متن کامل – مطالعۀ نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی دانش آموزان پایۀ اول ابتدایی- قسمت ۴۹

این پیش فرضها عبارت بودند از: ۱) متغیر ملاکی باید براساس مقیاس پیوسته (مانند مقیاس فاصلهای یا نسبی) اندازه گیری میشد. ۲) متغیر پیش بین باید با مقیاس پیوسته (مانند یک مقیاس فاصلهای یا نسبی) یا طبقهای (مانند یک مقیاس اسمی یا ترتیبی) اندازهگیری می شد. ۳) پیشفرض دیگر، استقلال مشاهدات (مانند استقلال باقی ماندهها) بود که از طریق آمارۀ دوربین واتسون محاسبه شد. محدودۀ قابل قبول برای این آماره ۵۰/۲-۵۰/۱ می باشد. ۴) رابطۀ بین متغیر وابسته و هر یک از متغیرهای مستقل و همچنین رابطۀ بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل به طور کلی باید از نوع خطی باشد. برای بررسی این پیشفرض نمودار پراکندگی همراه با خط رگرسیون رسم شد ۵) دادهها نباید همخطی چندگانه داشتند، زمانی که دو یا چند متغیر مستقل با یکدیگر به شدت ارتباط داشته باشند این همخطی چندگانه اتفاق میافتد. ۶) هیچ مقادیر پرت قابل توجهی نباید در رگرسیون باشد، اگر این مقادیر پرت در مدل رگرسیون وارد شود اعتبار نتیجۀ تحلیل را کاهش میدهد. در مدل رگرسیون این پژوهش، دو مقادیر پرت وجود داشت به همین جهت یک بار رگرسیون سلسله مراتبی با حذف مقادیر پرت و یک بار با مقادیر پرت محاسبه شد. نتیجه نشان داد که وجود یا عدم وجود مقادیر پرتها در نتیجۀ رگرسیون سلسله مراتبی تغییر قابل ملاحظهای ایجاد نمیکند، بنابرین بدون حذف مقادیر پرت رگرسیون سلسله مراتبی محاسبه شد. ۷) پیش فرض دیگر توزیع نرمال باقی ماندهها بود. برای بررسی آن از نمودار توزیع نرمال باقی مانده استفاده شد. این نمودار نشان داد که باقی ماندهها نرمال توزیع شده اند.
پس از تأیید تمام پیش فرضها، شرط دیگر استفاده از این تحلیل، دو ارزشی بودن متغیرهای پیش بین بود. در این پژوهش متغیرهای تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، درآمد، طول دورۀ آموزش پیشدبستانی و نوع مرکز آموزش پیشدبستانی سه ارزشی بودند. بنابرین با استفاده از کدگذاری مجدد، متغیر ساختگی برای آنها ساخته شد و آنها به متغیرهای دو ارزشی تبدیل شدند. نتایج آزمون خیدو چندبعدی نشان داد که بین فراوانی سطوح تحول شناختی دانشآموزان پایۀ اول پیشدبستانی رفته و همتای آنها که پیشدبستانی نرفتهاند تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج آزمون رگرسیون سلسله مراتب نشان داد که اگرچه آموزش در دورۀ پیشدبستان میتواند یکی از عوامل برای پیشبینی تحول شناختی در آینده قلمداد شود، اما این تفاوت در سطح آماری معنادار نبود و تنها تحصیلات دانشگاهی پدر در مقایسه با تحصیلات پدر بیسواد و عمومی معنادار شد.
۵-۲- تفسیر و تبیین یافتهها
به منظور بررسی نقش آموزش دورۀ پیشدبستانی در تحول شناختی دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی از روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. در مرحلۀ اول متغیرهای تعدیل کننده (جنسیت، تحصیلات والدین، نوع پیشدبستانی …) وارد مدل رگرسیون شدند، این دستۀ متغیر با درجۀ آزادی (۰۸۳/۱) و مجذور R (066/0)، ۶/۶ درصد تغییر واریانس را تبیین کرد و با اطمینان ۹۵% معنیدار نشد. سپس در مرحلۀ دوم، متغیر آموزش پیشدبستانی که متغیر اصلی پژوهش بود وارد مدل رگرسیون شد. این متغیر با درجۀ آزادی (۱۵۹/۱) و مجذور R ( 077/0)، ۷/۷ درصد تغییر واریانس را تبیین کرد. بنابرین نسبت به مرحلۀ اول ۱/۱ درصد به قدرت پیشبینی مدل افزود، که با اطمینان ۹۵% این مدل معنادار نشد. در مرحلۀ سوم متغیر طول دورۀ آموزش پیشدبستانی وارد مدل رگرسیون شد. این متغیر با درجۀ آزادی (۱۱۰/۱) و مجذور R (008/0)، ۰۸/۰ درصد تغییر واریانس را تبیین کرد. بنابرین با ورود طول دورۀ پیشدبستانی به مدل سوم تنها ۳% به قدرت پیش بینی مدل افزوده شد. این مدل نیز با اطمینان ۹۵% معنادار نشد.
همچنین از بین متغیرهایی که در مراحل مختلف وارد مدل رگرسیون شد، اگرچه متغیر آموزش پیشدبستانی با بتای (۱۵۵/۰) توانست در مرحلۀ دوم مقدار (۰۷۷/۰) از واریانس را تبیین کند و اما با اطمینان ۹۵% در سطح آماری معنادار نشد و تنها تحصیلات دانشگاهی پدر در مقایسه با تحصیلات عمومی و بیسواد در مرحلۀ اول با بتای (۱۷۴/۰)، در مرحلۀ دوم با بتای (۱۸۱/۰) و در مرحلۀ سوم با (۱۸۸/۰) با اطمینان ۹۵% معنادار شد.
این یافتهها با نتایج پژوهشهای بارنت (۱۹۹۵؛ ۲۰۰۸)، گودمن و ساینسی[۲۷۴] (۲۰۰۵) و سنه و همکاران (۱۳۸۶) مبنی بر تأثیر آموزش پیشدبستانی در بهبود توانمندیهای شناختی همخوانی ندارد.
علاوه بر این نتایج این پژوهش با مطالعۀ خزایی (۱۳۸۶) مبنی بر ارزیابی درک مفاهیم بنیادی ریاضی و بررسی رابطۀ بین تواناییهای شناختی ریاضی و عملکرد دانشآموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی استان مازندران براساس نظریه پیاژه و مطالعۀ اسعدی و همکاران (۱۳۸۶) مبنی بر رابطۀ تحول شناخت اجتماعی و طراز تحول شناختی در کودکان همخوانی ندارد.
همچنین با نتایج مطالعۀ مفیدی و سبزه (۱۳۸۸) و لوبیکا مارجونیک (۲۰۰۶) مبنی بر تأثیر فعالیتهای زبان آموزی دورۀ پیشدبستانی بر تحول زبان گفتاری دانشآموزان پایۀ اول دورۀ ابتدایی همخوانی ندارد.
نتایج این پژوهش همچنین با مطالعات، فیلپ و همکاران[۲۷۵] (۱۹۸۷، به نقل از مفیدی و سبزه، ۱۳۸۸)؛ پیکرنیک و همکاران (۱۹۸۳، به نقل از اسحاق نیا، ۱۳۷۲)، مولایی تاجکوه (۱۳۸۲) مبنی بر نقش آموزش پیشدبستانی در پیشرفت تحصیلی همخوانی ندارد.
همچنین نتایج شاکر (۱۳۸۳)، جلالی رودسری (۱۳۷۶) مبنی بر تأثیر آموزش پیشدبستان در یادگیری مهارتهای روانی-حرکتی و نتایج بیرشک و مرادی (۱۳۸۲، به نقل از حمیدپور و همکاران، ۱۳۸۸) مبنی بر تأثیر دورۀ پیش‌دبستانی در تحول سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان نیز با نتایج این پژوهش همخوانی ندارد.
همان طور که در مطالعات بالا اشاره گردید در بیشتر موارد نقش آموزش پیشدبستانی در پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی، مهارتهای روان-حرکتی، زبان آموزی، معنادار شده است این در حالی است که در این پژوهش نقش آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی با وجود این که از پیشبینی برخوردار بود، در سطح آماری معنادار نشد. در تببین این یافته میتوان به نتایج مطالعۀ فراتحلیلی که در سال (۲۰۰۸) اشاره نمود. او در یک مطالعۀ فراتحلیلی بدین نتیجه رسید که برنامههای به خوبی طراحی شده دورۀ پیشدبستان آثار بلند مدت دارد.
بنابرین با توجه به یافتههای بارنت (۲۰۰۸) این امکان وجود دارد که نتایج آثار تحول شناختی در دورۀ پیشدبستانی در دراز مدت نمایان شود. از آنجا که این پژوهش تنها تحول شناختی دانشآموزان پایۀ اول را مورد بررسی قرار داد. بنابرین ممکن است که ارزیابی کوتاه مدت این دوره نقش آموزش دورۀ پیشدبستانی در تحول شناختی به خوبی نشان نداده است.
همچنین یکی دیگر از نتایج فراتحلیل بارنت (۲۰۰۸) حاکی از آن است که اگرچه آموزش دورۀ پیشدبستان آثار مثبتی در یادگیری و تحول نقش دارد اما اندازه و ماندگاری تأثیرات آن به نوع برنامهها بستگی دارد. بنابرین کیفیت برنامههای پیشدبستان و چگونگی اجرای مطلوب آنها عامل مهمی است که اهمیت آن غیرقابل انکار می باشد. در مطالعۀ حاضر با وجود آشکار شدن نقش آموزش پیشدبستان به عنوان یک پیشبینی کنندۀ قوی برای تحول شناختی، نقش این دوره بر تحول شناختی دانشآموزان در پایۀ ابتدایی مورد تأیید قرار نگرفت. نتیجۀ به دست آمده در مطالعه حاضر را احتمالاً میتوان تا اندازه ای به کیفیت برنامه درسی و آموزش پیشدبستان نیز نسبت داد. به طوری که با مراجعه به نتایج مطالعات در این زمینه چنین تفسیری میتواند پذیرفتنی باشد. به عنوان مثال، زارع و همکاران (۱۳۸۷) و ضیایی نجف آبادی (۱۳۸۶) غنی نبودن فضاهای آموزشی، کمبود فضاهای آموزشی مراکز پیشدبستانی که تحرک و کنجکاوی کودک را محدود میکند، طراحی نامناسب فضاهای آموزشی دوران پیشدبستانی که بیشتر آنها در فضاهای مسکونی یا آپارتمانها قرار دارند و با نقاشی و رنگ آمیزی، ظاهراً به محیط پیشدبستانی تبدیل شده است که خلاقیت و کنجکاوی کودک را از بین میبرد را از جمله کاستیهای آموزش پیشدبستانی بر می شمرند.
علاوه بر این، یکی دیگری از دلایل ناهمخوانی یافتههای این پژوهش با مطالعاتی که تاکنون در خصوص نقش آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی انجام شده است، ممکن است بدین خاطر باشد که در پژوهشهای اخیر (بارنت، ۱۹۹۵، ۲۰۰۸؛ کمپبل و همکاران[۲۷۶]، ۱۹۹۵؛ بورچینال و همکاران[۲۷۷]، ۱۹۹۷؛ اندرسون و همکاران[۲۷۸]، ۲۰۰۳؛ لویب[۲۷۹]، ۲۰۰۷؛ دایموند و همکاران[۲۸۰]، ۲۰۰۷؛ گودمن و ساینسی، ۲۰۰۵) تأثیر دورۀ پیشدبستانی بر توانمندیهای شناختی (هوش، ادراک، توجه، پیشرفت تحصیلی……..) مورد مطالعه قرار گرفته است، در حالی که تاکنون نقش آموزشپیش دبستانی در تغییر ساختهای شناختی که مورد توجۀ پیاژه میباشد مدنظر پژوهشگران قرار نگرفته است.
همچنین یکی دیگر از نکات مهمی که نیازمند تبیین و تفسیر بیشتر در ارتباط با یافتههای مطالعۀ حاضر می باشد سطح تحصیلات پدر است که به عنوان تنها عامل پیش بینی کنندۀ تحول شناختی محسوب شد و به لحاظ آماری مورد تأیید قرار گرفت. در همین راستا، وایت[۲۸۱](۱۹۸۲)، تیچمن[۲۸۲](۱۹۸۷)، گنزچ[۲۸۳](۲۰۰۰) تحصیلات والدین را از عوامل محیطی خیلی مهم برای تحول شناختی کودک، بر می شمرند. وایت (۱۹۸۲) و تیچ من (۱۹۸۷) نیز سطح تحصیلات والدین را مرتبط با پیشرفت تحول شناختی می دانند (به نقل از آردیلا[۲۸۴]، ۲۰۰۵). نتایج پژوهش بلک و همکاران[۲۸۵] (۱۹۹۹)، آماتو و همکاران[۲۸۶] (۱۹۹۹)، هوآج و همکاران[۲۸۷] (۲۰۰۵) حاکی از آن است که تحصیلات پدر پیش بینی کنندۀ اساسی برای تعامل مثبت با کودک محسوب میشود. دلیل این امر ممکن است بدین خاطر باشد پدران تحصیل کرده نسبت به پدران کم سواد آگاهی بیشتر از نیازهای تحولی کودک دارند و از این رو نقش بهتری را ایفا می کنند (به نقل از کبررا و همکاران[۲۸۸]، ۲۰۰۷).
همچنین این پژوهش برای بررسی فراوانی سطوح تحول شناختی در دانشآموزان پیشدبستانی رفته و نرفته از آزمون خیدو چندبعدی استفاده کرد.
نتایج تحلیل این آزمون نشان داد که اگرچه در تمام سطوح تحول شناختی، فراوانی پیشدبستانی رفتهها نسبت به پیشدبستانی نرفتهها بیشتر است اما تفاوت فراوانی سطوح تحول شناختی در بین آنها در سطح آماری معنادار نشد. در این تحلیل بیشتر دانشآموزان پیشدبستانی رفته و نرفته در مرحلۀ پیشعملیاتی قرار داشتند و تعداد اندکی از آنها به زیر مرحلۀ یک و دو عملیات عینی رسیده بودند. همچنین از آن جا که هیچ کدام از دانش آموزان قادر به پاسخ گویی درست به پرسشهای سطوح انتزاعی نبودند، پرسشهای انتزاعی از فرایند تحلیل خارج شد و تحلیل آماری تا زیر مرحلۀ دوم عینی انجام شد زیرا هیچ کدام از دانشآموزان به زیر مرحلۀ سوم عینی نرسیده بودند (نک به جدول ۴-۳).
در تأیید یافتههای این پژوهش مبنی بر این که بیشتر دانشآموزان پیشدبستانی رفته و نرفته در مرحلۀ پیشعملیاتی قرار داشتند میتوان به نظریۀ پیاژه اشاره نمود. بر طبق این نظریۀ کودکان در سنین ۱۱-۷ سالگی در مرحلۀ پیش عملیاتی قرار دارند.
همچنین مشاهدات پژوهشگر و نتایجی که او به ثبت رسانده حاکی از آن است که بیشتر دانشآموزان مرحلۀ پیشعملیاتی به مفهوم نگهداری ذهنی دست نیافته بودند، زیرا آنها در پاسخ گویی به پرسشهای نگهداری ذهنی تحت تأثیر شکل ظاهری یا وضع مکانی یک شیء قرار میگرفتند، بنابرین یافتههای پیاژه مبنی بر این که دانشآموزان در مرحلۀ پیش عملیاتی قادر به درک مفاهیم نگهداری ذهنی هستند با یافتههای این پژوهش همخوانی دارد.
نتایج این پژوهش همچنین تا حدودی با مطالعات داخلی نیز همخوانی دارد. احمدپناه (۱۳۷۷) و دادستان (۱۳۷۷) نیز به بررسی درک مفاهیم نگهداری ذهنی دانشآموزان پرداختند. اگرچه آنها نقش آموزش پیشدبستانی را در تحول شناختی مورد بررسی قرار ندادند اما در مجموع مطالعاتشان حاکی از آن است که دانشآموزان ایرانی در درک مفاهیم نگهداری ذهنی تأخیر دارند.
دادستان (۱۳۷۷) دلیل این تأخیر را نارسایی فرصتهای تجربه یا مواجهه با محیط، اثر نامناسب و ناقص عوامل اجتماعی-هماهنگی بین فردی در گسترۀ آموزشی و فرهنگی و عدم سیاست گذاری و خط مش فرهنگی میداند. احمدپناه (۱۳۷۷) نیز همچون دادستان (۱۳۷۷) نارسایی فرصتهای تجربه دلیل این تأخیر می داند و آن را ناشی از نظام آموزش و پرورش متمرکز بر می شمرد.
با توجه به پژوهش دادستان (۱۳۷۷) و احمدپناه (۱۳۷۷) عدم تفاوت معنادار بین فراوانی سطوح تحول شناختی در دانشآموزان پیش دبستانی رفته و نرفته را شاید بتوان به دلیل نارسایی تجاربی قلمداد کرد که کودکان در حین دورۀ پیش دبستان کسب میکنند زیرا همان طور که در پژوهشهای زارع (۱۳۸۷) و ضیایی نجف آبادی (۱۳۸۶) اشاره گردید، آموزش پیشدبستانی با کاستیهایی از جمله کمبود امکانات و غنی نبودن محیط، فضای محدود مواجه است این در حالی است که کودکان در محیطهای که فرصت کشف و جستجو برای آنها محدود میباشد نسبت به کودکان در محیطهای مهیج از سطوح تحول شناختی پایینتری برخوردارند مگر این که تجارب خلاقانۀ برای آنها در محیط فراهم گردد (ودسورت[۲۸۹]، ۱۹۷۸، به نقل از بیکن، ۲۰۰۱).
۵-۳- محدودیت های پژوهش
۱- پژوهش حاضر با روش پژوهش علی-مقایسه ای انجام شد از این رو امکان کنترل مستقیم وجود نداشت.
۵-۴ – پیشنهاد های پژوهش
با توجه به یافتههای پژوهشی پیشنهادهایی در دو سطح پژوهشی و کاربردی ارائه میگردد.
الف-پیشنهادهای پژوهشی
۱- از آنجا که به دلیل مسائل اخلاقی انتخاب تصادفی کودکان به منظور تقسیم بندی گروه شاهد و گواه امکان پذیر نمیباشد از این رو پیشنهاد میشود که با روش پژوهش شبه آزمایشی که عضویت آزمودنیها در آن به طور طبیعی میباشد مطالعهای در خصوص نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی انجام شود.
۲- همان طور که در تبیین یافتههای پژوهش اشاره گردید ممکن است نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی در درازمدت نمایان شود بنابرین پیشنهاد میشود نقش آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی دانشآموزان پایههای مختلف تحصیلی مورد پژوهش قرار گیرد.
۳-پیشنهاد میشود که در مطالعات بعدی آزمون معمای مفرح و چالش برانگیز بیکن (۲۰۰۱) هنجاریابی شود.
ب-پیشنهادهای کاربردی
۱- با اتکا به یافتههای این پژوهش پیشنهاد میشود که در طراحی و تدوین برنامههای درسی دورۀ پیشدبستانی در کنار توجه به پرورش ابعاد تحول اخلاقی، اجتماعی و روانی-حرکتی، به پرورش بُعد تحول شناختی توجۀ ویژه شود.
۲- با توجه به یافتههای پژوهش مبنی بر اهمیت کیفیت نوع برنامهها پیشنهاد میشود نظارت بیشتری بر کیفیت برنامههای اجرا شده دورۀ پیشدبستان شود.
۳- به مدیران مراکز پیشدبستانی پیشنهاد میشود که محیط غنی برای بازی و فعالیتهای شناختی دانشآموزان فراهم آورند تا دانشآموزان بتوانند از طریق درگیری و کار مستقیم با اشیاء و مواد محسوس و عینی مسائل و مفاهیم تحول شناختی را بیاموزند.
فهرست منابع
الف: منابع فارسی
۱) احدی، ح، بنی جمالی، ش. (۱۳۸۸). روانشناسی رشد (مفاهیم بنیادی در روانشناسی کودک). تهران: جیحون.

این مطلب را هم بخوانید :  تکنیک های تصمیم گیری اوزان شاخص ها:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.