راهبردهای شناختی

Posted on
دانلود پایان نامه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ه آن بازخوردها به نوبه‏ی خود به‏عنوان تقویت‌کننده یــا قدرت دهنده بــه خودکارآمدی عمل می‌کنند. بـالعکس افراد با خودکارآمدی پایین و یا افرادی که در کسب نتایج مورد انتظار تلاش نمی‌کنند، بازخوردهایی که نشــانگر عدم توانمندی در انجام وظایف است، دریافت می‌کنند (عبداللهی،1385(.

ه: استرس و فشــار روانی: خودکارآمدی بر میزان استرس و فشار روانی و افســردگی ناشــی از موقعیت های تهدید‌کننده اثر می گذارد. افراد با کارآمدی بالا در موقعیت های فشــارزا سطح فشار روانی خود را کاهــش می دهند. ولی افــراد دارای خودکارآمدی پایین در کنترل تهدیدهــا، اضطراب بالایی را تجربه می‌کنند و عدم کارآمدی خود را گسترش می دهند، بسیاری از جنبه های محیطی را پرخطر و تهدیدزا می بینند، که این امر می تواند موجب استرس و فشار روانی فرد شود. افرادی که بــاور دارند می توانند تهدیدها و پافشــاری های بالقوه را کنترل کنند، عوامل آشفته ســاز را به ذهن خــود راه نمی دهند و در نتیجه به‏وسیله‏ی آنها آشفته نمی شوند (هاشمیان،1389(.
2-2-1-3-فرایندهای عاطفی
موفقیت و پیروزی هر انسانی در زندگی، کسب و کار، دوست‌یابی یا هر اقدام دیگر، حاصل تصور و نگرش مثبت شخصی از خویشتن است. این نگرش مثبت است که فرد را به سوی موفقیت می‌کشاند و برعکس نگرش منفی از خود و دیگران باعث می شود که ذهن انسان به جای استفاده از فرصت ها، صرف فکر کردن به مشکلات شود که در دراز مدت می تواند اثرات سوء دیگری در رفتار و خلق‏ و خو با دیگران داشته باشد. تجربه های ناشی ازموفقیت و یا شکست کارکنان در طول سال های خدمت، تصورات آنان را در رابطه با توانایی هایشان نسبت به انجام وظایف شغلی تحت تأثیرقرار می دهد. اگر کارمند معتقد باشد که قبلا وظیفه‏ی مشابهی را با موفقیت انجام داده است، احتمالا با وظایف و فعالیت های بعدی، بیشتر با نگاه مثبت برخورد خواهد کرد و اگر با شکســت مواجه شده باشد، به تکالیف بعدی با نوعی نگاه منفی روبه ‏رو خواهد شد. بندورا(2000) معتقد است که حل این مسأله یا موفقیت در انجام یک وظیفه‏ی خاص، تجربه‏ی هیجانی را ایجاد می‌کند که موجب تمایل وگرایش به درگیر شدن برای رسیدن به حد تسلط در مسائل آینده در افراد می شود و احساس کارآمدی آنان را افزایش می دهد (عبداللهی،1385(.
2-2-1-4- فرایندهای انتخابی
افــرادی که حس خودکارآمدی قوی دارند، مجدداً موقعیت هایی را انتخاب می‌کنند که در آنها موفق شــوند. همچنین این اشخاص در اجرای کارها وکســب نتایج مطلوب فعال تر هستند. برعکس، افرادی که احســاس اثربخشــی نمی‌کنند، به تماشــاچیانی غیرفعال تبدیل می شــوند که دنیا را علیه خود می دانند و نسبت به کنترل وقایعی که در زندگی آنها رخ می دهد احســاس ضعف دارند (بندورا،2001). به نظر بندورا (1999) فرآیندهــای انتخابی بــه توانایی افراد در ایجــاد محیط مطلوب و ســودمند و کنترل نســبی برآنچه در زندگی روزمــره با آن مواجه می شوند، اشــاره دارد. افراد تا حدی در شکل‏دهی محیط خود نقش دارند، بنابراین باورهای خودکارآمدی از طریق تأثیر بر انواع فعالیت ها و محیط هایی که افراد انتخاب می‌کنند، می تواند زندگی آنها را شکل دهد. افراد از طریق انتخاب هایی که انجام می دهند، قابلیت ها، علائق و ارتباطات اجتماعی را که تعیین‌کننده‏ی جریان زندگی آنان اســت را پرورش می دهند. هــر عاملی که بر رفتار انتخابــی تأثیر می گذارد، می تواند عمیقا در جهت رشد فردی نقش داشته باشد (غالمی رنانی، 1384).
2-2-2- ظرفیت ها و قابلیت های مؤثر در خودکارآمدی
بندورا (2000) معتقد اســت که انســان برای کســب اطلاعات، تصمیم گیری، حل مشکلات، مدیریت محیط و تمامی فرآیندهایی که خودکارآمدی فردی را تعیین می کند، به قابلیت های مهمی نیاز دارد. که شامل قابلیت دوراندیشی، قابلیت جایگزینی، قابلیت رمزگذاری، قابلیت خودســامانی، و قابلیت خوداندیشی هستند. به زعم بندورا، افراد به‏ وسیله‏ی این قابلیت ها در رفتارهای خود، بیش از پیش، فعال خواهند شد و قادر می شوند تا عملکردهای فردی خود را بهبود ببخشند. این ظرفیت ها در کنترل اتفاقاتی که بر زندگی تأثیر می گذارد، تأثیر زیادی دارند (شاوران،1390(.
این قابلیت ها برای ایجاد، تنظیم و نگهداری رفتاری خاص از سوی افراد به‏کارگرفته می شود. و به عنوان مفاهیم شناختی در تعیین سرنوشــت افراد نقش مهمی ایفا می‌کنند (شماعی زاده،1384 .(در این بخش بــه توضیح مختصری در مورد ایــن مفاهیم پرداخته می شود.
2-2-2-1- قابلیت رمزگذاری
قابلیت رمزگذاری به افراد اجــازه می دهد که به‏طور موفقیت آمیز نسبت به محیط خاصی که در آن قرار دارند واکنش نشان داده، آن را تغییردهند و یا با آن سازگار شوند. با بهره گرفتن از رمزها، اطلاعات مربوط به تجربه های مشاهده شده با مدل های شناختی درونی پردازش شده و فوراً جایگزین اطلاعات قبلی می شود و از آن برای هدایت رفتارهای بعدی استفاده می شود (شماعی زاده، 1384).
2-2-2-2- قابلیت دوراندیشی
افراد از طریق قابلیت دوراندیشــی، هدف‏گذاری کرده و برای خود یک نقشه‏ی عملیاتی طرح می کنند. شاوران (1390) از بندورا (2001) نقل می کند که رفتارهای انسان واکنشــی نبوده و از قبل رمزگذاری شده اند، ولی تحت تأثیر شــرایط فردی و محیط پیرامون او هستند. این امر مستلزم آن است که شخص قبل از تجربه‏ی یک پدیده و مشاهده‏ی پیامد متعاقب آن، جهت گیری خود را سازماندهی کنند. قابلیت های دوراندیشی به‏صورت الگوبرداری نیز ذخیره می شــوند. بنابراین فرد می تواند نتایج کارها را بدون اینکه آنها را تجربه کرده باشد، پیش بینی کند.
2-2-2-3- قابلیت جایگزینی و الگوبرداری
به نظر پترسون (2008 ) عامل اصلی این قابلیت، مدل ســازی و مشاهده است. مدل سازی و مشــاهده از طریق نشــانه های عاطفی موجب القــای رفتارهای جدید، تســهیل رفتارهای موجود و تغییر انگیزش می شود. مطابق دیــدگاه شــناختی-اجتماعی، همه‏ی اشــکال یادگیری می توانند به‏طور جانشــینی و با مشاهده‏ی رفتار دیگران و پیامدهای حاصــل از رفتار آنان اتفاق بیفتد. در واقــع می توان گفت افراد تنها از تجارب مستقیم خودشــان یاد نمی گیرند، بلکه با مشاهده‏ی رفتار دیگــران نیز این یادگیری رخ می دهد. ایــن قابلیت که تحت عنوان یادگیری جانشینی نامیده می شــود، یادگیری رفتارهای تازه را بدون تجربه فرآیند ســعی و خطا، عملی می کند. این باعث می شود که در بسیاری از موفقیت ها احتمال بروز ریسک‌های زیانبار و یا اشتباهات مهلک و خطرناک بســیار کاهش یابد. این مشــاهدات از سوی افراد به‏طــور رمزی کدگذاری شــده و برای هدایت اعمــال بعدی مورد اســتفاده قرار می گیرد. یادگیری مشــاهده ای به‏وسیله‏ی فرآیندهای توجــه، نگهداری، تولید و تحریک هدایت می شــود. بندورا(2001) معتقد است یادگیری به‏وســیله‏ی مدل ها می تواند اشکال گوناگونی داشته باشد که شامل الگوهای رفتاری جدید، استانداردهای تصادفی، شایستگی های شناختی و قوانین مبتکرانه برای خلق اشکال رفتاری جدید است (نقل از شماعی زاده، 1384(.
2-2-2-4- قابلیت خودتنظیمی
خودتنظیمــی در نظر زیمرمن(1999) عبارت اســت از برنامه ریزی بر مبنای مشــاهده‏ی خویشتن که به‏طور مداوم رفتار را برای دستیابی به اهداف مورد نظر، پایش می‌کند. یادگیرنده خودتنظیم، بدون نیاز به نظارت، شخصا برای یادگیری تلاش کرده، به آن جهت بخشیده و یادگیری خود را پایش و ارزشــیابی می‌کند. افراد خودتنظیم اهداف شــخصی برای خود در نظر می گیرند و برای دســتیبابی به آنها راهبردهایی را بــه‏کار می برند (زمانی امیر، 1385).
خودتنظیمی افراد را قادر می ســازد تا بر افکار، احساسات، انگیزش و رفتار خود کنترل داشته باشــند. بندورا (1991) از وجود فرآیندهای خودتنظیمی مرکزی که رفتــار و تجربه را میانجیگری می‌کند، دفاع می‌کند. او پیشنهاد می دهد که بسیاری از رفتار انسانی با آینده نگری تنظیم شــده، به مردم اجازه می دهد که به شیوه‏ی فعال عمل کنند و در هدف گذاری شرکت کنند و انگیزه را به چالش بکشند.
2-2-2-5- قابلیت خودانعکاسی (خوداندیشی)

افراد اندیشــه ها و رفتارها را با اســتانداردهای از قبل تعیین‏شده مقایســه می‌کنند و براساس این مقایســه، ادراک خودشان درباره‏ی توانایی انجام وظایف را بهبود می بخشند (شــاوران، 1390). پاچارز(2000) نیز معتقد است که افراد از طریق این قابلیت در مورد تجربه هایشــان احساســی ایجاد می‌کنند، باورهای شــناختی خود را کشــف می‌کنند و در ارزیابی خود و تغییر افکار و متعاقب آن رفتارشــان درگیر می شوند.
2ـ3ـ راهبردهای یادگیری
منظور از راهبرد یک برنامه یا نقشه کلی است که که از مجموعه عملیات تشکیل می شود و برای رسیدن به یک هدف خاص به اجرا در می آید. راهبردهای یادگیری، دلالت بر روش هایی دارند که فراگیران برای یادگیری استفاده می کنند و ثابت شده است که روش های موثری برای افزایش یادگیری فراگیران هستند. راهبردهای یادگیری دامنه گسترده ای دارند و از تکنیک های بهبود حافظه گرفته تا راهبردهای امتحان دادن و مطالعه کردن را در بر می گیرند (نیاز آذری، 1382).
راهبردهای یادگیری حرکتی هدف‌مند و ارادی هستند که شخص در تلاش برای افزایش پیامد یاد یار مطلوب خود به کار می‌برد یا هر فعالیتی که فراگیران آن را در زمان یادگیری به کار می‌گیرند تا به وسیله آن میزان یادگیری خود را افزایش دهند (سیف،1390).
همچنین کارداش و املوند (2003)، به نقل از وار و داوینگ (2000) راهبردهای یادگیری را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «فعالیت‌های پیدا و پنهان پردازش اطلاعات که در هنگام رمزگردانی برای تسهیل در اکتساب و اندوزش اطلاعات جدید و نیز بازیابی صحیح اطلاعاتی که قبلاً یادگرفته شده است به کار گرفته می‌شود».
در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرایند دریافت محرک‌های محیطی به وسیله گیرنده‌های حسی، گذر این محرک‌ها از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت، به رمز درآمدن و معنی دار شدن، و نهایتاً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که به این منظور توسط روان‌شناسان کشف و ابداع شده‌اند، با نام مهارت‌های یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنی‌تر راهبردهای شناختی و فراشناختی نام گذاری شده‌اند (سیف 1390).
به گفته سیف (1390)، اسلاوین(2006) راهبردهای یادگیری را به راهبردهای شناختی و فراشناختی تقسیم می‌کند و معتقد است که راهبردهای شناختی برای تسهیل یادگیری و تکمیل تکالیف به کار می‌رود در حالی که راهبردهای فراشناختی به منظور بازبینی این پیشرفت مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر راهبردهای شناختی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف شناختی استفاده می‌شوند و راهبردهای فراشناختی جهت نظارت بر این فرایندها به کار گرفته می‌شوند.
شکل2-1 طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری را نشان می دهد.
شکل 2-1- طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری
همانطور که در شکل 2-1 آمده است راهبردها، عملیاتی هستند فراتر از فرایندهایی که نتیجه طبیعی انجام فعالیتی می‌باشند. بنابراین ورق زدن صفحات و یا نگاه کردن به یک متن به عنوان یک راهبرد مطالعه، شرایط لازم را ندارند. اکثر راهبردهای مختص به هدف، مربوط به حیطه خاصی است. برای مثال راهبردهای حفظ کردن، شامل تکرار مطالبی است که یاد گرفته می‌شوند، گروه بندی مطالب قابل سازمان‌دهی به خوشه‌هایی که به علت روابط معنایی با هم تناسب دارند و ایجاد رابطه بین عناصر جداگانه و در نتیجه افزایش قابلیت یادگرفتن آنها می‌باشد. راهبردهای درک مطلب عبارتند از: یادداشت‌برداری، خلاصه کردن، خط کشیدن زیر مطالب و جواب دادن به سؤالات مربوط به متن. همچنین تعدادی از راهبرهای مختص به هدف برای ایجاد راه‌حل های مسائل وجود دارد. برای مثال، هنگامی که اطلاعات فرد در مورد حیطه‌هایی کم است، استدلال از طریق تشابه آن حیطه‌ با حیطه‌های دیگری که برایش شناخته شده است مفید می‌باشد. به طور خلاصه راهبردهای مختص به هدف زیادی وجود دارد که استفاده‌کنندگان راهبردها می‌توانند برای انواع مختلف حیطه‌های محتوایی از فعالیت های شناختی مدرسه گرفته مانند حل مسئله ریاضی تا مسلط شدن بر فعالیت های فیزیکی مانند مهارت ها و توالی های حرکتی پیچیده اعمال کنند.
2-3- 1- راهبردهای شناختی
راهبردهای شناختی اقداماتی هستند که ما به آنها کمک آنها اطلاعات تازه را برای پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلا آموخته شده و ذخیره سازی آنها در حافظه دراز مدت آماده می کنیم (سیف، 1390).
پروکاپ (2009) راهبردهای شناختی را به عنوان روشی که در آن اطلاعات زبانی پردازش می شود، تعریف کرده است. که این راهبردها باعث تقویت فرایند تفکر می شود و برای دست یابی به اهداف شناختی مانند درک کردن و حفظ کردن اطلاعات کمک کننده است. و همچنین به کد گذاری و بازیابی اطلاعات نیز کمک می کند(نقل از هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، 1393).
راهبردهای شناختی را از مناظر مختلف مورد توجه قرارداده‌اند پارک (1995) به دو طبقه از راهبردهای شناختی اشاره کرد.
1ـ راهبردهایی که اثربخشی نیرومندی دارند. 2ـ راهبردایی که اثربخشی ضعیفی دارند. راهبردهایی که اثربخشی آنها بالاست، خلاصه‌سازیها، یادداشت‌برداری ها، روش کلمه کلید، سرنخ ها، روش مکان ها و سازمان‌دهنده‌های پیشرفته را در برمی‌گیرند. راهبردهایی که اثربخشی پایین دارند، راهبردهای خط کشیدن و نقشه‌های مفهومی را در برمی‌گیرند.
واله و همکاران(2009) راهبردهای شناختی که برای پردازش اطلاعات مورد استفاده واقع می‌شوند را در سه دسته خلاصه می‌کنند: 1ـ تکرار یا مرور ویژه تکالیف ساده و پیچیده 2ـ بسط ویژه تکالیف ساده و پیچیده 3ـ سازمان‌دهی ویژه تکالیف ساده و پیچیده. این سه راهبرد در یادگیری اطلاعات جدید و راهبرد بسط به منظور برقراری ارتباط بیرونی بین اطلاعات جدید با دانش قبلی به صورتی که مطالب جدید جذب دانش پیشین در حافظه بلندمدت گردند، مورد استفاده واقع می‌شوند .
2-3-1-1- راهبرد‌های تکرار یا مرور
راهبردهای تکرار و مرور، شامل تکرار ذهنی، لفظی یا نوشتاری اطلاعات، با هدف نگهداری آن ها در حافظه است. راهبردهای تکرار و مرور برای تکالیف ساده، خواندن یک مطلب با صدای بلند یا آهسته، دوباره خواندن یک مطلب، تکرار نکات اساسی با صدای بلند یا آهسته را دربر می‌گیرد. راهبردهای تکرار و مرور در مورد مطالب پیچیده شامل انتخاب کردن بخش های مختلف متن از طریق خط کشیدن در زیر آنها، خلاصه‌برداری و یادداشت‌برداری را در برمی‌گیرد (سیف، 1390).
کیلن (2000) راهبردهای تکرار و مرور را راهبرد تکرار نگهداری نامیده است. وی بیان می‌کند زمانی که فراگیران، اطلاعات را جهت فعال نگهداشتن در حافظه فعالشان تکرار می‌کنند، از این نوع راهبرد استفاده می‌کنند. یک نمونه از این راهبرد وقتی است که شخص به شماره تلفن نگاه می‌کند و سپس تا زمان شماره‌گیری آن را تکرار می‌کند. معلمان گاهی اوقات از این نوع تکرار برای یادگیری طوطی‌وار و اطلاعات غیر معنی‌دار استفاده می‌کنند ولی استفاده از آن به مقدار زیاد و برای هدف های سطح بالای یادگیری و نیز مطالب معنی‌دار بسیار نابجا است.
بهترین روش تکرار یا مرور مطالب این است که ابتدا مطالب را با ویژگی‌های مشترک بین مواد دسته‌بندی نماییم و مجموعه‌های متفاوتی از ماده‌های همگون بسازیم و آنگاه به تکرار آنها اقدام نمائیم. به این ترتیب اگر در زمان یادآوری، یادگیرنده به هر طبقه یا دسته همگون از اطلاعات حفظ شده نام یا عنوانی بدهد احتمال یادآوری عناصر یا اجزای آن طبقه به مقدار بسیار زیاد افزایش می‌یابد (سیف، 1391).
گلاور و برونینگ (1990) دو نوع راهبرد تکرار را از هم متمایز ساخته‌اند: الف) تکرار نگهداری، که اشاره به استفاده مجدد اطلاعات به منظور فعال نگهداشتن آن در حافظه کوتاه مدت دارد. ب) تکرار تفسیری، تکراری است که از طریق آن اطلاعاتی که باید حفظ شوند، با اطلاعات دیگر پیوند می‌خورند. تکرار

  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره یادگیری مشارکتی

دیدگاهتان را بنویسید