پیامدهای  اقتصادی، فنی و اجتماعی مدیریت دانش در آموزش عالی

Posted on

پیامدهای  اقتصادی، فنی و اجتماعی مدیریت دانش در آموزش عالی

از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون به نقش آموزش در جهت ایجاد تحول در ساختارهای اجتماعی- اقتصادی توجه خاصی معطوف گردیده است و آموزش به مثابه ابزاری کارا برای خلق مهارت و دانش و پرورش سرمایه انسانی از اهمیت والایی برخودار شده است. ولی تجارب کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران طی دهه­های اخیر، خوش­بینی درباره نقش مؤثر آموزش در رشد و توسعه اقتصادی را تضعیف نموده است. امروزه در غالب کشورهای «در حال توسعه» این آگاهی بوجود آمده است که گسترش کمی آموزش به معنای توسعه دانش و افزایش خلاقیت و بهره­وری نیروی کار نبوده و هم­چنین به معنای امکان جذب فارغ التحصیلان در صنعت و خدمات متناسب، نیست (کریمی، 1375).

در این میان، آموزش عالی از نقش و موقعیت حساسی برخودار است. آموزش عالی نهادی است که انتظار می­رود بیش از هر نهاد دیگری در تحولات ساختارهای اقتصادی- اجتماعی تأثیر گذارده و در راستای توسعه عمل نماید. از دانشگاه­ها خواسته می­شود که به نحو فزاینده­ای در ساخت جامعه­ای پیشرفته نقش داشته باشند و متخصصان، مدیران، دانشمندان و هنرمندان توانایی را آموزش دهند و زمانی که فارغ التحصیلان دانشگاهی با مشکلات حادی مانند بیکاری و بیکاری پنهان مواجه می­شوند و یا هنگامی که متخصصان از قبول کارهای مولد سرباز می­زنند و به مشاغل پول ساز و کاذب روی می­آورند، سیستم آموزشی مورد حمله قرار می­گیرد. نه تنها در کشورهای پیشرفته بازار – محور بلکه در کشور­های در حال توسعه­ای مانند ایران نیز این نکته در میان سیاست­مداران مطرح شده است که در مورد بازدهی سرمایه­گذاری از بودجه­های دولتی و عمومی در امر آموزش، خصوصاً آموزش عالی، چه شواهد و مدارکی وجود دارد؟ همان­طوری که حمایت دولت­ها از آموزش در دوره­های بالاتر رفته رفته کاهش می­یابد، توجه بیش­تری به معیارهای بازدهی و بهره­وری و شیوه­هایی که در آن­ها سازمان­ها و مؤسسات، سرمایه­گذاری­های عمومی و خصوصی را به حداکثر می­رسانند، معطوف شده است. در محیط­­های اقتصادی که به سرعت در حال تغییرند، نقش دانشگاه­ها یا مؤسسات آموزش عالی به ­عنوان ارائه­ دهندگان دانش، از سوی سهام­داران گوناگون، از جمله مردم، مورد بررسی و استنطاق قرار گرفته است. در این شرایط است که طرفداران مدیریت دانش، غیبت اصول مدیریت دانش را در آموزش عالی یک غفلت و اشتباه محض می­دانند. برای پاسخگویی به این­گونه اعتراضات پیشنهاد شده است که دانشگاه­ها ایده­ها و اصول مدیریت دانش را با هدف انجام تحقیقات پایه­ای و کاربردی، آموزش برنامه درسی مناسب، استفاده از دانش به منظور حمایت از تصمیمات مدیریتی، بهبود مدیریت اسناد و مدارک داخلی، بهره­گیری برای افزایش سطح انتشار دانش و به کارگیری دانش برای ایجاد تغییرات کیفی در فرایند آموزش، به کار گیرند. معرفی ابزارها و شیوه­های مدیریت دانش به دانشگاه­ها، امکان تبادل دانش برای بهبود سطح همکاری پژوهشی و آموزشی و بهبود روابط کاری میان کارکنان، دانشجویان و سایر سهام­داران را می­دهد (محی­الدین و همکاران، 2007).

توانایی برای تولید و مصرف فراورده­های اطلاعات و دانش، تخصص مدیریت دانش را در یک سیکل یا چرخه سرمایه­داری قرار می­دهد و بنابراین ابعاد قدرت و نابرابری در کاربرد این (و یا هر) طرح مدیریتی ذاتاً وجود دارد. از دیدگاه اقتصادی، اطلاعات و دانش به عنوان یک کالا یا به ­صورت آزاد و رایگان در بازار اقتصادی مبادله می­شوند و یا با پرداخت بهائی به دست مصرف کننده می­رسند. بنابراین حتی زمانی که مدیریت دانش در محیط­های غیر سودده استفاده می­شود، توانایی برای ایجاد سود از طریق ثبت و انتشار اطلاعات در بهترین شیوه­ها و فراساختارهای تکنیکی که برای زمینه­های شغلی ایجاد شده­اند را دارا می­باشد. به­علاوه همان­طور که دانشگاه­ها به رفتارها و ارزش­های بخش خصوصی نزدیک­تر می­شوند، فرصت­ها برای نفوذ شیوه­های شغلی در مؤسسات آموزش عالی افزایش می­یابند، به این دلایل، باید به درک این که چگونه اصول بازار روی اجرای مدیریت دانش در عرصه عمومی و دولتی تأثیر می­گذارند، روی آورد (متکالف، 2006). هم­چنین در ارتباط با جنبه های فنی- اجتماعی مدیریت دانش باید اشاره کرد که این جنبه­ها یک رویکرد کل­نگرانه را اتخاذ می­کند که آمیزه­ای از عوامل اجتماعی و فنی را در روش کار افراد، برجسته می­نماید. مطابق نظر پان و اسکاربروگ[1] (1999) یک نقش مهم آنالیز فنی – اجتماعی، درک سازماندهی روابط اجتماعی است که دانش، به­ ویژه در شکل مفهومی، در درون آن قرار می­گیرد. آن­ها بیان نمودند که دانش باید به ­صورت ذاتی و درونی در تعاملات اجتماعی دیده شود نه به عنوان منبعی که از فردی به فرد دیگر انتقال داده می­شود، آن­ها معتقدند که دانش به لحاظ اجتماعی توسط فعل و انفعال دو جانبه بین عناصر تکنولوژیکی و سازمانی، ایجاد شده و شکل گرفته است، به علاوه، پان و اسکاربروگ مدعی هستند که تحقق عناصر فنی- اجتماعی مدیریت دانش می­تواند تعامل بین مؤلفه­های تکنولوژیکی، اطلاعاتی و سازمانی را شرح دهد. پان و اسکاربروگ سیستم دانش و منبع دانش سازمانی را به عنوان بخشی از زیرساختار، در مطالعه موردی خود تعریف نموده­اند. سیستم مدیریت دانش2، به سیستم­های اطلاعاتی پذیرفته شده و طراحی شده­ای اشاره دارد که به طور کارامدی، قدرت دانش و تجربه جمعی کارمندان را در حمایت از نیازهای پردازش اطلاعات به کار می­گیرد و تحلیل فعالیت­های معقول و منطقی کارکنان دانش را امکان­پذیر می­سازد. مؤلفه­های فنی – اجتماعی مرکب از سه لایه اصلی مدیریت دانش هستند. این سه لایه عبارت­اند از:

  مدارس هوشمند و نقش فناوری های نوین در هوشمند سازی مدارس

الف) زیرساخت­ها: مرکب از مؤلفه­های فنی مانند سخت افزار و نرم افزاری است که تماس فیزیکی و ارتباطی بین کاربران شبکه را امکان­پذیر می­سازد.

ب) ساختار اطلاعاتی: شامل یکی کردن قوانین رسمی حاکم بر مبادلات و ایجاد مفاهیم مشترک بین افراد.

ج) فرهنگ اطلاعاتی: دانش زمینه­ای جای گرفته در روابط اجتماعی و فرایند گروه کاری.

این سه لایه یا سه عامل که بر سطح موفقیت یا شکست هر ابتکاری در زمینه مدیریت دانش تأثیر می­گذارد، می­توانند سرانجام تعیین کننده عملکرد کلی دانشگاه در تحقق نقش آن به عنوان ارائه دهنده دانش باشند (محی الدین و همکاران، 2007).

 

2-10  نقش مدیریت دانش در برنامه­ریزی درسی و فعالیت­های آموزشی اعضای هیأت علمی

بدون شک مدیریت دانش مؤلفه اصلی ساختار و فرایندهای هر دانشگاهی است. دانشگاه­ها هر ساله میلیون­ها دلار صرف بودجه تحقیق و پژوهش برای کشف و تولید دانش جدید می­نمایند. آن­ها استادانی را برای رمزگذاری و تدوین این دانش در فضای کلاس درس و برای انتشار و انتقال این دانش به دانشجویان به کار می­گیرند و کتابخانه­های بزرگی را برای سازماندهی و فهرست کردن این دانش ایجاد نموده­اند. دانشگاه­ها با حمایت از تلاش­های اعضای هیأت علمی برای نوشتن مقالات و کتاب­های درسی و حضور آن­ها در کنفرانس­هایی که در آن دانش میان اهل علم و اهل عمل به اشتراک گذاشته می­شود، دانش را انتقال می­دهند و تلاش می­شود تا دانشجویان از دانشی که به دست آورده­اند، استفاده عملی نمایند.

از این­رو به نظر می­رسد اگر بتوان گفت هر صنعتی ایده «سازماندهی یادگیری» را به صورت عینی در آورد و اگر هر مؤسسه­ای بتواند اصول پایه­ای مدیریت دانش را اجرا نماید، باید دانشگاه باشد. با این وجود علاوه بر مقالات دانشگاهی، حتی در دنیای تجاری و نیز در فضای مجازی اینترنت، کلمات «مدیریت دانش» و «سازماندهی یادگیری» اغلب در ارتباط با «تجارت الکترونیک» و «سازمان­های مجازی» کاربرد بسیار فراوانی یافته است. مدیریت دانش غالباً به لحاظ کاربرد آن برای استراتژی رقابتی، بازدهی بهبود ­یافته و طراحی تجاری مورد مطالعه و بررسی قرار می­گیرد اما به لحاظ کاربردهای آموزشی یا برنامه درسی صرف، بسیار کم­تر مورد توجه است (کیدول2000، سا لیز و جونز[2]، 2002). بنابراین، اگرچه شیوه­های مدیریت دانش تاکنون پایگاه محکمی در آموزش عالی به دست نیاورده است، اما آن­ها می­توانند حداقل در پنج حوزه تحقیق و پژوهش، ایجاد گسترش برنامه درسی، خدمات دانشجویان و فارغ التحصیلان، اداره امور، برنامه­ریزی استراتژیک و تقویت سنتی کلاس درسی برای دانشگاه­ها مفید باشند (میتری2، 2003؛ کیدول، 2000).

به طور شهودی، مطرح کردن مفاهیم مدیریت دانش و مدیریت دانش شخصی در برنامه­های درسی باید برای اهداف تکمیلی متعددی مفید باشد. دانشجویانی که دانش شخصی خود را مدیریت می­کنند، برای واقعیت­های کار پس از فارغ التحصیلی آمادگی بیش­تری دارند. آن­ها قادر خواهند بود مشکل اطلاعات انباشته شده را مدیریت نمایند، یعنی جریان­های اطلاعاتی گوناگون و متعدد را نظارت و کنترل کنند. مدیریت دانش شخصی در طول دوران تحصیل آن­ها، میزان یادآوری مطالب پایان ترم را نیز بهبود می­بخشد که در نتیجه آن درک مطالب جدید تسریع می­شود. مدیریت دانش شخصی می­تواند یادگیری را در قرن بیست و یکم، شفاف­تر از مدل­های یادگیری سنتی منعکس نماید (بارنز و جانیکی، 2006). به عنوان مثال طبق نظریه­های جدید یادگیری می­دانیم که نمی­توان دانش را آموزش داد و چیزی جدا از داننده آن تلقی نمود، بلکه باید توسط خود دانشجو ساخته شود. از این­رو با مدیریت دانش شخصی، دانشجو آموزش می­بیند نقص دانش شخصی خود را شناسایی کند، درباره آن بیاندیشد و برای آن راه­حلی پیدا کند (کاستبرگ[3]، 2009). سه مزیت اصلی تلفیق ابزارها و تکنیک­های مدیریت دانش شخصی با برنامه­های درسی دوره کارشناسی و سطوح بالاتر عبارت­اند از: آماده­سازی بهتر دانشجویان برای کار، کارمندان مؤثرتر در زمینه فناوری اطلاعات و تجربه یادگیری مؤثرتر و کارامدتر برای دانشجویان (بارنز و جانیکی، 2006).

  نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب

هم­چنین در سال­های اخیر نگرانی­های اساسی در ارتباط با کیفیت آموزش در تمامی سطوح افزایش یافته است. در این مورد از دانشگاه­ها و دانشکده­ها انتظار می­رود که از نقاط قوت و ضعف «محصولات و خدمات» خود آگاهی یابند و این دانش را به منظور بهبود این محصولات و خدمات به ­کار گیرند. در نتیجه تاکید فزاینده بر آموزش و ایجاد مهارت وظایف ارزیابی تحصیلی نیز در دنیای تجارت مهم هستند. مدیریت دانش، کار گروهی، هوش مصنوعی و تکنیک­های تقویت تصمیم­گیری مسیرهای امید ­بخشی برای افزایش کارامدی عملیات ارزیابی در مؤسسات آموزشی و سازمان­های تجاری هستند.

ارزیابی برنامه درسی را می­توان به شیوه­های گوناگونی از جمله پیشرفت فردی دانشجو، بازبینی برنامه عمومی، مطالعه و بررسی برای طرح­ریزی اهداف در سطح مؤسسه، توصیف نمود. فرایندهای ارزیابی، دانش، مهارت­ها، نگرش­ها و رفتارها را می­سنجد و در سطح فردی و گروهی به کار برده می­شوند. ارزیابی هم به منظور ارتقا تدریس و یادگیری و هم ایجاد مسئولیت و پاسخ­گویی انجام می­شود (میتری، 2003). ارزیابی برنامه درسی را می­توان به عنوان نتیجه­گیری یک فعالیت مدیریت دانش توصیف نمود که شامل تولید، کشف، گردآوری، رمزگذاری، سازماندهی و انتشار دانش است. به علاوه این دانش قابل عملکرد است، به این معنی که به منظور پیشرفت و اصلاح برنامه درسی به کار می­رود. این باز هم اشارات مستقیمی به آموزش عالی دارد. با سنجش عملکرد دانشجویان و باز­بینی دوره­ای برنامه درسی خودشان، دانشگاه­ها دانش را در مؤسسات خود ارزیابی می­کنند. امید است این ارزیابی دانشجویان را به سمت اصلاح رفتار مطالعاتی خود و اعضای هیأت علمی را به سوی بهبود مطالبی که به کلاس ارائه می­دهند سوق دهد. به طور مهم­تر ارزیابی، اعضای هیأت علمی و مدیران را به تجدید­نظر در تدابیر و شیوه­های خود در ارتباط با برنامه درسی نیز ترغیب می­کند. در واقع چنین یادگیری برای کسب و حفظ اعتبار مؤسسات ضروری است.

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2-2  کاربرد و مزایای مدیریت دانش برای فرایند تحقیق و پژوهش (کیدول، 2000)

کاربرد مدیریت دانش مزایا
گنجینه­ای از:

– علایق پژوهشی موجود در یک سازمان یا در مؤسسات وابسته.

– نتایج پژوهش (هرجای ممکن) و سازمان­های سرمایه­گذار (دفاتر نمایندگی مرکزی، بنیادها و مؤسسات) دارای قابلیت­های جست و جوی آسان برای ایجاد موقعیت­های چند رشته­ای.

– فرصت­های تجاری و بازرگانی برای نتایج پژوهش.

معبر ورودی برای روندهای اجرای تحقیق و بهترین شیوه­ها و عملکردها در ارتباط با:

– فرصت­ها و موقعیت­های سرمایه گذاری

– طرح­ها، بودجه­ها و پروتکل­های اجرا شده­ قبلی.

– روند­ها و مراحل مسیر طرح

– اطلاعیه پاداش، ساختار/ حساب و روندها و مراحل مذاکره و گفتگو.

– روندها و مراحل مدیریت قرارداد و کمک قراداد و کمک هزینه­ها

– الگوها و روندها و مراحل گزارش فنی و مالی

– نمای کلی خدمات، منابع و کارکنان داخلی

 

 

– افزایش رقابت و تفاهم برای کمک هزینه­ها، قراردادها و فرصت­های تجاری تحقیق و پژوهش

– کاهش زمان انجام کار برای تحقیق

– کاهش تخصیص منابع پژوهش به وظایف اداری و اجرایی

– تسهیل تحقیق و پژوهش چند­رشته­ای (میان رشته­ای)

– اعمال پژوهش و اقدامات پروپوزال (طرح) قبلی

– بهبود خدمات و کارایی داخلی و خارجی

– کاهش هزینه­های اجرایی و اداری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2-3  کاربرد و مزایای مدیریت دانش برای فرایند ایجاد برنامه درسی (کیدول، 2000)

کاربرد مدیریت دانش مزایا
– گنجینه­ای از اقدامات بازبینی برنامه درسی که شامل تحقیق­های انجام شده، معیارهای تأثیرگذاری و کارایی، بهترین شیوه­ها و عملکردها، درس­های آموخته شده و غیره.

– گنجینه­ای از محتوای بخش­بندی شده و تنظیم شده برای تسهیل طراحی و ایجاد برنامه درسی میان رشته­ای.

– ورودی اطلاعات مرتبط با تدریس و یادگیری با فناوری، از جمله موقعیت­های توسعه دانشگاه، نتایج، درس­های آموخته شده، بهترین شیوه­ها، نمای کلی و شرح مختصر فناوری و غیره.

– قطب­های اطلاعات در حوزه هر رشته، از جمله مطالب به روز شده، انتشارات اخیر، تحقیق کاربردی و غیره.

– گنجینه­ای از تکنیک­های آموزشی و ارزیابی، از جمله بهترین شیوه­ها، پیگیری نتایج، موقعیت­های توسعه­ای دانشگاه و تحقیق و پژوهش.

– گنجینه­ای از ارزیابی­های آنالیز شده دانشجویان که در هر ترم برای درس­های آموخته شده و بهترین شیوه­ها و عملکرد­ها برای کل دانشگاه به روز می­شود.

– معبر ورودی برای اعضای هیأت علمی جدید دارای راهنمایی­هایی برای ایجاد برنامه درسی، کارکردن با اعضای قدیمی­تر، ایجاد سبک­های تدریس مؤثر و کارامد، یادآوری بایدها و نبایدها، نظارت بر دانشجویان دکتری و غیره.

– گنجینه­ای از روابط مشترک برای تعیین نیروهای وظیفه مشاوره طراحی برنامه درسی، سخنرانی مهمان، همراهان، مکان­های مطالعه موردی و غیره.

– افزایش و بهبود کیفیت برنامه درسی و طرح­های برنامه­ا با شناسایی و اعمال نفوذ بهترین شیوه­ها و عملکرد و بررسی نتایج.

– افزایش سرعت بازینی و به روز کردن برنامه درسی.

– افزایش اقدامات پیشرفت و توسعه اعضای هیأت علمی ، به ویژه برای اعضای جدید.

– بهبود خدمات اداری و اجرای مرتبط با تدریس و یادگیری به همراه فناوری.

– افزایش تفاهم با بررسی و تلفیق درس­های آموخته شده از تجربیات همکاران، ارزیابی­های دانشجویان ورودی شرکت یا سایر اجزاء.

– طراحی و ایجاد برنامه درسی میان رشته­ای که گذشتن از مرزهای گروه­های آموزشی را میسر ساخته است.

 

 

 

 

 

 

جدول 2-4  کاربرد مزایای مدیریت دانش  برای خدمات دانشجویان و فارغ التحصیلان (کیدول، 2000)

کاربرد مدیریت دانش مزایا
– معبر ورودی برای خدمات دانشجویی، هم برای دانشجویان و هم برای اعضای هیأت علمی و کارکنان مؤسسه، به این منظور که آن­ها در مشاوره دادن به دانشجویان، از اطلاعات خوبی برخوردار باشند. اطلاعات می­تواند شامل روندها و مراحل پذیرش، کمک مالی، ثبت نام، رسیدگی به مدرک، میزان شهریه، فرایند پرداخت، مشاوره و تدریس خصوصی، اقدامات، سلف سرویس غذا خوری و سایر خدمات باشد. این ورودی می­تواند برای مدارس مستقل یا گروه­های دانشجویی در جهت سفارشی کردن ارائه خدمات، خصوصی سازی شود.

– معبر ورودی برای خدمات تعیین پیشرفت شغلی (بخشی از یک ورودی برای خدمات تعیین پیشرفته شغلی، بخشی از یک ورودی بزرگ برای تمامی اتصالات شرکت) به منظور ایجاد یک مرکز خدماتی تواقفی برای دانشجویان و هم­چنین برای کادر آموزشی و کارکنان تا از آگاه بودن آن­ها، اطمینان حاصل شود.

– گنجینه­ای از خدمات امور دانشجویی برای کادر آموزشی و کارکنان برای اطمینان از این­که تمامی اجزا، خدمات موجود را درک می­کنند و می­توانند مشاوره درستی ارائه دهند.

– معبر ورودی برای فارغ التحصیلان و خدمات گسترده برای به حداقل رساندن اقدامات اضافی؛ گزارش­های مخاطبین، و روابط با تحقیق، برنامه درسی و اقدامات ایجاد شغل.

– معبر ورودی برای اطلاعات پیرامون اجرای کمکی به منظور یکپارچه سازی تلاش ها و اقدامات، رساندن اقدامات اضافی.

– بهبود خدمات برای دانشجویان.

– بهبود قابلیت خدماتی کادر آموزشی و کارکنان.

– بهبود خدمات برای فارغ التحصیلان و سایر اجزای خارجی.

– بهبود تأثیرگذاری و کارایی اقدامات مشاوره­ای (برای یکپارچه سازی اقدامات مجزا که کادر آموزشی، کارکنان پشتیبانی تحصیلی، کارکنان خدمات دانشجویان و کارکنان امور دانشجویی، آن را به عهده گرفته­اند).

[1]. Pan & Scarbrough      2. Knowlegde Management  System (KMS)

  1. Sallis & Jones 2. Mitri

[3]. Kastberg

  رویکردهای تفکر انتقادی از نظر روانشناختی