پایان نامه روانشناسی در مورد : و

دانلود پایان نامه

با واقعیتهای خود و عالم بیرون کاملا در ارتباط هستند. واقعیتها را عینی ادراک می کنند و آنها را همان گونه که هستند همچون آیینه باز بتابانند و با ذهنیت خود تحریفشان نکنند. چنین اشخاصی در نتیجه شناخت کامل خود، بجای اینکه در پی تصویری آرمانی از خویشتن باشند، می توانند خود راستین را تحقق بخشند. پرلز معتقد است که سالمتر این است که خودمان باشیم، نه آنچه دیگران از ما انتظار دارند. وی معتقد است که شخصیت سالم در زمان حال و برای حال زندگی می کند و با اینکه می تواند برای آینده برنامه ریزی کند، دچار اضطراب ناشی از فردا چه خواهد شد، نمی گردد. ویژگی مهم سلامت روان که همه بر سر آن توافق دارند، ریشه کردن عمیق در زمان حال است. با اینکه به اعتقاد بیشتر نظریه پردازان از تاثیر رویدادهای گذشته (بویژه دوره کودکی) مصون نیستیم، اما همگی هم رای اند که تجربه های اولیه به ما شکلی تغییرناپذیر نمی بخشند.
در شرایط کنونی جامعه که فشارهای اجتماعی و فشار کار و برخوردهای ارزشی فراوان است خانواده باید محل امن و قابل اعتماد برای اعضای خود باشد. بعضی از نظریه پردازان داشتن دورنمایی از آینده را برای شخصیت سالم حیاتی می دانند، اما توصیه نمی کنند آینده را جانشین حال سازیم.
پژوهش حاضر که با تکیه بر دیدگاه سیستمی، سلامت روان را مورد نظر دارد، انسان را به عنوان یک سیستم می نگرد و عوامل روانی و اجتماعی بر عوامل زیستی او موثر است. بدین ترتیب مطالعه انسان و حالات او بدون توجه به محیط او خصوصا خانواده، مفهومی ندارد. خانواده به دعنوان کانون کمک، التیام و شفابخشی است و قادر است فشارهای روانی وارد شده بر اعضای خود را تخفیف دهد، در نتیجه ارتباطات در خانواده بر سلامت روانی افراد نقش تعیین کننده ای دارد.
همه نظریه پردازان به نوعی توافق دارند که اشخاص سالم می دانند چیستند و کیستند و خود را میپذیرند و به آنچه نیستند، تظاهر نمی کنند.
خصوصیات انسان سالم از دیدگاه پرلز
افراد به آنکه و آنچه هستند، آگاهی و در برابر آنها پذیرایی کامل دارند.
انسان سالم با احساس ایمنی در لحظه هستی زندگی می کند.
انسان سالم می تواند مسئولیت زندگی خود را بپذیرد.
با خود و جهان ارتباط دارد.
می تواند آشکارا خشمشان را بیان کنند.
زندگی شان از قید تنظیم بیرونی آزاد است.
وضعیتشان در همان لحظه ای که زندگی می کنند هدایت می شود و نسبت به وضعیت همان لحظه از خود واکنش نشان می دهند. مرزهای «من» در آنها فراخ و گسترده است. به تعقیب خوشبختی نمی پردازند (سعادتمند،1376).
شخصیت سالم از دیدگاه یونگ :
به نظر یانگ، شخصیت انسان متشکل از سه نظام جداگانه، اما دارای روابط متقابل است. «من»، «ناهشیار شخصی» و «ناهشیار جمعی». هر چند این نظامها متفاوتند، می توانند بر یکدیگر تاثیر بگذارند.
ناهشیار جمعی، مهمترین رکن شخصیت است. «من» ذهن هوشیار است و همه ادراکها، خاطره ها، اندیشه ها و احساس هایی را در بر می گیرد که همواره بر آنها آگاهیم. ناهشیار شخصی به انبار یا مخزن مطالبی اطلاق می شود که دیگر هشیار نیست اما به آسانی می تواند به سطح هشیار بیابد.
انسان سالم از دیدگاه یونگ

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید