نمونه پایان نامه : رضایت زناشویی

Posted on
دانلود پایان نامه

دیگر از متغیرها که می‌تواند به شکل منفی تحت تأثیر کودکان با ناتوانی یادگیری قرار‌‌‌‌‌گیرد، رضایت زناشویی خانواده‌ها می‌باشد. برقراری ارتباط مؤثر با طرف مقابل، عدم عصبانیت، حفظ استقلال فردی زن و مرد ضمن مشارکت با هم، ارزش قائل‌شدن به خواسته‌ها و علایق همسر، همراهی و همدلی، داشتن اهداف و آرمان مشترک، قبول سختی‌ها و آمادگی برای مواجهه با مشکلات زندگی و کنار هم بودن در روزهای خوشی وسختی و تأکید و توجه بر نکات مثبت شخصیت همسر، ابراز دوستی و اهمیت دادن به یکدیگر را از عوامل در استمرار زندگی مشترک ورضایت زن و مرد دانسته اند(صافی،1374). ارتباط صحیح کلامی و غیرکلامی اساس یک زندگی زناشویی موفق است . زن و مردی که از داشتن، یک ارتباط صحیح با یکدیگر و دیگر افرادخانواده محروم هستند، دارای نشانه‌های رفتاری ویژه‌ای می‌باشند که از جمله آن ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: یاس، نومیدی و درماندگی زن یا شوهر، وجود تعارض بین زن و شوهر، داشتن انواع مشکلات در زمینه های مالی، جنسی، رفتاری، نرخ پایین تقویت یکدیگر، نبود رضایت و خشنودی از زندگی زناشویی شکایت و انتقاد از یکدیگر و غیره که سرانجام سلامت روانی افراد خانواده را مورد تهدید قرار می‌دهد(نوابی‌نژاد، 1376). ارتباط با همسر جنبه مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی یک شخص است و نارضایتی زناشویی، به توانایی زن و شوهر برای برقراری روابط رضایتمندانه با بچه ها و سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب می‌رساند(معتمدین، 1383). رضایت زناشویی یکی از عوامل موثر در ثبات و پایایی خانواده‌ها و در عین حال بهداشت روانی همسران و فرزندان است. رضایت زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زوجین به وجود می‌آید و لازمه آن انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگی‌های شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل‌گیری الگو‌های مراوده‌ای است (خدابخش احمدی و همکاران، 1384).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بدین ترتیب می‌توان گفت: زوجینِ دارای رضامندی، در حیطه های گوناگون زندگی با همدیگر توافق دارند. این چنین زن و شوهر‌هایی از نوع و سطح روابط عاطفی‌شان راضی هستند، پای‌بندی‌های مذهبی مشترکی دارند، وقت و مسائل مالی خودشان را به خوبی برنامه‌ریزی و مدیریت می‌کنند، در مسائلی که اختلاف نظر دارند، مصلحت زندگی و خانواده را بر مصلحت خود ترجیح داده، از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردارند، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت و رفت و آمد با اقوام و دوستان رضایت دارند و در نهایت، در تعداد و نوع تربیت فرزندان با هم اشتراک نظر دارند. اهمیت کیفیت زندگی زناشویی یا همان رضا‌مندی و نارضا‌مندی ‌زناشویی در تأثیر آن بر سلامت روانی و جسمانی پدیدار می شود. مطالعات نشان داده است که رضامندی و یا نارضامندی زناشویی، بر بسیاری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد، برای مثال، نتایج مطالعات در محدوده تأثیر جسمانی نشان داد، افراد متأهل که زندگی‌شان پایدار بوده و استحکام بیشتری داشته، عموماً عمر طولانی دارند، از نظر جسمانی سالم‌ترند، شاد هستند و بیشتر احتمال دارد که از سرطان نجات یابند‌(خدابخش احمدی و همکاران، 1384). رایان و شلینگر(1982) مولفه هایی چون رضایت از میزان عشق و علاقه‌، دوستس‌ها، ارضای جنسی، زمان صرف شده در خانه با بچه‌ها، کمک به همسر در خانه، دوستان و رفتار خویشان و بستگان، احترام متقابل، اعتماد، عشق و وفاداری و ارتباط متقابل را به عنوان عوامل مهم رضامندی نام می‌برند(جلیلی، 138؛ نقل از جدیری و طباطبایی، 1390).

افراد متأهل که زندگی‌شان پایدار بوده و استحکام بیشتری داشته و از رضا‌مندی زناشویی بالایی برخوردارند. بیشتر عاطفی‌اند و در مقایسه با افراد ناسازگار، کمتر دچار مشکلات روان‌شناختی می‌شوند. وینچ و همکاران(1974) معتقدند که رضایت‌زناشویی انطباق بین وضعیّت موجود و وضعیت مورد انتظار است. طبق این تعریف رضایت‌زناشویی زمانی محقق می‌گردد که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشد. الیس در 1989 بیان می‌کند که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن یا شوهر است هنگامی که همه جنبه‌های ازدواج‌شان را در نظر می‌گیرند(سلیمانیان، 1373). بر طبق تعریف، رضایت ‌زناشویی حالتی است که طیّ آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها و ماکرجی، 1991 به نقل از میر احمدی زاده و همکاران، 1382).
2-3-1- مبانی نظری رضایت زناشویی
مفهوم زناشویی
افراد معمولا به دنبال شریکی برای زندگی خود می گردند که از نظر نژادی، اجتماعی و مذهبی همتای خودشان باشد. بر خلاف نظر عامه زن‌ها در انتخاب شریک کمتر از مردان رویایی فکر می‌کنند. مردان سریع‌تر از زنان عاشق می‌شوند و بیشتر از آن‌ها ویژگی‌های شریک زندگی آینده خود را رضایت بخش می‌یابند. اما زنان در انتخاب شریک زندگی عملی‌تر می‌اندیشند و با احتیاط بیشتری گام بر‌می‌دارند(روبین، 1973 ؛ نقل از سیفی، 1388). بحث‌های زیادی برسر این مساله در گرفته است که آیا ازدواج‌های موفق ناشی از وجه تشابه بین علاقه و خلق و خوی زوجین است( افراد همانند یکدیگر را جذب می‌کنند) و یا بر پایه این اصل استوار است که زن و شوهر مکمل یکدیگرند(افراد ناهمانند یکدیگر را جذب می‌کنند). از آن جا که دو نظرگاه، در پژوهش به تایید رسیده‌اند، نمی‌توان به نتیجه‌گیری قاطعی رسید. روشن است که بسیاری از الگوها‌ی روابط زناشویی می‌توانند عملکرد رضایت بخشی داشته باشند. اریکسون تذکر می‌دهد که برخی از افراد جوان بیشتر از آن که یک حس هویت صحیح به دست آورده باشند، ازدواج می‌کنند. آنان امید دارند که بتوانند خود را در ازدواج بازیابند، اما چنین ازدواج‌هایی تنها به ندرت موفق خواهد بود. اریکسون معتقد است که تغییری در طرف مقابل تنها به ندرت می‌تواند چاره‌ساز باشد. آن چه فرد نیاز دارد نوعی بینش عاقلانه هدایت شده نسبت به این واقعیت است که هیچ شخصی نمی‌تواند متوقع باشد با دیگری زندگی صمیمانه‌ای داشته باشد مگر این که تبدیل به خودش شده باشد. بدین معنا که دو فرد مایل به تشریک مساعی و تنظیم دو جانبه همه جنبه‌های مهم زندگی خود می‌باشند(فدایی،1367؛ نقل از سیفی، 1388).
در پژوهشی بنی‌جمالی و همکاران (1383) علل از هم پاشیدگی خانواده‌ها و نیز موفقیت ازدواج زوج‌های جوان را شامل موارد ذیل عنوان کردند:
1-کمی سن جوانان به هنگام ازدواج، فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کم بودن سواد، پایین بودن سطح شغلی، دخالت بی مورد اطرافیان، پدیده طلاق والدین زوج‌های ناموفّق، وابستگی مالی زوجین به والدین، همه از عوامل تهدید کننده زندگی مشترک زوجین جوان بودند.
2-عدم همسویی زوجین در جهات مختلف موجب اختلاف زناشویی بین زوجین می‌شود.
3-تشابه نظرات زوجین به عنوان عامل تداوم بخش زندگی مشترک شناخته شد.
وجود بیماری های جسمی، روانی و اختلالات رفتاری اعلام نشده از سوی همسران و خانواده‌های آنها عامل سستی روابط بین زوجین تلقی شد( بنی جمالی و همکاران، 1383).
توالی در رشد تحول در خانواده
ما در یک جامعه کثرت‌گرا زندگی می‌کنیم که دائما در حال تغییر ساختار خانوادگی، سبک‌های زندگی و لاجرم الگو‌های چرخه زندگی است. خانواده درمانگرها معمولا از دیدگاه متعارف جامعه شناختی راجع به چرخه زندگی خانوادگی که با ازدواج شروع می‌شود، فراتر می‌روند و مدعی هستند که افراد مجرد ابتدا می‌بایست تکلیف اولیه تحولی خویش را کامل کنند: جدا شدن از خانواده مبدا ، بدون آن که از آن‌ها بریده باشند و رفتن به سوی یک پناهگاه و مامن عاطفی جایگزین. امروزه به خاطر دوره‌های طولانی تحصیل که موجب وابستگی درازمدت مالی، افزایش هزینه‌های زندگی مستقل، و جز این‌ها می‌شود. جدایی از والدین به ویژه در خانواده‌های طبقه متوسط دشوارتر شده است. ازدواج‌های دیر هنگام ناشی از ضرورت‌های شغلی، ترس از روابط جنسی به خاطر بیماری‌های مقاربتی، پذیرش همگانی ازدواج‌های دیر هنگام و نگرانی راجع به دوام و قوام ازدواج ، همگی باعث می‌گردند تا احساس تعهد نسبت به این رابطه جدید بیش از پیش تنش‌زا شود(سیفی،1388).
اصول مفهومی ازدواج و روابط زناشویی
1-زوج به عنوان یک سیستم
این روش، انکار فرآیندهای فردی نیست بلکه تاکید بر فرآیندهای تاملی است. بنابراین گرچه ممکن است که رفتار، بیان فردگرای نیازهای یک شخص باشد اما می‌تواند در ارتباط زناشویی نیز کارکردی واضح داشته باشد. این الگو پیشنهاد می‌کند که رفتار همسران می‌تواند هم برای رسیدن به هدفی حقیقی و هم برای دستیابی به یک هدف مجازی در درون رابطه زناشویی به کار رود. رفتار در خلاء بروز نمی‌کند بلکه در رابطه با اشیا، افراد و رویدادهای دیگر اتفاق می‌افتد. علاوه بر این، همراه با بروز تغییر در افراد، احتمال می‌رود که تمامی سیستم نیز تحت تاثیر قرار گیرد. اثرات این تغییرات را می‌توان بوسیله پیامد‌های رفتاری و رابطه‌ای آن‌ها اندازه‌گیری نمود. در واقع، کارکرد رابطه‌ای کل رفتار را می‌توان به بهترین وجه بر اساس پیامد حاصل شده درک کرد(الکساندر و پارسونز، 1982‌؛ نقل از سیفی، 1388).با توجه به آنچه گفته شد سیستمی که بیش از همه بر رفتار فرد اثر دارد، خانواده است. در واقع خانواده نه تنها رفتار سازشی و بهنجار، بلکه رفتارهای نابهنجار افراد را نیز تشکیل می‌دهد. نظریه‌های خانواده درمانی که به تاثیر محیط خانواده توجه دارد نشان می‌دهند که چگونه هر فرد نقشی را در مجموعه نظام خانواده ایفا می‌کند. این الگوها به درک ما از این که چرا فرزندان یک خانواده غالبا تا حد زیادی با هم متفاوت هستند؛ کمک می‌کند. این نگرش خانواده را یک سیستم تلقی کرده و فرد بیمار را تنها معلوم یا شناخته شده می‌داند که نشانه ناموفق بودن نظام خانواده محسوب می‌شود(ثنایی، 1375؛ نقل از جعفری، 1386).
2-الگوی تبادل اجتماعی
وقتی افراد روابطی صمیمانه برقرار می‌کنند فقط تا زمانی که رابطه به اندازه کافی با توجه به پاداش‌ها و هزینه‌ها رضایت بخش باشد، آن را حفظ می کند(تیبوت وکلی، 1959؛ نقل از سیفی 1388). با پذیرش این نکته به عنوان یک فرض اساسی، باید گفت که اختلاف زناشویی از ابتدا به عنوان تابعی از نرخ‌های تقویت تنبیه، مفهوم سازی می‌شود. شاید مناسب ترین واژه برای تقویت یا پاداش، واژه رضایت و برای تنبیه یا هزینه، واژه نارضایتی باشد. بنابراین نظریه تبادل بر این باور است که افراد می‌کوشند تا میزان رضایت را به حد اکثر و میزان نارضایتی را به حداقل برسانند. کاهش دادن جنبه‌های ناخوشایند رابطه از میزان انزجار می‌کاهد اما اثر کمی بر افزایش جنبه‌های مثبت می‌گذارد(برنشتاین، آنتون و همکاران،1981؛ برنشتاین، هیگی و همکاران، 1983؛ نقل از سیفی، 1388). اکستی ‌ می‌نویسد: در الگوی تبادل اجتماعی رضایت زناشویی به این صورت تعریف شده است. وجود ارتباط بین آنچه فرد در زندگی زناشویی انتظار دارد و آنچه در واقع در زندگی تجربه می کند(حق شناس، 1378؛ نقل از الماسی و همکاران، 1389). کنگ در پژوهش خود به این نتیجه دست یافت که الگوی ارتباط سازنده متقابل، یکی از حفاظت کننده‌ترین عوامل در برابر استرس، و زمینه‌ساز ایجاد رضایت و پایداری زناشویی است (نجمه و دهقانی، 1391).

  منابع مقاله درمورد رهبری تحول آفرین

3- مهارت های ارتباطی
ارتباط نقش مرکزی در ازدواج ایفا می‌کند‌(بورلسون و دنتون، 1997) به گونه‌ای که از لحاظ ویژگی‌های زناشویی مشخّص شده است که ارتباط موثر و کارآمد میان شوهر و همسر مهم‌ترین جنبه خانواده‌های دارای عملکرد مطلوب می‌باشد‌(گریف، 2000). بک و جونز (1972 به نقل از ساپینگتون، 2003) متوجه شدند که رایج‌ترین مشکل در ازدواج‌های نا‌آرام و پر درد سر همانا ارتباط ضعیف است. به عبارت دیگر موضوعات ارتباطی ممکن است نگرانی‌ها و دل مشغولی‌های اوّلیّه برخی زوج‌های مراجعه کننده برای درمان باشد (کار، 2000؛ ساپینگتون‌، 1382).برقراری ارتباط ، یکی از رایج‌ترین مشکلاتی است که همسران ناراضی گزارش می‌دهند. همچنین دشواری‌های ارتباطی، تنها علت اختلاف زناشویی نیست ؛اما مشخص‌کننده روابط پریشان است و مشکلات را تشدید می‌کند (عزیزی، 1386؛ نقل از نجمه و دهقانی، 1391).
رویکردهای ارتباطی اغلب با سه فرض اساسی به بررسی ازدواج و روابط زناشویی می‌‌پردازند:
– تعارض‌های زناشویی غیر قابل اجتنابند، هدف درمان‌های ارتباطی حذف کامل این تعارض‌ها نیست بلکه تلاش می‌کنند تا به آنها جهت دهند و آنها را در مسیرهایی سازنده به کار اندازند.
– ارتباط در دو سطح کلامی و غیر کلامی روی می‌دهد و یکی از دلایل اصلی بروز اختلاف‌های زناشویی، ناهماهنگی پیام‌هایی است که به طور همزمان توسط این دو سطح منتقل می‌شوند.
– همسران در شیوه های برقراری ارتباط با یکدیگر تفاوت دارند (سهرابی، 1382).
در کل ، یک فرض عمومی این بوده است که علّت بسیاری از مشکلات ارتباطی زناشویی، مهارت‌های ارتباطی ناکارآمد از طرف همسران می‌باشد و مطابق با این دیدگاه ادونوهیو و کراچ در 1996 بیان کردند که آموزش ارتباط به عنوان کوششی جهت ترمیم رابطه مسئله دار، مولّفه‌ای مهم در بسیاری از رویکردهای درمان زناشویی است. (بورلسون و دنتون، 1997). ارتباط با همسر جنبه مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی یک شخص است و نارضایتی، به توانایی زن و شوهر برای برقراری روابط رضایتمندانه با بچه‌ها و سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب می‌رساند(معتمدین، 1383؛ نقل از میکائیلی، 1391)

تانن در مورد تفاوت بین شیوه‌های ارتباط برقرار کردن زنان و مردان موارد ذیل را بیان می‌دارد :زنان گفت وگو را به عنوان یک وسیله برای ایجاد صمیمیت می‌بینند، در حالی که مردان آن را به عنوان یک فرصت برای اثبات پایگاهشان و رقابت بر شرکای محاوره‌ای خود می‌دانند. زنان حفظ و تداوم گفت وگو را ضروری و مهم می‌دانند و به همین دلیل، با سکوت نمودن تا پایان صحبت دیگران و تشویق نمودن آن ها به ادامه صحبت و پرسیدن سؤالات، به گفت وگو ادامه می‌دهند. از سوی دیگر، مردان چنین حمایت‌هایی را وسایلی ضعیف و سست می‌دانند و ترجیح می‌دهند تاکتیک‌های قوی‌تری را مانند اظهارنظر کردن و قطع کردن صحبت‌های دیگران به کار ببرند. الگوهای جنسیتی مربوط به تصمیم‌گیری و حل مشکل از دیدگاه‌های وسیع‌تری درباره هدف ارتباط سرچشمه می‌گیرند. زنان در تصمیم‌گیری‌ها به دنبال توافق و اتفاق نظر هستند؛ زیرا هدف اولیه آن‌ها حفظ پیوند عاطفی بین شرکا می‌باشد، ولی مردان به منظور تصمیم‌گیری سریع تر و کسب نتایج تعیین‌کننده و سرنوشت ساز، از فرد قدرتمندی کمک می‌گیرند. در پاسخ به نیازها، علایق و مشکلات یکدیگر، مردان احتمالاً بیشتر راه حل‌ها یا عمل‌های ممکن را پیشنهاد می‌کنند، در حالی که زنان احتمالاً بیشتر با سهیم شدن در احساسات و تجربیاتی مشابه، همدردی و دلسوزی را ابراز می‌دارند و بدین سان، صمیمیتی را که هدف آن ها از ارتباط و گفت وگوهاست، ایجاد می‌نمایند. جان‌گری معتقد است که نیازها و خواسته‌های اصلی زن و مرد متفاوتند و این خواسته ها و نیازها را به صورت ذیل متمایز می‌سازند. منظور از «متمایزسازی» آن است که خواسته‌ها و نیازهای مزبور برای هر یک مهم ترین می باشد: 1- زن به احترام، و مرد به قدر دانی نیاز دارد. 2- زن به درک، و مرد به پذیرش نیاز دارد. 3- زن به توجه و مرد به اعتماد نیاز دارد. 4- زن به صمیمیت، و مرد به تحسین نیاز دارد. 5- زن به اعتبار، و مرد به تایید نیاز دارد. 6- زن به اطمینان خاطر، و مرد به تشویق نیاز دارد(رفیعی، 1380).
4- تقابل
یک منبع بسیار با اهمیت رضایتمندی در ازدواج عبارت است از پاداش‌هایی که طرفین به یکدیگر می‌دهند. زن و شوهرهای شادکام در عوض پاداش‌هایی که از یکدیگر دریافت می‌کنند به همدیگر پاداش می‌دهند، اما رفتارهای تنبیه کننده طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. آنها در مورد رفتار خوب تقابل دارند اما رفتار ناخوشایند طرف مقابل را تلافی نمی‌کنند، بر عکس، زوج‌های ناراضی رفتار پاداش دهنده یکدیگر را نادیده می‌گیرند اما دائماً با تنبیه کردن رفتار نامطلوب طرف مقابل، دست به مقابله به مثل می‌زنند. (ساپینگتون،

دیدگاهتان را بنویسید