چگونه بر کم تحرکی غلبه کنیم

Posted on

چگونه بر کم تحرکی غلبه کنیم»

خستگی، سستی، بی حالی، کاهش علاقه و انگیزه، کاهش احساس لذت و ناتوانی در تصمیم گیری از علائم بارز افسردگی هستند. این علائم می توانند هرچه بیشتر به افزایش کم تحرکی بینجامند که خود این امر، مشکلات خاص خود را به دنبال دارد، از جمله می توان انتقاد از خویشتن، احساس گناه، شنیدن انتقاد از جانب دیگران و شاید انباشته شده کارها بر روی یکدیگر را نام برد. وکیل افسرده ای عنوان می کرد که به مدت سه ماه متوالی، به هیچ کدام از نامه هایش پاسخ نداده بود و نمی دانست که از کجا باید شروع کند؟ خانم خانه داری به مدت چهار هفته، هیچ کدام از کارهایش نظیر نظافت منزل و یا اتو کردن لباس ها را انجام نداده بود. او می گفت:

«نمی دانم باید از کج شروع کنم؟ توده ای از لباس های اتو نشده بر روی هم انباشته شده اند و از عهده انجام آنها بر نمی آیم.»

(بلاک برن، 1380، ص79)

کم تحرکی، حالتی از خود فرسایی است، زیرا تمامی افراد عنوان می کنند که این حالت، به بهبود احساسشان منجر نمی شود. از طرف دیگر، شواهد و قرائن بسیاری دلالت بر آن دارد که هرچه افراد خود را بیشتر سرگرم کنند و به فعالیت های لذت بخش و دلپذیر بیشتری روی آورند، احساس بهتری پیدا می کنند. پس چرا افراد افسرده چندان دل به کار نمی دهند؟ ممکن است بعضی دوستان صمیمی و یا اقوام نزدیک به آنها نصیحت کنند که: «خودت را جمع و جور کن، محکم باش». در واقع چنین نصیحت هایی کاملاً بی فایده اند، زیرا که ممکن است شخص افسرده بارها و بارها آنها را بدون هیچ توفیقی به خودش گفته باشد و علاوه بر آن، این را هم اضافه کرده باشد که: «من آدم به دردبخوری هستم؛» «تنبلم»، یا «سهل انگارم». بیان چنین اظهاراتی درباره خود، نه تنها کمکی به ما نمی کند، بلکه احتمالاً احساس بدتری هم در ما ایجاد می کند.

  نقش پرونده الکترونیک سلامت در مدیریت سلامت

بخشی از دلایل عدم فعالیت، جسمانی است و به علت تغییرات فیزیولوژیکی است که احتمالاص در بدن رخ می دهند. اما علت بخش دیگری از کم تحرکی، تفکرات خودفرسایی است که افراد در ضمیر خویش درباره خود ایجاد می کنند.

(بلاک برن، 1380، ص80)

شیوه های تجربی برای رهایی از کم تحرکی

در عین حال راه حل هایی عملی نیز وجود دارند که می توانید آنها را به کار ببندید. به خاطر داشته باشید که افزایش فعالیت به دلایل بسیاری، به قطع دور باطل افسردگی یاری می رساند. اول اینکه ذهن شما را از افکار ناراحت کننده منحرف می سازد؛ دوم، در شما احساس تسلط بر زندگی ایجاد می کند؛ سوم، در شما احساس ارزشمندی بیشتری ایجاد می کند؛ چهارم، احتمالاً در حین انجام کارها متوجه می شوید که از انجام آنها لذت می برید. پنجم، اگر چه ممکن است عجیب به نظر برسد، فعالیت احتمالاً باعث احساس خستگی کمتری می شود، معمولاً هرگاه خسته باشید، به استراحت نیاز دارید. اما زمانی که افسرده هستید، بی تحرکی تنها باعث افزایش احساس خمودگی و فرسودگی در شما می شود. ششم، افزایش میزان فعالیت، باعث افزایش انگیزه در شما می شود.

هر اندازه تحرک بیشتری پیدا کنید، بیشتر به فعالیت علاقه مند می شوید. کافی است قدم اول را بردارید تا مشکلی که حل ناشدنی به نظر می رسد، آسان گردد. و سرانجام، افرادی که در نظرتان ناخوشایند بودند به نوبه خود خوشایند بنظرتان خواهند رسید.

قبل از هر چیز، بهتر است فعالیت های روزانه خود ر به صورت کامل مشخص کنید. من دریافته ام که افراد افسرده گاهی اوقات به میزانی بیشتر از آنچه ادعا می‌کنند، فعالیت می کنند و از مسایل بسیاری لذت می برند. بنابراین به منظور کنترل برنامه روزانه، می توانید چند روز متوالی فعالیت های هر ساعت خود را روی برگه‌ای یادداشت کنید.

  هویت سازه­ ای مهم در روانشناسی

(بلاک برن، 1380، ص84)