مقاله (پایان نامه) خود شکوفایی در معنا درمانی :روان درمانی در نظریه فرانکل

فرانکل (۱۹۶۹)معتقد است ، خود شکوفایی منوط به تعالی نفس است و بعد معنوی انسان از این طریق قابل حصول می باشد . بدین ترتیب انسان ها از محدوده خویشتن زیستی و روان شناختی خود فرا تر رفته و واجد ارزش های خاصی می شوند و معنای زندگی خویشتن را می یابند. فرانکل می گوید : مراجعان باید برای وجود شان هدفی بیابند و آن را دنبال کنند و نقش درمانگر کمک به آنهاست تا به عالی ترین سطح فعالیت برسند(قنبری هاشم آبادی ،۱۳۸۳٫ ).

اثر بخشی :

اثر بخشی به کاربرد بالینی روش درمانی در فضای درمانی اشاره دارد . در واقع اثر بخشی به این پرسش باهمیت و جدی پاسخ می دهد که آیا روش درمانی مورد استفاده خارج از فضا های  آزمایشگاهی نیز اثر درمانی دارد یانه (قنبری هاشم آبادی ،۱۳۸۳).در پژوهش حاضر منظور از اثر بخشی میزان کارایی روش آموزش معنا درمانی گروهی برای میزان کیفیت زندگی وسبک دلبستگی ناایمن بر روی سالمندان شهر رشت می باشد.

روان درمانی در نظریه فرانکل:

الف : اهداف درمانی

در یک جمع بندی می توان گفت که هدف معنا درمانی توانا ساختن بیماران برای کشف معنای منحصر به فرد خودشان می باشد. معنا درمانی می کوشد تا حدود اختیارات و آزادی های بیمار را ترسیم کند. معنا درمانی رفتاری اختیاری برای غلبه بر خلاء وجودی است و عبارت است از : کمک به مراجعان برای یافتن معنا در زندگی خود. معنا درمانگرها به دنبال جهت دهی مجدد مراجعان برای انجام فعالیت های زندگی هستند. معنا درمانی نوعی آموزش مسئولیت پذیری است که اراده مراجعان را برای ادامه زندگی تقویت می کند. احتمال تعالی خویشتن در مراجعانی که اراده خود را از راه های ارزش آفرینی ، ارزش اندوزی و ارزش های انگیزه ای به دست آورده اند بیشتر است. مراجعان باید از مسئولیت حیاتی خود برای یافتن معنای زندگیشان از طریق هشیارسازی ضمیر ناخود آگاه معنوی خود اقدام کنند.

 پایان نامه : اثربخشی معنا درمانی گروهی بر کیفیت زندگی وتغییرسبک دلبستگی ناایمن

 

اگر چه هشیار سازی ضمیر ناخودآگاه معنوی تنها یک مرحله ناپایدار در فرایند درمان است. هدف از این درمان در ابتداء تبدیل پتانسیل ناهشیار به رفتار هشیار و سپس ایجاد راهی برای از بین بردن عادت ناهشیار است. نقش معنا درمانگرها هم گسترش و وسعت بخشیدن به حوزه های بصری مراجع است تا گستره معنا و  ارزش ها در نظرشان جلوه گر شوند )محمد پور ، ۱۳۸۵٫)شاید مهم ترین وظیفه درمانگر یاری رساندن به مراجعه کننده باشد در کشف دوباره دینداری نهانی که بنا به اعتقاد فرانکل ، درمانگر باید به بیمار اجازه بدهد تا معنای خاص خود را کشف کند به نظر فرانکل نوروز همواره ناشی از فقدان معنا نیست اما فقدان معنا و منظور در زندگی منجر به بروز نوروز اندیشه زاد می شود. در معنی درمانی هدف منحصر به احساس موفقیت و شادمانی فرد در برخورد با مسایل زندگی نیست، بلکه در معنا درمانی به بقای شخص توجه دارد ، لذا دارای ارزش حیاتی است یک درمانگرنمی تواند به بیمار بگوید که معنای زندگی چیست اما می تواند به وی نشان دهد که زندگی با معنا است منتها معنای زندگی از نظر افراد مختلف متفاوت است و برای فرد بخصوصی نیز همواره در حال تغییر است. هدف غایی در معنی درمانی ارتقاء و رشد شخص به ورای آنچه هست می باشد (رحیمیا .۱۳۷۸).از طریق احیای ارزش های خلاق ، در سایه کار خدمت به دیگران یا احیای ارزش های تجربی و احیای ارزش های گرایشی در بیمار ، زندگی برای او با معنا می گردد. در این حالت او برای رسیدن به هدف و منظوری که برگزیده است مدام در تلاش است. این تکاپو به زندگی او نشاط و شادی می بخشد و احساس یأس و بیهودگی را در وی از بین می برد و احساس شایستگی می کند و هستی خود را با معنا می یابد و در راه رسیدن به مقصد باز نمی ماند. برای این منظور لازم است درمانگر توجه مراجع یا بیمار را نسبت به وظایفی که در قبال زندگی دارد جلب کند و احساس مسئولیت وی را در به انجام رساندنآن وظایف بیدار نماید (رحیمیان ، ۱۳۷۷)

 

ب ـ رابطه درمانی :

این وظیفه معنا درمانی است که بیمار را در یافتن معنا در زندگی ، اندیشه های پنهانی وجود و معنای نهفته ی آن یاری کند « رابطه درمانی » در دوران درمانی اگزیستانسیالیستی (هستی درمانی)یک رابطه انتقالی و تکرار گذشته نیست. بلکه یک رو در رویی و یک ارتباط و تجربه تازه است که به فرد فرصت میدهد به افق های جدیدی دست بیابد. در این نوع رابطه بیمار یک موضوع نیست بلکه بشری است که مشکلات و مسایل ملموسی دارد و این مسایل دشواریهای عاطفی و احساسی ویژه را موجب گشته اند (نیلسون[۱]، جونز، ۲۰۰۱، ترجمه بهفر ، ۱۳۸۴ ).نقش معنا درمانگر ، وسعت بخشیدن به میدان دید بیمار است ، تا آنجا که معنا و ارزش ها در میدان دید وحیطه خود آگاه بیمار قرار گیرد. او به بیمار کمک می کند تا برای خود معنای وجودی خود را یافته و ترغیب شود آن را کاملاً محقق سازد. برای انجام این کار روان درمانگر ، آزادی و مسئولیت ، یعنی دو ویژگی بارز انسان را دوباره به بیمار بر می گرداند(فرانکل ، ۱۹۷۵ ؛  ترجمه صالحیان و میلانی ،۱۳۷۰ ). معنا درمانی از نظر شکل به درمان های کوتاهی چون درمان آدلری نزدیک تر است. معنا درمانگران گر چه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول درباره موضوعات فلسفی بحث می کنند. برای اینکه درمانجو را متقاعد سازند که نگرشی آگاهانه تر و مسئولانه تر به خلاء وجودی پیدا کند ، به  شیوه های مختلف او رامواجه می دهند و برایش دلیل و برهان می آورند. نوشته های مربوط به درمان نشان می دهند که فنوندرمانی ، علاوه بر مواجهه دادن و تعبیرها ، به مقدار زیادی به قانع سازی و استدلال نیز متکی هستند (پروچسکا[۲]، ترجمه سید محمدی ، ۱۳۸۱).

در تشخیص خلاء وجودی معنا درمانگرها مراقب هستند تا علائم آشکاری از قبیل جملاتی چون  زندگی ام  بی معنا شده و علائم نهانی چون بی تفاوتی و کسالت را نادیده نگیرند چرا که این ها بر پوچ گرایی درونیمراجعان تاکید دارند (فرانکل ، ۱۹۷۵ ،ترجمه صالحیان و میلانی ، ۱۳۷۰).

[۱] :Jonz.nilson

[۲] : Procheska.J.O.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *