مقاله رایگان با موضوع جامعه اطلاعاتی

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

.
فرضیه دوم: پلیس در روند اجرای وظایف خود میتواند با تعامل بیشتر با بزهدیده آسیبهای ناشی از بزهدیدگی را کاهش داده موجبات آرامش را فراهم آورد.
فرضیه سوم: انجام وظائف پلیس در چارچوب قوانین و مقررات میتواند تاثیر بسزایی در کشف جرم علیه بزهدیده و انجام تحقیقات اولیه وادامهی روند آن تا احقاق حقوق بزهدیده کمک نماید.
ت: اهداف و کاربردهای تحقیق
در دنیای امروز آسیبهای مادی و معنوی زیادی متوجه جان ، مال ، ناموس ، آبرو و… بزهدیدگان است که نحوه برخورد و پاسخگویی پلیس نقش اساسی در کاهش آسیبهای وارده به بزهدیدگان دارد. پلیس ماموریت سنگینی در قبال آزاد زندگی کردن ، خوشبختی ، رضایت ، آرامش و… شهروندان داشته و امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به وجود پلیس احساس میشود و همواره شاهد خدمات پیچیدهای از این نهاد هستیم که هدف نهایی پلیس در این وادی تعامل بیشتر با بزهدیده است. لذا در این پژوهش تلاش شده راهکارها و چالشهای بهبود تعامل پلیس با بزهدیده مورد بحث و بررسی قرار گیرد شاید کمکی هرچند اندک به کاهش آلام بزهدیده از جرم نماید.
ث: روش تحقیق
در این پژوهش از چهار روش اسنادی ، مشاهده ، مصاحبه و تحلیل محتوا استفاده شده است. که با مراجعه به مراکز تحقیقاتی و پژوهشی ، کتابخانههای دانشکدهها و دانشگاههای کشور ، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی نیروی انتظامی ، دانشگاه علوم انتظامی و نیز جستجو در سایتهای اینترنتی و نرمافزارها ، مطالبی که در قالب کتب ، پایاننامهها ، مقالات و نیز قوانین و مقررات در دسترس بوده ، مورد بررسی قرار گرفته و نکات مورد نیاز فیشبرداری و سپس مطالب جمعآوری شده ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند. در این پژوهش با حضور در کلانتریها ، و اداره آگاهی به مشاهده حالتها و روحیههای بزهدیدگان و بستگان آنان و چگونگی تعامل پلیس با آنها پرداخته شده است. به منظور تقویت جنبهی میدانی تحقیق و دستیابی بدون واسطه و دقیق به نیازها و خواستههای بزهدیدگان و نحوهی تعامل پلیس محقق با تعدادی از بزهدیدگان جرایم مختلف در کلانتریها و ادارهی آگاهی مصاحبه شده و خواستههای آنان را از زبان خودشان شنیده و ثبت نموده. همچنین با تنی چند از اساتید دانشگاه علوم انتظامی و رؤسای کلانتریها و پاسگاهها مصاحبه شده و نیازها و خواستههای بزهدیدگان و راهکارها و چالشهای بهبود تعامل پلیس را از نظر آنان جویا شده است. از طرف دیگر ، به دلیل آن که هدف سنجش و ارزیابی دقیق و آماری نظرات بزهدیدگان و کارشناسان انتظامی نبوده و فقط به دنبال آگاهی از نظرات توصیفی و تحلیلی آنان بودهایم ، بنابراین ، الزامات آماری از قبیل جامعه آماری مورد نیاز ، جداول آمار و… در روش مصاحبه به کار گرفته نشده است.
ج: معرفی پلان و ساختار تحقیق
محقق پژوهش را به دو بخش تقسیم نموده که بخش اول شامل دو فصل است. فصل اول در خصوص تعامل پلیس با بزهدیده در برخورد با جرم و در فصل دوم در خصوص آگاهی و مشارکت بزهدیده در فرایند کیفری توضیح داده شده است. بخش دوم که در خصوص تعامل پلیس و بزهدیده در کاهش آسیب بزهدیدگی است نیز به دو فصل و چهار مبحث تقسیم شده که در خصوص رفتار پلیس با بزهدیده ، حمایت ، میانجیگری و حمایت از بزهدیدگان خاص مطالبی عنوان و درپایان یافتههای محقق نتیجهگیری و پیشنهادات ارائه گردیده است.
چ: تعاریف و مفاهیم
1-تعامل: در تعامل پلیس با شهروندان ، پلیس تنها به دنبال آمار تعداد دستگیریها ، تعداد گشتهای پیاده و سواره ، سرعت پاسخ گویی به تماسهای مردمی و معاضدت از کارکنان خود نیست ، بلکه نحوه مشارکت بزهدیدگان به لحاظ کمی و کیفی در امور پلیسی ، کمک به استقرار نظم و امنیت اجتماعی ، کاهش احساس ترس از وقوع جرایم ، تأثیر اقدامات انجام شده در سطوح مختلف برای پیشگیری از جرم و مواردی نظیر اینها موضوعات مهم و جدی پلیس میباشد. در واقع ، پلیس به معنای یک تغییر کوچک فنی در اداره امور پلیسی نیست بلکه نوعی تغییر در الگوی فکری و شیوه عمل پلیس است که این بنیادیترین تغییر در نظام سازمانی پلیس است. تعامل پلیس و شهروندان در زمینه حل مشکلات و مسائل جامعه در خصوص جرایم ، بی نظمی اجتماعی و فیزیکی و انحطاط محلهها یاری میرساند. این فلسفه مبتنی بر این باور است که دستیابی به اهداف پلیس مستلزم آن است که ادارات پلیس روابط جدیدی با افراد مطیع قانون در جامعه به وجود بیاورند و به آنها اجازه اظهارنظر بیشتر در تدوین اولویتهای پلیس محلی بدهند و با درگیر کردن شهروندان در تلاش برای بهبود کیفیت زندگی در محلههای خودشان تمرکز پلیس را از کار در مورد پیگیریهای مختلف به حل کردن مسائل اصلی جامعه منتقل کنند. در این رویکرد پلیس اغلب دستورالعملهای رسمی و دقیقی برای حل مشکلات و مسائل جامعه تدوین نمیشود بلکه در اکثر موارد پلیس مجبور میشود از قدرت اندیشه و تفکر خود و با همکاری و مساعدت شهروندان نسبت به موضوعی راه حل پیدا کند. در این رویکرد از جامعه اطلاعاتی شهروندان به طور عام استفاده میشود و برای کشف جرم و شناسایی مجرمان احتمالی از همیاری مردم بهره گرفته میشود. از نظر گلداشتاین پلیس یک مکتب جامع فکری ، روشی مدیریتی و راهبردی سازمانی است که همه عوامل پلیس را در برگرفته و شیوههای مؤثر حل مشکل و مشارکت پلیس و جامعه را ارتقاء میبخشد. به عبارت دیگر ، پلیس یک تحول گفتمانی در نحوه تعامل پلیس با شهروندان است. رابرت.آر. فریدمن نیز در این مورد میگوید پلیس عبارت است از راهبرد و خط مشی با هدف دستیابی به کنترل مؤثر و کارآمد جرایم ، کاهش ترس از جنایت ، توسعه کیفیت زندگی ، گسترش خدمات پلیس و مشروعیت کار پلیس از طریق تکیه به منابع جامعه که درصدد تغییر شرایط جرم خیز هستند. این امر مستلزم مسئولیتپذیری بیشتر پلیس ، سهیم شدن فعالتر و بیشتر جامعه در فرآیند تصمیم گیری و توجه بیشتر به حقوق و آزادیهای مدنی است.
2-پلیس: در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی ، مفهوم و کاربرد واژه پلیس شکل محدودتری داشت ، اما این اصطلاح امروزه بیشتر برای توصیف نیروی اجتماعی شهری ، که حفظ نظم عمومی و اجرای قانون را برای پیشگیری از جرایم ، مجازات بزهکاران و کشف جرایم بر عهده دارد مورد استفاده قرار میگیرد. پلیس به لحاظ لغوی از ریشه یونانی پولیتیا به معنای «شهر و اداره امور شهر» مشتق شده و در قرن چهاردهم میلادی به پلیسی و سپس در قرن پانزدهم به «پلیس» تغییر نام یافت که مفهوم آن «قاعده و قانون اداره شهر و مقررات لازم برای استقرار نظم در شهرها» است. به اعتقاد فارلیک پلیس عبارت است از: «یک سازمان دولتی که مأموریتش حمایت از قانون اساسی ، جلوگیری از تخطی ، تأمین نظم عمومی و حفظ مال و جان اشخاص میباشد». استفانی و لواسور نیز برای پلیس 3 مفهوم ذکر کردهاند.
مفهوم اول: پلیس عبارت است از مجموعه مقرراتی که به وسیله مقامات عمومی وضع و بر افراد تحمیل میشود.
مفهوم دوم: عبارت است از وضع و اجرای مقرراتی است که هدفش تأمین آسایش ، امنیت و بهداشت عمومی است
مفهوم سوم: عبارت است از همان چیزی که در زبان جاری به پلیس گفته میشود و منظور از آن گروهی از کارکنان دولتی است که مقررات مربوط به آرامش و امنیت عمومی و بهداشت عمومی را که به وسیله مقامات صلاحیتدار پلیس اتخاذ شده است به مورد اجرا میگذارند.
3-بزهدیده شناسی: بزهکاری و بزهدیدگی دو روی یک سکهاند که هرگونه مطالعه جرم ، بدون توجه به هر دوی آنها نارسا خواهد بود. چندین دهه مهجور ماندن بزهدیدگان در مطالعات حقوقی و جرمشناختی مغرب زمین را شاید بتوان محصول تغییراتی دانست که در نظریه دولت در میان آنان شکل گرفت ، تا آنجا که جرم تنها اقدامی علیه حریم دولت تلقی شد. این دیدگاه که از اثبات گرایی حقوقی ریشه میگرفت ، با مقدم داشتن حق جماعت بر حق فرد ، بیشتر به آن زاویه جرم توجه میکرد که نظم عمومی را به مخاطره میافکند. این دیدگاه امروزه تعدیل شده و توجه به بزهدیده را در مطالعات حقوقی و جرم شناختی معاصر میتوان مشاهده کرد.
الف-تاریخچه بزهدیده شناسی: توجه به بزهدیده و مطالعات بزهدیدهشناسی در غرب به دهه 1930 بر میگردد. در انتشارات ( بزهکار و قربانی او ) در سال 1948 فون هنتینگ کتابی تحت عنوان ( بزهکار و بزهدیده) در دانشگاه ییل آمریکا چاپ و منتشر کرد. وی در اثر خود ، مفاهیمی مانند رابطه خاص بزهکار ، بزه و بزهدیده پنهان را مطرح کرد. در همان زمان ، مندلسون بزهدیده شناسی را در قالب یک رشته مطالعاتی عمومی سازمان داد. قلمرو آن از قلمرو جرمشناسی فراتر رفته و به قربانیان غیرنظامی ، به معنای عام (قربانی شناسی سیاسی، نژادی و مذهبی) نیز تعمیم داده شد. در مورد این که چه کسی برای نخستین بار اصطلاح بزهدیدهشناسی را به کاربرده ، اختلاف نظر وجود دارد. به باور وان دیک ، مندلسون نخستین کسی بوده که در سال 1947 این اصطلاح را در مقالهای که به کنگره بخارست ارائه کرد ، به کار برد. ولی عزت فتاح بر این باور است که این اصطلاح برای نخستین بار در سال 1949 از سوی فردریک ورتام در ارتباط با قتل عمدی به کار رفت و سپس به جرمهای دیگر نیز کشانده شد.
ب-انواع بزهدیدهشناسی
بزهدیده‌شناسی اولیه: به مطالعه ویژگی‌ها و نقش بزهدیده در تکوین جرم  و نیز رابطه قربانی جرم با مجرم می‌پردازد و در حقیقت بزهدیده‌شناسی اولیه شاخه‌ای از جرمشناسی علتشناسانه است که در آن نقش بزهدیده در وقوع جرم و بعنوان یکی از علل و عوامل ارتکاب جرم از سوی بزهکار بررسی و در کنار سایر علل و عوامل جرم‌زا قرار می‌گیرد و در مقابل بزهدیده‌شناسی پیشگیرانه بعنوان شاخه‌ای از جرم‌شناسی پیشگیرانه شیوه‌های پیشگیری از بزهدیدگی را بررسی و مطالعه میکند.
بزهدیده‌شناسی ثانویه: این نوع از بزهدیده‌شناسی در اثر تحول و توسعه بزهدیده‌شناسی اولیه بوجود آمده است که دغدغه آن ، بهتر ساختن سرنوشت بزه‌دیده با ارایه کمک ، حمایتهای مادی و معنوی و جبران خسارت‌های وی می‌باشد و انواع مختلف از حمایت‌ها را در شرایط گوناگون نسبت به بزه‌دیدگان پیشنهاد میکند.
ب-عوامل بزه‌دیدگی:
1- طبیعت
2- جامعه
3- رفت و آمد اتومبیل‌ها و سایر وسایل نقلیه
4- مجرمیت

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5- خود بزهدیده
ج-مفهوم بزهدیده شناسی‏: بزهدیدهشناسی عبارت است از شاخه نوین جرمشناسی که به مطالعه زیاندیده مستقیم جرم می‏پردازد و مجموعه اطلاعات زیستشناختی ، روانشناختی ، جامعهشناختی و جرمشناختی مربوط به او را مشخص می‏کند. این گرایش همچنین مشخصات فرهنگی و اجتماعی بزهدیده و روابط او با مجرم و سهم وی را در ارتکاب جرم معین می‏کند. اصطلاح بزهدیدهشناسی یکی از مفاهیمی است که درباره معنای آن میان دانشمندان علوم اجتماعی از جمله جرمشناسان ، جامعهشناسان و روانشناسان همواره بحث میشود. در این میان ، از آنجا که جرمشناسان بیشترین سهم را در رواج دادن این اصطلاح به منزله یک حوزه مطالعاتی خاص داشتهاند ، نظر غالب این است که اصطلاح مذکور در اصل به حوزه مطالعاتی خاصی برای بررسی رابطه میان قربانی جرم و بزهکار باز میگردد که از دهه هفتاد میلادی به حوزه وسیعتری فراتر از قربانیان جرم بویژه به قلمرو قربانیان نقضهای حقوق بشری نیز گسترانده شده است. بزه‌دیده شناسی به هر مسئله‌ای که مربوط به بزهدیده باشد از جمله شخصیت بزهدیده ، ویژگی‌های زیست ‌شناختی ، روان‌ شناختی و اخلاقی او ، مشخصه‌های اجتماعی- فرهنگی‌ ، روابطش با مجرم و بالاخره مشارکتش در وقوع جرم ، توجه میکند. بزهدیدهشناسی یا(Victimology) از دو کلمه (Victim) به معنای قربانی و (logy) شناخت است. این اصطلاح را اولین بار وردهایم روان پزشک آمریکایی در کتاب نمایش خشونت در سال 1949 در بحث جرمشناسی ، بزهدیدهشناسی به کار برد. بنابراین بزهدیده شناسی شاخهای از جرمشناسی و رشتهای علمی از علوم انسانی است که به مطالعه قربانی مستقیم جرم میپردازد.

4-بزه‏دیده: بزه‏دیدگان اشخاصی‏اند که در پی فعل‏ها یا ترک فعل‏های ناقص قوانین کیفری دولت‏های عضو از جمله قوانینی که سوءاستفاده‏های مجرمانه از قدرت را ممنوع کرده‏اند به صورت فردی یا گروهی به آسیب از جمله آسیب بدنی و روانی ، درد و رنج عاطفی ، زیان اقتصادی یا آسیب اساسی به حقوق بنیادی خود