رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

و ملکان، 1379).
به نظر دیوید جانسون و راجر جانسون در محیط های رقابتی ممکن است که تنها یک یا چند نفر سود ببرند چون نوعی وابستگی درونی منفی در بین دانش آموزان برای رسیدن به هدف به وجود می آید. دانش آموزانی که بر اساس این رویکرد آموزش می بینند فکر می کنند در صورتی می توانند به اهداف خود برسند که سایر دانش آموزان در رسیدن به هدف هایشان شکست بخورند. در نتیجه دانش آموزان یا سخت کار می کنند که بهتر از همکلاسی های خود باشند و یا اینکه بی تفاوت و ناامید می شوند و برای رسیدن به هدف تلاش نمی کنند چون شانسی برای برنده شدن خود نمی بینند(جانسون و جانسون، 2001).
به عبارت دیگر در یک محیط رقابتی اساس بحث این است که برندگان و بازندگانی وجود خواهند داشت، در این مجموعه ، دانش آموزان کار و تلاش می کنند بر علیه یکدیگر، برای دست یابی به اهدافی که فقط تعداد محدودی می توانند به آن دست یابند. دانش آموزان در این محیط ها تنها در صورتی موفق می شوند که دیگران شکست بخورند(والکر، 2004).
گاردنر(1982) در کتابی تحت عنوان “کمال” خاطر نشان می کند که رقابت موجب بلند پروازی دانش آموزان در آرزوها و حرکت به سوی جاه طلبی می شود، ولی به اظطراب و ناامیدی نیز می انجامد. او اضافه می کند وقتی رقابت از حد بگذرد افراد قدرتمند و توانا، کامیاب می شوند، ولی کم توان ها احساس شکست و ناتوانی می کنند. آگاهی از این واقعیت به انتقادهایی از این مدارس دولتی که به شیوه سنتی اداره می شوند منجر شده است. به نظر گاردنر در مدارس عمومی سنتی رقابت به عنوان نیروی محرک اصلی به کار می رود. وی معتقد است که اگر رقابت در مدارس از حد لازم فراتر رود، دانش آموزان ممکن است یادگیری را همچون وسیله ای برای رسیدن به هدف، هدفی که می توان آن را ” از دیگران بهتر شدن” تعبیر کرد، به حساب آورند. آن ها ممکن است بیشتر به نگهداری موقعیت نسبی خود در کلاس درس علاقه مند باشند، تا عملکرد واقعی خود. تنها تعداد انگشت شماری از دانش آموزان می توانند موفقیت را تجربه کنند و تمایل به امنیت به جای انتخاب های رشد افزایش خواهد یافت(گاردنر،1982، به نقل از بیلر، ترجمه کدیور، 1378).
در محیط رقابتی، دانش آموزان به جای آنکه همکلاسی های خود را یار و حامی خود بدانند، مانع و سد راه می دانند. بدیهی است که کلاس رقابتی برای دانش آموزانی که معمولا و یا غالب اوقات ” بازنده “اند بسیار سخت است. بسیاری از دانش آموزان به کلاس می آیند تا خودشان را بازنده ببینند و در بازی آموزشی شرکت نمی کنند. بعضی از این دانش آموزان حس اعتماد به نفس خود را در فعالیت های هنری و ورزشی به دست می آورند. آنچه شاید کمتر بدیهی به نظر برسد، این است که در رقابت برنده ها نیز آسیب می بینند. دانش آموزانی که برای کاری پاداش می گیرند اغلب نگران این مسئله هستند که آیا می توانند همچنان در میان دیگران بدرخشند. آنان از شکست و همچنین از دست دادن محبوبیت و امتیازاتی ، که فکر می کنند حاصل این برد است ، می ترسند. رقابت بر روی دانش آموزان متوسط نیز تأثیر منفی دارد . آنان برای جلب توجه، کارهای خلاف نمی کنند، ولی معمولا مهارت های اجتماعی خوبی دارند. با دیگران به خوبی کنار می آیند و در خارج از مدرسه نیز در زندگی کاملا موفقند؛ محیط رقابتی به چنین افرادی اجازه درخشیدن نمی دهد. و خلاقیت این افراد در این گونه محیط ها اصلا شکوفا نخواهد شد. البته ذکر این نکته لازم است که رقابت، همیشه بد نیست. در حقیقت رقابت ممکن است لذت بخش باشد به شرط اینکه چند نکته رعایت شود:
دانش آموزانی را در رقابت با هم قرار دهیم که توانایی یکسانی داشته باشند.
تعداد برنده ها تا حد امکان زیاد باشد.
به دانش آموزان این اطمینان داده شود که این رقابت، مثل امتحان نهایی شرایط مرگ و زندگی نیست.

از رقابت برای ایجاد لذت، تغییر دادن سرعت کار و یا مرور درس ها استفاده شود(والکر، 2004).
به طور کلی، معلمان به خوبی از جنبه های منفی رقابت آگاهند و بیشتر آن ها سعی دارند این جنبه ها را در کلاس هایشان به حداقل برسانند. یکی از روش های متداول برای این کار استفاده از یادگیری انفرادی است.
ب) یادگیری انفرادی
در محیط انفرادی دانش آموزان، نگران این نیستند که ممکن است دیگران باعث شوند تا او بد جلوه کند. آن ها به تنهایی و با سرعت خود کار می کنند. اگر بخواهند با خودشان رقابت می کنند که ببینند چه مقدار می توانند پیش بروند، تعامل آنان با دانش آموزان دیگر تنها در وقت های غیر کلاسی، مثلا هنگام زنگ تفریح، وقت ناهار یا در زمین ورزش است. شعار کلاس انفرادی ممکن است چنین باشد:”ما همه در این کار تنها هستیم” دانش آموزان از همکلاسی های خود توقع کمک و حمایت ندارند؛ معلم مرجع اصلی آن ها است و این نقص اصلی یادگیری انفرادی است، زیرا یادگیری اساسا یک فعالیت اجتماعی است(الیس و والن، ترجمه رستگار و ملکان، 1379). در محیط انفرادی هر فردی به تنهایی تلاش می کند تا به هدف های خود برسد و موفقیت همکلاسان خود را مانع موفقیت خود نمی داند. هدف هر دانش آموز مستقل از هدف سایرین است و در نتیجه موفقیت فردی ارزشمند تلقی می شود(جانسون و جانسون، 2001).
مادن و اسلاوین (1983) در مطالعاتی به معلمان و شاگردانشان فنون یاددهی گروهی را پیشنهاد و آموزش دادند، از این فنون برای جایگزین کردن، به جای رویکرد های انفرادی و رقابت جویانه در یادگیری که بیشتر در کلاس ها متداولند و همیشه دانش آموزان معلول از همین بابت زیان می بینند استفاده شد. در محیط تعاونی دانش آموزانی که وارد جریان عادی آموزش شده بودند، موفقیت تحصیلی بیشتری داشتند و بیشتر مورد پذیرش اجتماعی قرار می گرفتند. به طور کلی در محیط های گروهی و مبتنی بر مشارکت و همکاری نتایج مثبت بیشتری به دست آمده است(گیج و برلاینر، 1984، ترجمه لطف آبادی، 1378).
ج- یادگیری مشارکتی
در کلاس همیاری، دانش آموزان به جای اینکه معلم را مرجع اصلی بدانند، به همکلاسی های خود به عنوان مراجع مهم و با ارزش دانش نگاه می کنند(الیس و والن، ترجمه رستگار و ملکان، 1379). این روش مخالف روش رقابت فردی است و در آن یادگیرندگان در گروه های کوچک با هم و به کمک هم به یادگیری می پردازند. شعار کلاس همیاری این است: “یا همه با هم شنا می کنیم و نجات می یابیم یا با هم غرق می شویم”(ارمرد، 1995، به نقل از سیف، 1380، ص 516). از نظر والکر (2004) اصل اساسی در این نوع محیط یادگیری این است که ما با هم هستیم و یکدیگر را برای موفقیت یاری می کنیم(والکر، 2004).
در ساختار یادگیری مشارکتی یا یادگیری توام با همکاری معمولا دانش آموزان برای پاداش گروهی در یک گروه کوچک با هم کار می کنند. این بدان معنی است که برای به دست آوردن پاداش اعضایی که توانایی بالایی دارند با اعضایی که توانایی آن ها پایین است با یکدیگر کار می کنند. چنین ساختاری، دانش آموزان با توانایی بالا را قادر می سازد که به دانش آموزان با توانایی پایین تر کمک کنند و این عمل آن ها تشویق می شود. در همین حال، این ساختار یا محیط، پیامد های منفی برای دانش آموزان با توانایی بالا را مرتفع می سازد. آن ها می توانند بیشترین تلاش را انجام دهند و همان طور که در بعضی از مدارس اتفاق می افتد ضرورتی ندارد آن ها استعدادشان را مخفی نگه دارند. به نظر می رسد که یک عامل کلیدی در موفقیت ساختار های کلاس توأم با همکاری این باشد که همکاری واقعی تنها راهی است که به پاداش منتهی می شود(اسلاوین، 1983، به نقل از گیج و برلاینر، 1984، ترجمه لطف آبادی، 1378).
در این نوع ساختار کلاسی، اثرات عدم موفقیت تخفیف می یابد و می تواند تا حدودی بیرونی تلقی شود(ما همگی بد انجام دادیم) ودر مقابل، دانش آموزان با توانایی پایین نیز می توانند در حکم بخشی از گروه همکاری کننده موفق تلقی شوند(ما انجام دادیم). در واقع در چنین ساختاری، دانش آموزان ممکن است یاد بگیرند که کمک کردن به موفقیت دیگران به همان نسبت لذت بخش است که تلاش و پیشی گرفتن از آنان(هام و آدامز، 2004).
مطالعات و تحقیقات نیز نشان می دهند که محیط یادگیری مبتنی بر تعاون و همکاری نسبت به محیط های مبتنی بر رقابت مفید و مؤثرتر است. برای مثال گوگال در تحقیق خود تحت عنوان تأثیر یادگیری مشارکتی بر تقویت تفکر انتقادی، یادگیری مشارکتی را در مقابل یادگیری انفرادی قرار می دهد و بر این باور است که در یادگیری مشارکتی دانش آموزان برای رسیدن به هدف علمی مشترک تلاش می کنند؛ در حالی که در یادگیری انفرادی دانش آموزان برای رسیدن به هدف های علمی متناسب با توانایی و سرعت عمل خود کار می کنند(گوگال، 1995، به نقل از کرامتی، 1386).
برتری های رویکرد یادگیری مشارکتی بر رویکردهای رقابتی و انفرادی
در رویکرد مشارکتی دانش آموزان هم از یکدیگر و هم از معلم یاد می گیرند، ارتباط محکم تری بین دانش آموزان ایجاد می شود و مهارت گوش دادن و تمرکز کردن روی مطالب تقویت می شود(گاردنر و جولر، 2000).
مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری مشارکتی موجب افزایش یادگیری می شود. تحقیقات اخیر جانسون و همکاران نشان داد نمره دانش آموزانی که از طریق یادگیری مشارکتی یاد می گیرند هفتاد درصد بیشتر از دانش آموزانی است که در موقعیت های رقابتی به یادگیری می پردازند(جویس و همکاران، ترجمه بهرنگی، 1380). همچنین دانش آموزانی که در کلاس های درسی سنتی تمایل به صحبت کردن ندارند وقتی در گروه های کوچک قرار می گیرند راحت تر صحبت می کنند و این امر در رشد مهارت های ارتباطی و اخلاق آن ها مؤثر است(گاردنر و جولر، 2000).
دو فکر بهتر از یکی است؛ بر این اساس یادگیری مشارکتی می تواند نظر گاه های بهتر و بیشتر، چشم اندازهای تازه تر و راه حل های پخته تر یعنی سیالی، انعطاف پذیری، اصالت و بسط را در فرد تقویت می کنند (گاردنر و جولر، 2000).
یادگیری مشارکتی در مقایسه با یادگیری انفرادی و رقابتی معلومات بیشتر و عمیق تری را در اختیار دانش آموزان قرار می دهد. ضمن اینکه دانش آموزان از یادگیری مطالب درسی لذت بیشتری می برند، در برابر مسائل واکنش بهتری نشان می دهند، برخوردهای اجتماعی آن ها اصلاح و بهبود می شود، نگرش مثبتی نسبت به مدرسه و تحصیل پیدا می کند و با ذهنی خلاق تر و پویاتر به مشارکت در امور و تحصیل می پردازند (جاکوبز و همکاران، 2002).
تعامل با یکدیگر در مقایسه با روش مطالعه جدا از دیگران، به افزایش شناخت ناشی از ترکیبات بیشتر ذهنی و خلق فعالیت های عقلی بیشتر منجر شده که آن خود سبب افزایش یادگیری می شود(جویس و همکاران، ترجمه بهرنگی، 1380).
ایجاد محیطی فعال، همراه با یادگیری اکتشافی(اسلاوین، 1990).
رویکرد یادگیری مشارکتی در مقایسه با رویکرد رقابتی و انفرادی کمتر وضعیت برد و باخت را در کلاس به وجود می آورد و دانش آموزان را به جای هدف های فردی، به هدف های مشترک گروهی رهنمون می سازد (جانسون و جانسون، 1992).
تأثیر مثبت بر پیشرفت تحصیلی(اسلاوین، 1991).
در رویکرد یادگیری مشارکتی، گروهی موفق هستند که پیشرفت اعضاء آن قابل ملاحظه باشد نه گروهی که میانگین نمراتش بالاترین باشد. دانش آموزان ضعیف که در مدت یک هفته پیشرفت شان از 50 درصد به 60 درصد رسیده است به اندازه دانش آموزان قوی تر که پیشرفت شان از 85 درصد به 95 درصد افزایش یافته، در موفقیت گروه نقش دارند و هر دو دانش آموز عضو ارزشمند گروه محسوب می شوند. رویکرد مشارکتی سعی می کند رقابت فرد با خود را مورد توجه قرار دهد و از این جهت کمی با رویکرد انفرادی هم پوشی پیدا می کند(کرامتی، 1384).
پس چنانچه رویکرد مشارکتی به خوبی سازماندهی و اجرا شود و امکانات لازم را در اختیار داشته باشد علاوه بر اینکه هدف های رویکرد انفرادی و رقابتی و یادگیری در حد تسلط را پوشش می دهد فواید دیگر که اکثر صاحب نظران در خصوص رویکرد مشارکتی ذکر می کنند از جمله پیشرفت تحصیلی و ایجاد ذهنی خلاق را در دانش آموزان ایجاد خواهد نمود.

 

  پایان نامه روانشناسی در مورد :سازمان بهداشت جهانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبانی نظری یادگیری مشارکتی
مهمترین مشخصه انسان در مقایسه با سایر حیوانات قدرت فکری اوست؛ انسان با بهره گیری از چنین قدرتی است که برای رسیدن به هدف های خود از همکاری و مشارکت همنوعانش استفاده می کند. سابقه این همکاری به گذشته های دور بر می گردد و با پیشرفت جوامع ضرورت آن بیشتر می شود(وان و بنت، 1995، به نقل از کرامتی، 1384).
بر همین اساس در دهه اخیر رویکرد یادگیری مشارکتی جایگاه ویژه ای در مطالعات تربیتی پیدا کرده است. البته یادگیری مشارکتی یک فکر قدیمی است که در دهه های اخیر به شکل تازه تری مطرح شده و به همین دلیل از نظر بسیاری از معلمان یک فکر تازه است. جان دیوئی معلمان را تشویق می کرد که برای برسی و حل مسأله دانش آموزان را به گروه هایی تقسیم کنند. در دهه 1960 میلادی هم، دیگران مانند دیوئی کار خود را با تحقیق و ترویج الگوهای یادگیری مشارکتی شروع کردند و این الگوها را به عنوان راهبرد هایی برای کمک به دانش آموزان به کار گرفتند(الیس و والن، ترجمه رستگار و ملکان، 1379).
در واقع می توان گفت که مطالعات و بررسی های کامل تر در زمینه یادگیری مشارکتی از دهه 1970 به بعد شروع شد و در دهه 1980 تهیه الگوهایی از یادگیری مشارکتی که قابلیت اجرا داشته باشند مورد توجه بسیاری از صاحب نظران قرار گرفت. راجر و دیوید جانسون، رابرت اسلاوین، نیل دیوید سن و اسپنسر کاگان، از نامدارترین چهره های این گروه هستند که در این میان دیوید و راجر جانسون بیش از سایرین به بسط دیدگاه های خود پرداخته اند به گونه ای که در دهه حاضر نظریات پخته تری را در خصوص یادگیری مشارکتی ارائه کرده اند(کرامتی، 1384).
تا آنجا که تعدادی از فراتحلیل ها در ارتباط با یادگیری مشارکتی نشان دادند که یادگیری مشارکتی می تواند موفقیت، تعامل، انگیزه و بهره وری یادگیرندگان را ارتقاء دهد و آنان را به سطوح بالای یادگیری هدایت کند(نام و زلنر، 2011). همچنین اظهار داشته اند که یادگیری مشارکتی به یکی از روش های آموزشی موفق در همه سطوح آموزش و از جمله در آموزش فوق دبیرستان تبدیل شده است(جانسون و جانسون و اسمیت، 2007).
به طور کلی امروز گرایش به استفاده از راهبرد های یاددهی و یادکیری فعال، از جمله روش یادگیری مشارکتی در مؤسسات آموزشی هم افزایش یافته است. این گرایش تا حدی است که امروزه یادگیری مشارکتی به عنوان راه مقابله با انبوهی از مشکلات آموزشی پیشنهاد شده است. این در حالی است که در گذشته به دلیل گرایش به راهبرد های یاددهی و یادگیری غیر فعال، اعتقاد بر این بود که تنها کلاس های ساکت و بی حرکت، کلاس های یادگیری واقعی هستند. در آن زمان مدیران در راهروهای خاموش قدم می زدند و در انتظار شنیدن کوچکترین صدا، به کنترل کلاس ها می پرداختند. اما امروزه به معلمان پیشنهاد می گردد از برنامه ها و روش های فعالی استفاده کنند که دانش آموزان را به بیان عقاید و مشارکت در یادگیری دعوت کنند. واکنش برخی از معلمان به این پیشنهاد این است که خود آن ها هم در واقع به صورت گروهی عمل کرده و یادگیری مشارکتی را در کلاس هایشان پیاده می کنند. پس چه چیزی در این میان تازگی دارد؟ درست است که بیشتر معلمان ما دانش آموزان را به صورت گروهی سازمان دهی می کنند و آنان نیز در گروه به صحبت می پردازند. اما خطا است که این عمل را همکاری گروهی محسوب کنیم در واقع تعداد کمی از معلمان می توانند شرایط یادگیری مشارکتی را فراهم آورند(فقیهی، 1371).
از آنجایی که مؤسسات آموزشی، دانش آموزان را برای زندگی آینده و پذیرفتن نقش های بزرگ سالانه آماده می کنند و مشارکت در این امور از نقش بسیار مهمی برخوردار است، مدارس باید دانش آموزان را از طریق یادگیری مشارکتی در کلاس درس برای این امر مهم آماده کنند؛ اما متأسفانه حقیقت چیز دیگری است و در مدرسه که از جمله برجسته ترین نهادهای اجتماعی است این امر کمتر اتفاق می افتد. ممکن است یکی از علل این مسأله عدم اطلاع معلمین و مجریان نظام آموزشی از مزیای و اثرات مثب

  دانلود پایان نامه روانشناسی : تحلیل اطلاعات

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید