ویژگی­های شخصیتی و ذاتی یادگیرنده

Posted on

ویژگی­های شخصیتی

دومین رویکرد مربوط به نگاهی است که در آن ویژگی­های ذاتی یادگیرنده، از قبیل هوش و شخصیت می­تواند به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم و از طریق سبک­ها یادگیری را متأثر سازد (فارنهام[1]، 1995؛ به نقل از خرمایی، 1385). شخصیت نیز احتمالا حدود و مرزهایی را برای یادگیری ایجاد می­کند که این حدود ممکن است با شرایط و خواسته­های محیطی انطباق یابد. شخصیت مجموعه­ای از صفات هیجانی و رفتاری است که فرد را در زندگی روزمره­اش احاطه و همراهی می­کند. به عبارت دیگر شخصیت، خصوصیات مستمری است که فرد از طریق آنها تعامل و سازگاری خود را با دیگران و محیط اجتماعی تنظیم می­کند (آلبرت­یو، مانیا جی، برگسیو سی، بوگتو اف[2]، 2006). یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان خصوصیات شخصیتی آنان است پنج بزرگ چارچوبی از ویژگی­های شخصیتی (کاستا و مک گری[3]، 1990) به عنوان یک مدل قاطع و صرفه جویانه برای درک رابطه بین شخصیت و رفتارهای مختلف تحصیلی است. نظریه­ی پنج عاملی شخصیت که به پنج عامل بزرگ[4] نیز معروف است از سوی دو روانشناس ساکن ایالات متحده به نام کاستا[5] و مک کری[6] در اواخر دهه­ی 80 میلادی ارائه شد و در اوایل دهه­ی 90 مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت (هاردی و تی، 2007). پنج عامل اصلی یا بزرگ عبارتند از: نوروتیسیزم[7] (N) که عصبیت یا بی­ثباتی هیجانی نیز نامیده شده، برونگرایی[8] (E)، باز بودن به تجربه[9] (O)، توافق[10] (A) وجدانی بودن[11] (وظیفه شناسی) (C). پنج عاملی که در مطالعات انجام شده به وفور آمده­اند، عبارتند از روان رنجورخویی، برون‌گرایی،گشودگی به تجربه، همسازی و وظیفه‌شناسی.

روان­رنجورخویی به صورت یک تمایل کلی به داشتن حالت­های عاطفی منفی، ایده­های غیرمنطقی و درگیری با اعمال تکانشی تعریف می­شود. برون گرایی به صورت یک تمایل کلی به ابراز وجود، پویا بودن و انجام اعمال اجتماعی تعریف می­شود .این افراد هیجان پذیر، تحریک­پذیر و خوش­مشرب هستند. گشودگی نسبت به تجربیات با تمایل کلی به گسترش اطلاعات جدید، داشتن تفکر واگرا و ارزش­های غیر معمول تعریف می­شود. همسازی، به صورت یک تمایل کلی به داشتن احساسات نوع دوستانه، اعتماد به دیگران و همراهی و موافقت با آن­ها تعریف می­شود. در نهایت وظیفه شناسی، تمایل کلی به داشتن رفتار و شناخت هدفمند، اراده قوی و مصمم بودن تعریف می­شود. بنابراین، انتظار می­رود که افراد دارای ویژگی وجدانی بودن، برنامه­ریزانی دقیق باشند. لذا، به صورت فعال در برنامه­های درسی شرکت کرده و موفقیت تحصیلی بالاتری خواهند داشت. به­عبارت دیگر وظیفه شناسی و گشودگی عملکرد دوره، و خوشایندی، وظیفه­شناسی و گشودگی را پیش بینی می­کند. خصوصا وقتی دانش­آموزان دانشی را که قبلا اندوخته­اند در زندگی حقیقی بکار می­برند. در مقابل روان رنجورخویی به صورت منفی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد (چامارو، پرموزیس، فورنهایم[12]، 2003).

  زمینه ناامیدی در دوران کودکی و جنینی !   

آیزنک[13] (1978) نیز بیان می­کند که شخصیت و یادگیری به شکل نزدیکی با یکدیگر ارتباط دارند. برون­گراها تمایل به رفتار­های اجتماعی داشته و فاقد تمرکز بر روی تکالیف تحصیلی می­باشند. افراد روان­رنجور نیز به دلیل اضطراب و نگرانی، قادر به انجام بهینه تکلیف نیستند.

در پژوهش­هایی که عملکرد تحصیلی را مورد مطالعه قرار دادند، همواره سبک­های یادگیری و ویژگی­های شخصیتی به عنوان دو متغیر مهم گزارش شده‌اند (خنک جان، 1381). عملکرد تحصیلی، انجام دادن کاری برای بدست آوردن نتیجه مطلوب و برتری و موفقیت در یک مهارت یا گروهی از معلومات است. عملکرد تحصیلی بر مقدار یادگیری آموزشگاهی فرد که از طریق آزمونهای مختلف درسی مانند ریاضی، دیکته و … سنجیده می­شود، اشاره دارد. به طور کلی عملکرد تحصیلی به موفقیت فراگیران در امور تحصیلی اشاره دارد که بر اساس آزمونهای قابل سنجش باشد (حسینی نسب، 1378؛ به نقل از امین، 1387).

فورنهام[14] در سال1992 با استفاده از پرسشنامه سبک یادگیری هونی و مامفردو به بررسی رابطه بین سبک­های یادگیری و ویژگی­های شخصیتی پرداخت، وی در این بررسی به این نتیجه دست یافت که بین سبک­های یادگیری فعال و عمل­گرا با ویژگی شخصیتی برونگرایی رابطه مثبت وجود دارد و بین برونگرایی با سبک یادگیری انعکاس­گرا رابطه منفی پیدا وجود دارد. همچنین، او با استفاده از پرسشنامه سبک­های شناختی ویتن و کامرون رابطه مثبت بین سبک شناختی عمل­گرا با برون­گرایی و رابطه منفی بین برونگرایی با سبک شناختی انعکاسی را گزارش کرد و با استفاده از پرسشنامه سبک یادگیری کلب و پرسشنامه شخصیتی آیزنک رابطه مثبتی را بین برونگرایی و سبک یادگیری واگرا به دست آورد. در این مطالعه، روان رنجورخویی با سبک­های یادگیری جذب کننده و انطباق یابنده رابطه منفی داشت (فورنهایم، 1992).

  سبک های مقابله با استرس و نقش آن در بهبود کیفیت زندگی

صفری پور (1380) و همایونی و عبدالهی (1382) در تحقیقات خود نشان دادند که بین سبک­های یادگیری و موفقیت تحصیلی در درس ریاضی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین فارکاس[15] (2003) و پرایس[16] (2004) در تأکید بر نقش سبک­های یادگیری در فرآیند یاددهی یادگیری و توجه به آن بر این عقیده­اند که اگر معلمان متناسب با سبک­های یادگیری فراگیران رابطه نیم­رخ سبک­های یادگیری آموزش دهند، بیشترین توانایی خود را برای پیشرفت آن­ها در کلاس به کار می‌گیرند.

لیمن، کرنون، ویلیامز و اسبورن[17] (2006) رابطه بین ویژگی­های شخصیتی، سبک­های یادگیری و عملکرد تحصیلی را در 144 نفر از دانشجویان دوران کارشناسی رشته­ی کامپیوتر مورد بررسی قرار دادند و به نتایج زیر دست یافتند. دانشجویان پسر و دختری که از لحاظ ویژگی­های شخصیتی برون گرا بودند از سبک­های شهودی و اگر از لحاظ ویژگی­های شخصیتی درون گرا بودن از سبک یادگیری حسی در یادگیری مطالب استفاده می­کردند. همچنین، سبک­های یادگیری پیش بینی کننده‌ی خوبی برای عملکرد تحصیلی بودند. تحقیقات نشان داده­اند که میزان یادگیری فراگیران در یک موقعیت یکسان متفاوت است که شاید یکی از مهمترین دلایل آن سبک­های متفاوت یادگیری فراگیران و ویژگی­های شخصیتی آنان باشد. سبک یادگیری تعیین می­کنند که در برخورد با یک موقعیت، فرد چه مدت، به چه چیز و به چه میزان توجه کند (اینتویستل و پترسون، 2004؛ کلب و کلب، 2005؛ کوزنف نیکوف[18]، 2007).

هاشمی و لطیفیان (1389) در پژوهشی نشان دادند که بین ویژگی شخصیتی برون گرایی با سبک یادگیری مفهوم سازی انتزاعی، ویژگی شخصیتی باز بودن به تجربه با سبک یادگیری مشاهده تأملی، ویژگی شخصیتی توافق با سبک یادگیری مشاهده تأملی و ویژگی شخصیتی وجدانی بودن با سبک یادگیری آزمایشگری فعال همبستگی معنی دار وجود دارد، ولی ویژگی شخصیتی روان نژندخویی با هیچکدام از سبک­های یادگیری رابطه ندارد. به طور کلی یافته های آنها نشان داد که بین ویژگی­های شخصیتی و سبک­های یادگیری با عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد. شناسایی رفتارها و سبک­های یادگیری دانش­آموزان و ویژگی­های شخصیتی آنان در مواجهه با تکالیف به منظور دستیابی به روش­های مؤثر مطالعه و یادگیری آنها، می­تواند بر بهبود عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان در دروس تأثیر بگذارد. در این باره، نقش سبک­های یادگیری کلب در آموزش و یادگیری دانش­آموزان جایگاه ویژهای دارد (آرسلن و همکاران[19]، 2009) که این در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان ناتوان یادگیری نقش بسزایی دارد. شاید یکی از دلایل تأثیر گذار بر عملکرد ضعیف دانش­آموزان ناتوان یادگیری، سبک یادگیری نادرست آنها یا ویژگی مسلط شخصیتی آنان باشد.

  طبقه بندی هدف ها و حیطه های آموزشی

چامورو، موتافی و فارنهام[20] (2005) در پژوهشی به مقایسه ویژگی­های شخصیتی و ارزیابی هوش در 186 دانش­آموز انگلیسی و آمریکایی با استفاده از مقیاس نئو و ماتریس پیشرفته لورنز پرداختند. نتایج نشان داد که دو گروه تیزهوش و عادی از لحاظ متغیرهای برونگرایی– روانژندی تفاوت معنی­داری نداشتند.

بنابراین باتوجه به سوابق پژوهشی ارائه شده می­توان چنین استباط کرد که: بین مولفه­های سبک‌های یادگیری، ویژگی شخصیتی و عملکرد دانش­آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد.

[1]. Furnham

[2]. Albert U, Mania G, Bergesio C, Bogetto F

[3]. Costa & McCrae

  1. Big Five
  2. Costa
  3. McCrae
  4. Neuroticism
  5. Extrovertism
  6. Open to Experience
  7. Agreement
  8. Conscientious

[12]. Chamarv, Prmvzys & Fvrnhaym

  1. 2. Ezenk

[14]. Furnham

[15]. Forks

[16]. Price

  1. 3. Layman, Cornwell, Williams & Osborne

[18]. Entwistle & Peterson&kolb&Kozhevnikov

[19]. Arslan et al.

[20]. Chamorro, moutafy & Farenham