منابع مقاله درمورد حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

آور حساس می شوند و فعالیت های فیزیولوژیایی در آن ها افزایش می یابد.
عوامل فردی از جمله عوامل فردی که در ارزیابی رخدادهای فشارزا نقش دارند، می توان به ویژگی های هوشی ، انگیزشی و شخصیتی اشاره کرد. برای مثال کسی که از عزت نفس بالا برخوردار است هنگام رویارویی با موقعیت های فشارزا به جای تهدید برانگیز شمردن این موقعیت ها آنها را فرصتی برای چالش گری قلمداد می کند . در واقع بر اساس تجربه و درک خودش از زمینه ی تجربی نسبت به آن واکنش نشان می دهد . هیچ فردی به واقعیت صرف و مطلق پاسخ نمی دهد ، بلکه به ادراکی که خود از آن واقعیت دارد واکنش نشان می دهد . انسان ها تا حد زیادی خود موجب اختلاف و ناراحتی های روانی خود هستند . وقتی که تفکر و رفتارش عقلانی باشد موجودی کارآمد ، خوشحال و توانا خواهد بود. لذا الیس ، اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه ی طرز تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند .
مطلوبیت رخداد انواع گستردهای از موقعیت های مطلوب و نا مطلوب وجود دارند که ممکن است برای شخص فشارزا باشند . مانند خرید یک خانه ، یا از دست دادن تمام دارایی در یک آتش سوزی ، به طور کلی روان شناسان اجتماعی معاصر ظاهراّ بر این نکته توافق دارند که خصوصیت نگرش ماهیت ارزشیابی (خوشایند، ناخوشایند ) بودن آن است . لذا رخدادهای نامطلوب (ناخوشایند) معمولاّ بیش از رخدادهای مطلوب،فشارزا یا استرس آفرین می شوند ( شفیع آبادی ، 1377) .
بسیاری از پژوهشگران این فرض را به چالش می کشند که تنها تغییری خاص در زندگی سبب استرس می شود و اینکه حادثه برای همه ی افراد ، استرس به وجود می آورد . شناختها نقش مهمی در ایجاد تداوم هیجانات دارند. به همین ترتیب ، عوامل شناختی نقش مهمی در اینکه به چه میزان افراد استرس را تجربه کنند ، دارند. هیجاناتی که در هنگام مواجهه با استرس تجربه می شوند به میزان زیادی متأثر از شیوه های ارزیابی افراد از موقعیتی است که در آن قرار گرفته اند . برخی افراد به وسیله حوادثی دچار استرس می شوند که افراد دیگر به آنها به دیده هیجانی یا چالش نگاه می کنند. بنابراین ، استرس به این بستگی دارد که چگونه موقعیت ارزشیابی شود . هنگامی که یک موقعیت استرس انگیز و تهدید آمیز ارزیابی شود. آنگاه واکنش استرس قدرتمندی به دنبال خواهد داشت.
به گفته لازاروس دو گام مهم در مدیریت موقعیت تهدید آمیز وجود دارد. گام اول، ارزیابی اولیه است. در طی ارزیابی اولیه، فرد سوال می کند « آیا مشکلی نیست یا من در مشکل هستم؟ این موقعیت برای من چه معنایی دارد؟» اما در ارزیابی ثانویه فرد سوال می کند « با توجه به این موقعیت چه می توانم انجام دهم؟ و یا چه منابعی برای مواجهه با آن در اختیار دارم؟»
ارزیابی اولیه می تواند به سه نتیجه گیری درباره مربوط بودن استرسور به شخص منتهی شود موقعیت الف) نا مربوط است یا مشکلی برای من نیست. ب) خطرناک و مضر نیست بلکه حتی مفید است. ج) استرس زا است، مشکل وجود دارد. زمانی که فرد با موقعیت استرس زا مواجه میشود منابع رویارویی را برای حذف تهدید و اضطراب همراه با آن بسیج میکند. ارزیابی یک موقعیت استرس زا به عنوان یک چالش یا موقعیت مفید می تواند هیجانات مثبت مانند شوق و هیجان را به وجود آورد که به نوبه خود به مواجهه با اثرات ترس و اضطراب کمک می کند. ارزیابی ثانویه پس از ارزیابی اولیه انجام می شود. در این حالت فرد امکانات خود را می سنجد و راهی برای مواجهه با تهدید یا چالش انتخاب می کند.
رویارویی به شیوه های اشاره دارد که برای تغییر شرایط استفاده می شود تا آن شرایط، مطلوب تر و کمتر تهدید آمیز تلقی شود. رویارویی فرآیندی پویا و مداوم است. فرد در راهبردهای رویارویی ارزیابی می نماید که آیا تلاشهای صورت گرفته موقعیت استرس زا را بهتر یا بدتر کرده است و اینکه آیا راهبردهای به کار گرفته شده سازگارانه است یا خیر. زمانی که رویارویی موثر است فرد با موقعیت سازگار می شود و استرس کاهش می یابد. متاسفانه تلاشهای رویارویی همیشه به سلامت روان کمک نمی کنند، رویارویی نا بهنجار می تواند شامل افکار یا رفتارهایی باشد که ناراحتی را تشدید یا تداوم می بخشند و یا اینکه منجر به شکست فرد می شوند.
لازاروس و فلکمن دو نوع رویارویی را تحت عنوان راهبردهای مساله مدار و راهبرد های هیجان مدار توصیف کرده اند که هر یک اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. راهبردهای مساله مدار به واکنش هایی اشاره دارند که هدف آنها تغییر یا حذف موقعیت استرس انگیز است. نوع دیگر از روش های رویارویی، راهبردهای هیجان مدار است و آن وقتی است که موقعیت استرس انگیزی وجود دارد که فرد هیچ کنترلی بر آن ندارد یا کنترل کمی بر آن وجود دارد. در این گونه موارد، فرد اغلب بر ابعاد هیجانی موقعیت تمرکز می نماید.
هدف همه اشکال مختلف رویارویی هیجان مدار کاهش یا تنظیم تاثیر هیجانی استرسور است. اکثر افراد از چندین راهبرد رویارویی در موقعیت های استرس زا استفاده می کنند که اغلب ترکیبی از اشکال رویارویی مساله مدار و هیجان مدار است. راهبردهای رویارویی مختلف در مراحل متفاوتی از مواجهه استرس زا استفاده می شوند. در مراحل ابتدایی یک تجربه استرس زا اغلب بر راهبردهای هیجان مدار تکیه می شود که به افراد کمک می کند تا از نظر هیجانی از مشکل دوری کنند. زمانی که تعدل هیجانی برقرار شد بر راهبردهای رویارویی مساله مدار تکیه می شود تا راه حل های ممکن شناسایی شوند.
در مدل لازاروس و فلکمن متغیرهای شخصیتی به عنوان قوی ترین تعیین کننده های راهبردهای رویارویی با سلامت روان محسوب نمی شوند.بلکه بر عکس این محققان اعتقاد دارند که راهبردهای رویارویی در هنگام مواجهه با یک موقعیت استرس انگیز ابتدا توسط ارزیابی های مربوط به آن استرس تعیین می شود که پاسخ های رویارویی نیز به نوبه خود تعیین کننده سلامت روانی می باشند (موسوی نسب و دیگران،1386).
انواع روش های مقابله:
لازاروس (1981) 4 شیو ه را برای مقابله شرح داد:
1-راهبردهای ابزاری:فعالیت مستقیم که معطوف به اداره کردن و مهار تهدید توسط خود محرک های تنش زاست.
2-راهبردهای درون روانی، که از ابتدا هدفش تنظیم یا به حداقل رساندن آشفتگی هیجانی همراه با تنش روانی است.
3-مهار فعالیت: اشاره به توانایی مقاومت در برابر فعالیت در زمانی که آن فعالیت احتمال صدمه، خطر یا تعارض یا قیود اخلاقی را افزایش می دهد می باشد.
4-جستجوی اطلاعات: به آن دسته از فعالیت های ابزاری مربوط می شود که پایه و اساس عامل را فراهم می سازد و همچنین نوعی حمایت را جهت تسکین و تعدیل آشفتگی هیجانی ارائه می دهد.
شیوه های مقابله:
مکانیزم های دفاعی: اشخاص سالمتر از دفاع های تکامل یافته مثل فرونشانی، والایش ، پیش بینی، شوخی، نوع دوستی استفاده می کنند و افراد خشک و انعطاف ناپذیر از دفاع های نایافته مثل انکار، دلیل تراشی استفاده می کنند.
رفتارهای غیر انطباقی: پرخوری، استفاده از مواد مخدر و دخانیات.
بی پروایی ، مثل شکستن اشیاء
اجتماعی شدن، گذراندن اوقات فراوان با دوستان ،انحراف ذهنی، مشغول کردن خود با کار و فعالیت برخورد منفعلانه ، کتاب و متن و مطالب که در آن نوشته شده است.
اقدامات در جهت کنترل استرس:
این اقدامات به صورت تغییراتی در رفتار، تفکر ، سبک زندگی، موقعیت استرس زا می باشد.
1-تغییر عادات زندگی
2-کاهش مصرف کافئین
3-رژیم متعادل و مناسب
4-ورزش های منظم
5-غذا خوردن به شکل آهسته و آرام
6-تمرینات آرام بخش
7-تغییر در موقعیت های استرس آمیز
8-برنامه ریزی زمانی و مالی
9-قاطعیت ورزی
10-حل مشکل
11-تنفس زدایی
حساسیت زدایی منظم ، کنترل ، کنترل تنشهای روانی ناشی از ترس و اضطراب ، مهار تغییرات منفی فیزیولوژیکی .
روش های کنار آمدن با استرس:
وقایع استرس زا مردم را از نظر هیجانی ، شناختی، فیزیولوژیکی تحت تاثیر قرار می دهند. ولی مردم روش هایی برای برخورد با استرس زاها و اثرات آنها دارند. مردم اثرات زیانبخش استرس زاها را با راهبردهای کنار آمدن کاهش میدهند.
کنارآمدن یعنی هر نوع تلاش، سالم یا ناسالم ، هوشیار یا ناهوشیار برای جلوگیری از بین بردن یا ضعیف کردن استرس زاهاست یا تحمل کردن اثرات آن ها به طوری که حداقل آسیب رسانی داشته باشند معمولاً 2 شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد به صورت مستقیم و به صورت دفاعی:
کنارآمدن دفاعی:
مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا ، زمانی که رخ داده است یا جلوگیری کردن از پاسخ هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی به آن و از این رو کاهش دادن اثرات آن است.
روش مستقیم:
مستلزم توجه شخصی به واقعه استرس زا و به کارگیری امکانات رفتاری و شناختی برای تغییرات واقعه است به طوری که موقعیت از استرس زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند.
منابع لازم برای مبارزه با استرس:
1-سلامتی و توانایی
2-افکار مثبت
3-منبع کنترل
4-توانایی اجتماعی شدن
5-حمایت اطرافیان
6-امکانات مالی
در دیدگاه پزشکی ، استرس یک حالت ارگانیک است که معمولاً با افزایش فشار خون و ضربان قلب و پریدگی رنگ چهره و نشستن عرق بر پیشانی همراه است و تحت شرایط مناسب می تواند موجب تغییرات در عملکرد جسمانی شود که اگر شدید و یا مزمن باشد به نوبه خود منجر به بیماری می گردد(فهیمی ، 1381، ص19).
علی رغم این واقعت به عقیده انگلس ، فشار عصبی را نباید با مفهوم نوعی نیرو که شخص قربانی آن می شود همچنین استرس را نباید به عنوان نفوذ غرب روان شناسی و یا جامعه شناسی که به تنهایی می تواند باعث فرو ریختن شخص و یا باعث بیماری روانی و یا جسمانی او شود در نظر گرفت بر عکس استرس را به عنوان عاملی مورد توجه قرار داد که می تواند عکس العمل متعدد ارگانیک را سبب شوند.(مجموعه مقالات اولین سمینار ترس و بیماری های روانی مقابله با استرس).
امروزه اغلب مردم کلمه استرس را به صورت موضوعی متداول و یا گونه ای از یک بیماری «اسپیدمی» به کار می برند با تمام جنبه های منفی که در فرهنگ عام راجع به استرس وجود دارد این پدیده دارای جنبه های مثبت نیز می باشد. جنبه منفی استرس مخرب با دلگرمی ، می گویند که از دریافت جزوه های ناگوار یا تقاضا های غیر منطقی به خود دست می دهد(بلورچی، ص32).
انواع استرس که دانشجویان با آن برخورد دارند امروزه مشخص شده اند و این انواع استرس به وسیله بخش های عصبی و مسائل روانی – فیزیولوژیکی تشدید می شوند.
تحقیقات نشان داده که علائم فیزیولوژیکی استرس شامل انواع امراض فیزیکی و علائم روانی آن به نوبه خود بیماری های روانی را به وجود می آورد.
از سوی دیگر پژوهش های انجام شده ثابت کرده که نوع و شدت واکنش های افراد در مقابل استرس های زندگی همیشه رابطه مستقیمی با شدت عوامل استرس زای زندگی نداشته اند بلکه در درجه اول با چگونگی درک و نحوه ارزیابی فرد از رویداد یا میزان احساس خطر و تهدید کنندگی واقعه برای وی در ارتباط می باشد(نیک خواه، روش های برخورد با استرس های زندگی).
تفاوت های جنسی در پاسخ به استرس
تقریباً یک قرن پیش، اعتقاد بر این بوده است که مردم آنچه را که والتر کانن، روانشناس دانشگاه هاروارد، واکنش ” جنگ” در برابر استرس می داند ، تجربه می کنند. والتر کانن معتقد بود که وقتی انسان با حیوان وحشی یا رقیب رو به رو می شود، بدن خود را برای جنگ یا گریز آماده می کند. اگر چه دانش زیست شناختی آن زمان به اجازه بررسی دقیق این موضوع را نداد. اکنون می دانیم که واکنش جنگ یا گریز عبارت از تغییراتی است که مغز (ادراک ها، انتقال دهنده های عصبی)، دستگاه درون ریز(هورمون ها) و بخش سمپاتیک دستگاه عصبی خودکار (افزایش ضربان ، تنفس سریع، تنش ماهیچه ها) در بدن به وجود می آورد، این تغییرات مارا در زمان مقتضی، همچون شیاطین برای جنگ یا گریز آماده می کنند.
تایلور و همکارانش، با بررسی ادبیات مربوط به استرس در UCLA (2000)، نشان می دهند که زنان، هنگامی که تحت استرس هستند، به جای جنگ یا گریز معمولاً به کودکان ، ارتباط با خانواده یا دوستان گرایش نشان می دهند. بررسی تایلور را دانشجویی تهیه کرد که بی تکلیف اظهار داشت ، در مطالعه استرس تقریباً تمام موشها ماده بودند. بررسی تایلور نشان داد که قبل از 1995، وقتی ادارات فدرال خواستار برابری بیشتر زنان در بررسی های اقتصادی شدند، صرفاً 17 درصد آزمودنی ها زن بودند. در تحقیقات، تفاوت حجم نمونه بین زنان و مردان باعث می شود تا پژوهشگران به این سوال که آیا زنان همانند مردان به استرس واکنش نشان می دهند، بی توجه باشند.
تایلور و همکارانش (2000)، با بررسی های بیشتری که در ادبیات مربوط به استرس انجام می دهند در می یابند که زنان و مردان، در مقابل استرس، واکنش های متفاوت با ثباتی نشان می دهند.
واکنش های زنان در مقابل استرس را می توان واکنش گرایش و دوستی نامید. این واکنش بیشتر سر پرستی و نیاز به حمایت اجتماعی را شامل می شود تا جنگ و گریز . وقتی زنان با تهدید، واقعه ناگوار یا حتی یک روز نا خوشایند در محیط کار مواجه میشوند، این واکنش آنها در مقابل استرس اغلب به صورت گریه برای کودکانشان و با برقراری ارتباط و حمایت اجتماعی، به ویژه با سایر زنان ، جلوه گر می شود. مردان بعد از یک روز نا خوشایند در محیط کار به احتمال زیاد از خانواده دور می شوند یا جر و بحث راه می اندازند.
روان شناسان تحولی اظهار می دارند که واکنش گرایش و دوستی ممکن است در زنهای انسان باشد زیرا به بقای زنانی که گرایش به فرزند دارند، کمک می کند. زنانی که جنگ را انتخاب می کنند اغلب می میرند یا حد اقل از فرزندشان جدا می شوند.
تفاوتهای جنسی در رفتار معمولاً با تفاوت های جنسی در هورمون اکسی توسین غده هیپوفیز اشاره می کنند. اکسی توسین با رفتارهای مادرانه، نظیر پذیر و در آغوش گرفتن فرزند، در میان تعداد زیادی از جانواران ارتباط دارد( تایلور و همکاران،2000). اکسی توسین، که به هنگام استرس ترشح می شود، روی موش ها و انسان اثر آرام بخش دارد. این کار باعث می شود تا آنها ترس کمتری داشته باشند و اجتماعی تر شوند.
در مردان نیز، وقتی تحت استرس هستند، داکسی توسین ترشح می شود ، تاثیر تفاوت های جنسی در اثر هورمون های جنسی استروژن و تستوسترون می باشد. از سوی دیگر هورمون تستوسترون در مردان بیشتر از زنان است و آثار اکسی توسین را کاهش می دهد و این کار افزایش حس اعتماد به نفس و بروز پرخاشگری را موجب می شود(سالیوان،2000) ممکن است مردان به دلیل توازن ژنتیک هورمون ها در بدن، وقتی تحت استرس قرار می گیرند، بیشتر از زنان رفتار های پرخاشگرانه نشان می دهند به دلیل چنین تفاوت هایی است که عمر زنان بیشتر از مردان است.
مردان در برابر تجربه های استرس آمیز که با اختلالهایی همراه است، از جمله فشار خون بالا، رفتار پرخاشگرانه، سوء مصرف الکل یا دارو بیشتر از زنان واکنش نشان می دهند(می،2000). « از آنجا که رویکرد گرایش و دوستی در مواردی می توانند از زنان در برابر استرس محافظت کند الگوی

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید