مفهوم ولايت/پایان نامه درمورد تعیین قیم

92
ژانویه 30, 2019 0 Comment

ولايت

 ولايت از نظر لغوي به دو چيز كه آنچنان در كنار هم قرار مي‌گيرند به طوري‌كه بين آن دو فاصله‌اي نباشد، گويند (راغب اصفهاني، 1420ق: ص 547). و در اصطلاح عبارت از: امارت و سلطنت، ياري و نصرت، دوستداري و قرابت است (الجزيري، 1390ق: ج 5، ص 228؛ عميد، 1362: ص 1236).

در تعريف حقوقي ولايت «سلطه و اقتداري است كه قانون به جهتي از جهات به كسي مي‌دهد كه امور مربوط به غير را انجام مي‌دهد» (امامي، 1366: ج5، ص 202). ولايت در اين معنا هم حق و هم تكلـيـف است (شايگان، 1375: ص 393).

ولايت به دو معناي عام و خاص به كار مي‌رود. ولايت عام عبارت است از سلطه‌اي كه شخص بر جان و مال ديگري پيدا مي‌كند و اداره امور او را به طور كلي عهده‌دار مي‌شود. مانند ولايت پدر، جد پدري و حاكم بر كودك. جايگاه ولايت خاص روابط خانوادگي مي‌باشد و عبارت است از اقتداري كه قانونگذار به منظور ادامه امور مالي و تربيت كودك يا سفيه يا مجنوني كه حجرشان متصل به زمان صغر است به پدر و جد پدري اعطاء مي‌كند (امامي، 1366: ج5، ص 209). طبق ماده 1194 ق.م. پدر، جدپدري و وصي منصوب از طرف يكي از آنان، ولّي خاص طفل ناميده مي‌شود. اما ولّي قهري شامل پدر و جد پدري است كه سمت آن‌ها با انتصاب ديگري ايجاد نمي‌شود. مطابق قانون مدني ايران، پدر داراي ولايت قهري است، اما مادر از حق ولايت بر فرزند خود محروم مي‌باشد مگر آن كه به موجب وصيت پدر، ولّي خاص شود. در ماده 1180 ق.م. در اين خصوص آمده است: «طفل صغير تحت ولايت قهري پدر و جد پدري خود مي‌باشد و همچنين است طفل غير رشيد يا مجنون در صورتي كه عدم رشد يا جنون او متصل به صغر باشد».

در خصوص اين كه ولايت پدر و جد پدري، ولايت قهري و قانوني است و ولي حق استعفا از سمت خود را ندارد، اتفاق نظر است. رأي وحدت رويه شماره 518- 18/11/1367 به طور تلويحي به اين حكم اشاره مي‌كند: «… سمت ولايت قهري پدر نسبت به فرزند در ماده 1180 ق.م. تصريح شده است كه تا رسيدن به سن بلوغ ادامه مي‌يابد». مطابق ماده 1181 ق.م. هر يك از پدر و جد پدري نسبت به اولاد خود ولايت دارند و در خصوص اين كه آيا ولايت جد پدري در عرض ولايت پدر، ثابت است يا به نحو ترتيب بوده و در طول يكديگر مي‌باشد، در فقه اختلاف نظر است. مشهور فقها قائل به اشتراك آنها در ولايت هستند و براي هر يك حق مستقل در تصرف اموال مولي‌عليه قائل هستند (نجفي، 1412ق: ج 8، صص 165-164). برخي نيز ولايت جد را در طول ولايت پدر دانسته و مادام كه پدر در قيد حيات است جد پدري را ممنوع از دخالت در امور محجور مي‌دانند

قانون مدني به پيروي از نظر مشهور، ولايت پدر و جد پدري را در عرض يكديگر قرار داده است، اگر چه اين حكم با عرف جامعه ايراني مغاير است. مطابق ماده 1183 ق.م. ولّي در كليه امور مربوط به اموال و حقوق مالي مولي عليه، نماينده قانوني او مي‌باشد. ماده 1188 ق.م به پدر يا جد پدري اجازه داده، تكليف ولايت محجور را بعد از فوت خود معين نمايند. مطابق اين ماده هر يك از پدر و جد پدري بعد از وفات ديگري مي‌تواند، براي اولاد خود كه تحت ولايت وي مي‌باشند وصي معين كند تا بعد از فوت خود در نگاهداري و تربيت آن‌ها مواظبت كرده و احوال آن‌ها را اداره نمايد. اما ماده 1189ق.م. به هيچ يك از پدر يا جد پدري در صورت حيات ديگري اجازه تعيين وصي نمي‌دهد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حضانت و تعیین قیم