می كشد دست حمایت شمع مغرور مرا
بادة شوخ من و صهبای* پر زور مرا
گرچه رزق از نكهت گلهاست زنبور مرا
رفتن دل ساخت كوته منزل دور مرا
كاسة در یوزه* از چینی است فغفور* مرا
ابر چون پنهان تواند ساختن نور مرا
( دیوان صائب، ج1، غ 152)

می بینیم كه صائب چگونه در یک غزل ده بیتی به صورتی كاملاً شگفت انگیز از صنایع بدیعی، بهره برده است.گویا شاعر سبك هندی، خود را موظف در به كارگیری از این گونه صنایع می داند و نمی تواند كلامش را بی‌پیرایه و عاری از پیچیدگی به شنونده یا خواننده منتقل كند. ذهن او جویای بیگانگی و غرابت در شعر است، اما گاهی درگیر تكرار نیز می شود كه این تلمیحات نمونه ای بارز از این امر می باشد.
درآمدی برآرایه هاو مضامین مختلف در شعر صائب
صائب همچون دیگر شعرای سبك هندی، برخاسته از میان مردم است . همین با مردم بودن، مضامین متنوع و فراوانی را در دیوان او جا داده است. وی شاعری است كه دو دنیای مختلف را تجربه كرده ؛ یكی زندگی در دربار و دنیای تعامل با امرا و وزرا و دیگری زندگی با عامة مردم و تعامل با ساده ترین قشر جامعه. وی را با ید از جمله شاعرانی دانست كه همّت خود را به سرودن شعر و دشوار گویی معطوف كرده بود. با توجه به این كه در زمان وی شعر مورد قبول، شعری دشوار و دیریاب بود، او نیز همچون دیگر شعرا به تقویت عنصر غرابت و استفاده از صنایع فراوان برای ساختن شعر سبك خود پرداخت.
«لذّت وشادی های شاعر و بدبینی های برخاسته ازدست نیافتن به آرزوها و رنج حاصل از اندیشةبودن ودست نیافتن به آزادی ودنیای آرمانی و مطلوب ،از جمله موضوعات شعر غنایی است وبه تعبیری دیگر می توان آنها را به احساسات مربوط به فرد ،خانواده،انسانیّت ،وطن طبیعت ،خدا ودین محدود کرد.
در شعر فارسی وسیع ترین افق معنوی وعاطفی،افقِ شعر های غنایی است.مطالعه در تطور انواع غنایی در ادب فارسی ،گسترده ترین زمینة بحث است.موضوعاتی که در ادب فارسی حوزةشعر غنایی را تشکیل می دهد تقریباًتمام موضوعات رایج به جز حماسه وشعر تعلیمی،و در یک نگاه اجمالی شعرهای عاشقانه،عرفانی،مذهبی،هجو،
مدح،و وصف طبیعت همگی مصادیقی از شعر غنایی به شمار می روند.نکتة قابل ملاحظه اینست که در ادبیات فارسی مفاهیم مزبور اغلب با یکدیگر به هم آمیخته اند ودر بیشتر قالب های شعری مجموعه ای از این مفاهیم وجود دارند.غزل فارسی که یکی از سرشارترین حوزه های شعراست،مثل اعلایی است که در آن می توان همة انواع شعر غنایی را به خوبی ملاحظه کرد»(رزمجو،1370،ص67).
دیوان صائب مجموعه ای از مضامین غریب است كه برای بیان آنها به استفاده از صنایع خاصی متوسّل شده و زیربنای دیوان خود را با صنایعی چون تمثیل، تشبیه، استعاره، كنایه، تلمیح، تشبیه، و دیگر صنایع پایه ریزی كرده است؛ البته در دیوان وی مضامین تكراری نیز فراوان دیده می شود، اما سعی او بر آن بوده تا با شیوة خاص خود دوباره آن ها را بازسازی و در قالبی نو بیان كند. با مطالعة اشعار صائب و نظر به چگونگی شعرش در می یابیم كه او نیز معتقد بوده كه نباید شعر آنقدر درگیر صنایع لفظی و معنوی گردد كه ارزش واقعی خود را از دست بدهد، بلكه هم لفظ و هم معنا باید در كنار هم و به بهترین شكل ممكن اندیشةشاعر را منتقل كنند، اما با توجه به اوضاع زمان او به صورتی كاملاً ناخواسته، مضامین نو در شعر این شاعر پیچیدگی ایجاد كرده و با آن كه او شاعری متكلف در شعر سرایی نبوده اما همواره پیچیدگی و غرابتی در شعرش دیده می شود.
«از خواص سبک صائب مضمون سازی و باریک اندیشی و نازک کاری است که آن هم درواقع از مشخصات سبک هندی است؛دیگر به کار بردن صنایع و محسنات شعری نظیر ارسال المثل و استعمال مجاز و مراعات النظیر و آوردن امثال سایر در ضمن شعر است»(رضا زاده شفق،1369،ص348).
صائب برای مضامین غریب، از صنایع خاصی استفاده كرده که یكی از آنها تمثیل است. او با بهره گیری از تمثیل ، معانی غیر محسوس را برای خواننده محسوس و درك مضامین را آسان می كند که در بسیاری موارد، می تواند برای فهم شعرش راهگشا باشد. پایة تمام تمثیل های او، تشبیه است. در واقع چون او می خواهد مضمونی ذهنی را عینی سازد از این صنعت برای بیان همانندی دو موضوع استفاده می كند تا مطلب به راحتی در ذهن خواننده روشن شده ،و وجه شبه را به آسانی دریابد. شعرای بزرگ و نامدار ادب فارسی هر كدام برای خود صنعتی دارند كه با آن بهتر می توانند مضامین ذهنی خود را منتقل كنند. برای مثال حافظ از صنعت ایهام و دو پهلویی بودن شعر استفاده كرده یا مولوی از داستان های تمثیلی برای روشن كردن مضامین خود بهره برده است .دیگر شعرا نیز هر كدام شیوة خاص خود را دارند. در این میان باید گفت شیوة خاص صائب نیز استفاده از تمثیل است. وی با تمثیل‏های خود از حقایق عقلی و ناشناخته ای كه به راحتی آشكار نمی شود پرده بر می دارد و كار را برای مردم عامی آسان می كند. و باید گفت یكی از دلایلی كه شعرش در بین عامه رواج داشته همان تمثیل های اوست نه مفاهیم عقلی و پیچیده . حركت و روانی صائب میان دو دنیای مختلف او را با افكار متناقضی روبرو كرده كه این تناقضات را در اشعار وی مشاهده می كنیم.

 

 

 

 

مجوی در سفر بیخودی مقام از من كه در محیط، كمر باز می كند سیلاب
(ج1،غ907،ب3)
قرار نیست به یک جای بیقراران را كه در محیط، سفر ساز می كند سیلاب
(ج1،غ907،ب8)

<
br/>صائب علاوه بر صنعت تمثیل به صنایع دیگری نیز التفات دارد، یكی از این صنایع استعاره است كه از آن به صورتهای مختلفی چون استعاره مصرحه، استعاره مكنیه، اضافة استعاری و… استفاده كرده است.

 

 

 

 

نیست با گفتار لب، كیفیت گفتار چشم خوشترست از لعل گویا، چشم گویایی مرا
(ج1،غ187،ب3)
زان روز كه سرو او در باغ خرامان شد خمیازة آغوش است گلشن ز خیابانها
(ج 1، غ858 ، ب 6)

از جمله صنایع دیگری كه صائب از آن استفاده کرده ، غلو است. وی گاهی برای برانگیختن مخاطب خود مطلبی را چنان كوچك می كند كه شخص را در حیرت فرو می برد و گاهی نیز از كاه چنان كوهی می سازد كه این عمل او خود عاملی برای پایداری مطلب در ذهن خواننده می گردد. وی سعی داشته دیدی متفاوت نسبت به عالم بیرون ارائه دهد. تلاش وی براین بوده تا تحولی در نگرش قبلی شعر ایجاد كند و پیام آور طرز نو باشد. البته از دیگر عواملی كه شاید غلو را جزء شعر صائب كرده می تواند مداحی های وی نیز می باشد. زیرا وی یک شاعر درباری بوده كه می بایست برای تأثیرگذاری كلام خود و ایجاد حس فخر و مباهات در امرا از این صنعت بهره ببرد تا شعرش مورد پسند طبع شاهان مغرور و دیرپسند واقع شود.

 

 

 

 

عقده های مشكل خود را اگر خرمن كنم تنگ گردد راه جولان گردش افلاك را
(ج1،غ106،ب12)
من ملایم كردم از آه آسمانِ سخت را نرم از آتش می توان كردن كمان سخت را 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *