منبع پایان نامه درباره اعتیاد به اینترنت

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

این دیدگاه، شخصیت، شامل تمامی جنبههای رفتاری، هیجانی، شناختی، اخلاقی، و حتی جنبه جسمانی، عصبی، هورمونی، و بیوشیمیایی میگردد که به وجود آورنده رفتارهای بهنجار یا نابهنجار است.
سیگل و سنا (1997)، بر اساس نظریههای ساختار اجتماعی، رفتار بزهکارانه ناشی از، سازگاری فرد با شرایط حاکم در محیطهای طبقه پایین می دانند.

سیگل و سنا (1997)، نظریههای فرآیند اجتماعی، نابهنجاری را ناشی از تعاملات انسانها در زندگی روزمره در جامعه میدانند.
نظریههای واکنش اجتماعی بر روی نقشی که نهادهای اقتصادی و اجتماعی در ایجاد رفتارهای نابهنجار دارند، متمرکز میشوند. یعنی روشی که در آن جامعه واکنش نشان میدهد (سیگل و سنا، 1997).
الگوی استفاده مرضی از اینترنت گروهول (1999)
در سالهای اخیر تحقیقات و درمان قابل توجهی در زمینه درک مراحل تغییر و کاربرد آن در تشخیص و درمان اعتیاد به اینترنت صورت گرفته است. یکی از الگوهای رایج در زمینه توجیه و تغییر رفتار در زمینه تشخیص، پیگیری و درمان اختلال اعتیاد به اینترنت، الگوی نظری گروهول (1999) است. در شکل 1) نظریه گروهول (1999) ترسیم شده است.
شکل 1): الگوی نظری گروهول (1999)
کاربر فعال
کاربر جدید
فعالیت تازه
سرخوردگی (اجتناب)
فریفتگی (وسواس)
تعادل (بهنجار)
مرحله اول (وسواس)
مرحله دوم (وسواس)
مرحله سوم (وسواس)
کاربر فعال
کاربر جدید
فعالیت تازه
سرخوردگی (اجتناب)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فریفتگی (وسواس)
تعادل (بهنجار)
مرحله اول (وسواس)
مرحله دوم (وسواس)
مرحله سوم (وسواس)

در اینترنت به دلیل محیطی خیلی بزرگتر از سایر محیطها، طرح موضوعهای شگفتانگیز، خلق صحنههای اعجابآور، طرح موضوعهای پرتحرک و ماجراجویانه و جذاب، تلاش برای پاسخ دادن به هیجانجویی و تنوعطلبی، ارائه اطلاعات بدون هیچ سقفی و … فرد برای مدت طولانیتری با نوعی وسواس جذب میشود و به دنبال آن سرخورده شده و اجتناب میکند و منجر به کاهش استفاده از اینترنت میگردد و سپس میزان استفاده به تعادل میرسد که در میزان استفاده طبیعی است (گروهول، 1999).
نظریه رفتاری
این نظریه بر اساس مطالعات اسکینر و بر اساس شرطیسازی کنشگر تکیه دارد که در آن شخص رفتار معینی را انجام میدهد و سپس برای انجام این رفتار پاداش دریافت میکند. مثلاً یک دانشآموز ممکن است در برخورد با افراد دیگر احساس خجالت و ترس کند و درنتیجه از دیگران و صحبت کردن با آنها اجتناب نماید تا از اضطراب ناشی از آنها دوری کند که برای او عامل پاداشدهندهای است.
از جهت این که مواد، الکل، قمار، اینترنت و غیره پاداش عاطفی، هیجانی، جسمانی و مانند آن دارند و به عنوان شیوهای برای فرار از موقعیت درنظر گرفته میشود. اگر فرد یاد بگیرد که چیزی مانند اینترنت میتواند برای او شرایطی فراهم کند که از واقعیت فرار کند، احتمالاً در آینده نیز به این کار مبادرت خواهد ورزید. این کار برای او عامل تقویتکننده خواهد بود و به صورت چرخهای عمل کرده و باعث افزایش رفتار خواهد شد. بنابراین علت کلیدی در اینترنت و موضوعات وابسته به آن تقویتی است که فرد دریافت میکند. اولین بار که فرد با اینترنت تجربه پیدا میکند با پاسخهای آن مورد تقویت قرار میگیرد و باعث ادامه آن فعالیت میشود، سپس به اجرای آن فعالیت برای به دست آوردن همان پاسخها شرطی میشود. این نوع شرطیسازی ممکن است به جنبههای وابسته به آن، مثلاً صدای رایانه، احساس لمس صفحه کلید و مانند آن نیز گسترش یابد. این تقویتکنندههای ثانویه نیز به نوبه خود به عنوان نشانهای برای رشد نشانگان اعتیاد و حفظ نشانگان همراه آن عمل میکنند.
نظریه شرطی شدن کنشگر اسکینر بیان میدارد که اگر رفتاری با تقویت مثبت یا پاداش توأم شود، آن رفتار در مجموعه رفتاری فرد ایجاد گشته، تحکیم میگردد (براون و همکاران، 1989).
نظریه شناختی
همانند دیدگاه روانکاوی، دیدگاه شناختی متوجه فرآیند درونی است. البته بیش از آن چه بر امیال، نیاز، و انگیزشها تأکید کند، بر این که افراد چگونه اطلاعات را کسب کرده و تفسیر میکنند و آنها را در حل مشکلات به کار میگیرند تأکید دارد. اصولاً دیدگاه شناختی بیشتر به افکار کنونی و شیوه های حل مسأله توجه دارد تا تاریخچه شخصی (دوراند و بارلو، 1997).
دیدگاه شناختی تأکید ویژهای بر شخص به عنوان پردازشکننده اطلاعات دارد، افراد دائماً در حال جمعآوری، اندوزش، تغییر و تفسیر و فهم اطلاعات تولید شده درونی و همینطور محرکهای محیطی هستند. انسانها موجوداتی فعال، جوینده، انتخابگر، آفریننده و به کارگیرنده اطلاعات و رفتار و هم محصول و هم آغازگر اعمال روانی و تغییرات محیطی به شمار میآیند. در این دیدگاه «اختلال اعتیاد به اینترنت» برآمده از شناختهای معیوب و یا پردازش معیوب شناختی است و درمان آن مبتنی بر تصحیح فرآیند شناختهای معیوب است (دیویس، 2001؛ یانگ، 1998).

زندگی روانی فرد مجموعهای از طرحوارهها است. طرحوارهها از طریق تأثیر بر فرآیندهای شناختی، افراد را قادر میسازد محرکها را به سرعت بشناسد، در واحدهای قابل کنترل دستهبندی کنند و اطلاعات افتاده را تکمیل نمایند. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر، حل مسأله یا دستیابی به هدف، شیوهای را انتخاب کنند (دوراند و بارلو، 1997).
هر نوع میل یا فشاری، حتی ضعیف، برای استفاده از هر ماده وسوسه تعریف میشود. درمانگران و محققان آن را به عنوان هر نوع علاقه، خواست، فشار، میل، نیاز، قصد یا اجبار برای استفاده تعریف میکنند. البته گاهی همبستههای اتوماتیک و رفتاری وسوسه ذهنی نیز در تعریف وسوسه وارد شده است اما به طور کلی تجربه خودآگاهانه میل به استفاده از یک ماده درنظر گرفته میشود (دراموند و همکاران، 2000؛ به نقل از حسنپور، 1385).
بک و همکاران (1993) نظریه مارلاک (1985) را به 4 نوع عمده وسوسه گسترش دادند.
1- وسوسه پاسخی به نشانه های ترک (مانند: نیاز به دوباره خوب بودن)
2- وسوسه پاسخی به فقدان لذت (مانند: تلاش برای بالا بودن حالت روانی)
3- وسوسه پاسخی شرطی شده به نشانه مواد
4- پاسخ به میل (عادت ترکیب مواد، بالا بردن میل جنسی) (حسنپور، 1385).
نظریه شناختی- رفتاری
در دهه گذشته، درمان شناختی- رفتاری توجه زیادی را به خود جلب نموده است. رویکردها و فنون درمانی جدید، به نحو مستمر گسترش یافته است و به جهان بالینی معرفی شدهاند. بسیاری از آنها اگرچه به دقت طراحی و به روشنی بیان شدهاند اما هنوز در حد و اندازه امیدهای درمان باقی میمانند. درمان شناختی- رفتاری به وضوح نه امید است نه خیالبافی درمانی گذرا. کثرت شواهد پژوهشی و بالینی شناختی- رفتاری به نحو فزاینده از کاربر آن در طیف وسیعی از موقعیتهای بالینی و طیف گستردهای از اختلال و ناکارآمدیها حمایت میکنند. در اساس این دیدگاه رشد اعتیاد به اینترنت با شرایط روانشناختی قبلی به وجود میآید (دیویس، 2001) و در اکثر مواقع این آسیبشناسی شامل افسردگی، اضطراب اجتماعی و انواع روانپریشیها است (مورهان- مارتین و اسکامیکر، 2000).
این بیماران (معتادین به اینترنت) مستعد درمان با درمانهای شناختی و رفتاریاند (یانگ، 2007). یانگ عنوان میکند که معتادان به اینترنت شناختهای بسیار مشکلزایی را نسبت به غیرمعتادین دارند که در استفاده آسیبزا اینترنتی نیز سهم دارد. زیرا مکانیزم گریز روانشناختی برای اجتناب از مشکلات ادراک شده و واقعی را فراهم میکند.
وقتی فرد در معرض استفاده از اینترنت قرار میگیرد فرآیند کاربرد مشکلزای اینترنت شروع میشود. این آسیبشناسی زمینهای، نوعی آمادگی و تمایل است. استرس آن را آغاز میکند. چندین عامل دیگر نیز در ایجاد و یا حفظ اختلال دخالت میکنند:
1)بعضی از تقویتکنندههای رفتاری وجود دارند که به عنوان عامل شرطی عمل میکنند. اتاق، صندلی، دست زدن به صفحه کلیدی، موس، صدای شروع رایانه، بوق یا صدای زنگ آن از این قبیل هستند.
2) بدکاری شناختی نیز در این جا عمل میکند زیرا شناخت غیرسازشی در زمینه خود و دنیا شاخصهای اولیه این اختلال هستند. باورهایی مانند هیچکس در بیرون از اینترنت از من خوشش نمیآید، یا اینترنت تنها جایی است که واقعاً میشود مردم را شناخت، و هر کسی به نوعی به اینترنت آلوده است و مانند آن افکار شناختی مشکلزا در زمینه «دنیا» هستند.
3) بیان کیفی کاربری اینترنت بستگی به شبکه حمایتی اجتماعی فرد دارد. اگر تمام عوامل در فرد وجود داشته باشد و حمایت اجتماعی نشود، احتمال دارد به اعتیاد اینترنت عمومی روی بیاورد که با رفتارهای جلبتوجه اجتماعی، غیرشخصی و غفلت کاری مشخص میشود. اما اگر جهات اجتماعی داشته باشد اعتیاد به اینترنت ویژه در او ایجاد خواهد شد که فقط در بخش ویژهای از تکنولوژی است مانند بازی .
از دیدگاه رفتاری- شناختی نشانه های اختلال شامل افکار وسواسی درباره اینترنت، کنترل تکانه ضعیف، ناتوانی در متوقف کردن استفاده از اینترنت و مهمتر از همه این باور است که اینترنت تنها دوست فرد است. علاوه بر این در موقعی که تماس برقرار نیست و به فکر اینترنت بودن، بار آینده تماس گرفتن را پیشبینی کردن و صرف مخارج زیاد درباره اینترنت و کارهای مربوط به آن نیز نشانه های دیگر این اختلال هستند. مشکل عمده دیگر جدا کردن فرد از دوستان فرد به نفع دوستان اینترنتی است و درنهایت نوعی احساس گناه، درباره استفاده از اینترنت و دروغ گفتن به دوستان درباره وقت صرف شده و به صورت سری نگهداشتن آن، نشانه های دیگر این اختلال هستند. این افراد در حالی که میدانند کارشان از نظر اجتماعی مورد پسند نیست، نمیتوانند آن را متوقف کنند چرا که خود، به خودارزشی کمتر و درنتیجه نشانه های بیشتر میانجامد.
در زمینه سببشناسی اعتیاد به اینترنت از دیدگاه رویکرد شناختی- رفتاری، اعتقاد بر آن است که اختلال از مشکل شناختی فرد همراه با رفتارهایی که یا پاسخ غیرسازشی را حفظ میکند یا شدت آن را افزایش میدهد، ناشی میشود. به نظر دیویس (1999) اگرچه نشانه های مسلط، اختلال عاطفی و رفتاری است اما نشانه های شناختی در واقع تأثیر فراوانی دارند و میتوانند نشانه های رفتاری و عاطفی را ایجاد نمایند نه برعکس.
بنابراین برخلاف تحقیقات قبلی که بر روی اجزاء رفتاری (یانگ، 1998) و پیامدهای منفی در زندگی روزمره (دیویس، 1999) تأکید داشتند، این عوامل که مشابه آن در افسردگی نیز وجود دارد نوعی رفتار سبکشناختی تکراری، احساس خود- آگاهی، خودارزشی پایین، سبکشناختی، افسردهخویی، عزتنفس پایین و اضطراب اجتماعی است.
برای توضیح این نظریه از مفاهیم اولیه باید روشن شود. اولاً همانطور که آبرامسون و دیگران (1989؛ به نقل از حسنپور 1385) میگویند باید بین علل لازم، کافی و تسهیلکننده نشانگان فرق گذاشت:
علت لازم، یک عامل سببشناسی است که حتماً باید حضور داشته باشد تا نشانگان ظاهر شود. منتهی باید درنظر داشت که هر وقت علت لازم حضور داشته باشد الزاماً ممکن است نشانگان رخ ندهد، یعنی این علت لازم است، اما کافی نیست.
علت کافی عاملی است که در حضور آن رخداد نشانگان را تضمین میکند و بنابراین برای ظهور این نشانگان کافی است. علت تسهیلکننده عاملی است که احتمال رویداد نشانگان را افزایش میدهد اما نه علت لازم است نه کافی، از طرف دیگر در زنجیره سببشناسی یک علت ابتدایی نزدیک، شروع و ابتدای نشانگان آن است در حالی که یک علت پایانی از نشانگان فاصله زیادی دارد.
شناخت غیرسازشی یک علت اولیه، آسیبپذیری فرد به یک رویداد زندگی (مثلاً استرس) یک علت پایانی تسهیلکننده و آسیبپذیری روانی یک علت پایانی لازم برای مجموعه نشانگان اختلال درنظر گرفته میشود، اما این آسیبشناسی زیربنایی به خودی خود به نشانگان نمیانجامد.
شناخت غیرسازشی به دو گروه عمده تقسیم میشود:
افکار مربوط به خود با سبک شناختی تفکری فرد هدایت میشود و کسی که فکر زیادی درباره اینترنت میکند، اعتیاد شدیدتر و طولانیتری خواهد داشت. تحریفهای شناختی دیگر درباره خود شامل تردید به خود، خودشایستگی پایین و خودتأییدی ضعیف است و بدین جهت فرد سعی میکند با دسترسی به اینترنت پاسخهای مثبتتر و با تهدید کمتری از دیگران دریافت نماید.
افکار مربوط به دنیا در زمینه یک پاسخ همه یا هیچ در مورد اینترنت است که در آن فرد فکر میکند که تنها دوست او اینترنت است و بنابراین با آن بودن همه چیز به همراه خواهد داشت در حالی که بدون آن هیچ کس او را دوست نخواهد داشت.
به نظر دیویس شناخت غیرسازشی، به عنوان علت کافی ابتدایی نشانگان اختلال اینترنت درنظر گرفته میشود. از طرف دیگر آسیبشناسی روانی مثلاً افسردگی، اضطراب اجتماعی، وابستگی به مواد و مانند آن علت لازم پایانی اختلال هستند، بدین معنی که آسیبشناسی روانی باید وجود داشته باشد تا نشانگان رخ دهد و توجه داشته باشیم که این آسیبشناسی روانی به خودی خود منجر به اختلال نمیشود، اما برای آن لازم است.
بنابراین استفاده مرضی ویژه از اینترنت، استفاده بیش از اندازه از اینترنت است و نتیجه آسیبشناسی روانی قبلی فرد میباشد که در اثر عاملی تقویتی که از اینترنت دریافت میکند در فرد باقی میماند. اما استفاده مرضی عمومی از اینترنت (GPIU) کاملاً متفاوت است و عامل اصلی بافت اجتماعی فرد است (شکل 2).
ابتدایی
پایانی
برگهای موقعیتی (تقویت)
اینترنت
شناختهای غیرسازشی
استفاده مرضی ویژه از
اینترنت
نشانه های رفتاری استفاده مرضی ویژه از اینترنت
آسیبشناسی روانی (مثال: افسردگی، اضطراب اجتماعی، وابستگی به مواد)
کنارهگیری اجتماعی و یا فقدان حمایت اجتماعی
استفاده مرضی
عمومی از اینترنت
ابتدایی
پایانی
برگهای موقعیتی (تقویت)
اینترنت
شناختهای غیرسازشی
استفاده مرضی ویژه از
اینترنت
نشانه های رفتاری استفاده مرضی ویژه از اینترنت
آسیبشناسی روانی (مثال: افسردگی، اضطراب اجتماعی، وابستگی به مواد)
کنارهگیری اجتماعی و یا فقدان حمایت اجتماعی
استفاده مرضی
عمومی از اینترنت

شکل 2) الگوی شناختی- رفتاری اعتیاد به اینترنت (دیویس، 2001)
نظریههای اجتماعی- فرهنگی
از جهت این که اعتیاد در رابطه با سن، جنسیت، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، نژاد، مذهب و ملیت فرق میکند، انواع معینتر اعتیاد در گروه های عینی بیشتر از گروه های دیگر است. بنابراین بر اساس این نظریه میتوان چنین پنداشت که اعتیاد به اینترنت هم در گروه های معینی شیوع بیشتری دارد، اما جهت این که تحقیقات موجود در این زمینه هنوز به اندازه کافی نیست نمیتوان به درستی روشن کرد که کدام گروه ها آسیبپذیری بیشتری به اینترنت دارند. دو نظریه عمده از بین نظریههای اجتماعی- فرهنگی، نظریه «بومشناختی» و نظریه «کنترل اجتماعی» است.
نظریه بومشناختی یوری بران فن برونر
یوری بران فن برونر (1986؛ بران فن برونر و موریس، 1998) میگوید: «ما میتوانیم زمینه های زندگی کودکان، یعنی طیف وسیعی از وضعیتها و زمینهایی که هرکودک ، نوجوان یا جوان با آن مواجه است و همچنین نگرش کودکان ، نوجوانان و جوانان در مورد نقشهایی که ایفا میکنند و رابطه ها و درک و دریافتهایی که در محیط فرهنگی- اجتماعی دارد، مورد بررسی قرار دهیم» (کاپلان، 2000).
بران فن برونر (1986) برای بیان منظورش، به گردونههای روسی اشاره میکند که درون یکدیگر قرار گرفتهاند. در نظریه بومشناختی، این محیطی به طور نظاممند به یکدیگر متصل هستند و به طرز کار و تأثیر آنها بر یکدیگر اشاره میشود. در این نظریه چهار نظام محیطی و فرهنگی- اجتماعی است که آنها را میتوان در حوزه های مطالعاتی زیر بررسی کرد:
الف) حوزه های مربوط به وضعیت فردی در نظام کوچک: شامل تعاملات بیواسطه شخص و محیط، ویژگیهای روانی و اجتماعی و هویت کودکان ، نوجوانان و جوانان است.
ب) حوزه مربوط به نظام میانی: شامل روابط متقابل موقعیتهایی است که افراد در آنها مشارکت فعال دارند. برای مثال شامل: خانواده، محیط آموزشی، دوستان، محله، وضعیت شغلی، ازدواج، مکانهای مذهبی، نیازها و انتظارات، مشکلات و نابهنجاریها.
ج) حوزه های مربوط به نظام بیرونی: شامل موقعیتهایی میشود که فرد حداقل فعلاً درگیری فعال در آنها ندارد، اما بر خانواده و