سامانه پژوهشی – مطالعه ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، کیفیت افشا و کیفیت گزارشگری مالی …

۲-۲-۲۲-۳ ارتباط بین کیفیت افشا و کیفیت گزارشگری مالی
کیفیت در گزارشگری مالی و افشا یک ضرورت است. کیفیت گزارشگری مالی سبب پیشبینی بهتر جریانهای نقدی آتی شرکت برای سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان صورتهای مالی میشود. با توجه به آنکه حسابداری و اقتصاد دارای اثرات متقابل بر یکدیگر هستند، سطح کیفیت گزارشگری مالی دارای اثرات اقتصادی است. سودمندی صورتهای مالی یا سایر گزارشهای مالی، تحت تأثیر کیفیت گزارشگری مالی است که در آن ثبات رویه و صحت اطلاعات، جنبههای کلیدی کیفیت به شمار میآیند.
هدف اصلی صورتهای مالی ارائهی اطلاعات مناسب در مورد وضعیت مالی و عملیاتی شرکت برای اتخاذ تصمیم درست توسط سرمایهگذاران و اعتباردهندگان است. زمانیکه صورتهای مالی این هدف را تأمین کنند از کیفیت مناسبی برخوردار خواهند بود (ابودی و هوگس، ۲۰۰۵). ولی دو عامل تضاد منافع و عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و مالکان باعث میشود که مدیران اقدام به تحریف اطلاعات مندرج در صورتهای مالی نمایند (راجگوپال و وینکتچالم، ۲۰۱۱). زیرا از یک طرف مدیر خود مالک شرکت نیست و آثار اقتصادی تصمیمات خود را تجربه نمیکند (آرترام و همکاران، ۲۰۰۹)، و از طرف دیگر به دلیل همسو نبودن منافع مدیران و مالکان، برخی از تصمیمات مدیران بر خلاف منافع مالکان اتخاذ میشود. علاوه بر این، وجود عدم تقارن اطلاعاتی موجب میشود که سهامداران نتوانند به درستی عملکرد مدیران را شناسایی و پاداش آنها را بر مبنای عملکردشان تعیین نمایند (والاس، ۲۰۰۲).
بنابراین، مدیران برای افزایش حقوق و مزایای خود اقدام به مدیریت سود میکنند؛ و سود مورد انتظار سهامداران را گزارش میکنند تا امنیت شغلی خود را نیز حفظ نمایند. اعمال مدیریت سود در نهایت باعث میشود صورتهای مالی وضعیت واقعی شرکت را به طور مناسبی افشا نکند و نتوان با استفاده از این صورت حسابها تصمیم درستی اتخاذ نمود. در نتیجه کیفیت گزارشگری مالی کاهش مییابد (حبیب و همکاران، ۲۰۱۱).
۲-۳ پیشینهی پژوهش
متغیرهای عدم تقارن اطلاعاتی و کیفیت افشا و کیفیت گزارشگری مالی هر کدام به تفکیک موضوع و ماهیتشان در پژوهشهای علمی، محافل دانشگاهی و حرفهای جذابیت بالایی دارند. بنابراین پیشینهی پژوهش شامل برخی از پژوهشهایی است که در خارج و داخل کشور پیرامون این موضوع انجام شده است.
۲-۳-۱ پژوهشهای خارجی
لین و همکاران[۸۳] (۲۰۱۲)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدهاند که عدم تقارن اطلاعاتی با حجم معاملات و تعداد معاملات، رابطه منفی و با ریسک نقدشوندگی هر شرکت، رابطه مثبت دارد. در مقابل، این پژوهش رابطه معناداری میان نقدشوندگی بازار و ریسک نقدشوندگی بازار با عدم تقارن اطلاعاتی یافت نکرده است.
چانگ و همکاران (۲۰۰۹)، در پژوهشی با عنوان “آیا شیوههای مدیریت سود شرکتها، بر نقدشوندگی حقوق صاحبان سهام تأثیر میگذارد؟” رابطه بین مدیریت سود و نقدشوندگی سهام را بررسی کردند. نتایج پژوهش آنها نشان داد شرکتهایی که مدیریت سود بیشتری دارند از نقدشوندگی پایینتری برخوردار میباشند.
باهاتاچاریا و همکاران[۸۴] (۲۰۱۰)، در پژوهش خود به بررسی رابطه میان کیفیت سود و عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان میدهد که کیفیت پایین سود، منجر به افزایش عدم تقارن اطلاعاتی در بازارهای مالی میگردد.
واسان و بون[۸۵] (۲۰۱۰)، در پژوهش خود به بررسی رابطه میان اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان میدهد که میان دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان نماینده عدم تقارن اطلاعاتی و اقلام تعهدی، رابطه معناداری مشاهده نشد.
آرمسترنگ و همکاران (۲۰۱۱)، پژوهشی با عنوان “در چه صورت بازار رقابتی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه تأثیر میگذارد؟” انجام دادند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد، زمانیکه بازارهای سرمایه به صورت رقابت کامل باشد، عدم تقارن اطلاعاتی تأثیری بر هزینه سرمایه نخواهد داشت؛ ولی در صورتیکه بازار سرمایه به صورت رقابت ناقص باشد، عدم تقارن اطلاعاتی یک اثر مجزا بر هزینه سرمایه میگذارد و بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه، یک ارتباط مثبت وجود خواهد داشت. آنها همچنین دریافتند که درجه رقابت بازار به منظور در نظر گرفتن ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه، یک متغیر مهم و اثرگذار است.
لامبرت و همکاران[۸۶] (۲۰۱۰) و آکینس و همکاران[۸۷] (۲۰۱۲)، در مطالعات خود نشان دادند که در شرایط رقابت ناقص، عدم تقارن اطلاعاتی بین معاملهگران باعث میگردد که قیمت سهام نسبت به رقابت کامل کاهش یابد. عدم تقارن اطلاعاتی به عرضه نقدینگی منجر میگردد و این موضوع بر هزینه سرمایه تأثیر میگذارد. از اینرو، یک ارتباط مثبت بین معاملهگران مطلع و غیرمطلع و هزینه سرمایه وجود دارد.
بنعلی[۸۸] (۲۰۰۹)، نشان داد سرمایهگذاران نهادی آمریکایی در فرانسه، هزینههای نمایندگی و تقاضای افشای بهتر و مفیدتر را کاهش و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش میدهند.
والکر[۸۹] (۱۹۹۵)، نشان داد بین کیفیت افشا و میزان اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطهی معکوس وجود دارد. در نتیجه انتظار میرود با افزایش سطح افشای اطلاعات با به کارگیری اصول مناسب راهبری شرکت، اختلاف قیمت پیشنهادی (نمایندهی عدم تقارن اطلاعاتی) کاهش یابد.
آلفرد[۹۰] (۲۰۰۳)، پی برد که اینترنت باعث کاهش هزینههای افشا میشود و کاهش هزینههای افشا منجر به افزایش میزان اطلاعات در دسترس استفادهکنندگان میگردد. همچنین تقاضا برای استانداردسازی گزارشگری مالی با استفاده از زبان گزارشگری تجاری توسعهپذیر افزایش یافته است.
وردی (۲۰۰۶)، در بررسی کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری دریافت که کیفیت گزارشگری مالی بالاتر با بیش سرمایهگذاری و کم سرمایهگذاری رابطه منفی دارد. و رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کم سرمایهگذاری در شرکتهایی که با محدودیت تأمین مالی روبهرو هستند و نیز رابطه بین کیفیت گزارشگری و بیش سرمایهگذاری در شرکتهایی که دارای ماندههای وجه نقد عمده هستند، قویتر است.
بیدل و هیلاری[۹۱] (۲۰۰۶)، در بررسی ارتباط کیفیت حسابداری و سرمایهگذاری در سطح شرکتها یافتند که کیفیت بالاتر در اطلاعات حسابداری، کارایی سرمایهگذاری را با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و تأمینکنندگان خارجی سرمایه، تقویت مینماید. آنها در پژوهش دیگر خود (۲۰۰۷)، نشان دادند که کیفیت بالاتر اطلاعات حسابداری عدم تقارن اطلاعاتی موجود بین افراد مطلع (آگاه) و افراد ناآگاه (بیخبر) را کاهش داده، موجب افزایش کارایی سرمایهگذاری در اقلام سرمایهای، بر اثر رفع عیوب محتمل ناشی از گزینش نادرست و خطر اخلاقی میشود. آنها به این نتیجه دست یافتند که شرکتهای دارای کیفیت بالای اطلاعات حسابداری، دارای بازگشت سرمایه بهتر و همچنین بازدهی بالاتر در سرمایهگذاریهای خود بوده، کیفیت بالاتر اطلاعات حسابداری همچنین بهرهوری سرمایهگذاری در داراییهای سرمایهای را نیز به صورت میانگین افزایش میدهد.
بیتی[۹۲] (۲۰۰۷)، در بررسی تأثیر دسترسی به اطلاعات محرمانه و نظارت بر نقش کیفیت حسابداری در اخذ تصمیمات اقتصادی، دریافت که دسترسی به اطلاعات محرمانه و نظارت، حساسیت نسبت به جریانهای نقدی سرمایهگذاری را کاهش میدهد و اثر کیفیت حسابداری را در کارایی سرمایهگذاری میکاهد.
بوتوسان[۹۳] (۱۹۹۷)، رابطهی بین سطح افشا و هزینه سرمایه را مورد بررسی قرار داد. او به این نتیحه رسید که شرکتهایی که از تحلیلگران مالی تبعیت نمیکنند، هزینهی سرمایهی پایینتری را با افزایش در افشا تجربه کردند. او در این پژوهش بتای بازار و اندازهی شرکت را نیز به عنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفت و به این نتیجه رسید که وجود رابطهی منفی بین سطح افشا و هزینه سرمایه با وجود بتای بازار، افزایش و با در نظر گرفتن اندازهی شرکت، کاهش پیدا میکند.
راجگوپال و وینکتچالم (۲۰۱۱)، در پژوهشی تحت عنوان”کیفیت گزارشگری مالی و پراکندگی بازدهی غیر عادی سهام” رابطهی بین کاهش در کیفیت گزارشگری مالی و پراکندگی بازدهی غیرعادی سهام شرکتها را بررسی کردند. نتایج پژوهش آنها حاکی از آن است که کاهش در کیفیت گزارشگری مالی باعث افزایش پراکندگی بازدهی غیرعادی سهام شرکتها میشود.
پاستور و رونسی (۲۰۰۳)، معتقدند، کاهش کیفیت گزارشگری مالی سبب افزایش عدم قطعیت قابلملاحظه در ارتباط با سودآوری آیندهی شرکت میشود؛ این موضوع سبب افزایش نوسانهای بازده سهام و کاهش نقدینگی سهام میشود. آنان استدلال میکنند، مدیریت سود دقت سیگنال درآمد را در ارتباط با جریانهای نقدی آینده کاهش داده، سبب افزایش نوسانهای بازده سهام میشود.
هاتن و مارکوس[۹۴] (۲۰۰۹)، رابطهی عدم شفافیت گزارشگری مالی و توزیع بازده سهام را بررسی کردند. آنان از مدیریت سود به عنوان معیار عدم شفافیت استفاده کردند. نتایج پژوهش آنان نشان میدهد، عدم شفافیت در گزارشگری مالی رابطهی مستقیم معناداری با ریسک سرمایهگذاران و سقوط بازده سهام دارد.
اَشبوگ و همکاران[۹۵] (۲۰۰۴)، هزینهی نمایندگی را کلیه هزینههای انجام شده برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و همسوسازی منافع مدیران و مالکان، تعریف کردهاند. آنان نشان دادند، شرکتهای دارای هزینهی نمایندگی بیشتر نسبت به سایر شرکتها، در معرض ریسک سرمایهگذاری بیشتری هستند.
۲-۳-۲ پژوهشهای داخلی
خانی و قجاوند (۱۳۹۱)، در پژوهشی با عنوان “تأثیر متغیرهای حسابداری و بازار عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه سهام عادی” تأثیر دو دسته سنجه مبتنی بر بازار و مبتنی بر حسابداری را بر هزینه سرمایه با استفاده از مدل فاما و فرنچ[۹۶](۱۹۹۳)، بررسی نمودند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که معیارهای اندازهگیری عدم تقارن اطلاعاتی به استثنای کیفیت اقلام تعهدی بر هزینه سرمایه سهام عادی تأثیر دارد.
خوبانی (۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه کیفیت سود با عدم تقارن اطلاعاتی” به بررسی نقش کیفیت سود در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، هیچ تأثیری بر میزان عدم تقارن اطلاعاتی ندارد. وی همچنین دریافت که عدم تقارن اطلاعاتی در دوره پس از اعلان سود بیشتر از دوره قبل از اعلان سود است.
خدادادی و همکاران (۱۳۹۲)، در پژوهشی به بررسی تأثیر بهموقع بودن و محافظهکاری بر محتوای اطلاعاتی سود پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، شرکتهایی که در سطح بالایی از بهموقع بودن سود قرار دارند، از محتوای اطلاعاتی سود بالاتری برخوردارند، در حالی که، شرکتهایی که محافظهکاری بالایی را در سود لحاظ میکنند، محتوای اطلاعاتی سود پایینتری دارند.
خوش طینت و یوسفی (۱۳۸۷)، در مطالعهای به بررسی ارتباط بین تقارن و عدم تقارن اطلاعاتی با محافظهکاری در صورتهای مالی پرداختند. نتایج پژوهش آنها حاکی از این بود که عدم تقارن اطلاعاتی مابین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه منجر به محافظهکاری میشود.
کاشانیپور و مؤمنی یانسری (۱۳۹۱)، به بررسی نقش عدم تقارن اطلاعاتی در تصمیمات ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج نشان داد که بین عدم تقارن اطلاعاتی با نسبت کل بدهی به کل حقوق صاحبان سهام، نسبت کل بدهی به کل دارایی و نسبت بدهی کوتاهمدت به کل دارایی رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. و این در حالی است که بین عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت بدهی بلندمدت به کل دارایی، رابطهی معناداری وجود ندارد.
قائمی و وطنپرست (۱۳۸۴)،نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی نمودند. نتایج پژوهش نشان داد که در بورس اوراق بهادار تهران، امکان افشای اطلاعات وجود دارد و اینکه در دوره قبل از اعلان سود، احتمال صرف تلاش بیشتر برای کسب اطلاعات محرمانه وجود دارد.
رحیمیان و همکاران (۱۳۸۸)، رابطهی میان برخی سازوکارهای حاکمیت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. نتایج پژوهش نشان داد که میان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مدیران غیرموظف هیأت مدیره و معیارهای عدم تقارن اطلاعاتی، رابطه معناداری وجود ندارد. اما میان درصد مالکیت سرمایهگذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
نوروش و حسینی (۱۳۸۷)، در پژوهش خود بر رابطه کیفیت افشای شرکتی و مدیریت سود رابطه منفی معناداری وجود دارد.همچنین یافتههای پژوهش حاکی از وجود رابطه منفی معنادار میان به موقع بودن افشای شرکتی و مدیریت سود ومیان قابلیت اتکا اطلاعات و مدیریت سود است.
رحیمیان و ابراهیمی (۱۳۹۲)، در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت افشا و محافظهکاری در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافتههای پژوهش آنها حاکی از آن است که بین کیفیت افشا و محافظهکاری مشروط رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
دستگیر و شهرزادی (۱۳۹۲)، در پژوهشی به بررسی ارتباط بین کیفیت افشا و کیفیت اقلام تعهدی در توضیح تغییرات بازده اضافی پورتفوی پرداختند. و نتایج پژوهش آنها حاکی از آن است که میان کیفیت افشا و کیفیت اقلام تعهدی، ارتباط معناداری وجود ندارد و در توضیح تغییرات بازده اضافی پورتفوی مکمل یکدیگر هستند.
عرب مازار یزدی و طالبیان (۱۳۸۸)، در پژوهشی با عنوان “کیفیت گزارشگری مالی، ریسک اطلاعاتی و هزینه سرمایه” به بررسی تأثیر کیفیت گزارشگری مالی و ریسک اطلاعاتی بر هزینه سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۴ پرداختند. یافتههای پژوهش آنها حاکی از آن است که هزینهی سرمایهی شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی پایین از هزینهی سرمایهی شرکتهای با کیفیت اقلام تعهدی بالا بیشتر است. همچنین یافتههای پژوهش آنها نشان داد که اقلام تعهدی اختیاری بیشتر از اقلام تعهدی غیر اختیاری هزینهی سرمایهی شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد.

این مطلب را هم بخوانید :  مقاله دانشگاهی - ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir