مطالعه حافظه جمعی قوم بلوچ در جنوب استان کرمان- قسمت ۳

نهاد ها و حوادث مهم و تأثیر گذار ۸۱
نداری مردم ۸۲
ظلم غیر بومی ها ۸۳
قاچاق چاره ی راه ۸۴
مرم آماده بخور ۸۵
عناصر برجسته سیاسی حافظه جمعی پاسخگویان ۸۶
ظلم خان ها ۸۶
مردم مسلح خرابکار ۸۸
طرح احرار ۹۰
کینه ی شتری ۹۱
اذهان برتری جوی ۹۲
عناصر برجسته محوراجتماعی حافظه جمعی پاسخگویان ۹۳
رفتارهای اجتماعی بلوچ ۹۳
حرف، حرف سردار ۹۴
طبقات اجتماعی ۹۵
زنان کم رنگ ۹۶
ازدواج اجتماعی ۹۷
ویژگی های بلوچ ۹۹
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
وقایع نگاری ۱۰۱
تحلیل و نتیجه گیری ۱۰۲
فهرست منابع و مآخذ ۱۰۷
فهرست جداول و نمودارها ۱۱۲
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه و طرح مسئله
ما هر روزه در پهنه ی این جهان شاهد تغییر و تحولات گسترده ای در جوامع و اجتماعات گوناگون هستیم؛ درگیری ها، کشمکش ها، اختلافات، تنازعات قومی همگی بخش هایی جدایی ناپذیر از جهان پر طمطراق امروزی گشته اند. تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی که در گذشته رخ داده است، موجب شکل گیری یک حافظه خاص از گذشته می شود . تحولات گذشته که در واقع حافظه آن جامعه است، متأثر از بافت گروه های اجتماعی است. این در جامعه است که افراد معمولاٌ حافظه خود را بدست می آورند، همچنین در جامعه است که افراد به طور معمول به یادآوری و تشخیص، بومی و محلی ساختن حافظه های خود می پردازند (۱۹۹۲:۳۸،halwachs) و این امر نقش اساسی در درک آینده یک جامعه دارد.
گذشته ی هر گروه بخشی از هویت آن را تشکیل می دهد، در واقع هر گروه اجتماعی برای تعریف هویت خود ناچار از بررسی و درک حوادثی که در خاطره جمعی از وقایع برجسته آن گروه باقی مانده و هنوز هم زنده است و به افکار آنها جهت می دهد، است. هر گروه اجتماعی وقایع برجسته خود از گذشته را به شکلی متمایز از گروه دیگر تعریف می کند تا خود را از غیر خودی متمایز کند. افراد با بازیابی از گذشته، در حال بازسازی هویت خود در میان کشورهای تازه استقلال یافته، نیاز فوری به ایجاد ثبات در یک جامعه پر هرج و مرج، نیروی محرک برای فهم و تفسیر خصوصیات برجسته آن کشور می باشد. در پی جنبش های ملی هر ملت جدید، درگیر در ساختن دوباره هویت و فرهنگ ملی است که ریشه های آن در گذشته (۱۹۹۵:۳،zerubavel) است.هر جا که بحران و تعارضاتی به وجود می آید جهت ایجاد وحدت و انسجام و یکپارچگی نیاز به یک نقطه مشترکی بین اعضاء جامعه است، اینجاست که افراد با تکیه بر خاطرات وحدت بخش خود (در درون یک بستر ویک حافظه مشترک) سعی در حل و پوششی برای شکاف موجود میباشند.
رابطه میان حافظه، تحولات گذشته، وقایع برجسته و منازعات همچنین مهم است و این به خاطر نقش بالقوه ای است که در کمک به حل منازعات دارند زیرا در صوتیکه این گروه های قومی با یک حس قربانی شدن رها شوند، به صورت یک مانع قدرتمندی بر سر راه روش های سنتی ایجاد و برقراری صلح و کاربرد دیپلماسی عمل می کند که این به نوبه ی خود باعث ایجاد ادراک بی عدالتی می شود که موجب منازعات بالقوه در آینده خواهد شد(غفاری نسب،۲۰۱۱)
زمانی که گروه های اجتماعی مختلف با یکدیگر در گیر می شوند این خود سبب نوعی کینه تازه و همیشگی می شود . پس اگر بخواهیم منازعات قومی را کنترل کنیم باید نقش گذشته جمعی را در قومیت های کنونی درک کنیم (همان، ۲۰۱۱) اهمیت مسئله قومیت در جوامع با تنوع نژادی و فرهنگی به حدی است که می تواند امنیت جوامع را تهدید و یا تضمین نماید . با توجه به این که دولت ها به منظور ادامه ی حاکمیت خود به دنبال امنیت ملی هستند بنابراین موفقیت آنها تا حد زیادی به روش ها و نحوه ی ایجاد انسجام و تعامل اجتماعی بستگی دارد، که در مقابل قومیت اتخاذ می کند . ولی اگر دولت ها موفق به تعریف مجدد از روابط میان گروه ها ی اجتماعی مبتنی بر همزیستی مسالمت آمیز و برابری نگردد، تنش های موجود همچنان به صورت یک مشکل دائمی در حیات سیاسی باقی خواهد ماند. (رضوی آل هاشم۲۰۰۹)
گروههای قومی هر چه منافع و حقوق شهروندی خود را در تعارض با حقوق ملی ببینند و اعضای گروه تمایزات نژادی و زبانی و مذهبی خود را با اعضای غیر گروه خودی به روشنی دریابند، شکاف عمیق تری را میان خود و دیگران احساس خواهند کرد. افزایش میزان خشونت در قرن بیستم، این قرن را پر حادثه ترین قرن تاریخ بشریت کرده است (ذکایی۲۰۱۱) بسیاری از دانشمندان معتقدند که منازعات بین گروهی یک بخش گریز نا پذیر از زندگی اجتماعی انسان است. تاریخ مملو از منازعات گروهی مداوم و متعدد می باشد(۲۰۰۳, Bar tal ) این امر سبب شد که همه ی جوامع انسانی ناچار از سنجش ارزش ها، نهاد ها و دورنمای گذشته خود هستند. در چندین رشته علمی، فرآیندهای یاداوری و فراموشی را با مسئله ی منازعه ی قومی پیوند داده اند اندیشوران نشان داده اند که چگونه می توان حافظه و خاطرات را در جهت مشروعیت بخشیدن و مشروعیت زدایی از نهادهای اجتماعی به کار برد(۲۰۰۳, Devine wright)
نسل کشی ها، جنگ های داخلی در برخی از کشورها مانند بوسنی، رواندا، ایرلند شمالی رخ داده است، این منازعات اساساٌ متفاوت از جنگ های پیشین است، زیرا امروزه مردم عادی به گونه ای فزاینده ای در خط مقدم این منازعات قرار گرفته اند . آمارهای مربوط به مرگ و میر نشان می دهد، در حالی که ۱۰ درصد از تلفات جنگ جهانی اول را مردم عادی تشکیل می دهند اما در جنگ جهانی دوم آمار تلفات عادی به ۵۰ درصد می رسد. در جنگ های اخیر تقریباٌ ۸۰ درصد از تلفات را مردم عادی تشکیل می دهد. و این مسئله چالش هایی را برای کسانی پدید می آورد که می خواهند آنها را تبیین کنند و نیز چالش های بزرگتری است که این منازعات برای کسانی پدید می آورند که می خواهند آن را کنترل کرده ویا به آنها پاسخ دهند. (کالیمز،۲۰۰۳) کشور ایران، کشوری با تنوع نژادی، قومی و فرهنگی مختلفی است. این تنوع قومی به ویژه در کشور های توسعه نیافته که هنوز جامعه مدنی با مکانیزم های خود وفق پیدا نکرده، مشکلات بیشتری را برای هویت های قومی و ملی بوجود می آورد. سوابق حوادث تاریخی مانند جدایی آذربایجان و کردستان از ایران در سال ۱۳۲۴، و برخی از صحبت های صورت گرفته راجع به عربی بودن خوزستان، و حتی خلیج فارس و ادعا های برون مرزی در این زمینه و پژواک آن در اذهان عده ای از مرز نشینان ایران، نشان می دهد که هویت ملی ایرانی، با اشکالات فرهنگی کلان روبرو بوده است. (شیخاوندی ،۱۳۸۰: ۱۱۴)
از آنجا که اقوام مختلف در طول تاریخ ایران نقش زیادی در تحولات اجتماعی داشته اند، میزان نفوذ و تأثیر آنها بافت های اجتماعی نسبتاٌ متفاوتی را برای خود تشکیل می دهند.این هویت های متضاد شکاف هایی را بین قومیت ها ایجاد می کند و تضاد هایی را به وجود می آورد که در نهایت منجر به کشمکش ها و نزاع های زیادی بین آنها می گردد. حافظه میتواند نقش مهمی را در بروز منازعه، یا بروز مجدد آن در میان اقوام ایفا کند. (غفاری نسب ،۲۰۱۱) اینکه در طی دوره های اخیر چه حوادثی بر مردم به ویژه بر قومیت های ایران گذشته و علل آنها چه بوده است بسیار اهمیت دارد. راجع به قومیت بلوچ و به طور خاص بلوچ جنوب استان کرمان در فصل بعد به صورت مفصل توضیح خواهیم داد.
بنابراین مسأله اصلی این تحقیق فهم ویژگی های تجربه تاریخی نخبگان قوم بلوچ از گذشته تاریخی ایشان است. از طریق فهم و تفسیر سخنان نخبگان قوم بلوچ منطقه جنوب استان کرمان، نظامی معنایی از تحولات سیاسی، فرهنگی، تاریخی و در واقع ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آنها را استخراج کنیم و با استفاده از رویکرد کیفی در این تحقیق می توان تحولات اجتماعی گذشته در ذهن افراد را از طریق افرادی که درگیری و مشارکت بیشتری در رابطه با تحولات مذکور در این منطقه داشته اند درک و تفسیر کرد. با توجه به اینکه اطلاعات رسمی در هر حکومتی با آنچه بر مردم گذشته بسیار متفاوت و گاهاٌ متضاد است و حکومت ها جهت پیشبرد اهداف و منافع خود طوری برنامه ریزی می کنند که این حوادث مهم، از حافظه مردم دور بماند. در این پژوهش ما به دنبال یک فهم بهتر از واقعیت اجتماعی هستیم .ما در اینجا تلاش خواهیم کرد تا مفاهیمی را که از نخبگان این قوم بدست می آید را به صورت ساختارمند نشان می دهیم .تحقیقات کیفی با توصیف ضخیم خود از واقعیت به سادگی عبور نمی کنند و همچون آینه، انعکاس ادراک شدن های ناشناخته را در شناخته ها و ادراک شدن های شناخته را در ناشناخته ها قرار می دهد و به بازشناسی خود افراد کمک می کند (فلیک،۲۰۰۴) و در این روش ما سعی میکنیم یک مدل از تحولات اساسی گذشته این قوم را ارائه دهیم.
در این تحقیق سعی می کنیم تحولات برجسته تاریخی قوم بلوچ جنوب کرمان، در عرصه هی مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را از میان معانی ذهنی، حافظه ایشان بررسی کنیم. حوادثی که بر قوم بلوچ در گذشته اتفاق افتاده است، تأثیر زیادی بر تعریف ایشان از هویت معاصرشان دارد و نوع نگاه آنان به مسائل زندگی امروزشان ناشی از این هویت اجتماعی است و منجر به شکل گیری مسائل مختلف شده است: ناامنی، درگیری های مردم با اشرار در منطقه، نظام های ارباب و رعیتی و درگیری بین طوایف،که همه ی این ها موجب مشکلاتی در شکل گیری هویت کلی شده است. این ها (حوادث مذکور) دوره هایی است که بر مردم گذشته است و ما در این تحقیق می خواهیم ببینیم در بستر اجتماعی دوره کنونی بلوچ جنوب کرمان چگونه تحولات گذشته را فهم می کند.
به منظور پیش بینی تغییر وتحولات آینده کندوکاو سیستم معانی مشترک از چگونگی فهم و تفسیرآنان نیاز است. این درک و فهم از گذشته از این جهت مهم است که تحولات گذشته موجب ایجاد تضادها و در نتیجه ایجاد خشونت ها در میان اقوام مختلف و طوایف موجود در یک قوم می شود.بنابراین مسئله نهایی این پژوهش این است که مردم قوم بلوچ چه فهم و درکی ازتحولات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی گذشته دارند.
سؤالات تحقیق
در پژوهش کیفی هدف آزمون فرضیه ها نیست، بلکه یافتن فرضیه جدید، کشف روابط نا شناخته، توصیف جنبه های کشف نشده یک پدیده است. در مورد جایگاه فرضیه در روش کیفی باید این نکته را یادآور شد که هر چند در این روش پژوهش گر قصد آزمون فرضیه ای را ندارد، ولی این امر بدان معنی نیست که پژوهشگر قبل از پژوهش نداند در جست و جوی چه چیزی است. در تحقیق کیفی، در مورد فرضیه انعطاف پذیری وجود دارد. به همین دلیل اطلاعات بدست آمده، نتایج پژوهش را هدایت و فرضیه ها را شکل می دهند(منادی، مرتضی،۱۳۸۵: ش۴۷) در پژوهش کیفی، اغلب پرسش نخستین بر اساس یکی از روش های زیر بوجود می آید .مشاهده های پژوهشگر از رویدادهای واقعی و پرسش هایی در سایه تجربه های مستقیم پژوهشگر مطرح می شود(رحمت آبادی ، الهام: ۱۳۸۴، ش ۲۱)
در این تحقیق ما می خواهیم تجارب نخبگان قوم بلوچ در مورد برجسته ترین مقاطع، تحولات و تغییرات اجتماعی معاصر میان آنها را بررسی کنیم. تا از این طریق به یک تصویر ذهنی از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بدست آوریم. تا با توجه به این تحولات و در نظر گرفتن بافت های اجتماعی محیط کنونی بتوانیم پیامدها و راهکارهای در نظر گرفته شده توسط نخبگان آن ها را بدست آوریم. و جهت دستیابی به آن ها اهداف ذیل را دنبال خواهیم کرد.
ـ عناصر برجسته حافظه جمعی قوم بلوچ در طی مقاطع مختلف تاریخ معاصر کدامند؟
ـ چه تفسیری از این عناصر برجسته در حافظه جمعی قوم بلوچ وجود دارد؟

این مطلب را هم بخوانید :  ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.