نمونه پایان نامه : نیازهای روانی

دانلود پایان نامه

دانش‌آموزان و عوامل موثر بر‌آن بستگی دارد.

گفتگو در‌باره علل رفتاری دانش‌آموزان، روشنگر برخی از دیدگاه‌های مختلف در مورد انگیزش است. به طوری که برخی از معلمان رفتاری، دانش‌آموزان را از دیدگاه رفتاری و محیطی بررسی می‌کنند و برخی بر نقش علل درونی یا به اتخاذ بینابینی تاکید می‌ورزند. این مطلب نشان می‌دهد الگوهای انگیزشی متفاوتی وجود دارند که لازم است معلمان درباره الگوها یا نظریه‌های انگیزشی، چرا و چگونگی انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان بیندیشند تا رفتار خود در مدرسه را هدایت کنند. رفتار دانش‌آموزان نیز نشان می‌دهد که انگیزش خصیصه مهمی است که همه فعالیت‌های آنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دانش آموزان برانگیخته شده به فعا‌لیت‌ها علاقه‌مند، سخت‌کوش‌اند، اعتماد به نفس دارند، در انجام تکالیف استمرار نشان می‌دهند و خوب عمل می‌کنند. اما وقتی دانش‌‌آموزان عملکرد ضعیفی داشته باشند، ممکن است معلمان بگویند آن‌ها برای یادگیری برانگیخته نبوده‌اند، اما اگر بیشتر تلاش کنند بهتر خواهند شد. با این فرض که انگیزش تحصیلی هدفی ارزشمند است و بر تمام ابعاد تحصیلی تاثیر می‌گذارد، لازم است معلمان و دست اندرکاران آموزش و پرورش آن را اصلی‌ترین هدف خود قرار دهند(پینتریج و شانک،2002؛ شهر‌آرای، 1385؛ نقل از کوشکی‌وهمکاران،1389).
2-1- انگیزش تحصیلی
انگیزش تحصیلی‌ عبارت‌ است از گرایش همه جانبه‌،‌ ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی‌ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است(باقری،1371). انگیزش در واقع موتور حرکت هر فردی است و محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزش تحصیلی می‌دانند(بیابانگرد،1375). دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی بالا به تکالیفی روی می‌آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد. دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی پایین به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می‌آورند، اما در تمایل به نزدیک شدن به آنها چندان مصمم نیستند. کسانی که دارای ترس شدید از شکست هستند، یا به سوی تکالیف بسیار آسان که احتمال موفقیت در آن‌ها زیاد است، یا به تکالیف بسیار دشوار که بتوانند از دشواری آن‌ها به عنوان بهانه‌ای برای‌ عدم ‌موفقیت‌ استفاده ‌کرده،‌ روی ‌می‌آورند (بیابانگرد،1375). پایین بودن سطح انگیزش یادگیرندگان یکی از مهم‌ترین علل کاهش افت تحصیلی آنان به شمار می‌رود. آلبرت انیشتین مهم‌ترین انگیزه برای انجام کار‌کردن در مدرسه و زندگی را لذت از کار، لذت از نتیجه و درک ارزشی آن برای اجتماع می‌داند(زهرا کار،1380). انگیزش دانش‌آموزان در کلاس درس بیانگر آن است که چرا دانش‌آموزان به شیوه خاصی رفتار می‌کنند؟ اگر دانش‌آموزان تکالیف خود را انجام نمی‌دهند، ممکن است به این دلیل باشد که فاقد انگیزش کافی باشند. در مقابل اگر دانش‌آموزان در انجام تکالیف خود پشتکار به خرج دهند و سعی کنند بر موانع غلبه کنند، احتمالا دارای انگیزش هستند(بیابانگرد،1384).
انگیزه به صورت آمادگی روانی یک پیش نیاز به حساب می‌آید و تاثیر آن بر یادگیری کاملا آشکار است(سیف،1387). انگیزه یکی از عوامل اصلی موثر بر رفتار است و در تمام کارکردهای فرد از قبیل فراگیری تحصیل، یادگیری ‌تحصیل، یادگیری و توجه، دقت، ادراک، یاد‌آوری، فراموشی خلاقیت‌ و ابراز‌عشق‌ و‌ عواطف نقش‌دارد(براهنی،1387). دیوید مک کله لند می‌گوید:”بر حسب دو مفهوم رقابت و برتری جویی انگیزش پیشرفت را می‌توان تعریف کرد”. به نظر او افرادی که از انگیزه پیشرفت بالایی بر‌خوردارند، خواهان آنند که تلاش خود را برای دست‌یابی به اهداف بالا و عالی به کار گیرند یا کوشش‌های خویشتن را جهت نیل به ترازهایی از برتری‌جویی که خود جهت خویش وضع‌کرده‌اند ‌به‌ کار ببندند(هاشمی و همکاران،1389).
منظور از انگیزش تحصیلی یا انگیزش‌موفقیت، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آن‌ها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است(اسلاوین،2006). دانش‌آموزان دارای انگیزش تحصیلی سطح بالا، همواره می‌خواهند موفق بشوند و انتظار آن را می‌کشند‌ و وقتی شکست می‌خورند کوشش‌های خود را ادامه می‌دهند تا موفق بشوند (اسلاوین،2006). نظریه خود تعیین‌گری یک نظریه انگیزشی است که به صورت نظام‌مند، نیازهای ‌پویشی، انگیزشی، عاطفی و بهزیستی انسان را در بافت ضروری و بلاواسطه اجتماع، توضیح وتبیین می‌کند(چن وجانگ،2010؛ نقل از اژه‌ای، 1390).
وقتی به علل بروز رفتار به دقت می‌نگریم مشاهده می‌کنیم که انگیزش بیشتر با نیازها و خواسته‌های افراد آدمی ارتباط دارد و به رفتار جهت و نیرو می‌بخشد. برای پی بردن به چگونگی انگیزش در ایجاد رفتار شایسته است به دیدگاه‌ها یا نظریه‌های مختلفی که با پژوهش‌های کارشناسان مطرح گردیده‌اند توجه کنیم.
2-1-1- مبانی نظری انگیزش
نظریه سایق
نظریه سایق یک دیدگاه فیزیولوژیکی بود که گسترش یافت و سرانجام نیازهای روانی را نیز دربرگرفت. وودورث درسال 1918 معتقد بود که سایق‌ها نیروهای درون‌زادی هستند که برای حفظ تعادل زیستی بدن فعالیت می‌کنند. زیرا وقتی موجود زنده از مایه وعنصر لازم، مانند آب و هوا و غذا برای ادامه زندگی محروم شود سایقی پدید می‌آید تا آزمودنی به آن پاسخ دهد یا به رفع کمبود بپردازد. وقتی عنصر مورد نیاز به دست می‌آید سایق نیز کاهش می‌یابد. مفهوم سایق در سال1943 که کلارک‌هال نظریه کاهش سایق خود را مطرح نمود گسترش چشمگیری یافت‌. نظریه هال بیانگر این واقعیت است که نیازهای فیزیولوژیکی اساس ایجاد سایق به شمار می‌آید. سازه انگیزشی که به موجود زنده نیرو می‌بخشد و او را به فعالیت وا می‌دارد سایق نامیده می‌شود و نیرویی را که برای تسکین یا ارضای نیاز به کار می‌رود کاهش سایق می‌خوانند. کلارک‌هال عقیده داشت که انگیزش‌، نخستین گام در راه الگوهای اکتسابی تحرک یا رفتار است. رفتارهای فطری و طبیعی نیازهای نخستین را ارضا می‌کنند و یادگیری فقط زمانی رخ می‌دهد که رفتارهای ذاتی تاثیر نداشته باشند. در واقع یادگیری یک شیوه تکاملی برای سازش با محیط به منظور تامین بقا است. هال به وجود تقویت‌کننده‌های ثانوی نیز اعتقاد داشت. به نظر او بسیاری از رفتارها برای ارضای نیازهای اصلی پدید نمی‌آیند. یعنی محرکها، مانند کار برای دریافت پول، نیروی تقویت‌کننده خود را به همراهی تقویت کننده نخستین به دست می‌آورند. واینر(1985)تصریح می‌کند که بر اثر نوشته‌های هال نظریه سایق موجب گسترش پژوهش‌های فراوانی گردید. البته نظریه سایق دارای مسائلی برای انگیزش آدمی است. به این معنا که فقط نیاز همواره موجب تحریک سایق نمی‌شود و به کاهش آن نمی‌انجامد. کسانی که یک طرح کم مدت و بسیار فوری را با شتاب انجام دهند، ممکن است فشار گرسنگی را احساس کنند اما برای غذا‌خوردن کار را تعطیل نکنند. در اینجا علاقه به تکمیل یک کار مهم دارای ارزش و اهمیتی بالاتر از رفع نیاز فیزیولوژیکی است و بر عکس، سایق‌ها هم می‌توانند در صورت نبودن نیازهای زیستی به ‌وجود آیند(محی الدین بناب،1375).
نظریه شرطی

 

  منابع مقاله با موضوع انگیزش کارکنان

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه‌های انگیزشی در شرطی‌شدن به صورت بازتابی و عامل نمایان می‌شوند. وقتی محرکی همراه با محرک دیگر بیاید و پس از چند بار تکرار، پاسخ آن را به خود اختصاص دهد، آن را شرطی‌شدن بازتابی یا کلاسیک می‌نامند. درشرطی شدن عامل رفتار هنگامی برانگیخته می‌شود که احتمال دریافت پاداش یا یک عامل تقویتی وجود داشته باشد. دلایل بسیاری وجود دارد که تقویت کننده‌ها در رفتار و کردار آدمی موثرند، اما به ‌نظر بندورا(1986)عامل تقویتی نیست که در رفتار تاثیر می‌کند، بلکه باورها و اعتقادهای مردم در باره عوامل تقویتی است که تاثیر بیشتری به جا می گذارد. غالبا مشاهده شده کسانی که وارد یک رشته فعالیتهای خاص می‌شوند معتقدند که فعالیت‌هایشان ارزشمندند و پاداش خود را دریافت می‌دارند و وقتی عوامل تقویتی با معتقدات متضاد باشند بیشتر افراد بنا به اعتقادهای ایمانی خود رفتار می‌کنند(پارسا، 1385).
نظریه شناختی
نظریه‌های شناختی انگیزش بیشتر به اندیشه‌ها، ادراک ‌امور و مسائل زندگی توجه دارد. در این راستا دو نوع شناخت بیانگر رفتارهایی است که از ما سر می‌زند. یکی انتظاری است که رفتار را به سوی هدف خاصی سوق می‌دهد و دیگری ادراک ارزش آن هدف(تولمن، 1959). چنانکه درجه برانگیختن شاگردان به درس و تحصیل وابسته به آن است که درجه انتظار آنان نسبت به نمره خوب یا عالی تا چه اندازه است و این نمره برایشان تا چه حدارزش دارد اگر انتظار و ارزش آنها در سطح بالا باشد شاگردان با هوشمندی و کوشش و توجه فراوان به تحصیل می‌پردازند، اما اگر یکی از آنها پایین باشد انگیزه تحصیلی نزول خواهد کرد. نظریه‌های شناختی انگیزش تمایز عمدهای میان انگیزه درونزاد و برون‌زاد قائل است. انگیزه درون‌زاد موجود آدمی را وا می‌دارد تا در کارهایی به خاطر خود آنها به فعالیت بپردازد، نه برای دریافت پاداش و سود مادی. برعکس انگیزه برون‌زاد سبب می‌شود که فرد برای دستیابی به پاداش و یا مقام و مرتبه احتمالی در کاری شرکت جوید. بنا به پژوهش‌هایی که درباره این دو نوع انگیزش انجام شده مشخص گردیده است که وقتی انگیزه‌ای درون‌زاد باشد موجود آدمی با کوشش و پشتکاری بیشتر‌از انگیزه برون‌زاد به فعالیت می‌پردازد(لپر،1983). به علاوه بعضی از روانشناسان پیشنهاد می‌کنند که در نظرگرفتن پاداش برای ایجاد رفتار مطلوب ممکن است به کاهش انگیزه درون‌زاد و افزایش انگیزه برون‌زاد بینجامد واز فعالیت‌های تحصیلی بکاهد(محی‌الدین بناب،1375).
نظریه توازن
هایدر معتقد است که میان اشخاص و موقعیت‌ها و رویدادها درباره توازن شناختی گرایشی وجود دارد که عناصر سه گانه آن عبارتند از: معلم، شاگرد و ماده ‌درسی. توازن هنگامی ایجاد می‌شود که یک رابطه مثبت میان این عناصر سه گانه به وجود آید، به این معنا که شاگرد، معلم و ماده ‌درسی هر دو را دوست دارد و معتقد است که معلم هم درس شیمی را دوست دارد. عدم توازن شناختی زمانی به وجود می‌آید که نه تنها همه، بلکه یکی از سه رابطه بالا منفی باشد، مانند زمانی که شاگرد شیمی را دوست ندارد اما معلم دوست دارد. در این صورت است که توازن شناختی دستخوش اختلال قرار می‌گیرد. شاگردی که معلم خود را دوست دارد گرچه از شیمی بیزار است، ناگزیر برای حفظ آبروی خود در نزد خانواده، همکلاسی‌ها و معلم می‌کوشد تا حدودی درس شیمی را بیاموزد ولی اگر شیمی را دوست داشته باشد تلاش و پیشرفت او چند برابر می‌شود(پارسا،1385).
نظریه خود‌مختاری
نظریه خود‌مختاری نظریه انگیزشی مزلو به مفهوم خودشکوفایی توجه بسیار دارد. به باور مزلو فرد می خواهد پتانسیل وجودی خود را که یگانه و منحصر به فرد است، شکوفا و عملی سازد، و”آن شود که توانایی شدن آن را دارد.” او می‌خواهد در کنش‌های خود آزاد و مستقل باشد(کارشکی و محسنی، 1391).
یکی از پیامدهای جدید نظریه خود شکوفایی مزلو، نظریه خود مختاری است که اعلام می دارد افراد از گرایش فطری ابراز کردن تمایلات و به کار بردن استعدادها و قابلیت ها و غلبه کردن بر چالش ها برخوردارند(ریان و دسی، 2009 ، رایان و دسی، 2000). نظریه خود‌مختاری دسی و رایان(1985) اینگونه فرض می‌کند که در انسان تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری وجود دارد که یا توسط محیط پیرامون تشویق و حمایت می‌شود و یا بلعکس بر اثر بی‌توجهی، تضعیف می‌گردد. این نظریه انگیزش را به انگیزش‌درونی، انگیزش‎بیرونی و بی‌انگیزگی تقسیم می‌کند تحقیقی که مفهوم خود‌مختاری را تایید می‌کند از گروه‌های مختلفی نظیر بازیکنان فوتبال در استرالیا، نوجوانان در هندوستان و نیجریه، و زنان مسن در ایالات متحده به دست آمده است. افرادی که در خود‌مختاری بالاترین نمره را گرفتند، در رفتار کلی و سلامت ذهنی، بیشترین بهبودی را نشان دادند(پادلاگ و اکلاند،2010 ؛ شلدون و اومویل، 2009 ؛ استفان و لی‌اسکانف، 2010؛ نقل از سید‌محمدی، 1392).
– انگیزش درونی
به انگیزه‌ای اشاره دارد که افراد را به صورت خود‌جوش و درونی به انجام تکلیفی خاص به حرکت وا می‌دارد و سوای از پاداش‌های بیرونی، انجام خود تکلیف برای فرد ارزشمند و رضایت‌بخش ‌است(دسی و رایان،2000؛ لی وهمکاران، 2010). انگیزش درونی نسبت به یک دوره خاص دانشکده ممکن است هم عملکرد در آن موضوع و هم انگیزش مداوم به فراسوی آن دوره را افزایش دهد. گرچه تحلیل نظری( دوک و لگات،1988) به تحول انگیزش‌درونی مربوط است، تحقیق کمی وجود دارد که انگیزش درونی را به عنوان یک متغیر وابسته مورد بررسی قرار داده باشند. چند تن از محققین اظهار کرده‌اند که اهداف تبحری می‌تواند انگیزش‌درونی را بهبود دهد زیرا باعث جستجوی چالش و پشتکار بیشتر می‌شوند، که در نتیجه می‌تواند لیاقت ادراک شده و تبحر بر تکلیف را ارتقا دهد( بوتلر، 1993؛ دوک، 1985؛ به نقل از دوک، 2000؛ نیکولز، 1989). واژه درونی سازی دارای پیشینه طولانی در ادبیات روان شناختی است و تعاریف مختلف نیز یافته است(دسی، 1985). در تعریفی که می‌توان آنرا کلاسیک نامید، زیرا مورد توافق بسیاری از روان‌شناسان رشد و شخصیت است، درونی‌سازی فرآیندی است که از خلال آن ارگانیسم، تنظیم رفتار از طریق رجوع به رخدادهای برون‌زاد را به تنظیم رفتار از طریق رجوع به رخدادهای درونی تبدیل می‌کند و نظم‌دهی درونی را به جای نظم‌دهی بیرونی می‌نشاند. درونی سازی توصیفگر فرآیند‌هایی است که به رشد انگیزش بیرونی منجر می‌گردند، و دامنه آن کلیه تنظیم یا نظم دهی‌هایی را می‌پوشاند که مبنای اولیه آن‌ها مشوق‌های بیرونی بوده است(کارشکی و محسنی، 1391).
شباهت بین مفاهیم انگیزش‌درونی و خود‌مختاری با خود‌شکوفایی از دیدگاه مزلو:
تمرکز فرد بر انگیزش درونی به خود مختاری کمک می‌کند، به این صورت که فرد به خاطر علاقه و چالش خود فعالیت، نه به خاطر پاداش بیرونی، آن را انجام می‌دهد. بین مفاهیم انگیزش درونی و خود مختاری و توصیف مزلو از خود شکوفایی شباهت‌هایی وجود دارد. هر دو به تحقق بخشیدن استعداد و توانایی‌های فرد به منظور ارضای درونی نه پاداش بیرونی، مربوط می‌شوند. نظریه خود‌مختاری سه نیاز اصلی را مشخص می‌کند؛ و فقط از طریق ارضای این نیازها می‌توانیم به حالت بهزیستی دست یابیم:
1.شایستگی – نیاز به اینکه احساس کنیم می‌توانیم بر تکالیف دشوار تسلط یابیم.
2. استقلال – آزادی عمل کردن مطابق با تمایلات، نیازها، و ارزش‌های خودمان.
3. ارتباط – نیاز به احساس کردن ارتباط نزدیک با دیگران.
تحقیقات نشان دادند که ارضای این نیازها و تمرکز بر انگیزش‌درونی، با عزت نفس بالا و خود شکوفایی همبستگی مثبت دارد(میلیا‌، سکایا و کاستنر، 2011؛ رایان و دسی، 2000؛ نقل از سید‌محمدی، 1392).
محققانی همچون والرند(1992) مولفه یکپارچه انگیزش‌درونی دسی و رایان(1985) را به چند مولفه تقسیم کرده‌اند. این زیر مولفه‌ها عبارتند از:
1-انگیزش‌درونی برای دانستن
2-انگیزش‌درونی برای دستاورد
3-انگیزش‌درونی برای تجربه
– انگیزش بیرونی
به انگیزه‌ای اشاره دارد که افراد را به خاطر پاداش‌ها و تقویت‌های بیرونی تحریک و مجبور به انجام یک تکلیف می کند. وقتی افراد به صورت بیرونی برانگیخته می‌شوند برای بدست آوردن چیزی بیشتر از لذت خود عمل یا تکلیف، فعالیت می‌کنند(دسی و رایان،2000؛ لی وهمکاران،2010 ). مولفه انگیزش بیرونی در نظریه خود‌تعیین‌گری به چهار زیر مولفه تقسیم می‌شود که به صورت پیوستاری از بالاترین سطح خود مختاری(تنظیم منسجم) تا کمترین سطح خود‌مختاری(تنظیم بیرونی) ادامه دارد(سید‌محمدی، 1392).
– بی انگیزگی
افرادی هستند که هیچگونه انگیزه‌ای یعنی نه خشنودی و ارزشمندی درونی و نه مشوق‌های بیرونی برای فعالیت‌های خود دریافت نکنند و در نتیجه از انجام فعالیت اجتناب کنند(دسی ورایان،2000؛ کلارک و شروت، 2010). مفهوم بی‌انگیزگی تا حدودی به مفهوم”درماندگی آموخته شده” است. وقتی افراد در حالتی هستند که احساس می‌کنند عملی که انجام می‌دهند خارج از مهار آنان و تح

  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره یادگیری مشارکتی

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید