نمونه پایان نامه : رضایت زناشویی

Posted on

2003) به عبارت دیگر تعامل‌ها در زوج‌های گرفتار، اغلب با رفتار منفی متقابل مشخص می‌شود. اگر یکی از طرفین، رفتاری منفی از خود نشان دهد، طرف دیگر نیز پاسخی شبیه آن می‌دهد و بدین ترتیب، زنجیره تعامل منفی پیش رونده آغاز می‌شود (اشمالینگ و همکاران، 2004). در مطالعه‌ای که جانسون(2000) بر اساس نظر گاتمن با موضوع تفاوت‌های رفتاری بر روی زوج‌های پریشان و عادی انجام داد، نتایج نشان داد که زوج‌هایی که گرایش دارند تا بر جنبه‌های مثبت همسر تمرکز کنند و روی جنبه‌های منفی تمرکز کمتری کنند، زندگی شادتر، رضایت بیشتر و روابط پایدارتری دارند. یافته دیگر تحقیق جانسون آن بود که غلبه نسبت رفتارها و افکار منفی بر مثبت، باعث تیرگی رابطه و اضمحلال تدریجی آن می‌شود؛ همچنین این تحقیق نشان داد هنگامی که شوهر نفوذ همسرش را می‌پذیرد و قدرتش را با او شریک می‌شود این رفتار به رابطه پایدارتر منجر می‌شود(کاظمی و همکاران، 1390).

5-مهارت‌های حل مسئله
تعارض محصول الزامی زندگی مشترک است (برنشتاین و برنشتاین،2004) بین دو نفر همیشه احتمال اختلاف نظر وجود دارد و شیوه اداره و حلّ اختلاف‌ها با شادکامی ازدواج ارتباط دارد (ساپینگتون، 1382). ظرفیت قبول اختلاف، نشانه صمیمیت و نشانه یک خانواده سالم است. اختلاف سالم و خوب، سازنده است، و‌لیکن در خانواده‌های مسئله‌دار، مسایل را انکار می‌کنند یا می‌پذیرند که با هم مخالفت نکنند، یا لب از سخن فرو می‌بندند و منزوی می‌شوند (برادشاو، 1993). زوج‌های ناراضی ظاهراً مشکل را نادیده می‌گیرند. اما این زوج‌ها، مشکلات خود را از یاد نمی‌برند، در عوض آنها را همچون سندی لاک و مهر شده حفظ می‌کنند تا بعدها در یک مشاجره بزرگ مجدّداً آن را به جریان بیندازند (ساپینگتون، 2003). این در حالی است که در خانواده‌های دارای کارکرد خوب، زوج ها نه تنها به وجود تعارض زناشویی اذعان دارند بلکه این تعارض و مشکلات به شیوه موثّری حل می‌شوند (گریف، 2000،نقل از گنجی 1384).
6-عوامل شناختی
هالفورد بیان می‌کند زوجین مشکل‌دار، بیشتر مشکلات رابطه‌‌‌شان را به همسرشان نسبت می‌دهند و فکر می‌کنند وی از روی عمد به گونه‌ای ناخوشایند با آنها رفتار می‌کند. در مقابل، زوجین خوشبخت، احتمالاً بیشتر رفتارهای منفی را به شرایط محیطی موقت نسبت می‌دهند. بک انواع خطاهای شناختی که مناسبات و روابط زن و شوهری را تیره می‌سازند، به شرح ذیل بیان می دارد: 1-گسسته بینی: اشخاص با این خصوصیات، امور را مطابق میل خود نگاه می‌کنند و آنچه را نمی‌خواهند، نمی‌بینند. 2-تجربه‌های انتخابی: در ارتباط با گسسته بینی، شرایطی وجود دارند که شخص یک عادت یا یک حادثه را از یک مضمون وسیع انتخاب کرده، به استناد آن، اشتباه نتیجه‌گیری می‌کند. 3-استنباط مستبدانه: گاه شدت انحراف به قدری زیاد است که افراد بدون هرگونه دلیل موجّه نتیجه گیری‌های اشتباه می‌کنند. 4-تعمیم مبالغه آمیز: استفاده از کلماتی همچون «هرگز، همیشه، همه، هر و هیچ کدام» مبالغه‌آمیز است. اثر تعمیم مبالغه‌آمیز و مطلق‌گویی در ازدواج‌های ناموفق، می‌تواند زیاد باشد. 5- تفکر قطبی شده: تفکر قطبی شده «همه یا هیچ» حتی در میان زوج‌هایی که زندگی خوش بختی دارند زیاد به چشم می‌خورد. در ذهنیت افراد با این طرز تلقّی، همه امور به دو دسته تقسیم می‌شوند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، ممکن یا غیرممکن، مطلوب یا غیرمطلوب. 6- درشت نمایی: تمایل به مبالغه، گرفتن کیفیت‌های خوب یا بد دیگران و مصیبت‌آمیز جلوه‌دادن بیش از اندازه نتایج و عواقب حوادث، از مصادیق درشت نمایی‌اند. 7-توضیحات انحرافی: در ازدواج‌های ناموفق، زن و شوهری که در جست وجوی یافتن دلایل دل سردی و دل تنگی در زندگی زناشویی خود هستند، به ناچار برخی از انگیزه‌های منفی و حتی بدخواهانه و یا ویژگی‌های شخصیتی همسر خود را زمینه ساز اصلی گرفتاری قلمداد می‌کنند. 8-شخصی سازی: بسیاری از افراد از روی عادت، رفتار دیگران را متوجه شخص خود می‌دانند (قراچه داغی، 1380).
شواهد فزاینده‌‌ای وجود دارد که شیوه‌های درک ، تفسیر و ارزیابی زوج از یکدیگر و رویدادهایی که در روابطشان اتفاق می‌افتند، تأثیر مهمی بر کیفیت روابط آنها می‌گذارد (باوکام، اپستین، زوشر 1989 به نقل از ترکان 1385). آلبرت الیس (1976، به نقل از اپستین و دیگران، 2005) تاثیر منفی “باورهای غیر‌منطقی ” یا در نهایت معیارهای غیر واقع نگرانه‌ای که افراد در مورد روابط صمیمانه دارند را بر الگوهای تعامل و رضایت همسران مورد تاکید قرار دارد. سلیمانیان (1373) دریافت که میزان تفکرات غیر‌منطقی باعث نارضایتمندی زناشویی می‌گردد. اپستین و باکوم معتقدند که دست کم پنج متغیّر شناختی برای فهم کارکرد رابطه زناشویی باید مورد بررسی قرار گیرند.1- ادراک انتخابی: فرایند ادراکی توجه اختصاصی فرد به جنبه‌هایی از رفتار همسرش زیربنای تمامی فرایندهای شناختی فرد است؛ زیرا اطلاعات اولیه لازم برای بررسی و ارزیابی شناختی را فراهم می‌کند.2-اسنادها: هر فردی به دنبال این است که توصیفی برای رفتار یا رویدادی که در رابطه زناشویی اتفاق می‌افتد، بیابد. بنابراین، هر رفتار یا رویدادی را به موضوعی نسبت می دهد. 3- انتظارات: همسران نه فقط به دنبال نسبت دادن رویدادها هستند، بلکه سعی دارند رویدادهایی را پیش‌بینی کنند که در رابطه زناشویی اتفاق خواهند افتاد. این انتظارات بر پاسخ‌های رفتاری و هیجانی فرد تأثیر می‌گذارند. همچنین بر فرضیات و باورهای همسران نیز تأثیرگذار هستند و از آن ها تأثیر می‌پذیرند. 4- فرضیات: باورهای همسران درباره خصوصیات رابطه و چگونگی رفتار همسر در رابطه را شامل می‌شود. ویژگی‌های رابطه بر پایه «تجربیات گذشته» فرد شکل می‌گیرد. فرضیات فرد باورهایی را شامل می‌شوند که تعیین کننده چگونه بودن رابطه در واقعیت است و تأکیدی بر الزام ها و بایدها ندارد. 5- معیارها: معیارهای فرد باورهایی را شامل می‌شود که در جهت تعیین ویژگی‌هایی است که همسر و رابطه زناشویی باید داشته باشند، بنابراین، فرضیاتی هستند در مورد اینکه این ویژگی‌ها چگونه باید باشند. اپستین به این مطلب اشاره دارد که زوج درمانگران بسیاری از مشکلات از جمله افسردگی و وابستگی به دارو یا الکل را درمان می‌کنند، در حالی که بر تعامل بین فردی تأکید دارند؛ زیرا ریشه این گونه مشکلات را در تعامل زوج ها می دانند. بر اساس اهمیت پویایی تعامل بین زوج‌ها، درمانگران توجه بسیاری به مسائل ذیل دارند :1-کمبود مهارت های ارتباطی زوج 2- شیوه‌های نامتناسب در بیان هیجانات مثبت و منفی 3- تعارض بین ارزش های زوج 4- تعارض نقش 5- کوشش های کسب قدرت 6-مشکلات مالی 7- شیوه‌های آموزشی بی‌تأثیر در تربیت کودکان 8- مشکلات جنسی 9- تعارض در رابطه با بستگان دور و نزدیک 10- تصمیم گیری بی اثر در حل مسائل 11- مشکلاتی که در زمینه مرزها و حریم‌های شخصی ایجاد می‌شوند . اگرچه هر زوج مشکلات خود را با در نظر گرفتن رفتار نامطلوب زوج دیگر گزارش می‌کند، ولی ریشه تعارض آن‌ها در آن نیست و زوج درمانگران سعی می‌کنند تا سهم عوامل بین فردی ایجادکننده رفتارهای مشکل زا را تعیین نمایند (رفیعی، 1380).
7- هیجان و مهارت مندی هیجانی
همان‌گونه که کردوا، گی و وارن (2005) بیان می‌کنند پژوهش در زمینه هیجان، در حیطه اتفاق می‌افتد. حیطه اول وقوع، ظرفیت و شدت پاسخدهی هیجانی را در ازدواج بررسی کرد. مثلاً بررسی گاتمن در 1994. در این حیطه مشخص شده است که زوج‌های آشفته نسبت به غیر آشفته، تقابل و عاطفه منفی‌تری را نشان می‌دهند. حیطه دوم، نقش هیجانات مختل از قبیل افسردگی و اضطراب را در سلامت زناشویی بررسی کرد. این حیطه پژوهشی یک رابطه نیرومند میان عاطفه افسرده و آشفتگی زناشویی را نشان داده است مثلاً پژوهش بیچ در 2001. حیطه سوم، نقش هیجانات را در زوج درمانی بررسی نمود. از نظر این حیطه پژوهشی اصل یا ریشه آشفتگی رابطه در عواطف منفی است که در تعامل با همسر آشکار می‌شود. مثلاً پژوهش های جانسون، سولیوان و برادبری،یافته‌های پژوهش تیرگری، اصغرنژاد، بیان‌زاده و عابدین (1385) و نیز پژوهش رحمانی و قیصری‌پور (1385) رابطه معنی داری بین هوش عاطفی (هیجانی) و رضایتمندی زناشویی نشان دادند، یعنی به طور کلی زوجین باهوش هیجانی بالا از رضایتمندی زناشویی بالایی برخوردارند(رحمانی ، قیصری پور، 1385).

 

  منبع پایان نامه درباره روابط اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

8- صمیمیت و خود افشاسازی
نتایج پژوهش اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در زمینه رابطه میان عناصر سبک‌های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهد) و رضایت زناشویی زنان نشان‌دهنده رابطه معنی دار میان عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود. اگر چه همسران مایلند دیدگاه‌های مشابهی در مورد صمیمت و خود افشاسازی در رابطه زناشویی داشته باشند، لیکن معلوم گردیده است که میان زنان و مردان در صمیمیت و رضایت زناشویی تفاوت وجود دارد (گریف و مالهرب، 2001). به عبارت دیگر تجربه صمیمیت در میان زنان و مردان متفاوت است. زنان خود‌افشایی در زمینه احساسات را به عنوان صمیمیت زیاد می‌دانند و مردان داشتن فعالیت‌های مشترک با همسر را نشانه صمیمت می‌دانند (مارکمن و کرافت، 1989 به نقل از هالفورد، 2005). نتایج پژوهش اسدبیگی و سپاه منصور (1385) در زمینه رابطه میان عناصر سبک‌های عشق (صمیمیت، شهوت و تعهّد) و رضایت زناشویی زنان نشان‌دهنده رابطه معنی‌دار میان عنصر صمیمیت و رضایت زناشویی بود.
9-عملکرد جنسی
واکنش همسر به ناکنش‌وری در ایجاد و ابقای مشکل جنسی نقش مهمی دارد، زیرا تعامل جنسی موقعیت پویایی است که در آن دو نفر به طور مداوم بر رفتار یکدیگر تاثیرگذارند. ماهیت پیچیده دو‌جانبه تعامل‌های جنسی موجب گردیده است تا بسیاری از متخصصان اظهار دارند که به طور کلی مشکلات جنسی باید به عنوان مشکلی که متعلق به زن وشوهر است در نظر گرفته شوند، نه به عنوان مشکلی که متعلق به هر یک از همسران است( اسپنس، ترجمه توزنده جانی و همکاران، 1386؛ نقل از نادری و همکاران، 1390).
رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد. همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که تجربه می‌کنند گزارش می‌نمایند. هم چنین برای مردان و هم برای زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خانواده ارتباط دارد (گریف و مالهرب، 2001) . پژوهش رزن- گراندن و همکاران (2004) حاکی از آن بود که رضایت جنسی مولّفه بسیار مهمی در روابط وفادارانه است. به هر حال رضایت اوّلیّه از رابطه جنسی یک عامل پیش‌بینی‌کننده قوی برای رضایت و تداوم رابطه در زمان های بعدی است. ). کار (2000) معتقد است هماهنگی جنسی و نه فراوانی فعالیت جنسی با رضایت زناشویی مرتبط است. طبق نظر اسپنس (1997 ) رابطه جنسی کم و ناخوشایند، منشا تعارضاتی در زوجین مشکل‌دار است و از سوی دیگر، بنابر نظر مسترز و جانسون (1970) مشکلات جنسی اغلب به خاطر ارتباط ضعیف در زندگانی زناشویی است و لذا قسمتی از درمان آنها برای مشکلات جنسی عبارت است از کمک به زوج‌ها برای بهبود رابطه کلی خود با طرف مقابل. (هالفورد، 2005 ؛ نقل از تبریزی، 1384). وجود مشکلاتی در زمینه مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات جنسی، ناتوانی جنسی و غیره که به خاطر ترس و اضطراب، شرم و خجالت یا احساس بی کفایتی و گناه مخفی مانده و بیان نشده و زنان به علت حجب و حیا علائم این مشکلات را درست بیان نمی کنند و مشکلات جنسی به صورت نهفته با علائم و عوارض دیگری مثل ناراحتی های جسمانی، افسردگی و تارضایتی از زندگی زناشویی بروز می کند( واحدی، 1384؛ نقل از مهدوی و نسیمی، 1387).
10- ویژگی‌های شخصیتی
یافته‌های پژوهش رابرت(2009) حاکی از آن است که شخصیت همسران و شرایط زندگی آنان ، صمیمیت و ارتباط بین آن‌ها مهم‌ترین منابع رضایت یا نارضایتی آنان در زندگی زناشویی می‌باشد. شخصیت ، بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فرد شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است(پروین، 1386؛ نقل از امانی و مجذوبی، 1391).
هر چند بسیاری از تفاوت‌های شخصیتی طبیعی است و به تفاوت زیادی در رضایتمندی از رابطه منجر نمی‌شود، ولی دو مورد خاص وجود دارد که مشخص شده است تاثیر زیادی بر مشکلات ارتباطی و طلاق دارند و به نوعی این مشکلات را پیش‌بینی می‌کنند: یکی ناتوانی در تنظیم عواطف منفی (عصبی بودن) و دیگری سبک دلبستگی همراه با ناامنی (تبریزی، 1389). پژوهش عطّاری و همکاران (1385) نشان داد که عامل شخصیت روان رنجورخویی و رضایت زناشویی با هم رابطه منفی دارند و در مقابل عوامل شخصیتی شامل برونگرایی، توافق و وجدانی بودن با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارند .عطاری و همکاران (1384) بیان می‌کنند که سطح هیجان خواهی زن و شوهر صرف نظر از همسانی و ناهمسانی هیجان‌خواهی آنها، سازگاری زناشویی را به طور منفی تحت تأثیر قرار می‌دهد. آنها در تبیین این مسئله به این موضوع اشاره کرده‌اند که از آنجا که ازدواج قراردادی طولانی مدت است که با انعقاد آن محدودیت‌هایی برای افراد ایجاد می‌گردد، این محدودیت‌ها برای افراد هیجان خواه به راحتی قابل‌پذیرش نیست و لذا سازگاری و رضایت از ازدواج در این افراد کاهش می‌یابد(عطاری و همکاران،1385).
11- سبک‌های دلبستگی
نظریه دلبستگی که اولین بار در زمینه رشد کودکان به کار رفت، اخیراً برای روابط دلبستگی بزرگسالان به کار رفته است و تاثیر عظیمی بر ایجاد زوج درمانی هیجان محور داشته است (آلستین، 2000؛ نقل از کاوسیان،1384). اولین بار هازن و شیور در 1987 مطرح کردند که سبک‌های دلبستگی منعکس کننده تمایزات اساسی در بازنمایی‌های ذهنی عشق رمانتیک بزرگسالان هستند (میرز و لاندزبرگر، 2002). صیادپور (1384) با اشاره به پژوهش‌های انجام شده در این زمینه بیان می‌کند که افراد ایمن با ابراز صمیمیت و بیان عواطف خود بر پایه عشق و دوستی شرایطی را فراهم می‌آورند که موجب برخورداری بیشتر آنان از احساس رضایت می‌شود؛ در حالی که افراد پرهیزی و دوسوگرا، با فاصله گرفتن عاطفی و اضطراب ، کیفیت ارتباط زناشویی را منفی ارزش‌گذاری می‌کنند(نوابی نژاد و همکاران، 1388). مطالعات برنشتاین(1989) نشان داده است که بسیاری از همسران در برقراری و حفظ رابطه دوستانه و صمیمی با یکدیگر دچار مشکل اند، چون انتظار دارند که از ازدواج به طور کلی و از همسران به گونه اختصاصی منافعی به دست آورند. به بیان دیگر انتظارات آنان از رابطه زناشویی بیشتر، گسترده‌تر ودر بسیاری از موارد غیر منطقی‌تر شده است(برنشتاین، 1989؛ سهرابی، 1389؛ نقل از پور رحیمی و شاکر،1391).
12- فردیت و تمایز خود
طبق نظر برادشاو (1993) باور “زن و شوهر نیمه بهتر یکدیگرند” در واقع نشان‌دهنده اشتباه فرهنگی در زمینه ازدواج است. نقش‌های جنسی انعطاف‌پذیر در این فرهنگ به این معتقد است که با کنار‌هم‌گذاردن دو نیمه انسان یک شخص کامل ایجاد می‌شود. برداشت به گونه‌ای است که انگار یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک می‌شود، و حال آنکه یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک چهارم است که از یک دوم کمتر است. به همین دلیل وقتی دو نفر برای تکمیل شدن ازدواج می‌کنند، در مقایسه با آن زمان که کامل و تکمیل نبودند، ناقص‌تر می‌شوند و این علت بسیاری از شکست‌های ازدواج‌هاست. بنابراین افرادی که از وضعیت درونی سازمان‌یافته‌تری برخوردارند در نظم‌دادن به وضعیت طرف مقابل نیز موفق‌تر می‌باشند(سهرابی، 1382). در زوجین دارای تمایز یافتگی پایین، تعارض زناشویی بالایی را نشان می‌دهند( نجفلویی، 1383).

13-بهداشت روانی و جسمی
ارتباط میان ناراحتی روان شناختی و عدم رضایت زناشویی در بیماران متأهّلی که طیف وسیعی از مشکلات روان شناختی را تجربه می‌کنند به اثبات رسیده است. در میان اختلالات روان شناختی عمده، افسردگی به طور وسیع‌تری مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که ارتباطی قوی با آشفتگی زناشویی دارد (میرزولاندزبرگر، 2002). پژوهش‌گران همچنین ارتباطی قوی میان اختلالات اضطرابی و آشفتگی زناشویی اثبات کرده‌اند. علاوه بر اختلالات روانی، مشکلات ارتباطی با بیماری‌های

دیدگاهتان را بنویسید