیزش، انرژی و انگیزه­ای که برای دستیابی به نتایج و هدف­های کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد. 4) حساسیت بین فردی، توانایی آگاه بودن از احساسات دیگران و دستیابی به تصمیمات قابل نفوذ در آنها 5) تأثیر، توانایی ترغیب دیگران به تغییر دیدگاه­شان دربارۀ یک مسأله. 6) فراست، توانایی استفاده از بینش خود و تعامل در تصمیم­گیری هنگام رویارویی با اطلاعات مبهم. 7) صداقت، توانایی ایجاد و تعهد در هنگام مواجهه با چالش و اقلام ثابت و درست.

جدول 1-2

مدل ترکیبی هوش هیجانی بار-آن

هوش هیجانی  

 

الف) هوش هیجانی درون فردی

1. خودآکاهی هیجانی بازشناسی و فهم احساسات خود
2. قاطعیت ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه سازنده
3. حرمت نفس آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویشتن
4. خودشکوفایی تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن
5. استقلال خودفرمایی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخص و رهایی از وابستگی هیجانی
 

ب) هوش هیجانی بین فردی

1. همدلی توان آگاهی از احساس دیگران و درک و تحسین آن احساسات
2. مسئولیت پذیری توانایی فرد در معرفی خود بعنوان عضوی مفید و سازنده ودارای حس همکاری در گروه اجتماعی خویش
3. روابط بین فردی توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل، نزدیکی عاطفی، صمیمیت و دادوستد مهرآمیز
پ) هوش هیجانی مقابله با فشار 1. تحمل استرس مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و استرس­زا
2. کنترل نگاه توانایی مقاومت افراد در برابر تنش­ها یا وسوسه­ها و کنترل هیجان­های خویش
 

ت) هوش هیجانی سازگاری

1. حل مسأله تشخیص و تعریف مسأله و ایجاد راهکارهای مؤثر
2. آزمون واقعیت ارزیابی و مطابقت میان آنچه به صورت عینی و ذهنی تجربه می­شود
3. انعطاف پذیری تنظیم تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط
ث) هوش هیجانی خلق عمومی 1. خوش بینی احساس رضایت از زندگی خویشتن، شادکردن خود و دیگران
2. نشاط نگاه به جنبه­های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات

[1]. Mayer, Salovey & Caruso

[2]. Hedlund & Sternberg

[3]. identifying emotion

[4]. using emotion

[5]. understing emotion

[6]. ability measure of EI

[7]. emotional intelligence competency inventory

[8]. Kooker et at.

[9]. interpersonal components

[10]. emotional self awareness

[11]. Assertiveness(AS)

[12]. self regard(SR)

[13]. self actualization

[14]. independence

[15]. interpersonal components

[16]. empathy

[17]. social responsibility

[18]. interpersonal relationship

[19]. stress tolerance

[20]. impulse control

[21]. adaptability components

[22]. problem solving( PS)

[23]. testing reality(TR)

[24]. flexibility (FL)

[25]. general mood -component