سایت مقالات فارسی – بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در شرکت‌های …

۱- نسبت‌های نقدینگی
۲- نسبت‌های فعالیت
۳- نسبت‌های اهرمی
۴- نسبت‌های سودآوری
۵- نسبت‌های ارزش بازار
۱- نسبت‌های نقدینگی
نسبت‌های نقدینگی توانایی موسسه را نسبت به پرداخت تعهدات کوتاه‌مدت نشان می‌دهد. وجود نقدینگی برای اداره فعالیت‌های موسسه ضرورت دارد، خصوصاً در شرایط نامساعد نظیر بحران‌های اقتصادی که قیمت مواد اولیه یا قطعات شدیداً افزایش می‌یابد و یا شرکت دچار زیان‌های عملیاتی می‌شود. در این‌گونه شرایط عدم‌کفایت نقدینگی می‌تواند مشکلات جدی به وجود آورد. ضعف نقدینگی شرکت همچون وجود تب در انسان است که می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات اساسی موسسه باشد. تحلیل نقدینگی به‌ویژه برای اعتباردهندگان اهمیت خاصی دارد، زیرا اگر وضعیت نقدینگی ضعیف باشد، ممکن است شرکت نتواند به‌موقع اصل و بهره بدهی‌های خود را پرداخت کند. نسبت‌های نقدینگی با ارقام تاریخ ترازنامه محاسبه می‌شوند؛ بنابراین مدیریت باید جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی را نیز موردتوجه قرار دهد، زیرا درصورتی‌که جریان‌های نقدی خروجی مورد انتظار در آینده بیشتر از جریان‌های نقدی ورودی باشد، وضعیت نقدینگی شرکت بدتر خواهد شد. برخی از مهم‌ترین معیارهای نقدینگی به شرح زیر است:
سرمایه در گردش خالص:
سرمایه در گردش خالص به معنای مابه‌التفاوت دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری است. دارایی‌های جاری، وجه نقد و دارایی‌هایی هستند که انتظار می‌رود ظرف یک سال به وجه نقد تبدیل‌شده، به فروش رفته یا مصرف شوند. بدهی‌های جاری نیز بدهی‌هایی هستند که باید ظرف یک سال از محل دارایی‌های جاری یا ایجاد بدهی جاری دیگر بازپرداخت شوند. سرمایه در گردش خالص، حاشیه ایمنی اعتباردهندگان است. شرکتی که در کوتاه‌مدت با مشکلات استقراض مواجه است، نیازمند مانده سرمایه در گردش بالایی خواهد بود. (مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)
سرمایه در گردش خالص= دارایی‌های جاری – بدهی‌های جاری
نسبت جاری:
حاصل تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی‌های جاری است. دارایی‌های جاری معمولاً شامل وجه نقد، اوراق بهادار، حساب بدهکاران و موجودی کالا می‌باشد؛ و بدهی‌های جاری نیز از حساب بستانکاران، اسناد پرداختنی کوتاه‌مدت، سررسیدهای جاری بدهی‌های بلندمدت، مالیات معوقه و بالاخره سایر هزینه‌های معوقه تشکیل می‌گردد. نسبت جاری متداول‌ترین وسیله برای اندازه‌گیری قدرت پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت است. (وستون و بریگام،۱۳۶۲)
نسبت سریع ( آنی ) :
نسبت آنی، تقریباً اهدافی مشابه اهداف نسبت جاری را دنبال می‌کند، ولی در محاسبه آن دارایی‌های جاری غیر سریع حذف می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، در محاسبه آن اقلامی از دارایی‌های جاری برای پوشش بدهی‌های جاری در نظر گرفته می‌شوند که نسبت به سایرین، قابلیت بیشتری برای نقد شدن دارند و یا دست‌کم برای نقد شدن نیازمند صرف زمان کمتری هستند. لازم به توضیح است که دارایی‌های جاری غیر سریع، دارایی‌هایی هستند که نقد شدن آن‌ها نیازمند زمان است که موجودی کالا، سفارش‌ها و پیش‌پرداخت‌ها از این جمله‌اند. این نسبت، در تعیین وضعیت نقدینگی شرکت در مقایسه با نسبت جاری، دارای دید دقیق‌تر و محافظه‌کارانه‌تری است، زیرا فرض می‌شود که در یک‌لحظه از زمان، شرکت مجبور باشد به تعهدات کوتاه‌مدت خود عمل کند. برخی از تحلیل گران بر این باورند که نسبت آنی باید برابر یک باشد؛ اما میزان مطلوب این نسبت نیز همچون نسبت جاری بستگی به وضعیت اقتصادی و استانداردهای صنعت خواهد داشت. بااین‌حال، چنین به نظر می‌رسد که اگر شرکت بخواهد از قدرت نقدینگی برای بازپرداخت بدهی‌های جاری خود برخوردار باشد، باید دارایی‌های سریع حداقل به میزان بدهی‌های جاری باشد. (اکبری،۱۳۷۸)
۲- نسبت‌های فعالیت (استفاده از دارایی‌ها)
دارایی‌ها برای تحقق فروش (درآمد) بکار گرفته می‌شوند؛ بنابراین هر حسابی از دارایی برای ایجاد درآمد فروش، نقشی اساسی دارد. برای مثال وجود موجودی کالا موجب انجام فروش و نبودن آن موجب ناتوانی فروش می‌شود. نسبت‌های فعالیت، میزان مشارکت حساب‌ها در تحقق فروش را نشان می‌دهد. این نسبت‌ها غیر از عملکرد حساب‌ها، توان نقدینگی شرکت را نیز نشان می‌دهند. حساب‌های دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری شامل اقلام مختلفی است که نسبت‌های نقدینگی عموماً به مجموع این اقلام و نه تک‌تک آن‌ها توجه دارد و بنابراین تصویر کاملی از نقدینگی واقعی شرکت را نشان نمی‌دهد. درحالی‌که در بسیاری از موارد ضروری است که برای دستیابی به وضعیتی روشن‌تر، فعالیت یا نقدینگی برخی از حساب‌های خاص نیز بررسی شود. نسبت‌های مختلفی برای سنجش عملکرد و فعالیت وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
نسبت دوره وصول مطالبات
معیار اندازه‌گیری مدت‌زمان لازم برای جمع‌آوری وجه نقد حاصل از فروش مشتریان است. ابتدا فروش خالص سالانه را بر ۳۶۵ روز سال تقسیم کرده و متوسط فروش روزانه را به دست می‌آوریم. سپس جمع مطالبات را اعم از حساب‌ها و اسناد دریافتنی ( ولو این‌که تنزیل شده باشند) بر متوسط فروش روزانه تقسیم نموده و حاصل را حاکی از چگونگی وصول مطالبات می‌دانیم. عده بسیاری معتقدند که دوره وصول مطالبات نباید ده تا پانزده روز بیشتر از مهلتی باشد که معمولاً در فروش کالا به نسیه اعطا می‌شود. در مقایسه دوره وصول مطالبات شرکت‌ها مسلماً می‌باید اختلاف شرایط فروش آنان را ازلحاظ مهلت‌هایی که در فروش قائل می‌شوند، در نظر گرفت. البته قبل از آن نیز می‌توان از نسبت گردش مطالبات به شرح زیر استفاده کرد. (مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)
نسبت‌های موجودی کالا:
تعریف کالا : کالا را مترادف موجودی جنسی به کار می‌بریم و شامل مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته‌شده می‌شود و ملزومات تولید را هم در برمی‌گیرد. (ریموند پی نوو،۱۹۹۱ )
شرکتی که بیش‌ازحد موجودی کالا نگهداری می‌کند، درواقع وجوهی را که می‌توانسته به‌صورت دیگری سرمایه‌گذاری کند، در موجودی کالا بلوکه کرده است. بعلاوه وجود موجودی کالا بیش‌ازحد نیاز، مستلزم تحمل هزینه‌های نگهداری و انبارداری بوده، ریسک ناباب شدن موجودی را نیز به همراه دارد. از طرف دیگر اگر شرکتی موجودی کالای بسیار کمی نگهداری کند، ممکن است به دلیل فقدان موجودی کافی، مشتریان خود را از دست بدهد؛ بنابراین نگهداری سطح متعادلی از موجودی کالا با توجه به شرایط، ضرورت خواهد داشت. (مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)
برای محاسبه دفعات گردش کالا، اطلاعات لازم از صورت‌حساب سود و زیان (عملکرد سود و زیان) استخراج می‌شود. موجودی کالای اول دوره و موجودی کالای پایان دوره و بهای تمام‌شده کالای فروش رفته اطلاعاتی هستند که لازم می‌باشند. ابتدا از تقسیم مجموع موجودی کالای اول و آخر دوره بر عدد دو، میانگین کالا را مشخص می‌کنند و سپس بهای تمام‌شده کالای فروش رفته را بر متوسط موجودی کالا تقسیم می‌کنند تا دفعات گردش کالا معین شود. از تقسیم نمودن ۳۶۵ روز بر دفعات گردش کالا، دوره گردش کالا حاصل می‌گردد.
دوره عملیات:
دوره عملیات یک واحد تجاری تعداد روزهایی است که موجودی کالا و مطالبات آن به وجه نقد تبدیل می‌شوند. طبعاً دوره عملیات کوتاه‌تر برای شرکت مطلوب‌تر خواهد بود. (ریموند پی نوو،۱۹۹۱ )
نسبت گردش مجموع دارایی‌ها:
به‌منظور ارزیابی توانایی بکار گرفتن دارایی‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرند. پایین بودن این نسبت می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد که تعیین آن‌ها اهمیت دارد. برای مثال درصورتی‌که سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها در مقایسه با بازده حاصل از عملیات شرکت بیش‌ازحد معمول باشد، شرکت ممکن است از طریق فروش برخی از این دارایی‌ها، انجام سرمایه‌گذاری با بازده بیشتر را با استفاده از آن‌ها برای توسعه عملیات سودآور، عملیات فعلی را بهبود بخشد. ( مدرس و عبدالله زاده،۱۳۷۸)
ارتباط متقابل نقدینگی و فعالیت در تحصیل سود
بین ریسک نقدینگی و بازده آن ارتباط وجود دارد. هر چه دارایی‌های جاری بیشتری نسبت به دارایی‌های غیر جاری نگهداری شود، ریسک نقدینگی کاهش بیشتری می‌یابد؛ اما معمولاً نرخ بازده نیز کاهش خواهد یافت؛ زیرا بازده دارایی‌های جاری (برای مثال سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت) عموماً کمتر از بازده حاصل از دارایی‌های ثابت تولیدی است. همچنین نقدینگی بیش‌ازحد می‌تواند به معنای آن باشد که مدیریت برای دستیابی به فرصت‌های مطلوب و سرمایه‌گذاری در دارایی‌های سرمایه‌ای تلاشی انجام نداده است؛ بنابراین تعادل مناسب بین نقدینگی و بازده در حفظ سلامت مالی واحد تجاری بسیار مهم است.
باید توجه داشت که بالا بردن سودآوری لزوماً به معنای قوی بودن وضعیت جریان نقدی نیست. ممکن است سود بالا باشد ولی به دلایلی مانند سررسید شدن بدهی‌ها، جایگزینی دارایی‌ها و یا دلایل دیگر، مشکلات نقدینگی وجود داشته باشد؛ زیرا سرمایه در گردش خالص موردنیاز برای افزایش فروش، ممکن است در دارایی‌هایی باشد که برای پرداخت تعهدات جاری، به‌سرعت قبل تبدیل به وجه نقد نباشد. تأثیر فعالیت‌های سودآور بر نقدینگی، از طریق مقایسه جریان نقدی حاصل از عملیات با سود خالص روشن می‌شود. اگر گردش حساب‌های دریافتی و موجودی کالا سریع باشد، جریان نقدی دریافتی از مشتریان را می‌توان به‌منظور تحصیل بازده سرمایه‌گذاری کرد و سود را افزایش داد. (همان منبع،۱۳۷۸)
۳- نسبت‌های اهرمی (توانایی پرداخت بدهی‌ها)
این نسبت‌ها وجوهی را که توسط صاحبان شرکت (سهامداران) تأمین گردیده، با وجوهی را که به‌صورت وام جهت سرمایه‌گذاری از طلبکاران شرکت تأمین‌شده باهم مقایسه کرده و نسبت آن‌ها را اندازه‌گیری می‌کند. این نسبت‌ها از چند نظر قابل‌توجه‌اند:
بستانکاران شرکت توجه خود را معطوف به میزان سرمایه‌ای که توسط سهامداران شرکت تأمین مالی شده است می‌دارند. اگرچه سهم سهامداران کمتر از سهم بستانکاران باشد.
تأمین مالی از طریق اخذ وام باعث می‌شود که صاحبان اصلی با اعمال کنترل بیشتر بر امور شرکت و با سرمایه‌گذاری محدود، سود بیشتری نصیبشان گردد.
درصورتی‌که شرکت عایدی‌اش از مبلغ وام سرمایه‌گذاری شده بیشتر از میزان بهره پرداختنی بابت وام باشد، میزان بازده سرمایه سهامداران زیادتر خواهد شد.
درواقع شرکت‌های با نسبت اهرمی پایین در مواقع رکود اقتصادی ریسک زیان کمتری خواهند داشت و درعین‌حال در زمان رشد اقتصادی هم باید انتظار سود کمتری را داشته باشند. (وستون و بریگام،۱۳۶۲). برخی از نسبت‌های اهرمی عبارت‌اند از:
نسبت بدهی :

این مطلب را هم بخوانید :  جستجوی مقالات فارسی - بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.