تصویرسازی ذهنی

دانلود پایان نامه

تفسیری منجر به فعالیت‌های رمزگذاری عمیق یا تفسیری می‌گردد، در حالی که تکرار نگهداری را می‌توان کم عمق تلقی کرد. تحقیقات حاکی از آن است که تکرار تفسیری برای یادآوری درازمدت، برتر از تکرار نگهداری است ولی در مقایسه با تکرار نگهداری گرایش چشمگیری به استفاده بیشتر از منابع شناختی فرد دارد (نقل از طالع زاده، 1391).

روش‌ها و راهکارهای راهبردهای تکرار خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: راهبرد های تکرار ویژه تکالیف ساده و راهبرد های تکرار ویژه تکالیف پیچیده (پرویز، 1384).
الف) روش‌ها و تاکتیک‌های تکرار ویژه تکالیف ساده و پایه
روش یادگیری موضوعات ساده و بی‌معنی روش طوطی‌وار است که به طور عمده بر تکرار یا مرور استوار است. با وجود اینکه غایت کسب علوم و دانش در تمام مقاطع و تمامی سنین، یادگیری مطالب معنی‌دار است با این حال یادگیرنده گاهی ناچار می‌شود برای رسیدن به این هدف، مقداری مطالب بی‌معنی را نیز حفظ کند. ولی حجم مطالب غیر معنی‌دار، در قیاس با مطالب معنی‌دار بسیار کم است و نباید در گسترش آنها افراط کرد. ما احتمالاً اعداد از صفر تا 9 را به صورت طوطی‌وار می‌آموزیم اما هیچ نیازی نیست اعداد از 10 به بالا را اینگونه یاد بگیریم زیرا با بهره گرفتن از اطلاعات مربوط به 10 عدد اول سلسله اعداد، معنی‌دار کردن اعداد بزرگ‌تر از 10 کار آسانی است.
به طور خلاصه راهبرد تکرار یا تمرین برای یادگیری موضوع‌های ساده شامل موارد یا تاکتیک‌های زیر است؛ گفتن یک مطلب برای خود با صدای بلند یا آهسته، تکرار اصطلاحات مهم و کلیدی با صدای بلند یا آهسته، مکررخوانی، مکررنویسی، استفاده از تدابیر یاد یار یا کمک حافظه مانند آهنگ، قافیه و تصاویر(پرویز، 1384).
راه‌های به یاد سپاری مطالب غیر معنی‌دار عبارتند از:
ـ بخش به بخش حفظ کردن: در این روش معنای زیادی از اطلاعات، مانند جدول ضرب یا جدول علائم عناصر شیمیایی به چند بخش تقسیم شده و این بخش ها به نوبت آموخته می‌شوند.
ـ تمرین پراکنده یا مطالعه با فاصله: در این روش یادگیرنده به جای اینکه سعی کند اطلاعات زیادی را حفظ کند، وقتش را تقسیم می‌کند و چندین بار این اطلاعات را مرور می کند.
ـ رعایت توالی مناسب مطالب: توالی مناسب یعنی اینکه مثلاً مطالب مشابه را به دنبال هم یاد نگیریم. این امر، از تداخل که یکی از عوامل عمده فراموشی، به ویژه در رابطه با یادگیری طوطی‌وار است جلوگیری می‌کند.
ـ پرآموزی: یعنی تکرار مطالب و یادگیری تا حد اشباع. برای این منظور، پس از اینکه یادگیرنده به حد دلخواه یادگیری یا عملکرد دست یافت باز هم برای مدت بیشتری به تمرین و تکرار ادامه می‌دهد. زمانی گفته می‌شود مهارتی به حد پرآموزی آموخته شده است که تمرین اضافی دیگر نتواند آن را بهبود ببخشد. علاوه بر اینکه معلوم شده پرآموزی از تداخل جلوگیری می‌کند، نشان داده شده است که موجب انتقال یادگیری نیز می‌شود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب) روش‌ها و تاکتیک‌های تکرار ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار
دسته دوم روش‌ها و راهکارهای راهبرد تکرار به تکالیف پیچیده و معنی‌دار مربوط می‌شود. این راهبردها به یادگیرنده کمک می‌کند تا توجه خود را به اندیشه‌های اصلی، نکات مهم و قسمت های عمده مطالب متمرکز سازد. برای مثال، زمانی که شخص نکات مهم یا ضروری یک مقاله را از یک مجله علمی با نوعی علامت‌گذاری، مثلاً خط کشیدن در زیر آنها یا حاشیه‌نویسی برجسته می‌سازد، یا اطلاعات مهم را از یک دفترچه راهنما کپی می‌کند، از راهبردهای پیچیده‌تر تکرار و مرور استفاده می‌کند. واینستاین و هیوم (1988) (به نقل از سیف 1390) می‌گویند «راهبردهای تکرار و مرور ویژه تکالیف پیچیده بر انتخاب اطلاعات مهم و تکرار آنها به منظور افزایش آشنایی، درک و حافظه تأکید می‌کنند».
به طور خلاصه راهبرد تکرار یا تمرین برای یادگیری موضوعات پیچیده و معنی‌دار شامل موارد یا تاکتیک‌های زیر است:
انتخاب نکات مهم و کلیدی، خط کشیدن در زیر مطالب، علامت‌گذاری و حاشیه‌نویسی، برجسته‌سازی قسمت‌هایی از یک کتاب درسی، رونویسی یا کپی کردن مطالب.
برجسته ساختن از روش‌هایی است که دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان از آنها بسیار استفاده می‌کنند. بدون این که آموزش مستقیمی در مورد بهترین راه‌های برجسته ساختن و خط کشیدن زیر مطالب، گذرانده باشند. از این جهت است که تعجب‌آور نیست که بسیاری از فراگیران از این راهبرد به گونه غلط استفاده می‌کنند (مصرآبادی، 1380). یک مشکل بسیار ساده و عمومی این است که فراگیران بیش از اندازه زیر مطالب خط می‌کشند و آنها را برجسته می‌سازند. بهتر است که این کار گزینشی باشد. در مطالعاتی که مقدار خط کشیدن زیر مطالب و برجسته ساختن محدود است یادگیری بیشتر خواهد بود (کیلن، 2000).
علاوه بر گزینشی بودن این کار، همچنین شما بایستی به طور فعال اطلاعات را به عبارت خودتان در آورید. هر زمان که قصد خط کشیدن زیر مطالب یادداشت برداری شده را دارید، تنها به کلمات کتاب یا سخنرانی اکتفا نکنید و نهایتاً این که دنبال الگوهای سازمان‌دهی مطالب بگردید و آنها را به عنوان راهنمای یادداشت‌برداری و خط کشیدن زیر مطالب مورد استفاده قرار بدهید (مصرآبادی، 1380).

استفاده محدود از برجسته ساختن و خط کشیدن به این علت مورد تأکید اکثر صاحب‌نظران است که خط کشیدن زیر اکثر مطالب و یا برجسته ساختن بیشتر قسمت‌های یک متن موجب می‌شود تمام این مطالب از لحاظ درجه اهمیت یکسان فرض شوند در حالی که هدف از این راهبرد متمایز ساختن نکات مهم است. برجسته ساختن و خط کشیدن بیشتر مطالب، نکات مهم و کم اهمیت را هم سطح می‌سازد (سیف، 1390).
2ـ3ـ1ـ2 ـ راهبرد بسط و گسترش معنایی
گرچه راهبردهای تکرار و مرور یادگیرندگان را در انتخاب و کسب اطلاعات و دانش‌های مورد نیاز کمک می‌کنند، اما اینها به تنهایی برای یادگیری مطالب، بویژه موضوعات معنی‌دار، کافی نیستند، دمبو (1994) در این باره گفته است: «راهبردهای تکرار و مرور نقش زیادی در یادگیری ایفا نمی‌کنند. آنها بر توجه و رمزگردانی اطلاعات در نظام خبرپردازی کمک می‌کنند اما یادگیرنده را در ساختن معنا از اطلاعات و ربط‌دادن اطلاعات جدید با آنچه قبلاً آموخته شده یاری نمی‌دهند. به همین علت است که راهبردهای تکرار و مرور برای انتقال درست اطلاعات به حافظه درازمدت کافی نیست» (نقل از مصرآبادی، 1380).
بنابراین یادگیرندگان به راهبردهای دیگری بجز تکرار و مرور نیاز دارند تا آنان را در ربط دادن اطلاعات تازه با اطلاعات قبلاً آموخته شده یاری دهند. راهبرد بسط یا گسترش معنایی به این منظور به کار می رود.
گسترش معنایی عبارت است از ایجاد ارتباط ذهنی بین مطالبی که باید آموخته شود با دانش موجود، یا افزایش درک و فهم به وسیله تغییر شیوه نگرشی به مطالب در ارتباط با دیگر مواد. به گفته وار و داوینگ (1995) راهبردهای بسط یا تفسیری راهبردهایی هستند که با خلق پیوندهایی، به مطالب حفظ کردنی معنا می‌بخشند. بسط دهی غالباً به صورت خود به خودی انجام می‌گیرد و هنگامی که با مطلبی درباره یک موضوع مواجه می‌شویم بلافاصله دانش قبلی‌مان یا طرحواره آن موضوع در ذهن ما فعال می‌شود.
ولفولک (1995) می‌گوید، مطالبی که بسط داده می‌شوند، در یادگیری اولیه سریعتر آموخته می‌شوند و دیرتر فراموش می‌شوند و نیز از آنجا که بسط موجب ارتباط‌هایی بین دانش جدید با دانش موجود می‌شود و با قطعه‌های زیادی از اطلاعات قبلی ارتباط و پیوند پیدا می‌کند، هنگام تلاش برای یادآوری، کلیدهای زیادی برای بازیابی در اختیار فرد قرار می‌دهد و لذا گسترش معنایی در تسهیل بازیابی مطالب نیز مؤثر است (مک کرمیک، 2003).
راهبردهای بسط، اطلاعاتی در مورد مجموعه‌ای از ارتباط‌هایی که از لحاظ بیرونی تعریف شده‌اند، ارائه می‌دهند. امکان اینکه بین بسط پیچیده و ساده تمایز قائل شویم وجود دارد. بسط ساده در مورد موضوعات ساده به کار می‌رود و ارتباط‌هایی را بین اجزاء در موضوعات یادگیری برقرار می‌کند. بسط پیچیده که در مورد موضوعات پیچیده به کار می‌رود ارتباطی را بین اطلاعات موجود در موضوعات و دانش قبلی برقرار می‌کند ( جانسن، 2002).
روش‌ها و تاکتیک‌های بسط و گسترش معنایی که هم برای تکالیف ساده و هم برای تکالیف پیچیده به کار می‌رود نیز خود دارای روش ها و تاکتیک های مختلفی می باشد:
الف) روش ها و تاکتیک‌های بسط و گسترش معنایی ویژه تکالیف ساده و پایه:
1 ـ استفاده از واسطه‌ها: یکی از راه‌های تبدیل مطالب غیرمعنی‌دار به مطالب معنی‌دار استفاده از واسطه یا میانجی‌هاست. از طریق واسطه‌ می‌توان بین مطالب و مواد غیر مرتبط، روابط معنی‌دار برقرار کرد. پژوهش‌های مربوط به یادگیری جفت‌های متداعی اثربخشی واسطه را به اثبات رسانیده است. در این نوع پژوهش به آزمودنی جفت‌های کلماتی مانند شانه ـ لیوان، پا ـ صندلی و چکش ـ ساعت داده می‌شود. به کلمات اول جفت‌ها محرک، و به دومین کلمات آنها پاسخ می‌گویند. آزمودنی باید با دیدن یا شنیدن کلمه اول (محرک)، به آن پاسخ بدهند (کلمه دوم را به یادآورد). در این نوع یادگیری برای معنی‌دار کردن جفت‌های کلمات، از طریق واسطه‌های ذهنی بین دو کلمه ارتباط برقرار می‌شود، مثلاً «شانه در لیوان است» یا «او پایش را بر روی صندلی گذاشت» (سیف، 1390).
2ـ تصویرسازی ذهنی : منظور از تصویرسازی ذهنی یعنی برقراری ارتباط معنی‌دار بین مطالب از طریق ایجاد یک رابطه ذهنی بین آنها است. واینساین و هیوم (1998) مثال زیر را برای آن ذکر کرده‌اند؛
«اگر بخواهید به خاطر بسپارید که گوجه فرنگی از میوه‌جات است، می‌توانید یک تصویر ذهنی برای خود بسازید، مثلاً یک ظرف پر از میوه‌های مختلف که گوجه‌فرنگی نیز در میان آنها است. یا اینکه مجسم کنید مشغول خوردن از داخل یک ظرف میوه هستید که در میان آنها گوجه فرهنگی نیز دیده می‌شود. این کار به شما کمک خواهد کرد تا به آنچه قصد یادگیریش را دارید معنی بدهید و آن را با اطلاعات قبلاً آموخته شده خود مربوط بسازید.» (نقل از سیف، 1390).
معمولاً اگر اطلاعات با بهره گرفتن از تصور کردن یا تصویر ذهنی حتی تصاویر غیرواقعی و عجیب و غریب همراه باشند بخوبی به حافظه سپرده می‌شوند و به راحتی هم یادآوری می‌شوند. شواهد حاکی از این است که کار کرد مربوط به توانایی رمزگردانی کلامی و بصری به طور جداگانه در دو نیمکره مغز صورت می‌گیرد. گفتار عمدتاً در نیمکره چپ و تصویرسازی در نیمکره راست مغز انسان سازمان داده می‌شوند. پس یک دستگاه دوگانه برای بازنمایی اطلاعات در مغز عمل می‌کند. دستگاه تصویرسازی ذهنی در پردازش اطلاعات عینی و فضایی بهتر عمل می‌کند و دستگاه کلامی در پردازش اطلاعات انتزاعی و زنجیره‌ای بهتر عمل می‌کند. این دو دستگاه کاملاً به هم مرتبط هستند و اگر بتوانیم مطالب کلامی را به صورت‌های تصویری و صورت‌های تصویری را به عنوان‌های کلامی پیوند دهیم، معمولاً بهتر می‌توانیم اطلاعات را بازیابی کنیم.
استفاده از واژه‌های عینی و محسوس به تصویرسازی ذهنی کمک می‌کند. پاویو (1969) به این فرضیه را مطرح ساخت که واژه‌هایی چون اسب و خانه هم رمزهای ادراکی و هم رمزهای کلامی تولید می‌کند از این رو یادگیری واژه‌های عینی و اسم‌های ذات ساده‌تر است (نقل از مصرآبادی 1380).
3ـ روش مکان‌ها: یکی دیگر از راه‌های بسط معنایی روش مکان‌ها نام دارد. روش مکان‌ها یک روش قدیمی برای حفظ کردن اطلاعات است. یادگیرنده هنگام یادگیری و یادآوری مطالب، مکان اشیاء را در ذهن خود مجسم می‌کند. برای استفاده از این روش، یادگیرنده ابتدا به ترتیب، موقعیت یا مکان اشیاء را می‌آموزد؛ یعنی نقشه آنها را به خاطر می‌سپارد، و به هنگام یادآوری، با طی این مراحل ذهنی به ترتیب آنها را به یاد می‌آورد (سیف، 1390).
پژوهش‌هایی که در مورد روش مکان‌ها انجام گرفته نشان می‌دهد که این روش در به خاطر سپاری گستره وسیعی از اطلاعات مفید است. تصویر ذهنی و روش مکان‌ها به دو دلیل اثربخش هستند: اول این که آنها فراگیران را به سازمان‌دهی اطلاعات جدید وا می‌دارند. دوم این که آنها را به گسترش ذهنی اطلاعات جدید تشویق می‌کنند.
4ـ روش سرواژه‌ها: این روش نسبت به روش های یادیار دیگر به میزان بیشتری به کار گرفته می شود. اگر لازم باشد اطلاعاتی برای مدت‌طولانی به خاطر سپرده شود، استفاده از روش سر واژه‌ها یکی بهترین راه‌هاست. سر واژه‌ها یک نوع خلاصه‌نویسی است، سر واژه به واژه یا کلمه‌ای گفته می‌شود که از ترکیب حروف اول تعدادی واژه دیگر بوجود می‌آید، مانند نهاجا که از حروف اول «نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران» درست شده است (قلاوندی، 1393).
5ـ روش کلمه کلید: روش کلمه کلید یا کلید واژه یکی از قوی‌ترین و پرکاربردترین روش‌های یادگیری لغات خارجی است. این روش از دو مرحله تشکیل شده است، در ابتدا باید کلمه از واژگانی که یادگیرنده با آن آشنایی دارد انتخاب شود به نحوی صدایش یا بخشی از صدایش شبیه کلمه‌ای باشد که قصد یادگیری آن را داریم، البته بهتر است از واژگان عینی و غیرانتزاعی استفاده شود. سپس به وسیله یک تصویر ذهنی یا جمله، بین این دو کلمه تداعی ایجاد شود. بعنوان مثال فرض کنید می‌خواهید کلمه انگلیسی bill (به معنی قبض آب، برق، و امثال آن) را بیاموزید. با بهره گرفتن از روش کلمه کلید، به شما گفته می‌شود که یک کلمه در زبان فارسی پیدا کنید که کلمه فارسی بیل کشاورزی باشد. سپس شما یک بیل را که قبض بر روی آن قرار دارد مجسم می‌کنید و می‌گوئید معنی آن کلمه قبض است (سیف، 1390).
تا به حال تحقیقات فراوانی درباره روش کلید واژه انجام گرفته است. به طور کلی نتایج آن به فراگیران همه سنین، و در مورد چند زبان مختلف مثبت بوده است . همچنین این روش در بهبود یادگیری دانش آموزانی که کمی عقب مانده و از نظر یادگیری ناتوان بوده‌اند به صورت چشمگیر مؤثر بوده است. به علاوه، این روش ابزار مؤثری برای تقویت حافظه مربوط به مطالب غیر از واژگان است.
ب) روش‌ها و تاکتیک‌های راهبرد گسترش معنایی ویژه تکالیف پیچیده و معنی‌دار
الف: یادداشت برداری: منظور از یادداشت‌ برداری انتخاب و ثبت نکات مهم و کلیدی یک مطلب شنیداری، از جمله توضیحات شفاهی معلم هنگام آموزش دادن، به گونه‌ای که بعداً و در سر فرصت بتوان مطالب یادداشت‌برداری شده را مرور و بازنگری کرد. در صورتی می‌توان یادداشت‌برداری را در ردیف راهبردهای گسترش معنایی قرارداد که به یادگیرنده کمک کند تا اطلاعات جدید را سازمان دهد و بین آنها و دانش موجود خود پیوند برقرار نماید. آرندرز(1998) می‌گوید در یادداشت‌برداری باید تنها نکات مهم و کلیدی ثبت شوند، آن هم خلاصه و به زبان خود یادگیرنده. دمبو (1994) یادداشت‌ها را در صورتی مفید دانسته که همراه با توضیح و تفسیرهای خود یادگیرنده باشد. او این گونه یادداشت‌برداری را یادداشت‌سازی نامیده و درباره آن گفته است «به زبان خود یادداشت‌های مختصر بردارید به گونه‌ای که در آن نکات مهم خلاصه شوند و سازمان یابند و برای شما معنی‌دار باشند» (سیف، 1390).
یادداشت‌برداری شامل چندین مهارت مهم پردازش اطلاعات است و توجه دانش‌آموزان را به مطالب جلب و ترغیب می‌کند. زیرا اگر قصد نوشتن مطلب را داشته باشند بایستی به آنها توجه کنند. همچنین یادداشت‌برداری دانش‌آموزان را ترغیب می‌کند که اطلاعات را بسط دهند، یعنی دانش‌آموزان می‌توانند تفکرات و اندیشه‌های خود را به نوشته‌هایشان اضافه کنند. در نهایت دانش‌آموزان را به سازمان‌دهی اطلاعات ترغیب می‌کند و آنها می‌توانند چگونگی ارتباط مفاهیم و ایده‌ها را با یکدیگر جستجو کنند. اینها امتیازات بسیار مهمی هستند و معلمان بایستی دانش‌آموزان را ترغیب کنند که از یادداشت‌برداری استفاده کنند (سیف، 1390).
ب: قیاس‌گری: در قیاس‌گری، یادگیرنده با بهره گرفتن از شباهت بین امور مختلف یاد می‌گیرد. به عنوان مثال، کار قلب را با یک تلمبه قیاس می‌کند و از شباهت بین این دو استفاده می‌کند و به یادگیری ویژگی‌های قلب می‌پردازد. یک نمونه از کاربرد راهبرد

  دانلود پایان نامه روانشناسی : بازداری رفتاری

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید