بهداشت و درمان روابط زناشویی

0 Comments

    1. غالب مشکلات جنسی چند عامل هستند (کرور جونز ۱۹۹۲، ص ۳۴- هاتن، ۱۹۸۰، ص۵۰).

       

      تکامل مجموعه ای از عوامل، شامل خصیصه های فردی و کیفیت رابطۀ زوجین نقش تعیین کننده دارند. به‌طورکلی عوامل تعیین کننده مشکلات جنسی به دو دسته روان‌شناختی و جسمانی تقسیم می‌شوند. در اینجا با تعدادی از تعیین کننده های روان‌شناختی مشکلات جنسی آشنا می شویم.

       

      الف – جهل جنسی:

       

      فقدان دانش جنسی یا اطلاعات نادرست دربارۀ مسائل جنسی با افزایش آسیب پذیری فرد، زمینۀ پیدایش ناکنش وری جنسی می‌شود (بنگرفت، ۱۹۸۹- ریلبرگل، ۱۹۸۷- مسترز وجانسن، ۱۹۷۰- هاتن، ۱۹۸۵) مردان جوان با تصوری نادرست از قدرت مهار انزال و این باور که هیجان بسیار طولانی تر از آن است که واقعاً هست، نسبت به سرعت رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار نگران و مضطرب می‌شوند، وضعیتی که به ایجاد و استقرار مشکلات نعوظ و انزال کمک می‌کند. فقدان دانش جنسی و اندیشه های نادرست در زنان هم به ترس از آمیزش جنسی منجر می‌شود، مانند این تصور که آمیزش جنسی الزاماً دردناک است، وضعیتی که زمینه ساز دشواریهای واقعی می‌شود.

       

      درگروههای فرهنگی خاص، وجود بعضی باورها می‌تواند به دشواریهایی در سازش جنسی منجر شود. برای مثال اگر زن جایگاه کلیتوریس را نداند و یا اساساً از علت آن بی اطلاع باشد، در مقابل ناکنش وری ارگاسمی آسیب پذیر خواهد بود. جهل جنسی مشابه از سوی مرد نیز، به ناکنش وری جنسی زن دامن می زند. دانش جنسی نسبت به جنس مخالف هم غالباً ضعیف و نادرست است.

       

       

      ب – اضطراب عملی:

       

      اضطراب عملی، نگرانی وسواس شخصی در مورد در کفایت اجرایی عملیات جنسی، یکی از نیرومندترین تعیین کننده های ناکنش وری های جنسی است. تأثیر اضطراب عملی، بیش از دیگر اختلالات جنسی در ناکنش وری نعوظ، انزال زودرس و اختلالات ارگاسمی قابل مشاهده است.

       

      مردی که از ناکنش وری نعوظ رنج می‌برد، درهر نوبت از عملیات جنسی بیش از هر چیز نگران است که آیا قادر به تشکیل نعوظ خواهد بود یا نه؟ و در صورت تشکیل نعوظ آیا می‌تواند آن را به پا نگهدارد تا آمیزش جنسی صورت پذیرد و همسرش را ارضاء نماید. اضطراب این افراد در آستانه ادخال، یعنی دقیقاً زمانی که بیشترین نیاز به نگهداری نعوظ احساس می‌شود، افزایش می یابد. جریان فزایندۀ اضطراب عملی، تجربه ناکنش وری نعوظ را ادامه می‌دهد و موضع شخص را در برابر مشکل تضعیف می‌کند.

       

      پویای اضطراب عملی در مورد زنی که با مشکل تجربۀ ارگاسم مواجه است، فرآیندی مشابه دارد. افکاری چون، اگر زود ارگاسم نشوم، شوهرم خسته می‌شود، از من زده می‌شود، به غرورش برمی‌خورد و …. ذهنش را مشغول و آرامشش را مختل می کند و بدینسان به اضطرابش می افزاید. باوجود چنین افکاری و متقابلاً تقاضاهای فزایندۀ مرد از زن در رسیدن به ارگاسم به‌منظور ارضای نیاز به‌موقعیت‌های اجرایی خود، پدیدۀ بالینی تظاهر به ارگاسم از سوی زن توجیه می‌شود.

       

      بنابراین اضطراب عملی با نگرانی و وسواس و نیاز نابهنجار شخص، نسبت به اجرای موفق عملیات جنسی یا ارضای شریک جنسی بدون در نظر گرفتن لذت و ارضای شخصی مطابقت می‌کند.

       

      ج- مشکلات رابطه‌ای :

       

      کیفیت رابطه‌ای : کیفیت رابطۀ زوجین خاستگاه بسیاری از ناکنش وری های جنسی است (گردوریدلی، ۱۹۹۰-وری، ۱۹۹۲) . مشکلات رابطه‌ای، فراوانترین علل ناکنش وریهای جنسی برآورد شده است (هاتن، ۱۹۸۵، ص ۴۵) . دشواریهای جنسی به سادگی در ضمن یک رابطۀ زناشویی هست و لرزان پدیدار می‌شود. این مشکلات با سلطه گری (جنگ قدرت)، حسادت، تنبیه، ترس، از بی وفایی و تعارض های مداوم درزمینهٔ های دیگر زندگی همبستگی دارد. (هارپین و گمبیل، ۱۹۹۷). متقابلاً مشکل جنسی و رابطه‌ای به رویکرد درمانگری سیستمی نزدیک می شویم و بر اهمیت مفهوم علیت چرخه ای تاکید می کنیم. در تعادل دائم دو عنصر یک سیستم، اعمال یک عضو، علت اعمال عضو دیگر محسوب می‌شود و بالعکس. در سلسله پیوست تعامل زوجین، اسناد مشکل خاصی به یک عضو سیستم، بی معنا و اختصاصی سرزنش، به عضو دیگر، مثبت است. درمانگر در جستجوی الگوهای تعامل زوجین به درمان رابطه همسان و همزمان، با درمان کنش وری جنسی اقدام می‌کند. رابطۀ جنسی به منزلۀ مینیاتور۱ رابطۀ عمومی است. وجود جو دائمی خشم و عصبانیت بین زوجین فرصتهای شیرین و رمانتیک۲ را سلب کرده، مجالــی بـــرای تحریک هـــوس جنســــی وبــــرقراری رابطۀ جنســـی نــمی‌ماند (بشارت،۱۳۷۷).

       

      میزان اعتماد زوجین نسبت به هم نیز تاثیری بر روابط جنسی دارد. هر عاملی که احساس اعتمادبه‌نفس را تضعیف کند، انگیزش جنسی را به تحلیل می‌برد. فزون حمایتگری و وابستگی بین زوجین هم از خصیصه های رابطه‌ای مشکل زا است. در این وضعیت، رابطۀ زوجین بیشتر به رابطۀ «پدر، مادر – فرزندی» یا «پرستار – بیمار» شبیه است و هر نوع ارتباط جنسی به منزلۀ شکستن نوعی کاپو، به حساب می‌آید (بشارت، ۱۳۷۷، ص ۲۸).

       

       

      چنین الگوهایی معمولاً در بیماران روانی و همسرانشان مشاهده می‌شود. برای مثال، کاهش میل جنسی بیمار افسرده با اصرار همسرش، به اجتناب از سکس به‌عنوان حمایت از بیمار، عیناً منعکس می‌شود. فراسوی این واقعیت بالینی و مشکل ارتباطی، در حقیقت هر دو ممکن است نیاز به یک زندگی جنسی بهنجارتر را احساس کنند، اما هیچ یک قادر نیستند در این مورد بحث کنند (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۳۸).

       

      یکی دیگر از مشکلات ارتباطی همین دشواری گفتگو دربارۀ سکس است. زوجین قادر نیستند دربارۀ موضوعات جنسی ارتباط برقرار کنند تا بر سر اهداف و انتظارات شان از یک رابطۀ جنسی به تفاهم برسند. پدیدۀ ازدواجهای بدون زفاف، نمونه ای از این نوع مشکلات است. یکی از مشخصه های تکاملی این زوجها که ردپای آن در مشکل ارتباطی نیز مشاهده می‌شود این است که هم زن و هم مرد در ابراز عواطفشان بازداری شده اند و از ایجاد، یا تجریه هر نوع ناراحتی یا اختلال در وضع کنونی، رابطه جداً پرهیز می‌کنند.

       

      در چارچوب این مشکل خاص از تعامل، زوجین برای دخول تلاش نمی‌کنند و رابطه بدون زفاف ادامه می یابد (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۵۹).

       

      د- مشکلات جسمانی:

       

      نقش عوامل جسمانی مانند بارگی طولانی، دیابت، پیری، آسیبهای عصب شناختی، داروها و … در ایجاد مشکلات جنسی به تحقیق ثابت شده است (بنکرفت، ۱۹۸۹، ص ۵۶).

       

      (کولونی، مسترزوجانسن، ۱۹۷۹) یک علت جسمانی مستقیماً مسئول شکل جنسی است، اما غالباً تأثیر روان‌شناختی وضعیت موجود، مانند احساس بیماری یا ناتوان پنداری، متغیر واسطه ای تعیین کننده است. درعین‌حال تشخیص دقیق و رد علل جسمانی بیش از آنکه یک شکل جنسی رو انزاد تلقی می‌شود در بعضی موارد یک ضرورت است.

       

      ازنظر تاریخی، چندین رویکرد روان‌شناختی بر منظور درمان مشکلات جنسی مطرح هستند که ما در اینجا فقط به تشریح یکی از آن‌ها یعنی رویکرد رفتاری اکتفا می کنیم :

       

      سکس درمانی : رفتاری به منزلۀ درمان منتخب مشکلات جنسی در کلینیکهای معتبر جهان طی دهۀ گذشته کارایی و موفقیت خود را تثبیت کرده است  (گیلان، ۱۹۸۷، ص ۱۹).

       

      اندیشه های نخستین سکس درمان رفتاری را می‌توان در تحقیقات اولیه، در آفریقای جنوبی ردیابی کرد. گر چه کارولپه به‌عنوان مبدع رفتار درمانی جدید بیشتر درزمینهی هراسها و دیگر اختلالات نوروزی بوده است. رفتار درمانی، ناکنش وریهای جنسی نیز گزارش شده است. (ولپه، ۱۹۵۸) تأثیر قطع اضطراب بر مشکلات جنسی را تشخیص داده و کاهش اضطراب را به‌عنوان عضو کلیدی در شیوه درمانی اش برای این دسته از مشکلات به کار برد.

       

      اصل همکاری زوجین در دمان، ضرورت حذف فشار برای اجرای عملیات جنسی و استفاده از فعالیت‌های تدریجی که درنهایت بر آمیزش جنسی ختم می‌شوند، ارکان اصلی رویکرد ولپه بودند.

       

      این سه اصل به منزلۀ سه عنصر اصلی سکس درمانی جدید می‌باشند. ولپه مواردی از ناکنش وری نعوظ و زودانزالی را ذکر می‌کند که این تکنیک ها را با موفقیت برای درمان آن‌ها به کار برده است.

       

      اما در فرهنگ جدید سکس درمانی، عمیقاً اعتقاد بر این است که تکنیکهای سکس درمانی، رفتاری حاصل تلاشهای ویلیام مسترز و ویرجینیا جانسن، (۱۹۷۰) هستند.

       

      عناصر اصلی رویکرد سکس درمانی رفتاری مشترک به این شرح خلاصه می‌شود:

       

      ۱- درمان مشکل به‌عنوان مشکل مشترک زوجین : این تکنیک نگرانی و احساس گناه همسران را کاهش می‌دهد و بر نیاز مشترک زوجین، به بازآموزی چگونگی روابط جنسی تاکید می‌کند.

       

      ۲- کاهش اضطراب : تحریم تلاش برای آمیزش جنسی با مکانیسم حذف فشار اجرای عملیات جنسی، اضطراب را کاهش می‌دهد. آرامش آموزی (آرامش تنش زدایی) به‌عنوان یک تکنیک کمکی به کار می‌رود.

       

      ۳- تعیین تکالیف و ماموریتهای جنسی برای انجام در خانه، شامل ملامسه، نوازشگری و ….

       

      دو مرحلۀ اصلی این تکالیف عبارت‌اند از :درحس گذاری غیرتناسلی و درحس گذاری تناسلی

       

      تماس با اعضای تناسلی و پستانها در مرحله اول ممنوع است و در مرحلۀ دوم آموزش مجاز آموزش شیوۀ درست داد و ستد لذت بین زوجین بدون اضطراب یا فشار تقاضای عملیات جنسی، هدف این تکالیف است. جهت حرکت این تمرینها از تعاملهای کمتر به سوی تعاملهای بیشتر جنسی، تعیین می‌شود.

       

      ۴- آموزش دانش جنسی به زوجین، شامل کالبد شناسی اندام جنسی، فیزیولوژی انجام جنسی، وضعیتهای جماعی و …

       

      ۵- کمک به زوجین به‌منظور توسعه مهارتهای ارتباط جنسی .

       

      ۶- کاربرد تکنیکهای درمانی خاص بر ناکنش وری های جنسی معین.

       

      بندهای یک تا پنج مجموعه تکنیک های عمومی درمان اند و معمولاً در همۀ موارد مشکلات جنسی توصیه می‌شوند. بند ۶ گسترۀ وسیعی از مداخلات درمانی خاص را بر حسب ناکنش وری های جنسی معین پیشنهاد می‌کند. این مرحلۀ اختصاصی درمان، پس از انجام مرحلۀ عمومی در دستور کار قرار می‌گیرد. این مجموعه دو مرحله ای سکس درمانی، یک رویکرد رفتاری است.

       

      زیرا هیچ تلاشی برای تغییر رفتارهای نشانه ای (نشانه های بیماری) بر اساس مفاهیم روان پویشی نمی‌شود و تکالیف رفتاری بخش اعظم مجموعه را تشکیل می دهند.

       

      کاهش اضطراب یک جزء کلیدی این مجموعه است، ممنوعیت تلاش برای آمیزش جنسی تأمین کنند. هدف مذکور است. چنانچه بلافاصله اضطراب عملی در مورد ترس از درد در زن از بین می‌رود، سایر تکنیکهای کاهش اضطراب در صورت ضرورت به کار بسته می‌شوند (مک کاتی، ۱۹۷۷، ۱۹۹۲).

       

      تمرینهای حس گذاری به زوجین کمک می‌کند تا باهمکاری و همراهی یکدیگر شیوه‌های تنش زدایی را بیاموزند و از تماس و تعامل جسمانی، بدون نگرانی از شکست عملیات جنسی لذت ببرد.

       

      در این وضعیت بدون تنش و لذت بخش، اعتماد لازم برای حرکت به سمت تعاملهای صمیمانه تر جنسی در زوجین بوجود می‌آید.

       

      ذکر این نکته شاید مفید باشد که پیشروی از حس گذاری تناسلی و از آنجا به فعالیت‌های اختصاصی تر و آشکارتر جنسی، از بسیار ی جهات به برنامۀ حساسیت زدایی شبیه است.

       

      تن کاوی و خودانگیختگی ممکن است در صورت نیاز به برنامه اضافه شوند، ارتباطهای کلامی و غیر کلامی در موضوعات لذت، احساسات و پاسخهای ترغیب و آموخته می‌شوند.