مفهوم اصل و روش اط دیدگاه روانشناختی

Posted on

آشنایی با مفاهیم

1-1-2-مفهوم اصل

در فارسی و عربی، واژه اصول (جمع اصل) در چندین معنا به کار رفته است: اصل در معنای مقابل فرع: یعنی هر آنچه وجود فرع بسته به آن است؛ مبدأ و مایه نخستین هر چیز؛ آغازه، گوهر و طنیت و ذات هر چیز ؛ نسبت و نژاد؛ و حقیقت هر چیز، سبب؛ مصدر؛ باعث؛ پدیدآورنده؛ سرمایه در مقابل سود؛ مهم­ترین بخش هر چیز؛ آنچه  حکمش خودبه‌خود روشن است؛ عینی در مقابل ذهنی
در این بحث مراد از اصل، یعنی منشأ، مصدر، قاعده، در مقابل فرع است؛ بنابراین به نظر می­رسد اصل قاعده­ای است علی‌الاصول کلی، عینی و عالی (بهشتی و همکاران، 1388، و ص129)
در واژه‌نامه نوین اصل به معنای ریشه، بیخ، بنیاد، تبار، نژاد، گوهر، و جمع آن: اصول است ( قریب، 1367، ص79)

برخی از ویژگی اصول

  • اصل، تعینی و کشفی است نه وضعی؛ یعنی، نمی­توان با تکیه‌بر ذهن خود و یا حتی با رایزنی با دیگران، چیزی را اصل نهد و آن را ملاک رفتار تربیتی شمارد، زیرا اصل مقوله­ای عینی و غیر اعتباری و فرا ذهنی است
    کشفی بودن اصول در دیدگاه­های تربیتی دکتر هوشیار، اشتاینر و کومینوس آمده است؛
  • بنابراین، اصل معقوله­ای عینی است و تابع دیدگاه شخصی و از امور نسبی و اعتباری نیست؛
  • در نفس الامر، اصل باید قابل‌تعمیم باشد، اما در عالم واقع چنین نیفتاده است، مطلوب و قاعده آن است که اصل بر زمان و مکان باشد، نه در زمان و مکان؛
  • اصل ابزار عقلانی کار مربی و گاه متر بی و راهنمای آن‌ها است، تا به‌وسیله آن به هدف تربیتی خود برسند؛
  • هر اصلی متناظر باهدفی است و اصول خاص را برای هدف­هایی خاص باید به کاربرد؛
  • اصول، کاربرد رفتاری دارند؛
  • بین اصول، روش­ها، هدف­های تربیتی پیوندی هست؛ یعنی، به‌وسیله اصول ، روش‌های درخور را برای رسیدن به هدف­ها برمی‌گزینیم( بهشتی و همکاران،1388،ص130)
  مبانی نظری بهزیستی روان شناختی

2-1-2- مفهوم روش

تعریف روش

این اصطلاح به مجموع اموری اطلاق می­شود که انسان برای رسیدن به هدف و انجام کار موردنظر، به‌صورت روشمند و بسامان پی می­نهد
روش مفهومی ، راهبردی است که نحوه عمل را ترسیم می­کند و مراحل و چگونگی پیمودن آن‌ها را برای رسیدن به هدف­های موردنظر معلوم می­دارد
روش به‌مثابه راهبرد، مبتنی بر مبانی و ارزش­های برگرفته از عنصر اول(رویکرد) است و نشان‌دهنده حضور آن‌ها در مراحل گوناگون عمل تربیتی است، برای هر روش، شیوه­هایی برگزیده و فنون ویژه­ای وجود دارد که با نوع روش و رویکرد مسبوق به آن‌ها سازگار است( بهشتی و همکاران،1388،صص267-265)
روش مجموعه قواعد یقینی و آسانی است که التزام دقیق به آن‌ها، نمی­گذارد فرد راه نادرست را درست انگارد، و او را یاری می­کند تا بدون تلاش غیرضروری و از راه افزایش تدریجی دانش، به شناخت حقیقت آنچه در پی آن است برسد،

روش چهاراصل دارد:

  • بداهت و وضوح؛ یعنی، روش باید بدیهی و واضع باشد در غیر این صورت نتیجه کار معلق می­ماند؛
  • تحلیل؛ یعنی تقسیم و خرد کردن مفاهیم مرکب و کلی به عناصر ساده و تقسیم این عناصر ساده‌شده به عناصر ساده­تر؛
  • بسامانی؛ یعنی؛ تنظیم افکار به‌گونه‌ای که زنجیره­ای به‌هم‌پیوسته ایجاد شود؛
  • رسیدن از حکمی به‌حکم دیگر از راه حرکت پیوسته فکر، به‌گونه‌ای که موجب وضوح مجموعه شود