بنابراین یکی از ویژگی های اساسی آثار سعدی چه منثور و چه منظوم که موجب آراستگی و زیبایی بیشتر آنها شده موسیقی خوبی است که جناب سعدی به آن ها افزوده. افزایش نغمه و آهنگ سخن غیر مهارت در برگزیدن واژه های ویژه و نحوه نشاندن انها در کنار همدیگر، نیازمند بهره گیری از آرایه های خاصی است و سعدی در هر دو میدان مهارت و استادی به خرج داده است که سعدی علاقه ی زیادی به صنعت آرایی نشان نمی دهد و همانند سایر زمینه های دیگر حد وسط و اعتدال را بر می گزیند.
اهداف تحقیق: همانگونه که در کتابهای معانی به تفصیل بحث شده اگر همه واژگان سازنده ی سخن فصیح و روان باشند و پیوند بین اجزای کلام نیز به خوبی رعایت شده باشد هنوز سخن به مقصد نهایی خود که «بلاغت و رسایی» باشد وارد نمی شود مگر اینکه مقتضای خطاب هم به نیکی رعایت گردد اگر سخن همه ی این ویژگی ها را دارا شد آن وقت است که می توان جان و دل مخاطب را تسخیر کند. سعدی از شاعران و نویسندگانی است که همه ریزه کاری های بلاغی به دقت در آفرینش آثارش رعایت کرده است. وی علاوه بر اینکه در به گزینی واژگان و نحوه ی پیوند بین آنها، نکته ای را فروگذار نکرده در شناخت مقام های سخن هم استادی خاصی بخرج داده است. نحوه ی ادای مطلب (چگونه گفتن) که در واقع خود نوعی رعایت مقتضای حال می باشد در زیبایی آثار وی نقش بسزایی دارد. وی در ضمن آثارش بارها به وجوب رعایت چنین اقتضاهایی اشاره کرده است. وقتی در یک نگاه کلی با خود می اندیشم که مخاطبان سعدی چه کسانی هستند؟ آیا هنر سعدی، هنر خواص است یا خیر؟ می بینیم بخش زیادی از آثار سعدی، جنبه ی همگانی و مردمی دارد. او در خلق آثارش، ظرافتی اعجازگونه بکار برده که ضمن اینکه عوام از آن نصیب می برند خواص نیز از لذت آن محروم نمی مانند و در مجموع می توان گفت که آثار سعدی متعلق به همگان است. حال در چنین فضایی، چگونه می توان مقتضای حال را رعایت کرد به گونه ای که هر دو گروه مخاطبان از آن بهره ببرند و سخن هم از جایگاه والای خود نزول نکند و ملال آور هم نشود. این موضوع البته یکی از رازهای سهل و ممتنع بودن و جذاب بودن سخن سعدی است که دیگران بندرت از عهده ی آن برآمده اند. او می داند که بیشتر مخاطبان، فرصت و حوصله کافی برای خواندن داستانهای طولانی یا قصیده های بلند را ندارند از عهده ی این مشکل برمی آید و با بینش دقیق دو اثر جاویدان خود یعنی گلستان و بوستان را در قالب حکایت ارائه می دهد حکایت هایی که چون بخشی از زندگی را باز می نمایانند می توانند برای هر مخاطبی جذابیت داشته باشند. حجم زیادی از آثار سعدی به ویژه در گلستان را کلمه های قصار و مثل گونه ها پر کرده اند و این نشان دهنده توجه بیش از اندازه سعدی به ایجاز است غرض از این طرح اینست که بگوییم شناخت دقیق سعدی از مقام های سخن در زیبایی آثار وی موثر واقع شده است و اگر از این حیث به آثار سعدی نگریسته شود.
نکات فراوان دیگری به دست خواهد آمد. فضل الله رضا می گوید : «… در شش هفت قرن گذشته کمتر کسی توانسته کتابی دبستانی آراسته تر از گلستان و بوستان سعدی اماده کند. در زمان ما این همه ترجمه ها از کوی و برزن اروپا و آمریکا به ارمغان می آورند هیچ یک شاید هنوز برتر از این کتاب دبستانی هفت قرن پیش آن شیرازی نباشد … » رضا، نگین. شماره ۱۳۲، ص ۱۲
فرضیات تحقیق

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

    • در بوستان سعدی ارائه های ادبی بصورت هنری استفاده شده است ؟

 

    • سعدی در بوستان از کدام یک از ارائه های ادبی بیشتر استفاده کرده است ؟

 

  • ارائه های ادبی در بوستان بصورت تصنعی استفاده شده اند یا در عمق کلام نفوذ کرده اند ؟

 

سوالات تحقیق

 

 

    • -ایا در بوستان سعدی ارائه های ادبی (لفظی ومعنوی ) وجود دارد ؟

 

    • صناعاتی که در بوستان بکار رفته اند لفظی هستند یا معنوی ؟

 

  • کدامیک از صناعات لفظی ومعنوی بیشتر در بوستان سعدی بکار رفته است؟

 

فصل دوم)
پیشینه تحقیق
بوستان که نام آن در آغاز (سعدی نامه) بوده است و شاید به مناسبت نام «گلستان» به «بوستان» شهرت یافته بارها به پارسی، ترکی و … شرح گردیده چه بسیار شاعران و سخن سرایانی که به تقلید آن برساخته اند اما از آفرینش اثری که بتواند با بوستان برابری کند عاجز آمدند و این شاهکارادبی و هنری مانند گلستان همچنان بی بدیل مانده است شرح های بسیاری نیز در داخل و خارج بر این کتاب نوشته اند : شرح سروری شرح سودی، شرح شمعی، شرح عبدالواسع هانسوری، شرح بهار بوستان و چندین شرح دیگر از جمله شرح هایی است که شیفتگان سعدی در خارج از ایران بر سعدی نامه ی بوستان نوشته اند در دوران اخیر نیز ادیبان و استادان بزرگی چون زنده یاد دکتر غلامحسین یوسفی، زنده یاد محمد علی ناصح زنده یاد دکتر محمد خزائلی، دکتر خلیل خطیب رهبر و بعضی استادان دیگر شرح هایی بر بوستان نگاشته اند که همگی چاپ و منتشر شده است اما کتاب یا رساله ای که بطور مجزا به بررسی آرایه های ادبی در بوستان سعدی بپردازد نگاشته نشده که اینجانب با رهنمودهای استاد فرزانه دکتر اسفندیارپور توانستم بر این هدف جامه عمل پوشانیده.
با امید به این که مورد توجه و استقبال عموم علاقمندان به «سعدی» و شیفتگان فرهنگ و ادب پارسی قرار گیرد.
تعریف مساله: شعر چیست؟
پیش از اینکه درباره بدیع سخن بگوییم، بهتر است. ببنیم شعر چیست؟ از شعر تعریفهای بسیاری شده است و ما به چند تعریف اکتفا می کنیم :
۱- شعر زیبابی آفرینی با زبان است می دانیم که زبان، ابزار برقراری ارتباط یعنی وسیله تفهیم و تفهّم و اطلاع رسانی است به عبارت دیگر هدف خبر رسانی است و زبان وسیله این کار. شعر زبان است اما نه زبان خبر، زیرا شاعر نمی خواهد خبر بدهد بلکه بر آن است که با زبان زیبایی بیاریند.
استفاده شاعر از زبان همانند استفاده پیکر تراش از سنگ و فلز و … است. سنگ جزو مصالح ساختمانی است و از آن برای محکم ساختن پی دیوار استفاده می شود اما پیکر تراش نمی خواهد که با سنگ استفاده برساند بلکه می خواهد زیبایی بیافریند.
به هر حال زبان خبر به کار شعر نمی آید زبان خبر به کار علم و تجارت و بسیاری از امور روزمره زندگی می آید میان زبان خبر و زبان شعر دو فرق عمده است یکی اینکه شاعران نمی خواهند واقعیات را توصیف کنند بلکه می خواهند احساسات خود را – که معمولاً احساسات همه انسانها نیز هست نسبت به واقعیات مسائل حیات، زیبا نشان بدهند دوم که از همان تفاوت اول برمی آید زیبانشان دادن احساسات است یعنی به زیبایی تجسم بخشیدن احساسات نه بیان آن.
۲- شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است در زبان، زبان شعر زبان عاطفی است و نه زبان خبر وظیفه زبان خبر، اطلاع دادن درباره چیزی است وظیفه زبان عاطفی، تجسم بخشیدن و نشان دادن عواطف و احساسات شاعر نسبت به آن چیز مثلاً جمله «در آن سرزمین کوههای زیادی هست خبر است اما جمله در آن سرزمین تا چشم کار می کند کوه است و کوه». جمله عاطفی است زیرا در آن شگفتی گوینده از بسیاری کوهها نشان داده شده است. شاعران بر آن نیستند که عواطف خود ا نسبت به چیزی بیان کنند بلکه وقتی عواطف و هیجانات شاعر نسبت به چیزی سخت بر انگیخته و بدل به شور و اشتیاق شود بی اختیار زمزمه ای بر لبانش می نشیند و شور و اشتیاقش در قالب زبان عاطفی و زیبا تجسم می یابد همان گونه که دردمندی از بسیاری بی درد بی اختیار آه می کشد. بیان عواطف شعر نیست نشان دادن و تجسم بخشیدن عواطف شعر است.
۳- ساخت گرایان، شعریت شعر را در خود ساخت زبان جستجو می کنند و معتقدند زبان شعر است نا متعارف و غریب – همان که آشنایی زدایی اصطلاح شده است. مصالح شعر همان زبان عادی است اما زبان عادی وقتی شعریت می یابد که در آن بیگانه سازی و ایجاد غرابت شود. شعریت شعر در ساخت بدیع و غریب آن است آفرینش شعر با زبان، همانند ساختن بنایی با معماری بدیع و زیبا و توجه برانگیز است با بهره گرفتن از مصالح خانه ای فرسوده که دیدن آن کاملاً معمولی شده و به دور از هر گونه جاذبه است.
به هر حال شعر بدون پیام و محتوا بر شعر بی محتوا برتری دارد و زیبایی کیمیایی است که حس زبان را به طلای شعر بدل می کند پس جوهر شعر، زیبایی است به هر حال اگر تعریف دقیق زیبایی ممکن نیست عواملی را که ایجاد زیبایی می کند می توان بر شمرد مانند نظم، تناسب، هماهنگی، تکرار، تنوع، وحدت، در کثرت، تقارن، ایجاد، شگفت انگیزی چند بعدی بودن و غیره.
ترفندهایی که زبان را بدل به شعری می سازند بر اساس یک یا چند تا از از این عوامل زیبایی– آفرینی استوار هست در فنون ادب این ترفندها در سه بخش بیان،معانی و بدیع تقسیم می شود.
بدیع چیست؟
در همه تعریفهایی که از شعر شد تنها یک وجه اشتراک است و آن اینکه ترفندها و آرایه های ادبی زبان را به شعر تبدیل می کنند. این ترفندها و آرایه ها ابتدا همه بدیع نام داشت. علمای بلاغت بدیع را علم آرایش کلام می دانند. به عبارت دیگر معتقدند که زیبایی ترفندهای علم بیان و علم معانی ذاتی است و زیبایی علم بدیع، عرضی و آرایشی، پس کلام نخست باید زیبایی ذاتی داشته باشد و بعد اگر از آرایه های بدیعی هم استفاده بشود زیباتر می گردد همچون زیبارویی که اگر آرایش هم نکند زیباست اما آرایش او را زیباتر می سازد.
علمای بلاغت ترفندهای بدیع را از دیدگاه زیبایی شناسی به چند طبقه تقسیم کرده اند:

 

 

    1. آنهایی که زیبایی ذاتی دارند مانند غلو و تضاد و …

 

    1. آنهایی که زیبایی آرایشی دارند و خود بر دو گونه هستند، یکی آرایه هایی که زیبایی آنها می تواند کمابیش در حد زیبایی ذاتی باشد مانند جناس و سجع و لف و نشر و عکس و …

 

  1. آنها که بدون یاری گرفتن از دیگر ترفندها و آرایه ها و شگردهای زیبایی آفرین زیبایی آنها مضاف می گردد مانند حسن مطلع و حسن مقطع، براعت استهلال.

 

موضوع بدیع
هر دانش دارای مسائل و نکاتی است که مجموعه آنها موضوع آن علم را تشکیل می دهد و موضوع علم بدیع رموز فصاحت و بلاغت و شیوه های افزایش موسیقی کلمه و کلام است که بدون شناخت آنها نمی توان در این باره اظهار نظر کرد.- عروسان سخن ص ۱۶
صناعات بدیعی
فنونی هستند که با ارتباط بین کلمات و اجزای کلام باعث زیبایی و افزایش موسیقی کلام می شوند و این افزایش موسیقی از سه راه امکان پذیر است. لفظ، معنی به همین دلیل صناعات بدیعی را سه قسم نامیده اند : ۱- صناعات لفظی ۲- صناعات معنوی ۳- صناعات لفظی و معنوی- همان ص ۲۱
آرایه‌های ادبی
در ادبیات فارسی، آرایه‌های ادبی یا صناعات ادبی یا صنایع ادبی بکار بردن فنونی است که رعایت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید. از جمله تناسب‌هایی آوایی یا معنایی.

 

 

 

 

محتویات 

 

 

    •  
        • ۱.۱واج‌آرایی (نغمه حروف)

       

        • ۱.۲سجع

       

        • ۱.۳ترصیع

       

      • ۱.۴جناس 
          • ۱.۴.۱جناس تام

         

        • ۱.۴.۲جناس غیر تام (ناقص) 
            • ۱.۴.۲.۱جناس محرّف

           

            • ۱.۴.۲.۲جناس اختلافی یا جناس ناقص بهحرف

           

            • ۱.۴.۲.۳یک واژه، یک حرف، بیش از دیگریدارد.

           

            • ۱.۴.۲.۴یک واژه از ترکیب دو واژه دیگربه دست می‌آید.

           

            • ۱.۴.۲.۵دو واژه از نظر آوایی یکساناما از نظر املایی متفاوت اند

           

          • ۱.۴.۲.۶اختلاف دو واژه در جابه جاییحروف است

 

  •  
      • ۲.۱مراعات نظیر

     

      • ۲.۲تضاد

     

      • ۲.۳متناقض‌نما (Paradox

     

      • ۲.۴لف‌ونشر

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *