پایان نامه روانشناسی : سرمایه انسانی

Posted on

آموزش حرفه ای و ترفیع بیش‌تر است، بیش از زنان است. (دیکنز 1987 و انکر و هین 1379: 21-20)
به نظر طرفداران این نظریه ما در بازار کار با وضعیّت یکدستی روبرو نیستیم. به عبارت دیگر، یک بازار تجزیه‌شدهی کار وجود دارد. لذا میتوان این نتیجه را گرفت که برخورد با شاغلین تحت تأثیر خصوصیّات پایداری شغلی آنها است. می‌توان به جای این‌که تفاوتهای جنسیّتی را ناشی از ویژگیهای ذاتی زنان دانست، حداقل قسمتی از آن را با نوع مشاغل نسبت داد. از این رو، این نظریه به خوبی میتواند تبعیض جنسی شغلی بهصورت عمودی را نیز تبیین کند؛ یعنی در یک شغل مشابه نیز آقایان از موقعیّت بالاتری در آن شغل بهرهمند میگردند (نوروزی1380: 12- 11).

نظریهی نقش

براساس این نظریه، افراد به عنوان بازیگر در جامعه موقعیّتهایی را اشغال نموده و در حال ایفای نقشهایی هستند که برعهده دارند. بر این اساس، افراد به واسطهی هنجارهای اجتماعی، تقاضاها، انتظارات، رفتار و نقش دیگران و نیز بر اساس استعداد و شخصیّت خود در صحنهی بازی حاضر میشوند. از منظر نظریهی نقش خانواده، گروه های غیررسمی، گروه های رسمی، گروه های مدرسه، سازمانها، اجتماعات و جوامع، تعیینکنندهی نقش افراد است (آزاد ارمکی 1381: 324- 321). نقشی که هر فرهنگ برای جنس زن و مرد در جامعه تعیین میکند، به دلیل تأثیر اجتماعی، خودباوری او را در اجرای نقش تقویت میکند. پر واضح است عدم تأیید اجتماعی نقشهای جدید جنسیّتی از سوی جامعه، که از رسومات فرهنگی و دیدگاه های سنّتی حاکم ناشی میشود، خودباوری آن جنس را تضعیف میکند و نقش وی را در بالفعلکردن تواناییهایش به تعویق میاندازد و یا مانع بالفعلکردن آنها میشود (امینی1383: 12).
در اغلب موارد زنان شاغل بهطور همزمان دارای سه نقش همسری، مادری و شغلی هستند. در مورد نحوه تعامل میان این انتظارات نقشی چندگانه، نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی از رویکردها از جمله رویکرد “تعارض نقش” میباشد، “تعارض نقش در جایی که شخص ملزم به انجام نقشهای اجتماعی متعدد، و رفتارهای ناهماهنگ است، اتفاق میافتد”. به تعبیر دیگر وقتی شخص مشاهده کند که ایفای دو یا تعدادی از نقشها را همزمان بر عهده دارد و این نقشها ایجاد انتظاراتی فاقد سازگاری با یکدیگر می‌کنند، آن شخص دچار تعارض نقش شده است (رستگار خالد 1385: 15).
گود و مرتون هر دو برعادی بودن دشواری ایفای نقشهای چندگانه در جامعه تاکید میکنند. سایبر با نقد بر دیدگاه آن دو بیان میکند که تعداد نقش صرفاً پیامدهای منفی ندارند. بلکه میتوانند نتایج سودمندی برای فرد و نظام اجتماعی دربر داشته باشند. در واقع از دید سایبر نظم اجتماعی محصول تلاش فردی و جمعی افراد برای کسب آن و لذت بردن از ثمرات انباشت نقش است (همان منبع:68-67).
رویکرد انباشت نقش به منافع بالقوه نقشهای چندگانه تاکید دارد. در این راستا سایبر تحت عنوان فرضیه تجمّع نقشها به منافع حاصل از تکثر نقشهای زنان اشاره میکند و معتقد است داشتن نقشهای متعدد موجب دسترسی به منابعی مانند امنیّت، منزلت، ارتقاء پایگاه اجتماعی و برخورداری بیش‌تر از حمایت اجتماعی میشود (رستگار خالد 1385: 69 -62).
نظریهی نوسازی
به نظر طرفداران این دیدگاه رشد تکنولوژی که ناشی از گسترش روند صنعتی شدن میباشد، باعث تغییر ساخت شغلی، فرصتهای تحصیلی و ترکیب خانواده در اقتصاد پولی میشود. اقتصاد جدید ملازم با صنعتیشدن موجب ایجاد صنایع خدماتی و رشد مشاغل طبقهی متوسّط گردیده که اشتغال زنان از ویژگیهای آن است. تحوّل ساخت اقتصادی همزمان با ارتقاء فرصتهای تحصیلی، کاهش باروری و تغییرکارکردهای خانواده از یک واحد تولیدی به یک واحد مصرفی، تقاضاهای بیش‌تر برای کارگران را موجب گردیده است (مقدّم 1990: 25).
از این دیدگاه توسعه اقتصادی، اجتماعی و شهر نشینی موجب از هم گسیختگی در خانواده گسترده و تبدیل آن به خانواده هستهای و سایر تغییرات میگردد.. همراه با دگرگونی که در ساخت و کارکرد خانواده در جامعه مدّرن صورت گرفته، پایگاه اجتماعی زنان نیز دگرگون شده است. صنعت و شهرنشینی به زنان این فرصت را داده است که در خارج از خانه به اشتغال بپردازند. همچنین محیط شهری به آزادی زنان قبل از ازدواج و ضمن آن کمک کرده است (روشه1366: 224-223). در کشورهای در حال توسعه به دلیل سلطه مرد سالاری و فقدان فرصتهای مناسب آموزشی برای زنان، آنها از بیسوادی نسبت به مردان رنج میبرند. آموزش در این جوامع موجب ایجاد اشکال جدیدی از تفکر و گسترش نظرگاهها و درک انسانها از جهان میگردد (روشه1366: 232-231)
نظریهی پارسونز
طبق نظریه پارسونز، نوگرایی بهطورکلّی شامل تفکیک فرایند جنسیّتی میباشد. نوگرایی به عنوان یک مفهوم تکاملی، به دنبال افزایش تفکیک اجتماعی افراد بر حسب جنس است (مصفّا 1375:83). نوگرایی بهطور کلی تفکیک بین نقشهای مرد و زن را نهتنها در محیط عمومی، بلکه در خانواده و زندگی خصوصی تغییر میدهد (همان :84). به عبارتی فرآیند نوسازی و صنعتی شدن جوامع، شرایط تعادل نقش را دچار اختلال میکند، این امر به معنای تضعیف نقشها است که موجب تکثیر و ازدیاد نقشها میگردد (رستگارخالد1385: 16). به نظر پارسونز نقشهای زن و مرد در ابتدا از یکدیگر جدا و سپس مکمّل هم درک می شوند. این دیدگاه در این فرایند به تخصّصیشدن نقشها معتقد است (مصفّا 1375: 84).
نظریههای فمنیستی
جریانهای فمنیستی علی رغم تکثّر خاستگاهها و تعدد نظریات، در یک نقطه مشترک، که مباحث زنان و مسائل مربوط به آن است، با یکدیگر تلاقی دارند. سیاست حمایتی- اقتصادی از زنان و اشتغال ایشان و حربههای فرهنگی- اقتصادی در زمینه تولید و مصرف آن، از ابزارهای مؤثّری بوده که سبب پیشرفت امواج فمنیستی گردیده است (مهدوی و دولتی 1385: 47). آن چه که توسّط نظریههای فمنیستی به عنوان نکته اصلی مطرح میشود، این است که موقعیّت زنان در بازار کار و در خانه با یکدیگر مرتبط و جزئی از یک سیستم کلّی اجتماعی است که در آن زنان تابع مردان هستند. یک موضوع کلیدی در این نظریات، کار خانگی به خصوص مراقبت کودک مختصّ زنان است. این نظریه تأکید میکند که گرایش به مشاغل زنانه انعکاسی از نقش خانگی زنان نظیر آموزگاری، پرستاری، نظافت و پذیرایی است، همانطور که در بیش‌تر جوامع کار خانگی زنها کم ارزشتر شده است، این مشاغل و مهارتها نیز کم ارزش میباشند. در واقع ممکن است مهارت مورد نیاز برای بعضی از مشاغل مردان که مزد بیش‌تری برای آن پرداخت میشود کمتر نباشد اما این مشاغل به دلیل این‌که زنها بیش‌تر در آن مهارت کسب کردهاند ، دست کم گرفته میشود (نوروزی1380:12).
فمنیستهای رادیکال با توجّه به نظام مردسالاری معتقدند که “شیوهی تولید خانگی” زنان را تحت استثمار و سلطهی مردان قرار میدهد و به سود آنان است که زنان را برای رفع نیازهای خود در خانه نگه دارند (آبوت و والاس1380: 204)
نظریهی انتظار
نظریهی انتظار، یکی دیگر از نظریههای شناختی است. این نظریه از سه عنصر تشکیل یافته است: رابطه بین جنسیّت و امکان اشتغال در آینده، رابطه بین سن فارغالتّحصیلان با انتظارات شغلی و رابطه بین تواناییهای فارغالتّحصیلان. به نظر آنها، جنسیّت با طرز تلقّی افراد نسبت به مشاغل گوناگون در ارتباط است و همانند دیگر تفاوتهای روانی و فیزیکی مرد و زن در انتخاب شغل آنان تاثیر دارد (میوز 1993 به نقل از قریشی راد 1387: 51) در مجموع با توجّه به نظریه نئوکلاسیک، نقش، نظریه پارسونز و نظریات فمنیستی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، می توان گفت نقشی که هر فرد در جامعه ایفا میکند تا اندازه زیادی ناشی از جنسیّت وی بوده و تابع تعریفی است که هنجارهای اجتماعی، تقاضاها و انتظارات جامعه از هر جنس دارد.
نظریات مربوط به ارتباط آموزش و اشتغال
بهطور کلّی رابطه بین آموزش و بازار کار در قالب نظریههای متفاوتی همچون نظریهی انتخاب عقلانی، نظریهی سرمایه انسانی، نظریهی جدال و نظریهی مبادله قابل بررسی میباشد. در این قسمت سعی شده است تا توضیحی اجمالی از هرکدام از نظریهها ارائه شود.
نظریهی انتخاب عقلانی

 

  نمونه پایان نامه :رضایت زناشویی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریهی انتخاب عقلانی بر مفهوم کنشگران هدفدار و نیتمند تأکید دارد. از منظر این دیدگاه، کنشگران دارای ترجیحات ارزشی هستند. آن‌ها برای بدست آوردن نتایجی که دارای سلسله مراتب می‌باشند، عمل میکنند. در انتخاب عقلانی دو نوع محدودیت وجود دارد: 1) محدودیّتهای فرصتی 2) محدودیتهای سازمانی. همهی افراد فرصت مساوی برای انتخاب ندارند، زیرا هزینه های که افراد باید برای بهدست آوردن فرصتهای مختلف میپردازند، متفاوت است. در بدست آوردن این فرصتها برای عدهای محدودیت انتخاب وجود دارد. مثلاً کسی که قصد دارد شغل بهتری انتخاب کند تا از نتایج آن شغل بهرهی بیش‌تری ببرد، باید دارای سطح تحصیلات بالاتری باشد. فقدان این شرایط به منزلّهی عدم دستیابی به فرصتهای انتخاب شغل بهتر و در نتیجه فقدان سودمندی از زندگی بهتر خواهد بود. از طرف دیگر، محدودیتهای سازمانی در انتخاب عقلانی نیز وجود دارد. هر فردی از تولد تا مرگ با محدودیّت‌هایی روبهرو است که از طریق هنجارها، ارزشها، نظام سیاسی و اجتماعی، مدرسه، دوستان، کلیسا و مسجد، پلیس و موارد مشابه بر او تحمیل میشوند. در اینصورت، تنوع نتایج بهطور منطقی به تنوّع در ترجیحات، فرصتها و محدودیتهای نهادی وابستگی دارد (آزاد ارمکی1381:299- 298). بر این اساس، میتوان اذعان داشت که، نظریهی انتخاب عقلانی با تأکید بر دو نوع محدودیت (سازمانی و فرصتی) بیان میکند که همهی افراد فرصتهای مساوی برای انتخاب ندارند؛ چرا که افراد قیمتهای متفاوتی در به‌دست آوردن فرصتهای مختلف میپردازند. اینکه افراد چه تحصیلاتی دارند، چه رشته تحصیلاتی را دنبال کردهاند و در چه وضع تأهّلی به سر می برند، نیز نوعی انتخاب است.
نظریهی سرمایهی انسانی
امروزه نظریهی سرمایهی انسانی از مهمترین نظریههای توزیع درآمد است. اساس نظریهی سرمایهی انسانی این است که علّت تفاوتهای درآمدی افراد بهخاطر اختلاف در میزان بازدهی آنهاست. در این نظریه اختلاف مابین درآمدها وابسته به میزان آموزشی است که در افراد سرمایهگذاری شده است. نظریهپردازان سرمایهی انسانی معتقدند که سرمایهی انسانی بهصورت مهارت، دانش و تخصّص در افراد تجسم یافته است. سطح تولیدات، کیفیّت خدمات و میزان درآمد را افزایش داده و بسیاری از تصمیمات آنها را در کلیه زمینه های زندگی متأثر میسازد (صنوبری1388: 121). مطابق نظریهی سرمایهی انسانی اختلاف سطح دستمزدها به عنوان یکی از عوامل اساسی در تصمیمگیری فردی افراد در بازار کار، ناشی از دو عامل است: 1) اختلاف بین کارهایی که صورت می گیرد 2) اختلاف بین افرادی که به انجام کار میپردازند. به عبارت دیگر، افراد دخیل در بازار کار از نظر توانایی انجام کار یکسان نیستند. بنابراین، ارزش پیامد و محصول کار و به تبع آن سطح دستمزد آنان متفاوت میباشد. تحصیلات، رشته تحصیلی، تجربهی کاری و سلامت جسمانی افراد همگی از مصادیق سرمایهی انسانی به شمار میروند (محمودیان و رشوند 1391: 86).
نظریهی جدال (کشمکش )
بر اساس این نظریه، اساس جامعه بر تمایز و توزیع نابرابر منابع قدرت نشأت گرفته است و افراد مختلف سعی میکنند تا با دستیابی به این منابع محدود موقعیّت خود را در جامعه ارتقاء بخشند. در شرایطی که فرصتهای شغلی در جامعه محدود و میزان عرضهی نیروی کار بالا باشد مدرک تحصیلی به عنوان یکی از عوامل گزینش نیرو بهویژه در بخش دولت نمود پیدا میکند. به عبارت دیگر، کارفرمایان با تصوّر اینکه افراد دارای مدرک، قدرت عرضهی کالاها و خدمات بیش‌تری را دارند و استعداد فراگیری آموزشهای ضمن کار آنان بیش‌تر میباشد، در نتیجه هزینه آموزش آنان کمتر است و با این تفکر نیروی کار خود را انتخاب میکنند (محمّدخانی1382: 33). نظریه جدال با تأکید بر سرمایهی انسانی، تأثیر متغیّر تحصیلات را بر اشتغال مورد بررسی قرار می دهد.

  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره یادگیری مشارکتی

نظریهی مبادله
هومنز بنیانگذار نظریهی مبادله معتقد است انسان همواره میکوشد تا رفتارهایی را که به پاداش منتهی میشود در کنشهای متقابل جستجو کند. او از یک سو در جستجوی حداکثر سود یا بالاترین پاداش و از سوی دیگر در پی کاهش هزینه ها به حدّاقل است (توسّلی 1388: 384).
تصمیمگیری افراد در خصوص ادامه تحصیل یا اشتغال به کار نیز بر اساس سود و هزینه نهفته در این دو عمل میباشد. هزینه های شخصی آموزش برای هر شخص به دو بخش عمده هزینه های مستقیم و غیره مستقیم تقسیم میشود. هزینه های مستقیم هزینه های پولی شامل شهریه، کتاب، مسکن، ایاب و ذهاب و غیره است و هزینه های غیره پولی شامل هزینه فرصت از دست رفته یا درآمدهای از دست رفته ناشی از عدم حضور در بازارکار به خاطر ادامه تحصیل است. این هزینه معمولاً با متوسّط دریافتی دیپلمههای شاغل محاسبه میشود. در شرایطی که نرخ بیکاری بالا باشد ممکن است این ملاک باعث کمتر شدن هزینه های فرصت از دست رفته شود چون شق دیگر تحصیل نکردن بیکاری است نه اشتغال و دریافت مزد. به همین دلیل در برخی از مطالعات انجام شده امکان دستیابی به شغل را در تحلیلها وارد کرده و تخمینهای هزینه فرصت را با وزنهایی که برای احتمال اشتغال در نظر گرفتهاند تعدیل کردهاند. معمولاً درآمدهای از دست رفته با هزینه فرصتبخش مهمترین هزینه های شخصی آموزش را تشکیل میدهد به ویژه در شرایطی که به خاطر آموزش رایگان، فرد از پرداخت شهریه معاف باشد و یا با دریافت بورسهای تحصیلی، کمکهای بلاعوض و غیره هزینه های مستقیم کمتری متحمل شود. به طور کلی نرخهای بیکاری عامل مؤثّری در تصمیمگیری افراد مبنی بر ادامه تحصیل و در نتیجه افزایش تقاضای آموزشعالی از سوی آنان است. چرا که در دوران رکود، بیکاری از سطوح تحصیلی بالا به سطوح تحصیلی پایینتر منتقل میشود (ساخار1370: 54)
افراد در این شرایط، حتی اگر مزایای دستمزدی مدرک دانشگاهی چندان متقاعدکننده نباشد صرفاً برای فرار از بیکاری به تحصیلات دانشگاهی رو خواهند آورد. در این حالت در واقع افراد بخشی از نرخ ترجیح زمانی خود را برای کسب این مزیّت یا منفعت مبادله میکنند، به عنوان مثال اگر نرخ ترجیح زمانی آنها 10 درصد باشد حاضر خواهند بود حتّی در صورتی که بازده تحصیلات دانشگاهی 8 درصد باشد اقدام به سرمایهگذاری کنند. در واقع تأثیر این وضعیّت بر بازار کار آن است که در شرایط گسترش بیکاری به ازای هر سطح دستمزد نسبی معیّن، تعداد بیش‌تری از افراد به واسطه دستیابی به امنیّت شغلی اقدام به سرمایهگذاری در آموزشعالی خواهند کرد (دان و جکسون 1373: 174).
نظریات مربوط به ارتباط مهاجرت و اشتغال
در این بخش برای تبیین موضوع پژوهش از دیدگاه اقتصادی همچنین از نظریهی سرمایهی انسانی و نظریهی تودارو تحت عنوان نظریات تبیینکننده مهاجرت بهره گرفته شده است.
دیدگاه اقتصادی
از نظر اقتصادی، مهاجرتها اعم از مهاجرت داخلی و مهاجرتهای بین المللی، مکانیزمی برای بازتوزیع نیروی کار است (زنجانی1380: 121به نقل از نقدی 1389). این نگرش از آدام اسمیت تا هاریس و تودارو ادامه دارد و مهاجرت را تابع قانون عرضه و تقاضای اقتصادی میدانستند. مهاجرت بین دو منطقهی مهاجرپذیر و مهاجرفرست از نظر نیروی انسانی تعادل ایجاد میکند. از این دیدگاه، مهاجرت را عموماً به عنوان تصمیمگیری فردی برای به حداکثر رساندن درآمد تلقی میکنند. به طور کلی دیدگاه اقتصادی از توسعه نابرابر منطقهای و تحلیلهای هزینه و فایده برای تبیین مهاجرت استفاده میکند (نقدی1389: 88).

  دانلود پایان نامه روانشناسی : کنشهای اجرایی

نظریهیسرمایه انسانی
نظریهی سرمایه انسانی که در دههی 1960 برای تحلیل مهاجرت بهکار گرفته شد، از دیدگاه برخی تحلیلگران، برای نیروی انسانی ماهر، بسیار مناسب شناخته شد. این دیدگاه با تلقی مهارت و تخصّص انسان به عنوان کالایی در بازار عرضه و تقاضای کار به تحلیل مهاجرت میپردازد. نیروی انسانی ماهر

دیدگاهتان را بنویسید